مسئله 1
_هر فرد عاقل و بالغ در برابر خداوند كه خالق اوست مسئوليتهائىدارد.ّبالغ يعنى به رشد جسمانى و روحى رسيده باشد و چون افراد با اختلاف به آن حد رشد مىرسند شارع مقدس اسلام براى بلوغ علائمى قرار داده است:
1 _
خارج شدن منى از شخص.
2 _
روئيدن موى درشت بالاى عورت.
3 _
تمام شدن پانزده سال قمرى در پسر و نه سال قمرى در دختر. هر يك از اينها كه تحقيق يافت علامت بلوغ مىباشد.
مسئله 2 _ عقيده هر كس در اصول دين بايد از روى دليل باشد _ به اندازه توانائى فكرش _ و نمىتواند در اصول دين تقليد نمايد، يعنى بدون دليل گفتهُ كسى را قبول كند. ولى اگر از گفته ديگرى به عقايد دينى يقين پيدا كند در حكم به مسلمان بودن او كافى است.ولى در فروع دين، احكام و مسائل عملى دين بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روى دليل بدست آورد، يا از مجتهد تقليد كند، يعنى به دستور او رفتار نمايد ، يا از راه احتياط طورى به وظيفه خود عمل نمايد، كه يقيين كند تكليف خود را انجام داده است، مثلأ اگر عده اى ُاز مجتهدين عملى را حرام مىدانند، و عده ديگر مىگويند حرام نيست؛ آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مىدانند ، آنرا بجا آورد. پس كسانى كه مجتهد نيستند و نمىتوانند بنابر احتياط عمل كنند، واجب است از مجتهد تقليد نمايند.
مسئله 3 _ تقليد در احكام، عمل كردن به فتواى مجتهد است و از مجتهدى بايد تقليد كرد كه همه يا بيشتر مسائل شرع مقدس را از راه استنباط از ادله فقهى بداند _ از كسى كه تنها چند مسئله از يك يا چند باب فقهى را تحقيق كرده باشد _ و است ، تقليد باطل است هر چند در اين مسائل بيش از ديگران تحقيق كرده باشد _ و نيز بايد مرد و بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامى و حلال زاده و زنده و عادل باشد . و عادل كسى است كه با ملكه عدالت كارهائى را كه بر او واجب است بجا آورد و كارهائى را كه بر او حرام است ترك كند ، و ملكه عدالت كارهائى را كه بر او واجب است بجا آورد و كارهائى را كه بر او حرام است ترك كند، و ملكه عدالت عبارتست از حالتى كه وادار كند انسان را به اطاعت و ترك معصيت و اين در معاشرت مستقيم و يا از طريق معاشرت با معاشرين او معلوم مىشود و مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند بايد اعلم باشد و اعلم يعنى مجتهدى كه در استنباط احكام شرع از ديگر مجتهدان زمان خود استادتر باشد.
مسئله 4
_ مجتهد و اعلم را از سه راه مىتوان شناخت:
اول _ آنكه خود انسان يقين كند ، مثل آنكه خود اهل نظر باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.
دوم _ آنكه دو نفر عالم عادل كه مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند بشرط آنكه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.
سوم _ آنكه عده اى از اهل علم و نظر كه مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، و از گفته آنان اطمينان پيدا مىشود ، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند.
مسئله 5 _اگر شناختن اعلم مشكل باشد احتياطا بايد از كسى تقليد كند كه ظن با عمليتش دارد و اگر چند نفر در نظر او اعلم از ديگران وبا يكديگر مساوى باشند، بايد از آنان تقليد كند. ولى چنانچه يكى از آنان پرهيزكارتر باشد احتياط آنست كه از او تقليد كند.
مسئله 6 _ بدست آوردن فتواى مجتهد چهار راه دارد: اول شنيدن از خود مجتهد . دوم شنيدن از دو نفر عادل . سوم شنيدن از كسى كه انسان به گفته او اطمينان دارد. چهارم ديدن در رساله مجتهد، در صورتى كه انسان به درستى آن رساله اطمينان داشته باشد.
مسئله 7 - انسان يقين نكند كه فتواى مجتهد عوض شده است، مىتواند به آنچه در رساله نوشته شده عمل نمايد، مگر اينكه قرائنى دلالت بر تغيير كند كه در اينصورت تحقيق لازم است .
مسئله 8 - اگر مجتهد اعلم در مسئله اى فتوى دهد، كسى كه از او تقليد مىكند، نمىتواند در آن مسئله به فتواى مجتهد ديگر عمل كند ولى اگر فتوى ندهد و بفرمايد احتياط آنستكه فلان طور عمل شود، مثلا بفرمايد احتياط آنستكه در ركعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه تسبيحات اربعه يعنى ((سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر )) بگويند، مقلد بايد يا به اين احتياط ، كه احتياط واجبش مىگويند عمل كند و سه مرتبه بگويد، يا به فتواى فالاعلم يعنى مجتهدى كه علم او از مجتهد اعلم كمتر و از مجتهدهاى ديگر بيشتر است عمل نمايد، پس اگر او يك مرتبه گفتن را كافى بداند، مىتواند يك مرتبه بگويد، و همچنين است اگر مجتهد اعلم بفرمايد مسئله محل تامل يا محل اشكال است . مگر اينكه مقلد از طريقى يقين كند كه اعلم وجه فتواى فالاعلم را مىداند و آنرا ناتمام مىشمارد كه در اينصورت بايد احتياط كند.
مسئله 9 - اگر مجتهد اعلم بعد از آنكه در مسئله اى فتوى داده احتياط كند، مثلا بفرمايد ظرف نجس را كه يك مرتبه در آب كر بشويند پاك مىشود، اگر چه احتياط آنست كه سه مرتبه بشويند، مقلد او مىتواند در آن مسئله به فتواى او عمل كند و يك مرتبه بشويد و اين احتياط استحبابى مىباشد.
مسئله 10 -اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند، از دنيا برود بايد از مجتهد زنده تقليد كند. ولى كسى كه در مسئله اى به فتواى مجتهدى عمل كرده اگر بعد از مردن آن مجتهد در آن مسئله به فتواى مجتهد زنده رفتار نكرده باشد، مىتواند در آن مسئله به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته باقى باشد، اگر چه احتياط مستحب آنست كه به فتواى مجتهد زنده رفتار نمايد.
مسئله 11 - اگر در مسئله اى به فتواى مجتهدى عمل كند، و بعد از مردن او در همان مسئله به فتواى مجتهد زنده رفتار نمايد، دوباره نمىتواند آنرا مطابق فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته است انجام دهد. بلكه اگر مجتهد زنده در مسئله اى فتوى ندهد، و فقط احتياط نمايد و مقلد مدتى به آن احتياط عمل كند ، دوباره نمىتواند و فتواى مجتهدىكه از دنيا رفته عمل نمايد، مثلا اگر مجتهدى گفتن يك مرتبه (( سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اكبر)) را در ركعت سوم و چهارم نماز كافى بداند، و مقلد مدتى به اين دستور عمل نمايد و يك مرتبه بگويد، چنانچه آن مجتهد از دنيا برود و مجتهد زنده احتياط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند و مقلد به استناد نظر او به اين احتياط عمل كند و سه مرتبه بگويد دوباره نمىتواند به فتواى مجتهدى كه از دنيا رفته برگردد و يك مرتبه بگويد.
مسئله 12 - مسائلى را كه انسان غالبا به آنها احتياج دارد واجب است ياد بگيرد.
مسئله 13 - اگر براى انسان مسئله اى پيش آيد كه فتواى اعلم را نداند و امكان تحقيق آن نباشد مىتواند به فتواى غير اعلم عمل كند و اگر معلوم شد كه اعلم آنرا باطل مىداند بعدا اعاده كند. و اگر راه احتياط را مىداند بهتر است ز اول احتياط كند.
مسئله 14 - اگر كسى فتواى مجتهدى را به ديگرى بگويد چنانچه فتواى آن مجتهد عوض شود لازم ممكن حد نيست به او خبر دهد كه فتوى عوض شده ولى اگر بعد از گفتن فتوى بفهمد اشتباه كرده؛ تا بايد اشتباه را برطرف كند و اگر در نوشتار يا سخنرانى اظهار كرده بايد بطور مكرر توضيح دهد تا افرادى كه به اشتباه افتاده اند با خبر شوند.
مسئله 15 -اگر مكلف مدتى بدون تقليد عمل كند در صورتى صحيح است كه مطابق با واقع انجام شده باشد، و اگر عبادت بوده و قصد قربت آنرا بجا آورده باشد و راه بدست آ,ردن مطابقت با واقع اين است كه يا بعدا علم پيدا كند كه مطابق با واقع بوده يا آنكه مطابق فتواى مجتهدى كه فعلا وظيفه اش تقليد از او است واقع شده باشد.
مسئله 16 _- عدول از مجتهدى كه جامع شرائط فتوى مىباشد به مجتهد ديگر جائر نيست مگر آنكه دومى اعلم باشد يا بداند كه دومى يا اعلم است يا مساوى و در غير اين دو صورت اگر عدول كرده باشد بايد به مجتهد اول برگردد.
مسئله 17 -اگر فتواى مجتهد تغيير كند مقلد بايد طبق فتواى جديد عمل كند ولى اعمال گذشته اش نيز صحيح است و اعاده ندارد و همينطور است هنگاميكه از مجتهدى به مجتهد ديگر برمى گردد، اگر تقليد سابق و جديد طبق موازين تحقيق انجام شده باشد.
مسئله 18 -اگر نمى داند تقليد سابق او درست بوده يا نه بايد بنابر صحت بگذارد و از اين به بعد تحقيق كند.
مسئله 19 -ا گر دو مجتهد از هر جهت مساوى باشند مى تواند تبعيض در تقليد نموده در برخى مسائل يكى و در برخى ديگر از ديگرى تقليد كند هر چند فتواى راحت تر را انتخاب نمايد.
مسئله 20 -استنباط احكام شرعيه پس از اين همه قرنها كه از زمان پيامبر ((صلى الله عليه و أله و سلم )) و ائمه معصومين ((عليهم السلام )) مى گذرد كار آسانىنيست و كسانىكه قدرت استنباط ندارند نبايد اظهار نظر كنند و مرتكب حرام بزرگى شده اند.
مسئله 21 - آب يا مطلق است يا مضاف : آب مضاف آبى است كه در عوف ، كلمه آب بدون قيد به آن گفته نشود مانند مايعات گرفته شده از گلها، ميوه ها و مثل آبى كه به قدرى با خاك و مانند آن مخلوط شود، كه ديگر به آن آب نگويند . و غير اينها آب مطلق است ، و آن بر پنج قسم است : اول : كر دوم : آب قليل سوم : آب جارى چهارم : آب باران پنجم:آب چاه .
مسئله 22 - آب كر مقدار آبى است كه - بنابر احتياط واجب - اگر در ظرفى كه طول و عرض و عمق آن هر يك سه وجب و نيم - به وجب متوسط - است بريزند ، آن ظرف را پر كند. و وزن آن از صد و بيست و هشت من تبريز ، بيست مثقال كمتر است و هر مثقال 2/4گرم است و هر 16 مثقال يك سير مىباشد . و به وزن كيلو906/383كيلوگرم مىباشد و از نظر حجم ليتر ، گنجايش ظرفى كه تقريبا همين وزن آب بگيرد.
مسئله 23 - اگر عين نجس مانند بول و خون به آب كر برسد، چنانچه آن آب ، بو يا رنگ يا مزه نجاست را بگيرد ، نجس مىشود . و اگر تغيير نكند نجس نمى شود.
مسئله 24 - اگر بوى آب كر بواسطه غير نجاست تغيير كند ، نجس نمى شود.
مسئله 25 - اگر عين نجس مانند خون به آبى كه بيشتر از كر است برسد و بو يا رنگ يا مزه قسمتى از آنرا تغيير دهد ، چنانچه مقدارى كه تغيير نكرده كمتر از كر باشد تمام آب نجس مى شود و اگر به اندازه كر يا بيشتر باشد؛ فقط مقدارى كه بو يا رنگ يا مزه آن تغيير كرده نجس است .
مسئله 26 - آب فواره اگر متصل به كر باشد ، آب نجس را پاك مى كند . ولى اگر قطره قطره روى آب نجس بريزد؛ آنرا پاك نمى كند ؛مگر آنكه چيزى روى فواره بگيرند؛ تا آب آب قبل از قطره قطره شدن به آب نجس متصل شود و بنابر احتياط واجب بايد آب فواره با آن آب نجس مخلوط گردد.
مسئله 27 - اگر چيز نجس را زير شيرى كه متصل به كر است بشويند؛ آبى كه از آن چيز مى ريزد اگر متصل به كر باشد و بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد و عين نجاست هم در آن نباشد پاك است .
مسئله 28 - اگر مقدارى از آب كر يخ ببندد و باقى آن به قدر كر نباشد، چنانچه نجاست به آن برسد نجس مى شود ، و هر قدر از يخ هم آب شود نجس است .
مسئله 29 - آبى كه به اندازه كر بوده ، اگر انسان شك كند از كر كمتر شده يا نه ؛ حكم كر را دارد ، يعنى نجاست را پاك مى كند و اگر نجاستى هم به آن برسد نجس نمى شود. و آبى كه كمتر از كر بوده و انسان شك دارد به مقدار كر شده يا نه حكم آب كر را ندارد.
مسئله 30
- كر بودن آب به دو راه ثابت مى شود:
اول - آنكه خود انسان يقين يا اطمينان پيدا كند.
دوم - آنكه دو مرد عادل خبر دهند. بلكه بقول يك فرد مطلع ، مورد اعتماد نيز ثابت مى شود ، گر چه احتياط خوب است و بنا به احتياط واجب بگفته كسى كه آب تحت يد اوست ثابت نمى شود مگر اينكه مورد اعتماد باشد.
مسئله 31 - آب قليل آبى است كه از زمين نجوشد و از كر كمتر باشد.
مسئله 32 - اگر آب قليل روى چيز نجس بريزد، يا چيز نجس به آن برسد نجس مى شود. ولى اگر از بالا با فشار روى چيز نجس بريزد، مقدارى كه به آن چيز مى رسد نجس و هر چه بالاتر از آن است . پاك مى باشد.
مسئله 33
- آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست روى چيز نجس ريخته شود و از آن جدا گردد نجس است ، و آب قليلى كه بعد از برطرف شدن عين نجاست براى آب كشيدن روى آن مى ريزند و از آن جدا مى شود و بعد از آن محل پاك مى شود - كه اصطلاحا غساله دوم مى گويند - پاك است و آبى كه با آن مخرج بول و غائط را مى شويند - اگر قليل است - يا پنج شرط پاك است :
اول - آنكه يكى از خصوصيات سه گانه نجاست را به خود نگرفته باشد.
دوم - نجاسى از خارج به آن نرسيده باشد.
سوم - نجاست ديگرى مثل خون با بول يا غائط بيرون نيامده باشد.
چهارم - ذره هاى غائط در آب پيدا نباشد.
پنجم - بيشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج نرسيده باشد. و منظور از پاك بودن آن اينست كه ترشح آن اجتناب ندارد.
مسئله 34 - آب جارى آبى است كه از زمين بجوشد و جريان داشته باشد مانند آب چشمه و قنات .
مسئله 35 - آب جارى اگر چه كمتر از كر باشد ، چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است .
مسئله 36 - اگر نجاستى به آب جارى برسد، مقدارى از آن كه بو يا رنگ يا مزه اش بواسطه نجاست تغيير كرده نجس است . و طرفى كه متصل به چشمه است اگر چه كمتر از كر باشد پاك است . و آبهاى ديگر نهر اگر به اندازه كر باشد يا بواسطه آبى كه تغيير نكرده به آب طرف چشمه متصل باشد، پاك وگرنه نجس است .
مسئله 37 - آب چشمه اى كه جارى نيست ولى طورى است كه اگر از آن بردارند باز مى جوشد، حكم آب جارى دارد. يعنى اگر نجاست به آن برسد، تا وقتى كه بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده ، پاك است .
مسئله 38 - آبى كه كنار نهر، ايستاده و متصل به آب جارى است؛ حكم آب جارى دارد.
مسئله 39 - چشمه اى كه مثلا در زمستان مى جوشد و در تابستان از جوشش مى افتد ، فقط وقتى كه مى جوشد حكم آب جارى دارد.
مسئله 40 - در حمام هائى كه افراد از حوضچه ها استفاده مى كننند كه در برخى كشورها هم اكنون معمول است ، آب حوض حمام اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه به خزينه اى كه آب آن به اندازه كر است متصل باشد، حكم آب جارى را دارد.
مسئله 41 - آب لوله هاى حمام و عمارات كه از شيرها و دوشها مى ريزد ، اگر متصل به كر باشد مثل آب جارى است .
مسئله 42 - آبى كه روى زمين جريان دارد ولى از زمين نمى جوشد ، چنانچه كمتر از كر باشد و نجاست به آن برسد نجس مى شود ، اما اگر از بالا با فشار به پايين بريزد، چنانچه نجاست به پائين آن برسد بالاى آن نجس نمى شود. و اگر فشار از پائين به بالا هم باشد مثل فواره اگر به بالاى آن چيز نجسى برسد پائين آن نجس نمى شود.
مسئله 43 - اگر به چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست يك مرتبه باران ببارد، جائى كه باران به آن برسد پاك مى شود. و در فرش و لباس و مانند اينها فشار لازم نيست . البته باريدن دو سه قطره فايده ندارد، بلكه بايد طورى باشد كه بگويند باران مى آيد.
مسئله 44 - اگر باران به عين نجس ببارد و بجاى ديگر ترشح كند ، چنانچه عين نجاست همراه آن نباشد ، و بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است . پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح كند ، چنانچه ذره هاى خون در آن باشد ، يا آنكه بو يا رنگ يا مزه خون گرفته باشد نجس مى باشد.
مسئله 45 - اگر بر سقف عمارت يا روى بام آن عين نجاست باشد ، تا وقتى باران به بام مى بارد، آبى كه به چيز نجس رسيده و از سقف يا ناودان مى ريزد پاك است و بعد از قطع شدن باران اگر معلوم باشد آبى كه مى ريزد ، به چيز نجس رسيده است ، نجس مى باشد.
مسئله 46 - زمين نجسى كه باران بر آن ببارد پاك مى شود. و اگر باران بر زمين جارى شود و در حال باريدن به جاى نجسى كه زير سقف است برسد، آنرا نيز پاك مى كند.
مسئله 47 - خاك نجسى كه بواسطه باران گل شود و علم به رسيدن باران به وصف اطلاق و پيش از مضاف شدن به تمام اجزاء آن حاصل شود پاك است ولى حصول علم به آن مشكل است.
مسئله 48 - هرگاه آب باران در جائى جمع شود ، اگر چه كمتر از كر باشد چنانچه موقعى كه باران مى آيد، چيز نجسى را در آن بشويند و آب ، بو يا رنگ يا مزه نجاست نگيرد ، آن چيز نجس پاك مى شود.
مسئله 49 - اگر بر فرش پاكى كه روى زمين نجس است باران ببارد و در حال باريدن به زمين نجس برسد، فرش نجس نمى شود و زمين هم پاك مى گردد.
مسئله 50 - اگر آب باران يا آب ديگر در گودالى جمع شود و كمتر از كر باشد پس از قطع شدن باران به رسيدن نجاست به آن نجس مى شود.
مسئله 51 - آب چاهى كه از زمين مى جوشد ، اگر چه كمتر از كر باشد چنانچه نجاست به آن برسد ، تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است ولى مستحب است پس از رسيدن بعضى از نجاستها براى برطرف شدن برخى خصوصيات احتمالى نجس ، مقدارى كه در كتابهاى مفصل گرفته شده از آب آن بكشند.
مسئله 52 - اگر نجاستى در چاه بريزد و بو يا رنگ يا مزه آب آنرا تغيير دهد، چنانچه تغيير آب چاه از بين برود ، موقعى پاك مى شود كه با آبى كه از چاه مى جوشد امتزاج پيدا كند.
مسئله 53 - هنگاميكه بوسيله موتور يا تلمبه از چاه آب كشيده مى شود مادامى كه آب متصل به آب چاه مى باشد حكم آب درون چاه را دارد و با ملاقات نجس ، نجس نمى شود.
مسئله 54 - آب مضاف كه معنى آن گفته شد ، چيز نجس را پاك نمى كند، وضو و غسل هم با آن باطل است .
مسئله 55 - آب مضاف اگر ذره اى نجاست به آن برسد نجس مى شود، ولى چنانچه از بالا با فشار روى چيز نجس بريزد ، مقدارى كه به چيز نجس رسيده نجس و مقدارى كه بالاتر از آن است پاك مى باشد. مثلا اگر گلاب را از گلابدان روى دست نجس بريزند، آنچه بدست رسيده نجس ، و آنچه بدست نرسيده پاك است . و همچنين اگر مثل فواره از پائين به بالا با فشار بيرون آيد پائين بواسطه نجس شدن بالا نجس نمى شود.
مسئله 56 - اگر آب مضاف و هر گونه مايع ديگر مثل لوله هاى نفت بقدرى زياد باشد كه در عرف ، نجاست يك طرف را سرايت بطرف ديگر ندهند پيش از امتزاج و بهم خوردن ، فورا طرف ديگر نجس نمى شود گر چه احتياط خوب است .
مسئله 57 - اگر آب مضاف نجس طورى با آب كر يا جارى مخلوط شود كه ديگر آب مضاف به آن نگويند پاك مى شود.
مسئله 58 - آبى كه مطلق بوده و معلوم نيست مضاف شده يا نه ، مثل آب مطلق است ، يعنى چيز نجس را پاك مى كند ، وضو و غسل هم با آن صحيح است و آبى كه مضاف بوده و معلوم نيست مطلق شده يا نه مثل آب مضاف است ، يعنى چيز نجس را پاك نمى كند ، وضو و غسل هم با آن باطل است .
مسئله 59 - آبى كه معلوم نيست مطلق است يا مضاف و معلوم نيست كه قبلا مطلق يا مضاف بوده نجاست را پاك نمى كند ، وضو و غسل هم با آن باطل است ولى اگر به اندازه كر يا بيشتر باشد و نجاست به آن برسد حكم به نجس بودن آن نمى شود.
مسئله 60 - آبى كه عين نجاست مثل خون و بول به آن برسد و بو يا رنگ يا مزه آنرا تغيير دهد، اگر چه كر يا جارى باشد نجس مى شود. ولى اگر بو يا رنگ يا مزه آب بواسطه نجاستى كه بيرون آب است عوض شود مثلا مردارى كه پهلوى آب است بوى آنرا تغيير دهد نجس نمى شود.
مسئله 61 - آبى كه عين نجاست مثل خون و بول در آن ريخته و بو يا رنگ يا مزه آنرا تغيير داده ، چنانچه به كر يا جارى متصل شود، يا باران بر آن ببارد ، يا باد باران را در آن بريزد ، يا آب باران از ناودان در حال باريدن در آن جارى شود و تغيير آن از بين برود پاك مى شود . ولى بايد آب كر يا جارى يا باران در حال باريدن با آن مخلوط گردد.
مسئله 62 - اگر چيز نجسى را در كر يا جارى آب بكشند ، آبى كه بعد از بيرون آوردن ، از آن مى ريزد پاك است .
مسئله 63 - آبى كه پاك بوده و معلوم نيست نجس شده يا نه محكوم به طهارت است و آبى كه نجس بوده و معلوم نيست پاك شده يا نه محكوم به نجاست است .
مسئله 64 - نيم خورده سگ و خوك و كافر ، نجس و خوردن آن حرام است و نيم خورده حيوانات حرام گوشت ديگر ، پاك ولى خوردن آن مكروه مى باشد.
مسئله 65 - واجب است انسان وقت تخلى و مواقع ديگر ، عورت خو د را از كسانى كه مكلفند؛اگر چه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند ، و همچنين از ديوانه مميز و بچه هاى مميز كه خوب و بد را مى فهمند بپوشاند. ولى زن و شوهر لازم نيست عورت خود را از يكديگر بپوشانند.
مسئله 66 - لازم نيست با چيز مخصوصى عورت خود را بپوشانند و اگر مثلا با دست هم آنرا بپوشاند كافى است .
مسئله 67 - موقع تخلى بايد طرف جلوى بدن يعنى شكم و سينه و زانوها رو به قبله و پشت به قبله نباشد.
مسئله 68 - اگر موقع تخلى طرف جلوى بدن كسى رو به قبله يا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند كفايت نمى كند. و اگر جلوى بدن او رو به قبله يا پشت به قبله نباشد احتياط واجب آن است كه عورت را نيز رو به قبله يا پشت به قبله ننمايد.
مسئله 69 - احتياط مستحب آن است كه طرف جلوى بدن در موقع استبراء كه احكام آن بعدا گفته مى شود، و نيز موقع تطهير مخرج بول و غائط ، رو به قبله و پشت به قبله نباشد.
مسئله 70 - اگر براى آنكه نامحرم او را نبيند ، و يا هر جهت ديگر مجبور شود رو به قبله يا پشت قبله بنشيند اشكال ندارد ولى اگر بتواند خود را هر چند مختصر بگرداند لازم است .
مسئله 71 - احتياط واجب آن است كه بچه را در وقت تخلى رو به قبله يا پشت به قبله ننشانند ، جلوگيرى از او واجب نيست .
مسئله 72 - در چهار جا تخلى حرام است : اول در كوچه هاى بن بست ، در صورتى كه صاحبانش اجازه نداده باشند، بلكه بنابر احتياط واجب در راههاى عمومى نيز جايز نيست . دوم در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است . سوم در جائى كه براى عده مخصوصى وقف شده است مثل بعضى از مدرسه ها چهارم روى قبر مومنين در صورتى كه بى احترامى به آنان باشد و همچنين هر موردى كه هتك مقدسات مذهبى يا هتك مقام مومنين باشد.
مسئله 73 - در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاك مى شود . اول آنكه با غائط نجاست ديگرى مثل خون بيرون آمده باشد. دوم آنكه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسيده باشد سوم آنكه اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد و در غير اين سه صورت مى شود مخرج را با آب شست و يا به دستورى كه بعدا گفته مى شود با پارچه و سنگ و مانند اينها پاك كرد اگر چه شستن با آب بهتر است .
مسئله 74 - مخرج بول با غير آب پاك نمى شود. با آب لوله كشى شهرى و در كر و جارى اگر يك مرتبه بشويند كافى است ولى با آب قليل بنابر احتياط بايد دو مرتبه شست و براى هر مرتبه مقدارى كه بر رطوبت محل غلبه كرده آنرا ببرد كافى است ، كسانى هم كه بولشان از غير مجراى طبيعى مى آيد نيز دو مرتبه بشويند و زنها با مردها در اين جهت فرقى ندارند.
مسئله 75 - اگر مخرج غائط را با آب بشويند ، بادشى چيزى از غائط در محل نماند. ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد و اگر در دفعه اول طورى شسته شود كه ذره اى از غائط در آن نماند دو باره شستن لازم نيست .
مسئله 76 - با سنگو كلوخ و مانند اينها اگر خشك و پاك باشند مى شود مخرج غائط را تطهير كرد و چنانچه رطوبت كمى داشته باشند كه به مخرج نرسد اشكال ندارد، و بهتر است از سه دفعه كمتر نباشد اگر چه اقوى آن است كه پاك مى شود اگر به يك مرتبه يا دو مرتبه مخرج پاكيزه شود و منظور از طهارت در اين مسئله عدم حكم به نجاست است يعنى براى نماز اشكال ندارد و موجب نجاست چيزى كه به محل مى رسد نمى شود.
مسئله 77 - احتياط مستحب آن است كه سنگم يا پارچه اى كه غائط را با آن برطرف مى كنند، سه قطعه باشد گرچه با يكى هم پاك مى شود اگر همه غائط را ببرد ولى اگر با سه قطعه هم بر طرف نشود، بايد بقدرى قطعات را اضافه نمايند تا مخرج كاملا پاكيزه شود، ولى باقى ماندن ذرات كوچكى كه ديده نمى شود و نيزه لزوجت محل اشكال ندارد.
مسئله 78 - براى از بين بردن غائط با غير آب چيز مخصوصى شرط نيست بلكه هر جسم پاك غير مايع كه عين نجس را ببرد كافى است ، سنگ يا پارچه يا دستمال كاغذى و غيره فرق نمى كند ولى پاك كردن با چيزهايى كه احترام آنها لازم است مانند كاغذى كه اسم خدا و پيغمبران بر آن نوشته شده معصيت و حرام است و پاك شدن مخرج با استنجاء و سرگين حيوانات و استخوان هم محل اشكال است يعنى نماز خواندن با آن اشكال دارد.
مسئله 79 - اگر شك كند كه مخرج را تطهير كرده يا نه ، اگر چه هميشه بعد از بول يا غائط فورا تطهير مى كرده ، احتياط واجب آن است كه تطهير نمايد.
مسئله 80 - اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز ، مخرج را تطهير كرده يا نه ، اگر يقين به بى التفاتى خود در وقت استنجاء ندارد نمازى كه خوانده صحيح است ، ولى براى نمازهاى بعد بايد تطهير كند.
مسئله 81 - استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى دهند ، براى آنكه مطمئن شوند بول در مجرى نمانده است . و آن اقسامى دارد و بهتر اين است كه بعد از قطع شدن بول ، اگر مخرج غائط نجس شده ، اول آنرا تطهير كنند ، بعد سه دفعه با انگشت از مخرج غائط تا بيخ آلت با كمى فشار بكشند و بعد يك انگشت را روى آلت و انگشت ديگر را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه گاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.
مسئله 82 - آبى كه گاهى از ملاعبه و بازى كردن از انسان خارج مى شود و به آن مذى مى گويند پاك است . و نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مى آيد و به آن وذى گفته مى شود ، اگر ظاهر محل تطهير شده باشد ، پاك است و آبى كه گاهى بعد از بول بيرون مى آيد و به آن ودى مى گويند ، اگر بول به آن نرسيده باشد ، پاك است . و چنانچه انسان بعد از بول استبراء كند و بعد آبى از او خارج شود ، و شك كند كه بول است يا يكى از اينها ، پاك مى باشد و اگر استبراء نكرده باشد و در اثر ملاعبه و مانند آن رطوبتى خارج شود كه مى داند يكى از اين رطوبتهاى پاك است ولى احتمال بدهد كه چيزى از بول هم همراه آن بيرون آمده باشد حكم پاكى دارد و وضوء او هم باطل نمى شود.
مسئله 83 - اگر انسان شك كند استبراء كرده يا نه و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند از رطوبتهاى پاك است يا نه ، نجس مى باشد و چنانچه وضو گرفته باشد باطل مى شود. ولى اگر شك كند استبرائى كه كرده درست بوده يا نه و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك است يا نه ، پاك مى باشد ؛ وضو را هم باطل نمى كند.
مسئله 84 - كسى كه استبراء نكرده اگر بواسطه آنكه مدتى از بول كردن او گذشته و يا به جهت ديگر ، يقين يا اطمينان حاصل كند كه بول در مجرى نمانده است و رطوبتى ببيند و شك كند پاك است يا نه ، آن رطوبت پاك مى باشد ، وضو را هم باطل نمى كند.
مسئله 85 - اگر انسان بعد از بول استبراء كند و وضو بگيرد ، چنانچه بعد از وضو رطوبتى ببيند كه بداند يا بول است يا منى ، واجب است احتياطا غسل كند ، وضو هم بگيرد. ولى اگر وضو نگرفته باشد فقط گرفتن وضو كافى است .
مسئله 86 - براى زن استبراء از بول نيست و اگر رطوبتى ببيند و شك كند پاك است يا نه ، پاك مى باشد ، وضو و غسل او را هم باطل نمى كند.
مسئله 87 - مستحب است در موقع تخلى جائى بنشيند كه كسى او را نبيند و موقع وارد شدن به مكان تخلى ، اول پاى چپ و موقع بيرون آمدن ، اول پاى راست را بگذارد . و همچنين مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند و سنگينى بدن را بر پاى چپ بيندازد.
مسئله 88 - نشستن روبروى خورشيد و ماه در موقع تخلى مكروه است ولى اگر عورت خود را بوسيله اى بپوشانده مكروه نيست . و نيز در موقع تخلى نشستن روبروى باد و در جاده و خيابان و كوچه و درب خانه (اگر متعلق حق ديگران نباشد وگرنه جايز نيست به تفصيلى كه گذشت ) و زير درختى كه ميوه مى دهد و همينطور چير خوردن در حال تخلى و توقف زياد و تطهير كردن با دست راست مكروه مى باشد و همچنين است حرف زدن در حال تخلى ، ولى اگر ناچار باشد يا ذكر خدا بگويد مكروه نيست .
مسئله 89 - ايستاده بول كردن و بول كردن در زمين سخت و سوراخ جانوران و در آب خصوصا آب راكد مكروه است .
مسئله 90 - خوددارى كردن از بول و غائط مكروه است . و اگر براى بدن ضرر مهمى داشته باشد حرام است .
مسئله 91
- مستحب است انسان پيش از نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى ، بول كند.