New Page 1  New Page 1 دعاى روز دوشنبه:   اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يُشْهِدْ اَحَداً حينَ فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ وَ لاَاتَّخَذَ مُعيناً حينَ بَرَءَ النَّسَماتِ لَمْ يُشارَكْ فِى الاِْلهِيَّةِ وَ لَمْ يُظاهَرْ فِى الْوَحْدانِيَّةِ كَلَّتِ الاَْلْسُنُ عَنْ غايَةِ صِفَتِهِ وَ الْعُقُولُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ وَ تَواضَعَتِ الْجَبابِرَةُ لِهَيْبَتِهِ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِخَشْيَتِهِ وَ انْقادَ كُلُّ عَظيمٍ لِعَظَمَتِهِ فَلَكَ الْحَمْدُ مُتَواتِراً مُتَّسِقاً وَ مُتَوالِياً مُسْتَوْسِقاً [ثِقاً] وَصَلَواتُهُ عَلى رَسُولِهِ اَبَداً وَ سَلامُهُ داَّئِماً سَرْمَداً اَللّهُمَّ اجْعَلْ اَوَّلَ يَوْمى هذا صَلاحاً وَ اَوْسَطَهُ فَلاحاً وَ آخِرَهُ نَجاحاً وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ يَوْمٍ اوَّلُهُ فَزَعٌ وَ اَوسَطُهُ جَزَعٌ وَ آخِرُهُ وَجَعٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ وَ كُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ وَ كُلِّ عَهْدٍ عاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ اَفِ بِهِ وَ اَسْئَلُكَ فى مَظالِمِ عِبادِكَ عِنْدى فَاَيَّما عَبْدٍ مِنْ عَبيدِكَ اَوْ اَمَةٍ مِنْ اِماَّئِكَ كانَتْ لَهُ قِبَلى مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُها اِيّاهُ فى نَفْسِهِ اَوْ فى عِرْضِهِ اَوْ فى مالِهِ اَوْ فى اَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ اَوْ غيبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِها اَوْ تَحامُلٌ عَلَيْهِ بِمَيْلٍ اَوْ هَوىً اَوْ اَنَفَةٍ اَوْ حَمِيَّةٍ اَوْ رِياَّءٍ اَوْ عَصَبِيَّةٍ غاَّئِباً كانَ اَوْ شاهِداً وَ حَيّاً كانَ اَوْ مَيِّتاً فَقَصُرَتْ يَدى وَضاقَ وُسْعى عَنْ رَدِّها اِلَيْهِ وَ الْتَحَلُّلِ مِنْهُ فَاَسْئَلُكَ يا مَنْ يَمْلِكُ الْحاجاتِ وَهِىَ مُسْتَجيبَةٌ لِمَشِيَّتِهِ وَ مُسْرِعَةٌ اِلى اِرادَتِهِ اَنْ تُصَلِىَّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُرْضِيَهُ عَنّى بِما شِئْتَ وَ تَهَبَ لى مِنْ عِنْدِكَ رَحْمَةً اِنَّهُ لا تَنْقُصُكَ الْمَغْفِرَةُ وَ لا تَضُرُّكَ الْمَوْهِبَةُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ اَوْلِنى فى كُلِّ يَوْمِ اثْنَيْنِ نِعْمَتَيْنِ مِنْكَ ثِنْتَيْنِ سَعادَةً فى اَوَّلِهِ بِطاعَتِكَ وَ نِعْمَةً فى اخِرِهِ بِمَغْفِرَتِكَ يا مَنْ هُوَ الاِْلهُ وَ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِواهُ.

 


بیانات مهم آیت الله گرامی در پاسخ به اظهارات موهن امام جمعه مکه
 

اشاره: چندی پیش «صالح آل طالب» امام جمعه مسجدالحرام، در ضمن یکی از خطبه هایش با نشر اکاذیب و ایراد تهمت، شیعیان را مورد اهانت قرار داد. سخنان وی آنقدر بی پایه و زننده بود که خودش مجبور به کوتاه کردن سخن و پایان دادن غیرمنتظره خطبه گردید.



آنچه در پی می آید گفتاری از «آیت الله محمد علی گرامی» استاد عالی حوزه علمیه قم است که در گفتگو با خبرگزاری ابنا و در واکنش به اظهارات وی بیان نموده است:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین

همانطور که استحضار دارید بین 2 تا 3 هفته پیش امام جمعه مکه در حین ایراد خطبه های نماز جمعه، در خطبه اول مفصلاً درود بر پیغمبر (ص) و اهل بیت (ع) فرستاده - که البته در اولین جمله اش اهل بیت (ع) را ندارد و وقتی نام پیغمبر (ص) را می برد همان صلی الله علیه و سلم را می خواند و آله را نمی گوید - اما دنبالش دارد که ذریه پیغمبر (ص) اشرف ذریه ها است. آنگاه روایاتی را در حمایت و بزرگداشت اهل بیت (ع) و حتی در باره مولا علی (ع) و حضرت زهرا (س) نقل می کند و آنگاه مفصلا به ایرانیها و به اصطلاح فارسی ها حمله می کند که اینها با نام اهل بیت (ع) دارند تجارت می کنند و با عنوان علاقه به اهل بیت (ع) به صحابه وغیره توهین می کنند که خود اهل بیت (ع) از اینها بیزارند. بعد هم وقتی می خواهد اهل بیت را توضیح بدهد می گوید: اینقدر ما در مکه و در حجاز اهل بیت داریم و مرادش از اهل بیت سادات هستند. اینها خلاصه کلام او است. من احساس کردم که مطالب او را باید جمله به جمله بررسی کنم:

1. اولین مطلبی که می خواهم بگویم این که او از صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل می کند که پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «فاطمة بضعة منی من اغضبها اغضبنی»( [1] ) یا در روایت دیگری بیان می کند که در صحیح بخاری و مسلم دارد که پیغمبر (ص) فرمود: «فاطمة بضعة منی یریبنی من ارابها و یؤذینی من اذاها = هر کس او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است و هرکس او را غضبناک و خشمگین کند مرا غضبناک و خشمگین کرده است».

اولین مطلبی که ما در اینجا داریم که اگر شما اعتقاد به این حدیث دارید بگوئید که آیا حضرت زهرا (س) وقتی از دنیا می رفت از صحابه راضی بود یا غضبناک و این که بر چه کسانی غضبناک بود؟ بگوئید ببینیم که قبر حضرت زهراء (س) کجا است و چرا قبر یگانه دختر پیغمبر (ص) که نسلش از او است، مخفی است؟ این جزو قطعیات است که حضرت فاطمه زهرا (س) عصبانی و ناراحت بود و بر حکومت وقت غضبناک بود. فدک را که پیغمبر (ص) به او بخشیده بود، از او گرفته و غصب کرده بودند و او را مضروب و مجروح ساختند. تهدید به آتش زدن خانه اش کردند و یا به اعتقاد ما خانه را آتش زدند. حالا فرض کنیم که خانه را آتش نزده باشند فقط تهدید به آتش زدن کرده باشند که این در کتابهای خودتان هست از جمله در کتاب الامامة و السیاسة از «ابن قتیبه دینوری» آمده که خلیفه دوم آمد جلوی در خانه علی (ع) و گفت: «علی بیرون بیاید وگرنه خانه را – با هر که در آن است – آتش می زنم». فاطمه زهراء (س) فریاد زد: «در این خانه حسن و حسین هستند». گفت: «آنها هم که باشند خانه را آتش می زنم». آیا خود این سخن توهین به فاطمه زهراء (س) نیست؟ آیا حضرت زهرا (س) از این توهین راضی بوده است؟ پس او عصبانی و غضبناک بوده. سؤال ما این است که او برچه کسی غضبناک بود؟ جز بر ایادی حکومت و خود حکومت و شخص حاکم؟ شما چرا از کنار اینها کورکورانه رد می شوید؟ خودتان نقل می کنید و معنای آن را نمی فهمید؟ چرا باید آدم چشمش را بر حقائق ببندد؟

اواخر عمر حضرت زهرا (س) حتی دو خلیفه، اول آمدند و حضرت امیر (ع) را واسطه کردند برای ملاقات. حضرت زهرا (س) نمی پذیرفت. حضرت علی (ع) که واسطه شدند پذیرفت و گفت: «خانه، خانه شما است هرچه شما بفرمائید». بالاخره پرده زدند. آن دو آن سوی پرده نشستند و حضرت زهراء (س) همین روایتی را که در صحیحین است بر آنها خواند و از آنها اقرار گرفت بر این که پیغمبر (ص) این را فرموده است. بعد هم دست به سمت آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! تو شاهد باش که من از اینها ناراضی ام». چطور شما این مطالب را نقل می کنید و متوجه نیستید که چه می گویید؟

2. مطلب دوم این که او نقل می کند که پیغمبر (ص) به حضرت امیر (ع) فرمود: «انت منی و انا منک». پس علی (ع) بخشی از جان و تن پیغمبر (ص) است. پس گویا خود پیغمبر (ص) پس از رحلت خود نیز در جامعه حضور دارد. چرا علی (ع) را خانه نشین کردید؟ کدام مجوزی داشتید که کلام پیغمبر (ص) را زیر پا بگذارید؟ حالا بر اساس همین حدیثی که خودتان نقل می کنید اینگونه است و در حدیث دیگری در مورد حضرت امام حسن (ع) فرمود: «ان ابنی هذا سید و لعل الله ان یصلح به بین فئتین عظیمتین». باز در روایتی که بخاری و دیگران نقل می کنند فرمود: «اللهم انی احبه فاحبه و احب من یحبه = خدایا! من حسن را دوست می دارم تو هم او را دوست بدار و دوست بدار کسی را که او را دوست بدارد». آیا «معاویه» دوست امام حسن (ع) بود؟ یا به او ظلم کرد؟ معاویه را چه کسی سر کار گذاشته بود؟ شما آیا معاویه را لعنت می کنید که حسن بن علی (ع) را آزار داد و به جنگ او آمد؟ راجع به خود علی ابن ابیطالب (ع) اگر قبول دارید که جزئی از وجود پیغمبر (ص) است، پس چطور معاویه را احترام می کنید که با علی (ع) جنگید؟ بگذریم از کسانی مانند غزالی که حتی «یزید» را هم لعنت نمی کنند. می گویند که لعن یزید اشکال شرعی دارد!

3. می گوید که در صحیح مسلم و صحیح بخاری آمده که پیغمبر (ص) به اصحابش فرمود که اینگونه صلوات بفرستید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و ازواجه و ذریته کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم و بارک علی محمد و ازواجه و ذریته کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم» و در حدیث دیگر آمده است که «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد و بارک علی محمد و علی آل محمد» بعد جمع این دو حدیث، "آل" را در حدیث اول توضیح می دهد که "آل" به معنی ازواج و ذریه است.

اینها از طرفی می بینند که دستور صریح است که در نماز در حال تشهد باید بر ال پیغمبر (ص) هم صلوات بفرستند. می بینند که پس آل پیغمبر (ص) احترام دارد. بعد مانده اند که چکار کننند تا با وجود این جایگاه و موقعیت، اهل بیت (ع) را خانه نشین کنند؟ آمدند راجع به تفسیر آل بحث کردند. گفتند که مراد از آل پیغمبر (ص) فقط به معنی اولاد پیغمبر نیست که شما شیعیان می گویید. همسران پیغمبر (ص) هم مراد است. نسل پیغمبر (ص) یعنی هر چه سید است از این قبیل است و لو او «ملک حسین» پادشاه اردن باشد.

خوب، پس پیغمبر (ص) بر ازواج خودش صلوات می فرستاد و به مردم می گفت بر زنان من صلوات بفرستید! ایا «عائشه» یکی از ازواج نیست؟ آیا «حفصه» یکی از ازواج نیست که صریحا قرآن کریم در سوره تحریم به هر دوی آنها تاخته است؟ اینقدر پیغمبر (ص) را اذیت کردند که خداوند به آنها فرمود: « إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ ( [2] )

ترجمه: اگر شما (همسران پيامبر) از كار خود توبه كنيد (به نفع شماست، زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد، (كارى از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند».

پس آیا این نظری که شما می گویید معقول است؟ آیا درست است افرادی مورد این خطاب قرار گرفته اند جزو کسانی باشند که مسلمانان به همه اینها باید درود بفرستند؟

معنا ندارد، چون از طرفی تعریف می کنید از علی (ع) و از طرفی می گویید که صلوات بفرستید به عائشه! مگر عائشه نبود که جنگ جمل را علیه علی (ع) به راه انداخت؟ آخر عقلتان کجا است؟ واقعاً عجیب است.

مطلبی را او نقل می کند در قسمتی از تحقیقاتش که «احمد بن حنبل» در فضائل آل البیت (ع) روایاتی نقل کرده است؛ از جمله در یک روایت پیغمبر (ص) خطاب به عمویش عباس می فرماید: «والله لا یدخل قلب مسلم ایمان حتی یحبکم لله و لقرابتی = مؤمن اگر بنا است مؤمن باشد حتما شما نزدیکان من (پیغمبر(ص) ) را باید به خاطر خدا و خویشاوندی من دوست بدارد». (پس به گفته امام جمعه مکه) طبق این روایت، آل می شود خویشان پیغمبر (ص) آن گونه که از احمد بن حنبل نقل می کند. در حالی که در بین پیروان مهم ابن حنبل افرادی از جمله «ابن قدامه» هم وجود دارند که در کتاب مغنی – که مهمترین کتاب فقهی حنابله به شمار می رود – تصریح می کند که آل ، اتباع و پیروان پیغمبر (ص) می باشند ونه ذریه و نسل پیغمبر (ص) .

حالا این را چطور می توان توجیه کرد؟ یکی می گوید مطلق خویشان و دیگری می گوید پیروان؟ کدم حرف صحیح است؟

واقعیت این است که آل به معنای اهل بیت است ولی نه حتی زنان پیغمبر (ص) ، چون زن از قبیله دیگری است که به این قبیله وارد شده است خویش نسبی نیست بلکه خویش سببی است؛ ازاین بالاتر، باید بگوئیم که حتی برخی نزدیکان و خویشان نسبی و ذریه پیغمبر (ص) مشمول این حکم نیستند. آنهایی که با پیغمبر (ص) به مقابله برخاستند مگر می شود که بگوییم بر آنها باید صلوات فرستاد. یکی از کسانی که خویشاوند پیغمبر (ص) است (و نزدیکتر از زنان آن حضرت به لحاظ خویشاوندی) ابولهب عموی پیغمبر (ص) است. اما می بینیم که صریح قرآن به او بد گفته است: « تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ( [3] ) = بريده باد هر دو دست ابولهب (و مرگ بر او باد)!».

حالا وقتی می گویید اللهم صل علی محمد و آل محمد و تصریح هم می کنید که آل به معنی خویشان است آیا ما باید به ابی لهب هم صلوات بفرستیم!؟ عقلتان به کجا رفته است؟ عجیب است واقعاً.

بعضی از اینها می گویند که مراد از اهل البیت در آیه تطهیر « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»( [4] ) = خداوند اراده کرده است که پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.» زنان پیغمبر هستند. همانطور که گفتیم برخی از زنان پیغمبر (ص) همانهایی هستند که آن آیات درباره شان نازل گردید. ایا اینها کاملاً پاک بودند؟ البته که آنها از نظر ما از فساد کا ملا پاک بودند و آنها را ما متهم به فساد نکرده ایم و نمی کنیم، ولی آیا آنها در امر حکومت مسلمانان را دچار اختلاف و تشتت نکردند؟ و آن همه مسلمانان که در جنگ جمل کشته شدند سبب آن چه کسانی بودند؟ با این حال آیا همه اینها مشمول "یطهرکم تطهیرا" هستند؟

اهل بیت یعنی خویشان، نزدیکان و فرزندان پیغمبر (ص) آنهایی که در مسیر پیغمبر (ص) باشند؛ نه دشمن پیغمبر (ص) و لو عموی آن حضرت باشد. عقل هر کسی این را درک می کند. بنابراین آل پیغمبر (ص) یعنی علی و زهرا و حسن و حسین و فرزندان اینها (ع) که امامان معصوم هستند.

4. خطیب مکه می گوید: پیغمبر (ص) نسبت به اهل بیت اظهار علاقه می کرد و آل پیغمبر (ص) اهمیت زیادی دارند. در این خصوص چند مطلب وجود دارد:

یکی این که در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است که ابوبکر به علی بن ابیطالب (ع) گفت: «والذی نفسی بیده لقرابة رسول الله احب اِلَیَّ من ان آخذ من قرابتی = به خدا قسم دوست دارم به خویشان پیغمبر (ص) بیشتر از خویشان خودم رسیدگی کنم».

خوب حالا از ابوبکر می پرسیم که چه رسیدگی به خویشان پیغمبر (ص) کردی؟ چه خدمتی به علی و فاطمه کردی، جز این که حکومت را که حق آنها بود از آنها گرفتی، فدک را از آنها گرفتی، آنها را در فشار اقتصادی قرار دادی؟

در صحیح بخاری از «عبدالله بن عمر» نقل می کند که ابوبکر گفت: «ارتقبوا محمدا فی اهل بیته = مراقبت کنید از پیغمبر (ص) در اهل بیتش». شما چه مراقبتی کردید از پیغمبر (ص) در خاندانش؟ فدک را چه کسی گرفت از فاطمه زهرا (س) به بهانه این که پیغمبر (ص) ارث نمی گذارد، پس چطور داوود علی نبینا و آله و علیه السلام برای سلیمان ارث گذاشت در حالی که پیغمبر بود « وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ = و حضرت سليمان وارث حضرت داود شد». این همه آیه راجع به ارث داریم کجا داریم که "الا الانبیاء"؟ چه کسی این کار ها را کرد که شما کردید؟ چرا اینقدر تأیید ظلم می کنید؟ رؤسای شما ظلم کردند چرا اینقدر به دنبال آن ظلم می روید؟ قدری به خود بیائید و به فکر قیامت باشید، از خدا بترسید.

5. او می گوید عمر وقتی دفتر دیوان را می گشود، اول از همه به امور اهل بیت (ع) رسیدگی می کرد. سؤال این است که منظورتان از اهل پیغمبر کیانند؟ آیا فاطمه زهراء (س)جزو اهل پیامبر (ص) نبوده است؟ آیا امام حسن و امام حسین (ع) نبودند؟ کجا دارد که او به اینها حقی داده باشد؟

6. بعد در مطلب دیگری می گوید: «عمر استسقی بالعباس = عمر به وسیله عباس، عموی پیامبر از خداوند طلب باران کرد». این یک روایت است که در صحیح بخاری و کتب دیگر هم نقل شده است. پس این روایت در واقع یک عقیده از عقاید وهابیه را باطل می کند و توسل برای گرفتن حاجت را اثبات می کند و معلوم می شود که می توان کسانی را در بارگاه الهی واسطه کرد و حاجت گرفت. پس اینقدر مخالفت با شیعه چرا؟ چرا می گویید که شیعه بی دلیل به اهل بیت و آل پیغمبر توسل می کند و حاجت می خواهد؟ سؤال این است که آیا فرزندان پیامبر مهمترند یا عباس عموی پیغمبر (ص)؟ اینها امامان معصومند، خود پیغمبر (ص) بعد از خودش علی را برای خلافت نصب کرده است. می گوید که: «کل ذلک فی صحیح البخاری وغیره» که : عمر استسقی بالعباس = به واسطه عباس از بارگاه خداوند طلب باران کرد یعنی به آبروی عباس از خداوند حاجت خواست. خوب ما هم به آبروی فرزندان پیغمبر (ص) از خداوند حاجت می خواهیم . پس چرا شیعه را تکفیر می کنید و می گویید که ما چرا از اینها حاجت می خواهیم؟ خود عمر چرا در خانه خدا به وسیله عباس حاجت خواست؟

خود من در مکه از کنار مسجد الحرام در حال عبور بودم که شنیدم که خطیب سعودی می گفت: «اینهایی که می گویند یا حسین، یا زینب، اینها مشرک و کافرند!». اگر اینگونه است پس عمر اولین مشرک و کافر است که "استسقی بالعباس" مگر ما بیش از این می گوییم ؟ آیا ما می گوییم که یا حسین یا زینب شما خدایید؟ خودتان فلان حاجت مرا بدهید. می گوییم یا زینب یا حسین تو از خدا بخواه یعنی همان کاری که عمر کرده است.

7. می گوید: «ما در مکه روش عدل و عدالت داریم و به دنبال سنت پیغمبر و آل پیغمبر (ص) رفتیم و با روش اعتدال از سنت آل البیت پیروی می کنیم و به این سنت تمسک داریم و هیچ کس بهتر از مملکت سعودی و اهالی این کشور تابع روش پیغمبر و آل پیغمبر (ص) نیست» و اضافه می کند: «امام مجدد محمد ابن عبدالوهاب – که رئیس وهابیه است – می گوید که آل پیغمبر (ص) حقی دارند که هیچ کسی در این حق با اینها شریک نیست و سایر قریش نیز با اینها در این حق شریک نیستند و خداوند بر مردم حقوقی برای آل پیغمبر (ص) تعیین کرده است و جائز نیست هیچ مسلمانی حق آنها را از بین ببرد». سپس می گوید: «ما همه حق اهل پیغمبر (ص) را قبول داریم الا ادعای الوهیت، و اگر کسی در بین اهل البیت ادعای خدایی کند ما او را قبول نداریم». خوب این چیزی است که ما هم می گوییم. ما می گوییم پیرو پیغمبر (ص) و اهل بیت هستیم. او می گوید ما پیرو اهل بیت هستیم ما هم می گوییم پیرو اهل بیت هستیم. ما هم روایت داریم که «نزلونا عن الربوبیة و قولو فینا ما شئتم = ما را خدا ندانید و هر چه می خواهید درحق ما بگویید». [5] او هم می گوید: «ما فضائل اهل بیت علیہ السلام را قبول داریم الا ادعای ربوبیت و خدائی». پس هر دو یک ادعا می کنیم ولی باید در عمل ببینیم که شاهد آن کدام است؟

اگر شما تابع اهل البیت هستید آیا امام جعفر صادق (ع) مانند شما وضو می گرفت؟ آیا مثل شما نماز می خواند؟ آیا امام جعفر صادق (ع) مانند شما منی خشک شده را پاک می دانست؟ آیا امام صادق (ع) ازاله نجاست را بدون استفاده از آب درست می دانست؟ آیا حضرتش در حج طواف نساء نمی کرد؟ آیانماز را حتما در پنج وعده می خواند و آیا گاهی دو نماز را جمع نمی کرد که نماز ظهر و عصر را با هم بخوانند؟ آیا سه طلاقه کردن زن در یک مجلس را قبول می کرد و جائز می دانست؟ شما کجای احکامتان به احکام اهل بیت پیغمبر (ص) شباهت دارد؟ آیا امام حسین (ع) جزء اهل بیت پیغمبر (ص) نیست که اتباع شما می خواستند مرقد منور ایشان را در کربلا تخریب کنند؟ این همه کشتاری که در عراق جریان دارد پشت سر آنها کیانند؟ چه کسانی بودند آنهایی که حرم عسکریین (ع) را در سامرّا تخریب کردند؟ آیا آنها از وهابیه نبودند؟ آیا اتباع سعودی نبودند که برخی از آنها در عراق گرفتار شدند؟ ادعای بی دلیل و بی مدرک خیلی خجالت آور است.

سپس این شخص به ایرانی ها حمله می کند که اینها تحت شعار محبت و نصرت اهل بیت (ع) می آیند و اهل بیت (ع) را خشمگین می کنند و اساس دین و معالم دین را تغییر می دهند و نزاع و اختلاف ایجاد می کنند و به تبع بعضی از علمای خود حقیقت را عوض می کنند! او بعد از این آیه شریفه را می آورد که «اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ(=(آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند» [6] و اینها (یعنی شیعیان) مشاهد و مقابر را تعظیم و مساجد را تعطیل می کنند.»

ما هم باید به اینها بگوییم : «ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المیعاد فکونوا احراراً فی دنیاکم = اگر دین ندارید، از روز قیامت نمی ترسید لا اقل آزاد مرد باشید». [7] آیا این مساجد ما پر نیست؟ نمازهای جمعه ما را نمی بینید؟ نمازهای جماعت ما را نمی بینید که چه خبر است؟ پس چرا می گویید ما مساجدمان را تعطیل کرده ایم؟ نمی بینید اینهمه مساجد را با بناها و ساختمانهای عظیم و جمعیت های فراوان؟ جمعیت مساجد محل شما اتفاقا اینقدر خلوت است. در عربستان سعودی مسجد شلوغ، مسجد النبی (ص) و مسجدالحرام است. مساجد دیگر شلوغی ندارد. خلوت است. در این دو مسجد هم بیشتر، زوار و حجاج هستند، البته مردم بومی هم هستند، نمی گوییم نیستند ولی بیشتر زوارند. از کجا می گویید که ما مساجد را تعطیل کرده ایم؟ مساجد ما پرجمعیت است. ما اینهمه مساجد جامع در هر شهر داریم و این همه نماز های جماعت؛ آیا شما نمی بینید؟ البته به فرزندان پیغمبر (ص) هم احترام می گذاریم. شما خودتان می گویید که بچه های پیغمبر (ص) احترام دارند. ولی آیا امام حسین (ع) و عسکریین (ع) بچه پیغمبر (ص) نیستند؟

8. او همچنین می گوید که دو مطلب دیگر را هم در اینجا به شما می گوییم. مطلب اول این است که اهل بیتی که مسَلََّماً جزء اهل بیت هستند در حجاز زیادند و آنها حرفهای شیعیان را قبول ندارند. می پرسیم که آیا منظورتان از آل البیت، سید است؟ آیا هر سیدی از آل بیت است؟ خوب، ملک حسین که سید است و منکر ولایت علی بن ابی طالب (ع)، و شما که برای حضرت علی (ع) اینقدر احترام قائلید، این هم جزو آل البیت است؟

به نظر صحیح، اهل بیت آن دسته از فرزندان پیغمبر (ص) هستند که عصمت دارند؛ نه هر کسی که مثلاً سید باشد و اگر خدا را هم منکر باشد، از آل البیت باشد! اگر شما میزان را در اهل البیت و آل البیت صرف نسل و ذریه پیغمبر (ص)، می دانید، که باید بر آنها صلوات فرستاد. آیا سید از نسل پیغمبر (ص) نمی تواند کمونیست باشد؟ منکر خدا باشد؟ آیا همه فرزندان پیغمبر (ص) - که سید هستند و قبول داریم که در آنجا هم هستند ولی در ایران به مراتب بیشترند - صالح و متدین هستند؟ آیا اهل فساد در بین آنها پیدا نمی شود؟ مگر جبر است و آنها مجبورند که حتما صالح باشند؟! الی ما شاء الله هستند ساداتی که سالم و صالح نیستند. اینها که آل پیغمبر (ص) نیستند. آیا اینها نمی فهمند که ممکن است کسی بچه پیغمبر (ص) باشد ولی منکر خدا باشدیا در وجود خدا شک و تردید داشته باشد؟ یا بر امام معصوم (ع) خروج کند؟ ما که بر اینها صلوات نمی فرستیم.

مطلب دیگر این که می گوید: «در عین این که ما اینقدر به آل پیغمبر (ص) احترام می گذاریم، ولی کسانی هستند "نه عرب هستند و نه از نسل عرب"( [8] ) هستند، به نام آل البیت کارهایی می کنند که خود صاحب البیت آن را قبول ندارد و خلاف شریعت است».

سؤال ما این است که مگر ما چکار می کنیم و چه کرده ایم که صاحب البیت آن را قبول ندارد؟ آیا در این که درست وضو می گیریم، خلاف کردیم؟ آیا حتما باید مثل شما وضو بگیریم؟ و یا در نماز اگر ما مثل شما تکبیر نگفتیم (و بسمله را از حمد حذف نکردیم) و دست روی دست نگذاشتیم – که این کار را خلیفه دوم از دهقانان و روستاییان ایرانی یاد گرفت و رواج داد – مرتکب خلاف شدیم؟ یا در اذانمان اگر الصلوة خیرٌ من النوم نمی گوئیم – که همه شما قبول دارید که در زمان پیغمبر (ص) هیچکس این عبارت را نمی گفت — خلاف کردیم؟

در روایات صریح نقل شده توسط محدثان اهل تسنن آمده است که مؤذن عمر را برای نماز صدا کرد. او خواب بود. مؤذن گفت: الصلوة خیر من النوم . او خوشش آمد و گفت این را در اذان بگویید!. آیا از این نظر ما بر خلاف اسلام عمل کردیه ایم که به دنبال پیغمبر (ص) هستیم و به دنبال دیگران نیستیم؟ تا کی می خواهید پا روی حقیقت بگذارید؟ چرا می خواهید جهنم بروید؟ این همه آیات قرآن از آتش سوزان جهنم حکایت دارد. خودتان را از آتش جهنم بر حذر بدارید. شما انسان هستید از نظر اصل اسلام با ما در یک مکتب هستید واقعاً دوست نداریم که در آتش جهنم بسوزید و دوست داریم که در مسیر حقیقت گام بردارید.

حالا حکومت علی (ع) را گرفتید و بردید ولی به هر حال پیغمبر (ص) فرموده که: « انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا کتاب الله و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض" من در میان شما دو چیز گرانبها به امانت می گذارم که اگر به آن دو تمسک جویید هرگز گمراه نمی شوید کتاب خدا (قرآن) و عترت و اهل بیت خودم و آن دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا(در روز قیامت) کنار حوض کوثر بر من وارد شوند». [9]

عترتی که هیچ وقت از قرآن جدا نمی شود، چیست و کیست؟ آیا ملک حسین پادشاه اردن است یا ملک حسن پادشاه مغرب یا هر سیدی از آل پیغمبر (ص) حتی اگر کمونیست باشد؟ آیا اینها هستند که از قرآن جدا نمی شوند؟ باید کمی فکر کنید که این عترت پیغمبر (ص) چه کسی است که از قرآن جدا نمی شود؟ پیدا است که کسی باید باشد که خطایی در او نباشد همانگونه که در قرآن خطا نیست. پس اهل بیت معصوم همان عترت هستند که شامل علی و زهرا و فرزندانشان (ع) می شوند. اقلاً فقه تان را از علی و و فرزندان علی (ع) بگیرید و با تبعیت از هر فقهی وضو و نمازتان را باطل نکنید، بی وضو نماز نخوانید! در خانه خودتان اگر بچه ای از خواب بیدار شود به او می گویید برود دست و صورت خود را بشوید؛ پس شما چطور از خواب بلند می شوید و با دست و صورت نشسته به نماز می ایستید؟ واقعاً با دیدن این وضع انسان متأسف می شود.

در مسجد النبی (ص) اکثریت مردم می خوابند سپس بلند می شوند و «الله اکبر» می گویند و به نماز می ایستند. و عجیب تر این که بارها شده که در آنجا اخراج حدث می کنند! ابوحنیفه می گوید که اگر ته انسان روی زمین باشد بخوابد عیب ندارد! این نماز شما است؟ صبح بچه هایتان را وادار می کنید که دست وصورتشان را بشویند آن وقت خودتان با دست و صورت نشسته بلند می شوید و در مقابل خدا می ایستید و نماز می خوانید!

متأسفیم برای علمای وهابیت که کتابهای حدیثی خودشان را هم قبول ندارند و این خیلی عجیب است.

ما در کتابخانه های عمومی و شخصی خودمان – و حتی همینجا در کتابخانه شخصی من – کتاب های آنها را داریم ولی در کتابخانه های عمومی آنها هم کتاب های ما یافت نمی شود. اتفاق افتاده که برخی اشخاص و علمای ما کتابهایی را به کتابخانه های آنان اهداء کرده اند و همان اهداء کنندگان بعدا رفته اند و آن کتاب ها را تقاضا کرده اند برای مطالعه ولی جواب شنیده اند که چنین کتابی در آنجا وجود ندارد. اگر هدیه هم به آنها بدهید آنها آن را از بین می برند! اینها همه شان عندالله مسئولند نه فقط در نزد خودشان و از جانب خودشان بلکه: «وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالًا مَّعَ أَثْقَالِهِمْ" [10] = آنها بار سنگين (گناهان) خويش را بر دوش مى‏كشند، و (همچنين) بارهاى سنگين ديگرى را اضافه بر بارهاى سنگين خود» آنها هم بار گناه خودشان را به دوش می کشند و هم بار گناه اتباع و پیروان خودشان را.

من دعوت می کنم علمای وهابیه و همه اهل سنت را که دقت کنند در این جمله که پیغمبر (ص) فرموده: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا. ( [11] ) عترت از قرآن جدا نیست و حالا می پرسیم که کدام عترت است که از قرآن جدا نیست. عترتی که هیچ لغزشی نداشته باشد، خطا نداشته باشد. قرآن خالی از اشتباه است و اگر عترت اشتباه داشته باشد این دو از هم جدا می شوند. پس عترتی که از قرآن جدا نیست، عترت معصوم است. می شود همان که ما می گوییم: علی و فرزندان علی (ع) . پس باید به این نکته توجه کنند که آل و عترت یعنی فرزندان معصوم پیغمبر (ص) و الا از قرآن جدا می شوند.

نکته دوم: حکومت هر چه بود غصب شد و تمام شد. اکنون به اعمال خودتان توجه کنید. گذشته ها هیچ؛ ولی وضو را باطل نکنید، نماز بی وضو نخوانید، نمازتان را درست بخوانید، حجتان را درست انجام دهید، طواف نساء را انجام دهید، خمس مالتان را بدهید. خمس مال، مال اهل بیت است. به چه دلیل خمس نمی دهید و آن را می خورید؟ و همین طور بقیه افعال. این مختصر مطالبی بود که می خواستم در مورد سخنان امام جمعه مکه عرض کنم.

آیة الله گرامی در پایان این سخنان، به سؤالات نیز پاسخ گفتند:

سؤال: آیا اگر کسی از وهابیون به ایران بیاید برای ما به عنوان پیروان مکتب شیعه روا است که به آنها توهین کنیم؟

پاسخ: ما در تمام ایران یک مورد نداریم که یک وهابی حرفی زده باشد و ما او را کتک بزنیم. اما آنها در مدینه منوره – در مقبره بقیع – مکررا شیعیان را به جرم سلام کردن به اهل بیت (ع) گرفتند و بردند و در زیرزمین ساختمان مدیریت بقیع کتکشان زدند. عالم دینی ما که کتاب دینی در دستش بوده، آمدند کتاب را از او بگیرند و او هم کتاب به آنها نداده و گفته که زیارت و دعا است. آنها هم او را بردند و اذیتش کرده اند. یکی از فضلاء حوزه قم که از بستگان ما نیز هست، کتابی دستش بوده و چیزی هم از روی آن نمی خوانده که آمدند او را بردند و 6 ساعت به عنوان بازجویی او را نگاه داشتند. اینها با وجود این که الی ما شاء الله علیه شیعه تبلیغ می کنند و حتی موقع بیرون آمدن از سعودی بسته های حاوی کتابهای ضد شیعه به حجاج و زوار می دهند آن وقت دم از اتحاد می زنند و می گویند که شیعه تفرقه می اندازد.

یکی از ادعاهای امام جمعه مکه این بود که شیعه تفرقه می اندازد. کی تفرقه می اندازد؟ شما هستید که تفرقه می اندازید ؛ افراد را می گیرید به نام بازجویی شکنجه می کنید و کتک می زنید که چرا دعا می خوانید یا چرا عالمی شیعی است؟. چه کسی بود که قبور اهل بیت (ع) را در بقیع تخریب کرد؟ سالیان دراز این قبور بودند و احترام داشتند و همه فرقه ها می آمدند و احترام می گذاشتند به اولیاء دین و فرزندان و اهل بیت پیغمبر (ص). شما آمدید و اولین تخم نفاق را کاشتید و قبور اولیاء دین و فرزندان و اهل بیت پیغمبر (ص) را تخریب کردید. می گویید که اهل بیت پیغمبر (ص) احترام دارند؛ آنگاه می آیید و قبورشان را از بین می برید! این احترام است؟ احترام به اهل بیت پیغمبر (ص) این است که قبورشان را از بین ببرید؟ پس چرا آن گنبد و آن ضریح پیغمبر (ص) هست؟ چرا تخریب قبر و ضریح و گنبد پیغمبر (ص) را بی احترامی به آن حضرت می دانید؟ چرا به اهل بیت آن حضرت (ص) چنین کردید؟ آیا این احترام اهل بیت پیغمبر (ص) است؟ احترام فاطمه بنت اسد (س)و حضرت عباس عموی پیغمبر (ص) است؟ اینهایی که قبورشان را تخریب کردید و به جای ضریح و بارگاه خاک در آنجا ریختید آیا خواستید بدینوسیله پیغمبر (ص) و آل او را احترام بگذارید؟

سؤال: فرض کنید که کارهای شیعه – آنگونه که وهابیان می گویند – اشتباه باشد، آیا برای مقابله با آن باید به ضرب و شتم و شکنجه و کتک باید متوسل شد؟ دیدگاه مکتب شیعه در این زمینه چیست؟

پاسخ: « وَ إِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ [12] = خداوند به پیامبرش می فرماید: اگر مشرکی هم بیاید و برای تحقیقات به شما پناه بیاورد شما به او پناه بدهید تا کلام خدا را بشنود و آنگاه او را به جای امن خودش برسانید». یعنی مأمور هم همراهش کنید که کسی مزاحم نشود. این دستور قرآن است. روش ائمه (ع) هم این بود که «ابن ابی العوجاء» که از منکرین اصل توحید و ذات خدا بود، پیش امام صادق (ع) به اعتقادات توهین می کرد. حضرت صادق علیہ السلام با زبان استدلال با او صحبت می کرد. گاهی شده که اصحاب امام صادق (ع) خواسته اند با او برخورد کنند اما امام (ع) جلوی آنها را می گرفت. اما اینها اصلا اجازه صحبت نمی دهند. این امام جمعه مکه که هیچ، حتی در آنجا وقتی یک امام جماعت معمولی را جا به جا می کنند مثل این است که گویی رییس یک مملکت را دارند می برند. یک بار من خودم در عربستان بودم دهها مامور اطراف یک امام جماعت را گرفته بودند و یکی از مامورین با شدت تمام آرنج دستش را به من زد که آن آقا می خواهد از آنجا عبور کند!! آیا پیغمبر (ص) این گونه بوده است. روایات متعددی داریم که وقتی کسی وارد مسجد می شد اصلا معلوم نبود که پیغمبر (ص) کدام است و می پرسید که: «ایکم محمد؟» پیغمبر (ص) در میان شما کدام است؟ آنجا جوانان 27 یا28 ساله قرآن را مثلاً حفظ کرده اند وپیش نماز به شمار می روند و اینگونه تشریفات برای آنها قائل می شوند. در اینجا بچه های ده ساله ما حافظ قرآ هستند. آنها بصرف این که یکی دو سال هم در کلیة الالهیه، در رشته الهیات تحصیل کرده حالا او را پیش نماز کرده اند! اکنون با این تشریفات اینها را می برند و می آورند، و این هم خطابه هایشان است. اینها بودند اختلاف ایجاد کردند سالهای دراز همه شیعیان و سنی ها همه در کنار هم با محبت زندگی می کردند اینها به جای محبت تخم کینه و نفرت کاشتند. اینها بودند آمدند کربلا را غارت و تخریب کردند در آن دوران های اولیه ظهور وهابیت، قبور ائمه بقیع را خراب کردند. قبر پدر بزرگوار پیغمبر (ص) (عبدالله ابن عبدالمطلب (ع)) را خراب کردند بگونه ای که اکنون حتی اثری از آن نیست. قبر پدر پیغمبر قبر بچه های پیغمبر را همه را از بین بردند. ایا احترام به پیغمبر (ص) این است؟ اگر کسی قبر پدر مَلِک را تخریب کند آیا این احترام به پادشاه است؟ آنگاه که قبری که به زعم آنها قبر عثمان است ، مراقبت می کنند. آنجا مأمور گذاشتند و نظافت هم می کنند. جای تاسف و تعجب دارد این گونه کارهای اینها چون فکر می کنند که آنجا قبر عثمان بن عفان است.

سؤال: شما بفرمایید که روش اخلاقی اسلامی برای برخورد با دیگران چگونه است و چگونه باید با مخالفین برخورد کرد؟

پاسخ: آقا و مولایمان امام صادق (ع) که رئیس مذهب ما است – به این معنا که حقیقت اسلام در دوران امام باقر و امام صادق علیهما السلام گفته شد در حالی که در زمان سایر امامان شرایط خاصی حاکم بوده و حقائق دین به این گستردگی در این دوره روشن شد – با مخالفین خود با استدلال سخن می گفتند. حتی یک نمونه هم نداریم که یکی از مخالفین آمده باشد و حرفی زده باشد و با او برخورد خشنی از سوی امامان شیعه صورت گرفته باشد. شما در اخلاق امام حسن (ع) ببینید. می گویند فردی در شام تحت تأثیر معاویه با اهل بیت (ع) دشمن شده بود آمد به مدینه تا امام حسن مجتبی (ع) را دید و شناخت شروع کرد به توهین کردن به امام حسن مجتبی و پدرش حضرت امیر المؤمنین (ع). حضرت به مرد شامی رو کرد و فرمود: «گویا تو غریب هستی. اگر خانه نداری، بیا خانه ما. غذا نداری حاضریم به تو غذا بدهیم. اگر قرض دارید حاضریم آن را از جانب تو پرداخت کنیم». آن مرد عرض کرد: «یابن رسول الله! من وقتی آمدم بیش از هر کسی با شما دشمن بودم و اکنون بیش از هرکسی شما را دوست دارم». این روش اهل بیت (ع) بوده است. ما متأسفیم.

من خطاب به همی امام جمعه مکه و دیگران می گویم که اگر شما اعتقاد به قیامت دارید، اگر اعتقاد به خدا دارید و اگر انصاف دارید و اگر انسانیت دارید و وجدان دارید و به عدل و انصاف معتقد هستید، بیایید همانگونه که ما کتابهای شما را می خوانیم و خطابه های شما را می شنویم مثل همین خطابه که شما خواندید ما از اول تا آخر آن را گوش دادیم و خواندیم شما هم بیایید کتابهای ما را بخوانید بلکه روشن شوید. طول حیات انسان 70 سال یا 80 سال بیشتر نیست بعد از این باید در قبر و در قیامت جواب بدهید. چطور شما از خدا نمی ترسید؟

این همه سنی ها مستبصر شدند. کتاب های خودتان را بخوانید که روشن بشوید و به مسیر درست رهنمون شوید. این «مروان خلیفات» که مستبصر شده کتابی دارد به نام و رکبت السفینة (یعنی و من سوار شدم به کشتی نجات یعنی مذهب اهل بیت علیهم السلام) هر چه در این کتاب نقل کرده از صحیح مسلم و صحیح بخاری و سایر کتاب های اهل سنت است.

او در این کتاب فصل مفصلی دارد با عنوان "وای از مصیبت روز پنجشنبه" . شما هم که تعریف از صحابه می کنید. سؤال ما این است چه کسانی روز پنجشنبه در هنگام رحلت پیغمبر اکرم (ص) به رسول اکرم (ص) بی احترامی کردند؟ در کتاب صحیح بخاری هست که یکی از اشخاصی که در آنجا حضور داشت گفت: «به سخن پیامبر توجه نکنید ؛ او دارد هذیان می گوید!!» روایت است که رسول الله (ص) در هنگام وفات خویش فرمود: «کاغذ و قلم بیاورید تا چیزی برایتان بنویسم که هیچ وقت گمراه نشوید». در صحیح بخاری در کتاب المغازی – باب مرض النبی و وفات النبی – نقل شده که ابن عباس می گوید : یوم الخمیس و ما یوم الخمیس؟ می گوید: اشتد بالرسول (ص) وجعه فقال ایتونی اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا (= درد رسول الله شدت یافت و فرمود برای من کاغذ و قلم بیاورید تا مکتوبی را برایتان بنویسم تا بعد از ان ابدا گمراه نشوید فتنازعوا (= دعوای و نزاع کردند) و لا ینبغی عند النبی التنازع (= ابن عباس می گوید که این درحالی بود که در نزد پیغمبر (ص) نمی بایست نزاع و دعوی می کردند بایست اطاعت می کردند از دستور پیغمبر (ص) فقالوا ما شأنه؟ (= او چه می گوید) اَ هَجََرَ (= آیا هذیان گفت؟) استفهموه (= از او بپرسید) فذهبوا یردون علیه (= رفتند و رد کردند کلام پیغمبر (ص) را) فقال دعونی فالذی انا فیه خیر مما تدعونی الیه (تنهایم بگذارید پس آنچه که من در آن به سر می برم بهتر از آنچه که شما مرا بدان می خوانید.) سپس چنین نقل شده است که : و فی روایة اخری للبخاری باب قول المریض قوموا عنی (=در نقل دیگری از بخاری در باب این که وقتی مریض به حضار می گوید بلند شوید بروید، طبقات ابن سعد هم این را نقل می کند، آمده است که:) ان الذی رَدَّ علی رسول الله (ص) طلبه کان عمر بن الخطاب (= کسی که خواسته پیغمبر (ص) را رد کرد عمر ابن الخطاب بود) حیث ان الرجل قد غلب علیه الوجع (= عمر گفت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم دردش زیاد شده (معاذ الله) بی خودی حرف می زند و عندکم کتاب الله و حسبنا کتاب الله (=در حالی که در دستانتان کتاب خدا هست و کتاب خدا ما را بس است و ما به نوشته پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نیازی نداریم) در صحیح مسلم است کتاب الوصیة – باب ترک الوصیة دارد که ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یهجر (= پیغمبر هم (معاذ الله) هذیان می گوید) شما می گویید که شیعیان چرا رد صحابه کرده اند این هم از صحابه! مگر هر کدام از صحابه آنچنان است که شما می گویید؟ الی ما شاء الله از این مطالب در این کتابها وجود دارد.

به هر حال ما اینها را دعوت می کنیم بیایند به خاطر خدا و قیامت و قبر و پایان عمر و وجدان و انصاف و عدل، بنشیند فکر کنند. کتابهای نویسندگان خودشان را که مستبصر شده اند (یا محدثین معروف خودشان هستند) مطالعه کنند مثل کتابهای تیجانی، مثل همین وصیة السقیفة ایشان (یعنی مروان الخلیفات) کتاب الغدیر علامه امینی. علامه امینی کتابی نوشته که محتوای آن را از کتاب های شما جمع آوری کرده است. از جانب خودش چیزی ننوشته است. این کتاب ها را بخوانید و به یاد قبر و قیامتتان باشید. و کتابی که در خود عربستان سعودی چاپ شده، به نام الرد علی الصراع بین الوثنیة و الاسلام به قلم «امام خنیزی» که امام منطقه سعودیه شرقیه یعنی قطیف و احساء است این نویسنده هموطن شما است شما کتاب های او را بخوانید. شخصی در عربستان کتابی نوشت با عنوان الصراع بین الوثنیة و الاسلام و شیعه را در این کتاب وثنی (یعنی بت پرست) معرفی کرده بود. امام خنیزی رفت و کتابی نوشت تحت عنوان الرد علی کتاب الصراع بین الوثنیة و الاسلام نوشته بود خیلی کتاب شیرینی است. قلم این نویسنده بسیار لطیف است. یکی از نکات جالب این کتاب این است که می آید و به ظلم هایی که آنها به شیعه کرده اند اشاره می کند، از غارت ها و کشتارها می نویسد و سپس می نویسد : «قد رضی المقتول کل الرضا --- واعجباً لِمَ یسخط القاتل؟!» می گوید یک نفر آمده دیگری را کشته و آنگاه طلبکار هم هست و از دست مقتول عصبانی هم هست! مقتول افتاده و جان باخته هیچ، قاتل عصبانی است! می گوید: این قدر علیه شیعه جنایت کردید و این قدر آدم کشتید این قدر زندان کردید، اینقدر شکنجه کردید، آن وقت به آنها دشنام هم می دهید! این خیلی عجیب است! حالا که سخنان امام جمعه و بقیه این گونه است متأسفانه. نمی دانیم به اینها چه بگوییم! از خدا می خواهیم بیدارشان فرماید. آمین.



[1] - صحیح بخاری ؛ ج3 ؛ ص96 ؛ این روایت در همین منبع اینگونه نیز آمده است: فاطمة بضعة منی من اذاها فقد اذانی.

[2] - سوره تحریم ؛ آیه 4 .

[3] - سوره مسد ؛ آیه 1 .

[4] - سوره احزاب ؛ آیه 33.

[5] - امام صادق علیه السلام می فرماید: «اجعلونا عبیدا مربوبین و قولوا فینا ما شئتم الا النبوه» یعنی «ما را بندگانی بدانید مربوب پروردگار و پس از آن هر چه می‌خواهید در فضیلت ما بگویید جز نبوت» .

[6] - سوره توبه آیه 31

[7] - بخشی از سخنان حضرت امام حسین علیه السلام خطاب به سپاه یزید در روز عاشورا.

[8] - این سخن امام مکه کاملا ریشه نژاد پرستانه دارد و و تفاخر جاهلی به شمار می رود ؛ چیزی که هیچ ارتباطی به اسلام ندارد و این سخن از کسی که امام جمعه و جماعت مسجد الحرام به شمار می رود، خیلی عجیب است.

[9] - صحیح مسلم ؛ ج5 ؛ ص25 ح36 – (2408) و ص36 ح37 و سنن ترمذی ج5 ب32 ح621 و سنن نسائی ج5 ص45 و مسند احمد بن حنبل ج3 ص17 و مسند ابی یعلی ج4 ص297 و کتاب السنة للشیبانی ص 629 و المعجم الکبیر للطبرانی ج5 ص166 رقم 4169.- وسائل الشیعة، ج27، ص33 .

[10] - سوره عنکبوت ؛ آیه 13 .

[11] - صحیح مسلم ؛ ج4 ؛ 1874 ؛ – الصواعق المحرقة از ابن حجر مکی ؛ صفحه 86 .

[12] - سوره توبه ؛ آیه 6 .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع خبر:

http://www.abna.ir/textnews.asp?id=16476



 
    پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه :



    امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4.71
تعداد آراء: 7


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد



    انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب



"" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .