صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل

چيزهائي كه سفر را قطع ميكنند

اول - رسيدن به وطن:

مسئله 1371 - مسافري كه در سفر از وطن خود عبور مي‏كند، وقتي به جايي برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و يا صداي اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند.

مسئله 1372 - مسافري كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتي در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند ولي اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتي به جايي برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداي اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسئله 1373 - محلي را كه انسان براي اقامت زندگي خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آنجا بدنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براي زندگي اختيار كرده باشد.

مسئله 1374 - اگر قصد دارد در محلي كه وطن اصليش نيست مدتي بماند و بعد به جاي ديگر رود، آنجا وطن او حساب نمي‏شود.

مسئله 1375 - جايي را كه انسان محل زندگي خود را قرار داده و ماندن خود را در آنجا محدود به مقدار معين نكرده و مثل كسي كه آنجا وطن اوست در آنجا زندگي مي‏كند كه اگر مسافرتي براي او پيش آيد، دو باره به همان جا برمي‏گردد، اگر چه قصد نداشته باشد كه هميشه در آنجا بماند، وطن او حساب مي‏شود.

مسئله 1376 - كسي كه در دو محل زندگي مي‏كند، مثلا شش ماه در شهري و شش ماه در شهر ديگر مي‏ماند. هر دو وطن اوست و نيز اگر بيشتر از دو محل را براي زندگي خود اختيار كرده باشد، همه آنها وطن او حساب مي‏شود.

مسئله 1377 - داشتن ملك و يا ماندن شش ماه در جايي موجب نمي‏شود كه آنجا وطن حساب شود. در صورتي وطن مي‏شود كه آنجا را براي زندگي خود انتخاب كرده باشد و در نتيجه بايد بنظر عرف وطن او محسوب شود و تا به نظر عرف وطن حساب نشود بايد شكسته بخواند.

مسئله 1378 - اگر به جايي برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده، نبايد نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن ديگري هم براي خود اختيار نكرده باشد.

دوم - قصد اقامت ده روز:

مسئله 1379 - مسافري كه قصد دارد، ده روز پشت سر هم در محلي بماند، يا مي‏داند كه بدون اختيار ده روز در محلي مي‏ماند، در آن محل بايد نماز را تمام بخواند و منظور از محل، جاي واحد عرفي است مثلاً يك شهر يك محل حساب ميشود هر چند در محلههاي مختلف شهر بماند و فرقي هم بين بلاد كبيره و صغيره نميباشد.

مسئله 1380 - مسافري كه مي‏خواهد ده روز در محلي بماند لازم نيست قصد ماندن شب اول يا شب يازدهم را داشته باشد، و همين كه قصد كند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند و همچنين اگر مثلا قصدش اين باشد كه از ظهر روز اول تا ظهر روز يازدهم بماند بايد تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه در اين صورت نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسئله 1381 - مسافري كه مي‏خواهد ده روز در محلي بماند، در صورتي بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز را در يك جا بماند پس اگر بخواهد مثلا ده روز در نجف و كوفه يا در تهران و كرج بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسئله 1382 - مسافري كه مي‏خواهد ده روز در محلي بماند، بايد از اول قصد ماندن ده روز در آن محل يا توابع آن مانند باغها وبستانهاي متصل را داشته باشد و اگر از اول قصد بيرون رفتن از آن محل و توابع آن را داشته باشد هر چند به حد ترخص نرسد بايد شكسته بخواند.

مسئله 1383 - مسافري كه تصميم قطعي ندارد ده روز در محلي بماند مثلا قصدش اين است كه اگر رفيقش بيايد، يا منزل خوبي پيدا كند ده روز بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسئله 1384 - كسي كه تصميم دارد، ده روز در محلي بماند، اگر چه احتمال بدهد كه براي ماندن او مانعي برسد در صورتي كه آن احتمال ضعيف بوده پيش نوع مردم مورد اعتنا نباشد بايد نماز را تمام بخواند.

مسئله 1385 - اگر مسافر بداند كه مثلا ده روز يا بيشتر به آخر ماه مانده و قصد كند كه تا آخر ماه در جايي بماند، بايد نماز را تمام بخواند. ولي اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد كند كه تا آخر ماه بماند و بعد از قصد نيز علم پيدا نكند كه تا آخر ماه ده روز است بايد نماز را شكسته بخواند، اگر چه از موقعي كه قصد كرده تا آخر ماه ده روز يا بيشتر باشد.

مسئله 1386 - اگر مسافر قصد كند ده روز در محلي بماند، چنانچه پيش از خواندن يك نماز چهار ركعتي از ماندن منصرف شود، يا مردد شود كه در آنجا بماند يا به جاي ديگر برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتي از ماندن منصرف شود، يا مردد شود، تا وقتي در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند.

مسئله 1387 - مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند، اگر روزه بگيرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه يك نماز چهار ركعتي خوانده باشد، روزه‏اش صحيح است و تا وقتي در آنجا هست بايد نمازهاي خود را تمام بخواند و روزه‏اش را بگيرد و اگر يك نماز چهار ركعتي نخوانده باشد، نمازهاي خود را بايد شكسته بخواند و روزه آن روز را تمام كند و صحيح است و لازم نيست قضاء آن را بگيرد گرچه احتياطا خوب است ولي روزهاي بعد نمي‏تواند روزه بگيرد.

مسئله 1388 - مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند، اگر از ماندن منصرف شود و شك كند پيش از آنكه از قصد ماندن برگردد، يك نماز چهار ركعتي خوانده يا نه، نمازهاي خود را بايد در آنجا شكسته بخواند اگر چه احتياط مستحب آن است كه تمام هم بخواند. مگر اينكه مثلا مغرب شود و شك كند كه نماز ظهر و عصر را كه بايد تمام مي‏خوانده خوانده است يا نه كه بايد بنا بگذارد مطابق وظيفه‏اش يعني تمام خوانده است و نمازهاي بعد را هم بايد تمام بخواند.

مسئله 1389 - اگر مسافر به نيت اينكه نماز را شكسته بخواند، مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند، بايد نماز را چهار ركعتي تمام نمايد.

مسئله 1390 - مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند، اگر در بين نماز چهار ركعتي از قصد خود برگردد، چنانچه داخل ركوع ركعت سوم نشده، بايد بنشيند و نماز را دو ركعتي تمام نمايد و احتياطا براي قيام بيجا دو سجده سهو بجا آورد و بقيه نمازهاي خود را شكسته بخواند و اگر داخل ركوع ركعت سوم شده نمازش باطل است، و تا وقتي در آنجا هست، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسئله 1391 - مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند، اگر بيشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتي مسافرت نكرده، بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دو باره قصد ماندن ده روز كند.

مسئله 1392 - مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند، بايد روزه واجب را بگيرد و مي‏تواند روزه مستحبي هم بگيرد و نافله ظهر و عصر و عشا و همينطور نماز جمعه را هم بخواند.

مسئله 1393 - مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتي بخواهد به جايي كه كمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد و دو باره در جاي اول ده روز بماند، از وقتي كه مي‏رود تا برمي‏گردد و بعد از برگشتن بايد نماز را تمام بخواند ولي اگر نخواهد بعد از برگشتن ده روز بماند، در موقع رفتن به جايي كه كمتر از چهار فرسخ است و در مدتي كه آنجا مي‏ماند نماز او تمام است و از آنجا كه برمي‏گردد اگر قصد هشت فرسخ داشته باشد شكسته است و اگر قصد هشت فرسخ نداشته باشد تمام است پس مثل اهل علم كه براي تبليغ به محلي مي‏روند اگر بعد از قصد ده روز و خواندن يك نماز چهار ركعتي به محل ديگر كه چهار فرسخ نباشد دعوت شوند و بخواهند يك دهه يا يكماه در آن دو محل رفت و آمد كنند نمازشان در هر دو محل تمام است مگر وقتي كه انشاء سفر جديد نمايند مثل اينكه روز آخر رفت و آمد از محل دوم به قصد وطن حركت كند كه در اين صورت بعد از خروج از حد ترخص نماز شكسته است اگر جه از محل اول كه محل اقامه بوده عبور نمايند.

مسئله 1394 - مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتي بخواهد به جاي ديگري كه كمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند، بايد در رفتن و در محلي كه قصد ماندن ده روز دارد، نمازهاي خود را تمام بخواند. ولي اگر تا محلي كه مي‏خواهد برود هشت فرسخ يا بيشتر باشد بايد موقع رفتن شكسته بخواند و همچنين مدتي كه در آنجا مي‏ماند در صورتي كه نخواهد ده روز بماند.

مسئله 1395 - مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتي بخواهد به جايي كه كمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد كه به محل اول برگردد يا نه يا به كلي از برگشتن به آنجا غافل باشد يا بخواهد برگردد ولي مردد باشد كه ده روز در آنجا بماند يا نه، يا آنكه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، بايد از وقتي كه مي‏رود تا برمي‏گردد و بعد از برگشتن، نمازهاي خود را تمام بخواند.

مسئله 1396 - اگر به خيال اينكه رفقايش مي‏خواهند ده روز در محلي بمانند، قصد كند كه ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتي بفهمد كه آنها قصد نكرده‏اند، اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتي كه در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.

سوم - توقف يك ماه بدون قصد:

مسئله 1397 - اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ سي روز در محلي بماند و در تمام سي روز در رفتن و ماندن مردد باشد، بعد از گذشتن سي روز اگر چه مقدار كمي در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند و همچنين اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ مردد شود بين ماندن در آنجا و رفتن بقيه راه از وقتي كه مردد مي‏شود بايد نماز را تمام بخواند (مگر اينكه بقيه راه هشت فرسخ باشد) ولي اگر مردد شود بين رفتن بقيه و برگشتن به محل خود ( قبل از اقامه ده روز ) در صورتي كه به مقدار چهار فرسخ آمده باشد بايد شكسته بخواند و اگر به قدر چهار فرسخ نباشد تمام بخواند.

مسئله 1398 - مسافري كه مي‏خواهد نه روز يا كمتر در محلي بماند، اگر بعد از آنكه نه روز يا كمتر در آنجا ماند، بخواهد دو باره نه روز ديگر يا كمتر بماند و همينطور تا سي روز، روز سي و يكم بايد نماز را تمام بخواند.

مسئله 1399 - مسافري كه سي روز مردد بوده، در صورتي بايد نماز را تمام بخواند كه سي روز را در يكجا بماند، پس اگر مقداري از آن را در جايي و مقداري را در جاي ديگر بماند، بعد از سي روز هم بايد نماز را شكسته بخواند.

مسئله 1400 - بازهم تأكيد ميكنيم كسي كه ميخواهد برگردد اگر رفتن چهار فرسخ باشد و رفت و برگشت روي هم از هشت فرسخ كمتر نباشد نمازش شكسته است پس ذكر هشت فرسخ رفتن در مسائل گذشته براي اين مورد نيست.

مسائل متفرقه‏

مسئله 1401 - مسافر مي‏تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر اكرم(صلي الله عليه و آله) بلكه در تمام شهر مكه و مدينه و مسجد كوفه بلكه همه شهر كوفه نماز را تمام بخواند. ولي احتياط مستحب آن است كه در خصوص مسجدالحرام و مسجد پيامبر صلي الله وعليه وآله والسلم و مسجد كوفه تمام بخواند نه همه اين شهرها بلكه اگر فرض شود كه چيزي به مسجد كوفه اضافه شده باشد و بخواهد در جائي كه اول جزء مسجد كوفه نبوده و بعد به اين مسجد اضافه شده نماز بخواند، شكسته بخواند و نيز مسافر مي‏تواند در حائر (يعني كنار ضريح مقدس يا رواقها و حتي مسجد متصل به حرم) حضرت سيد الشهداء عليه السلام نماز را تمام بخواند. ولي احتياط واجب آن است كه اگر دورتر از اينها مثل صحن‏ها نماز بخواند، شكسته بجا آورد ولي اگر خود حرم توسعه يابد همه جاي آن همين حكم را دارد .

مسئله 1402 - كسي كه مي‏داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر در غير چهار مكاني كه در مسئله پيش گفته شد عمدا تمام بخواند، نمازش باطل است و همچنين است اگر فراموش كند كه نماز مسافر شكسته است و تمام بخواند و در وقت يادش بيايد و بلكه اگر بعد از وقت هم يادش بيايد بنا براحتياط واجب قضا دارد.

مسئله 1403 - كسي كه مي‏داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر غفلت كند و تمام بخواند چنانچه در وقت يادش بيايد نمازش باطل است و بايد دو باره شكسته بخواند و اگر در خارج وقت هم يادش بيايد بنابراحتياط واجب قضا دارد.

مسئله 1404 - مسافري كه نمي‏داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر تمام بخواند نمازش صحيح است.

مسئله 1405 - مسافري كه مي‏داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر بعضي از خصوصيات آن را نداند، مثلا نداند كه در سفر هشت فرسخي بايد شكسته بخواند چنانچه تمام بخواند و در وقت بفهمد نمازش باطل است و اگر بعد از گذشتن وقت هم بفهمد بنابراحتياط واجب قضا دارد.

مسئله 1406 - مسافري كه مي‏داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر به گمان اينكه سفر او كمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، و وقتي بفهمد سفرش هشت فرسخ بوده كه هنوز وقت نماز باقي است نمازي را كه تمام خوانده بايد دو باره شكسته بخواند بلكه اگر وقت هم گذشته باشد بنابراحتياط واجب قضا دارد.

مسئله 1407 - اگر فراموش كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت يادش بيايد، بايد شكسته بجا آورد و اگر بعد از وقت يادش بيايد قضاي آن نماز بر او واجب نيست.

مسئله 1408 - كسي كه بايد نماز را تمام بخواند، اگر شكسته بجا آورد در هر صورت نمازش باطل است در وطن باشد يا در جائي كه قصد ماندن ده روز دارد باحتياط واجب.

مسئله 1409 - اگر مشغول نماز چهار ركعتي شود و در بين نماز يادش بيايد كه مسافر است، يا ملتفت شود كه سفر او تا مكاني كه منظور او بوده هشت فرسخ است چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته بايد نماز را دو ركعتي تمام كند و اگر به ركوع ركعت سوم رفته نمازش باطل است - و در صورتي كه به مقدار خواندن يك ركعت هم وقت داشته باشد بايد نماز را شكسته بخواند و اما اگر قصد ملاقات شخصي را داشت و گمان مي‏كرد كه او در هفت فرسخي است بعد معلوم شود كه در هشت فرسخي است نمازش را بايد تمام بخواند مگر آن كه فعلا قصد سفر هشت فرسخي نمايد.

مسئله 1410 - اگر مسافر بعضي از خصوصيات نماز مسافر را نداند، مثلا نداند كه اگر چهار فرسخ برود و بخواهد برگردد بايد شكسته بخواند چنانچه به نيت نماز چهار ركعتي مشغول نماز شود و پيش از ركوع ركعت سوم مسئله را بفهمد بايد نماز را دو ركعتي تمام كند و اگر در ركوع ركعت سوم ملتفت شود نمازش باطل است و در صورتي كه به مقدار يك ركعت از وقت هم مانده باشد بايد نماز را شكسته بخواند.

مسئله 1411 - مسافري كه بايد نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسئله به نيت نماز دو ركعتي مشغول نماز شود و در بين نماز مسئله را بفهمد، بايد نماز را چهار ركعتي تمام كند و احتياط مستحب آن است كه بعد از تمام شدن نماز دو باره آن نماز را چهار ركعتي بخواند.

مسئله 1412 - مسافري كه نماز نخوانده، اگر پيش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، يا به جايي برسد كه مي‏خواهد ده روز در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند. و كسي كه مسافر نيست، اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت كند، در سفر بايد نماز را شكسته بخواند.

مسئله 1413 - اگر از مسافري كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشاء قضا شود، بايد آن را دو ركعتي قضا نمايد اگر چه در غير سفر بخواهد قضاي آن را بجاي آورد. و اگر از كسي كه مسافر نيست يكي از اين سه نماز قضا شود، بايد چهار ركعتي قضا نمايد اگر چه در سفر بخواهد آن را قضا نمايد.

مسئله 1414 - مستحب است مسافر بعد از هر نماز سي مرتبه بگويد: سبحان الله و الحمدلله ولا اله الا الله اكبر و در تعقيب نماز ظهر و عصر و عشاء بيشتر سفارش شده است، بلكه بهتر است در تعقيب اين سه نماز شصت مرتبه بگويد.

مسئله 1415 - ميزان در تحقق سفر، مسافت 8 فرسخ ـ رفت و برگشت براي كسي كه بخواهد برگردد يا رفت فقط اگر فعلاً قصد برگشت ندارد ـ است نه زمان و اينكه مثلاً چند ساعت طول بكشد. چنانكه سختي و راحتي سفر هم در اين حكم دخالت ندارد و هر چند در سفر راحت تر از وطن هم باشد بايد شكسته بخواند.

نماز خوف‏

مسئله 1416 - در حال ترس و دفاع از دشمن نماز شكسته است اگر كوتاه شدن نماز اثري در دفاع و يا فرار و نجات از دشمن داشته باشد چنان كه كيفيت نماز هم فرق مي‏كند يعني اگر نتواند همان نماز شكسته را هم كامل بخواند بايد براي ركوع و سجود به اشاره اكتفا كند و گاهي به جاي هر ركعت فقط يك تسبيحات اربعه كافي است و مسافت هشت فرسخ سفر يا رفت و برگشت هم در اين حكم دخالت ندارد.

مسئله 1417 - شكسته شدن نماز در هنگام ترس اختصاصي به جنگ ندارد و هنگام ترس از ساير عوامل حتي عوامل طبيعي نيز جريان دارد مثل حال فرار از سيل يا درگيري با درنده يا دزد و مانند آن اگر در نجات مؤثر باشد.

مسئله 1418 - نماز خوف را مي‏توان به جماعت خواند: اگر در جبهه جنگ بخواهند نماز در حال خوف را به جماعت بخوانند به شكلهاي مختلفي مي‏توان خواند از جمله مي‏توانند افراد دو دسته شوند يك دسته در مقابل دشمن بايستند و گروه ديگر در حالي كه مسلح هستند به ركعت اول امام اقتدا مي‏كنند و ركعت دوم را خودشان فرادي مي‏خوانند و فورا جاي گروه دفاعي يا تهاجمي را مي‏گيرند و آنها فورا آمده به ركعت دوم امام اقتدا مي‏كنند و ركعت دوم را خودشان مي‏خوانند. امام هم مي‏تواند زودتر سلام نماز را بگويد و مي‏تواند تشهد را طول بدهد تا آنها ركعت دوم را بخوانند و به او برسند و با هم سلام نماز را بگويند.

مسئله 1419 - نماز در هيچگاه از انسان بالغ عاقل ساقط نيست هر چند در حال جنگ يا دفاع و فرار از دزد و درنده و عوامل طبيعي. و اگر بطور كامل نتواند انجام دهد به هر طور كه مي‏تواند مثلا نشسته و گر نه در حال رفتن، پياده، سواره، وگرنه در حال خوابيده. و بنا براحتياط تكبيرة الاحرام را رو به قبله بگويد و ركوع و سجود را اگر بطور كامل نتواند به هر طور كه مي‏تواند حتي به اشاره و اگر آن هم ممكن نشود فقط تكبيرة الاحرام را بگويد و بجاي هر ركعت يك مرتبه تسبيحات اربعه را بگويد و بنا براحتياط واجب در آخر تشهد و سلام را هم بگويد. و پس از رفع مشكل اعاده يا قضاء هم ندارد گرچه احتياط است استحبابا.

مسئله 1420 - اگر در دريا در حال غرق شدن است بايد هر چند به يك تكبير و اشاره نماز را بخواند و اگر مي‏تواند كاملتر بخواند دو ركعت بودن يا چهار ركعت تابع مسافر بودن يا حاضر بودن اوست چنان كه اگر در حال خوف از دشمن و مانند آن است نيز نمازش شكسته است.

مسئله 1421 - اگر به جهت ضرورت يا خوف مقداري از نماز را در حال راه رفتن يا سواره بخواند و در وسط نماز ضرورتش برطرف شود بايد باقيمانده نماز را طبق وظيفه فعلي بطور كامل بخواند و اگر وقت باقي است بنا براحتياط واجب دو باره بطور كامل بخواند در عكس مسئله يعني اول ضرورتي نبوده و وسط نماز پيدا شد نيز طبق ضرورت عمل مي‏كند و بعدا دو باره بطور كامل بنا براحتياط مي‏خواند.

مسئله 1422 - اگر انسان چيزي را از دور ببيند و با دقت يقين كند كه دشمن و مانند آن است و نماز را طبق دستور خوف بخواند و بعد معلوم شود كه اشتباه كرده است اگر وقت باقي است بنا براحتياط واجب نمازش را دو باره بطور كامل بخواند ولي اگر پس از وقت بفهمد قضاء ندارد.

مسئله 1423 - در ايستگاه بين راه قطار و ماشين و مانند آن اگر وقت نماز تنگ است و نمي‏تواند به بعد موكول كند و ضمنا اگر بخواهد تمام بخواند مي‏ترسد وسيله حركت كند و تنها بماند و خوف از درنده و دشمن و مانند آن دارد نمازش شكسته مي‏شود يعني دو ركعتي بخواند و اگر به آن هم نمي‏رسد بايد در راه براي سوار شدن بخواند و براي ركوع و سجود اشاره كند و اگر مي‏تواند در قطار مثلا بخواند بايد در قطار چهار ركعتي بخواند.

مسئله 1424 - در خوف از دشمن فرقي بين خوف تلف خود يا عيالات خود و هر كه به نوعي ارتباط دارد نيست و همينطور فرقي بين خوف تلف يا خوف بر ناموس و يا بر مال به مقدار مورد توجه شخص نيست.

مسئله 1425 - اگر شكسته شدن نماز اثري در رهايي از دشمن يا درنده و يا خطرات طبيعي چون سيل و مانند آن ندارد ولي نمي‏تواند بايستد و بطور كامل بخواند بايد در حال فرار و به اشاره بخواند و اگر بتواند فقط تكبير اول نماز را رو به قبله انجام دهد و سپس به هر طرف كه راهش مي‏باشد حركت كند.

مسئله 1426 - در حال جنگ و شدت درگيري بهر مقدار كه مي‏تواند بايد بخواند و گاهي بجاي هر ركعت يك تكبير مي‏گويد و اگر مي‏تواند لا اله الا الله هم بگويد و اگر مي‏تواند سبحان الله هم اضافه كند و اگر مي‏تواند تسبيحات اربعه يعني الحمدلله هم اضافه كند و اگر مي‏تواند دعا هم اضافه كند. البته يك تكبير هم به عنوان تكبيرةالاحرام اول نماز لازم است چنان كه بنا براحتياط واجب تشهد و سلام هم در آخر لازم است در صورت امكان و اگر به وظيفه عمل كند بعدا قضاء ندارد ولي اگر در وقت حالت امنيت برقرار شد احوط اعاده است.

صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل