صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل

احكام نماز

نماز ستون دين است و قبولي آن در درگاه حضرت احديت در قبولي ساير اعمال مؤثر است و براي تربيت روح انساني و پيشگيري از افتادن در فساد بسيار مؤثر است و به هر درجه كه كامل و مقبول باشد در طرد زذائل اخلاقي مؤثر و بطوري كه قرآن كريم فرموده از فساد و منكرات باز مي‏دارد. و همانطور كه در روايات آمده است عامل مهمي براي قرب به حضرت حق مي‏باشد. اگر انسان به حقيقت وجود خود و وابستگيش به مقام احديت بيانديشد در عباداتش به خصوص نماز حالت معنوي خضوع و خشوع داشته باشد لذت وصل به محبوب حقيقي را چشيده طهارت و پاكي حقيقت انسانيّت را مي‏يابد و همانطور كه حقيقت تكبير نماز است از همه چيز جز خداوند غافل شده فقط او را با ديده معنوي شهود مي‏كند. پس انسان بايد مواظب باشد كه با عجله و شتابزدگي نماز نخواند و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد و متوجه باشد كه با چه كسي سخن مي‏گويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگي خداوند عالم ناچيز ببيند و اگر انسان در موقع نماز كاملا به اين مطلب توجه كند، از خود بي‏خبر مي‏شود، چنانكه در حال نماز تير را از پاي مبارك اميرالمؤمنين عليه السلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند.
نمازگزار بايد از لغزشهاي خود توبه و استغفار نمايد و گناهاني كه مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن حقوق واجبه الهي و هر معصيت ديگري را ترك كند و همچنين سزاوار است كارهايي كه حال عبادت را از بين مي‏برد ثواب نماز را كم مي‏كند بجا نياورد. مثلا در حال خواب آلودگي و فشار بول و ساير فشارهاي طبيعي به نماز نايستد انها را بر طرف كند و فكر خود را نيز از ناراحتي هاي فكري منصرف نمايد و در موقع نماز بجاي ديگر نگاه نكند و نيز كارهائي كه ثواب نماز را زياد مي‏كند بجا آورد، مثلا انگشتري عقيق بدست كند و لباس پاكيزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله فرموده است از من نيست كسي كه نمازش را سبك بشمارد و نيز فرمود: به شفاعت من نمي‏رسد كسي كه نمازش را سبك بشمارد. و امام صادق عليه السلام فرموده است: پس از معرفت حق چيزي را بالاتر از نماز نميدانم بنگريد كه بنده صالح خداوند يعني عيسي بن مريم علي نبيا و آله و عليه السلام مي‏گويد: خداوند مرا سفارش كرده كه تا زنده‏ام مواظب نماز و زكات باشم.

نمازهاي واجب‏

نمازهاي واجب شش نماز است: اوّل - نماز يوميه دوّم - نماز آيات سوّم - نماز ميت چهارم - نماز طواف واجب خانه كعبه پنجم - نماز قضاي پدر و مادر كه بر پسر بزرگتر واجب است ششم - نمازي كه بواسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مي‏شود.

نمازهاي واجب يوميه‏

نمازهاي واجب يوميه پنج نماز است ظهر و عصر، هر كدام چهار ركعت. مغرب سه ركعت، عشا چهار ركعت، صبح دو ركعت.

مسئله 758 - در سفر بايد نمازهاي چهار ركعتي را با شرايطي كه گفته مي‏شود دو ركعت خواند.

وقت نماز ظهر و عصر

مسئله 759 - اگر چوب صاف يا چيزي مانند آن را، بطور عمودي در زمين هموار نصب كنند صبح كه خورشيد بيرون مي‏آيد، سايه آن به طرف مغرب مي‏افتد و هر چه آفتاب بالا آيد اين سايه كم مي‏شود و در شهرهاي ما در اوّل ظهر شرعي به آخرين درجه كمي مي‏رسد و ظهر كه گذشت، سايه آن به طرف مشرق برمي‏گردد و هر چه خورشيد به مغرب مي‏رود سايه زيادتر مي‏شود. بنابراين وقتي سايه غربي به آخرين درجه كمي رسيد و سايه شرقي آغاز شد معلوم مي‏شود ظهر شرعي شده است ولي در بعضي شهرها مثل مكه كه گاهي موقع ظهر سايه بكلّي از بين مي‏رود، بعد از آنكه سايه دو باره پيدا شد معلوم مي‏شود ظهر شده است (البته در شهرهاي ما بحسب دقت سايه غربي پس از كم شدن ابتدا كمي شمالي و سپس شرقي مي‏شود).

مسئله 760 - چوب يا چيز ديگري را كه براي معيّن كردن ظهر به زمين فرود مي‏برند شاخص گويند.

مسئله 761 - نماز ظهر و عصر هر كدام وقت مخصوص و مشتركي دارند، وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر است تا وقتي كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد كه اگر كسي سهوا تمام نماز عصر را در اين وقت بخواند، نمازش باطل است و وقت مخصوص نماز عصر موقعي است كه باندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد كه اگر كسي تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند)2)و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است كه اگر كسي در اين وقت اشتباها تمام نماز عصر را پيش از نماز ظهر بخواند، نمازش صحيح است و بايد نماز ظهر را بعد از آن بجا آورد.

مسئله 762 - اگر پيش از خواندن نماز ظهر، سهوا مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه در وقت مشترك باشد، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند - يعني: نيّت كند كه آنچه تا حال خوانده‏ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مي‏خوانم همه نماز ظهر باشد - و بعد از آنكه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، نماز باطل است و آنرا رها مي‏كند و هر دو نماز را به ترتيب بجا مي‏آورد و اگر احتياطا نيّت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام كند، بعد هر دو نماز را به ترتيب بجا آورد بهتر است.

مسئله 763 - در زمان حضور امام معصوم عليه السلام واجب است مكلف در روز جمعه بجاي نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند، ولي در اين زمان بين جمعه و ظهر مخير است و اگر كسي نماز جمعه بخواند، احيتاط مستحب آن است كه نماز ظهر را هم بخواند.

مسئله 764 - احتياط واجب آن است كه نماز جمعه را از اوّل عرفي ظهر تأخير نياندازند و اگر تأخير شد بجاي جمعه ظهر بخوانند و اگر جمعه خواندند باحتياط واجب ظهر را هم بخوانند وقت شروع خطبه هاي جمعه بطوري كه در محل خود ذكر مي كنيم اول ظهر ميباشد.

وقت نماز مغرب و عشاء

مسئله 765 - مغرب موقعي است كه سرخي طرف مشرق" كه بعد از غروب آفتاب پيدا مي‏شود، از بين برود.

مسئله 766 - نماز مغرب و عشاء هر كدام وقت مخصوص و مشتركي دارند:
وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است، تا وقتي كه از مغرب باندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد، كه اگر كسي مثلا مسافر باشد و تمام نماز عشاء را سهوا در اين وقت بخواند نمازش باطل است و وقت مخصوص نماز عشاء موقعي است كه به اندازه خواندن نماز عشاء به نصف شب مانده باشد، كه اگر كسي تا اين موقع نماز مغرب را نخواند، بايد ابتدا نماز عشاء و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشاء وقت مشترك نماز مغرب و عشاء است، كه اگر كسي در اين وقت اشتباها نماز عشاء را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود. نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.

مسئله 767 - وقت مخصوص و مشترك كه معني آن در مسئله پيش گفته شد براي اشخاص فرق مي‏كند، مثلا اگر باندازه خواندن دو ركعت نماز از اول ظهر بگذرد وقت مخصوص نماز ظهر كسي كه مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترك مي‏شود ولي براي كسي كه مسافر نيست، بايد باندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد.

مسئله 768 - اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهوا مشغول نماز عشاء شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه تمام آنچه را خوانده يا مقداري از آنرا در وقت مشترك خوانده و به ركوع چهارم هم نرفته است، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشاء را بخواند و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته بايد نماز را تمام كند، بعد نماز مغرب را بخواند و احتياط لازم آن است كه بعد از مغرب نماز عشاء را اعاده نمايد اما اگر تمام آنچه را خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پيش از ركوع ركعت چهارم يادش بيايد، مي‏تواند احتياطا نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و دوباره نماز مغرب و بعد از آن عشاء را بخواند و مي‏تواند رها كند و هر دو نماز را به ترتيب بجا آورد.

مسئله 769 - آخر وقت نماز عشاء نصف شب است. به اين معني كه نبايد عمداً تاخير شود و بنابراحتياط واجب شب را بايد از اول غروب تا اذان صبح حساب كرد نه تا اول آفتاب.

مسئله 770 - چنانكه ذكر شد نبايد عمداً از نصف شب تأخير شود ولي اگر از روي معصيت يا بواسطه عذري نماز مغرب يا نماز عشاء را تا نصف شب نخواند، بنابر احتياط واجب، بايد تا قبل از اذان صبح بدون اينكه نيت اداء و قضا كند به قصد ما في الذمّه بجا آورد گرچه احتمال قوي آنست كه در مورد ضرورت و عذر تا طلوع فجر وقت باقي باشد.

وقت نماز صبح‏

مسئله 771 - نزديك اذان صبح از طرف مشرق، سفيده‏اي رو به بالا حركت مي‏كند كه آنرا فجر اول گويند، موقعي كه آن سفيده پهن شد فجر دوم، و اول وقت نماز صبح است و فرقي هم بين شبهاي مهتاب و غيره نيست ، گرچه در مهتاب سفيدي بزودي معلوم نمي شود ولي وقتي زمان آنرا با ساعت دقيق بدانيم طبق همان ميتوان عمل نمود. و آخر وقت نماز صبح موقعي است كه آفتاب بيرون مي‏آيد.

احكام وقت نماز

مسئله 772 - موقعي انسان مي‏تواند مشغول نماز شود كه يقين كند، يا اطمينان حاصل نمايد وقت داخل شده است، يا اذان گوي وقت شناس مورد وثوق اذان بگويد يا دو مرد عادل بداخل شدن وقت خبر دهند و اذان و اقامه نماز را هم پيش از وقت نمي توان گفت .

مسئله 773 - اگر بواسطه ابر يا غبار و ديگر موانع عمومي نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن وقت يقين كند، چنانچه گمان داشته باشد كه وقت داخل شده، مي‏تواند مشغول نماز شود لكن احتياط مستحب آن است كه نماز راتأخير بيندازد تا يقين كند وقت داخل شده است، ولي در موانع شخصي - مثل نابينائي و زنداني بودن شخص - احتياط لازم آن است كه تا يقين به وقت نكند مشغول نماز نشود.

مسئله 774 - اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند، يا انسان يقين كند كه وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است، و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده. ولي اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده بوده است، نماز او صحيح است.

مسئله 775 - اگر انسان ملتفت نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحيح است و اگر بفهمد تمام نماز را پيش از وقت خوانده يا نفهمد كه در وقت خوانده يا پيش از وقت، نمازش باطل است، بلكه اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده است احتياط واجب آن است كه دو باره آن نماز را بخواند.

مسئله 776 - اگر يقين كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يا نه، نماز او باطل است ولي اگر در بين نماز يقين داشته باشد كه وقت شده، و شك كند كه آنچه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه، نمازش صحيح است البته در صورتي كه احتمال بدهد هنگام شروع توجه به وقت داشته است.

مسئله 777 - اگر وقت نماز بقدري تنگ است، كه بواسطه بجا آوردن بعضي از كارهاي مستحب نماز، مقداري از آن بعد از وقت خوانده مي‏شود بايد آن مستحب را بجا نياورد. مثلا اگر بواسطه خواندن قنوت، مقداري از نماز بعد از وقت خوانده مي‏شود، بايد قنوت نخواند.

مسئله 778 - كسي كه باندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيت ادا بخواند. ولي نبايد عمدا نماز را تا اين وقت تأخير بيندازد.

مسئله 779 - كسي كه مسافر نيست، اگر تا مغرب باندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا كند و همچنين اگر تا نصف شب باندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عشاء را بخواند و بعدا مغرب را به قصد مافي‏الذمه بجا آورد و تا مقدار يك ركعت به فجر مانده قصد ادا و قضا نكند.

مسئله 780 - كسي كه مسافر است اگر تا مغرب باندازه خواندن سه ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا كند. و اگر تا نصف شب باندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشاء را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عشاء را بخواند، و بعدا مغرب را به قصد مافي‏الذمه بجا آورد و چنانچه بعد از خواندن عشاء، معلوم شود كه به مقدار يك ركعت يا بيشتر وقت به نصف شب مانده است بايد فورا نماز مغرب را به نيت ادا بجا آورد.

مسئله 781 - مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خيلي سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آنكه تأخير آن از جهتي بهتر باشد. در روايات ما بحدّي سفارش به اول وقت شده كه مي‏توان گفت ثواب آن از جماعتي هم كه دير وقت باشد بيشتر باشد.

مسئله 782 - هرگاه انسان عذري دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است مثلا بدون ساتريا با لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقي است، مي‏تواند در اول وقت نماز بخواند ولي اگر احتمال دهد كه عذر او از بين مي‏رود، بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت مطابق وظيفه‏اش نماز بخواند، و لازم نيست بقدري صبر كند كه فقط بتواند كارهاي واجب نماز را انجام دهد، بلكه اگر براي مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مي‏تواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.

مسئله 783 - كسي كه مسائل نماز و شكيّات و سهويّات را نمي‏داند و احتمال مي‏دهد كه يكي از اينها در نمازش پيش آيد، بايد براي ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تأخير بيندازد، ولي اگر اطمينان دارد كه نماز را بطور صحيح تمام مي‏كند، مي‏تواند در اول وقت مشغول نماز شود، آنگاه اگر اتفاقاً در نماز مسأله‏اي كه حكم آن را نمي‏داند پيش نيايد، نماز او صحيح است و اگر مسئله‏اي كه حكم آن را نمي‏داند پيش آيد، جايز است به يكي از دو طرفي كه احتمال مي‏دهد عمل نمايد و نماز را تمام كند، ولي بعد از نماز بايد مسئله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده، دو باره بخواند.

مسئله 784 - اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را مطالبه مي‏كند، در صورتي كه ممكن است، بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند و همچنين است اگر كار واجب ديگري كه بايد فورا آن را بجا آورد پيش آيد، مثلا ببيند مسجد نجس است، بايد اول مسجد را تطهير كند، بعد نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند، معصيت كرده ولي نماز او صحيح است.

نمازهائيكه بايد بترتيب خوانده شود

مسئله 785 - انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر و يا نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است.

مسئله 786 - اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است، نمي‏تواند نيت را به نماز عصر برگرداند، بلكه بايد آنرا رها كند و نماز عصر را بخواند و همينطور است در نماز مغرب و عشا.

مسئله 787 - اگر در بين نماز عصر يقين كند كه نماز ظهر را نخوانده است و نيت را به نماز ظهر برگرداند چنانچه يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده بوده، بنابر احتياط واجب بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و بعد از تمام كردن نماز، دو باره نماز عصر را بخواند مگر آنكه پيش از بجا آوردن جزئي از اجزاء به قصد ظهر يادش بيايد، كه در اين صورت نماز را به نيت عصر تمام ‏كند و اعاده لازم نيست. و اگر برخي اجزاء نماز را هم به قصد ظهر انجام داده تا وارد ركن نماز نشده مي‏تواند نيت عصر كند و آن اجزاء غير ركن را دو باره به قصد عصر بياورد و نماز صحيح است.

مسئله 788 - اگر در بين عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند ولي اگر وقت به قدري كم است كه بعد از تمام شدن نماز، مغرب مي‏شود بايد بنا بگذارد كه ظهر را خوانده و به نيت نماز عصر نماز را تمام كند.

مسئله 789 - اگر در نماز عشا، پيش از ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت بقدري كم است كه بعد از تمام شدن نماز نصف شب مي‏شود، بايد به نيت عشا نماز را تمام كند و بعد مغرب را به قصد مافي‏الذمه بجا آورد و اگر بيشتر وقت دارد و يك ركعت از آن در وقت اشتراكي واقع شده باشد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه ركعتي تمام كند، بعد نماز عشا را بخواند.

مسئله 790 - اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم، شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد نماز را به نيت عشاء تمام كند، بعد نماز مغرب را بخواند و بعد عشاء را نيز اعاده نمايد بنابر احتياط مستحب، مگر اينكه اين شك در وقت مخصوص نماز عشاء باشد كه در اينصورت خواندن نماز مغرب لازم نيست.

مسئله 791 - اگر انسان نمازي را كه خوانده احتياطا دو باره بخواند و در بين نماز يادش بيايد نمازي را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است نمي‏تواند نيت را به آن نماز برگرداند مثلا موقعي كه نماز عصر را احتياطا مي‏خواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نمي‏تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.

مسئله 792 - برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب، جايز نيست.

مسئله 793 - اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد و انسان مشغول ادا شده باشد مي‏تواند در بين نماز نيت را به نماز قضا برگرداند، ولي بايد برگرداندن نيت به نماز قضا ممكن باشد مثلا اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتي مي‏تواند نيت را به قضاي صبح برگرداند كه داخل ركوع ركعت سوم نشده باشد ولي اگر با علم و تذكر به قضا شروع به ادا كرده باشد عدول محل تأمل است و احوط ترك آن است.

نمازهاي مستحب‏

مسئله 794 - نمازهاي مستحب زياد است و آنها را نافله گويند ودر بين نمازهاي مستحبي بخواندن نافله‏هاي شبانه روز بيشتر سفارش شده و آنها در غير روز جمعه سي و چهار ركعت است كه هشت ركعت آن نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشا و يازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح مي‏باشد و چون دو ركعت نافله عشا را بنابر احتياط مستحب بايد نشسته خواند، يك ركعت حساب مي‏شود. ولي در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه مي‏شود و بهتر است همه اين بيست ركعت را پيش از ظهر بخواند. همه اين نمازهاي نافله هم دو ركعتي هستند مگر نماز وَتْر در نماز شب كه يك ركعتي است.

مسئله 795 - از يازده ركعت نافله شب، هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب و دو ركعت آن به نيت نماز شفع و يك ركعت آن، به نيت نماز وتر خوانده شود و هشت ركعت نافله شب و همچنين نافله ظهر و عصر و مغرب را بايد مانند نماز صبح دو ركعتي بخوانند و دستور كامل نافله شب در كتابهاي دعا گفته شده است.

مسئله 796 - نمازهاي نافله را مي‏شود نشسته خواند، ولي بهتر است دو ركعت نافله نشسته را يك ركعت حساب كند، مثلا كسي كه مي‏خواهد نافله ظهر را نشسته بخواند، بهتر است شانزده ركعت بخواند و اگر مي‏خواهد نماز وتر را نشسته بخواند دو نماز يك ركعتي نشسته بخواند.

مسئله 797 - نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند ولي نافله عشا را رجاءا مي‏توان خواند. بلكه بهتر اين است كه ترك نشود.

مسئله 798 - نافله شب از مهمترين نمازهاي نافله و در روايات اهلبيت عليهم السلام براي تأكيد اين نافله آمده است كه : "از ما نيست كسي كه نافله شب نخواند" و طبق روايات براي اصلاح امور دنيا و آخرت و طهارت روح بسيار مؤثر است. ده ركعت آن همانند نماز صبح است و در يك ركعت وتر آداب مخصوصي ذكر شده كه مختصر آن اين است كه در قنوت آن هفتاد مرتبه استغفار و سيصد مرتبه "العفو" و هفت مرتبه اين دعا: هذا مقام العائذ بك من النار" بگويد. و هر مقدار كه حال دعا دارد مي‏تواند دعا بخواند. معروف است كه نام چهل مؤمن را هم برده برايشان دعا كند ليكن اين معني در خصوص نماز وتر وارد نشده است بلكه يكي از عوامل استجابت دعا اين است كه انسان ابتدا چهل نفر از مؤمنين را دعا كند و سپس حاجت بخواهد. مستحب است در دو ركعت اول نماز شب به ترتيب سوره توحيد و كافرون را بخواند و در ركعات ديگر هر سوره كه مايل باشد بخواند. در دو ركعت شفع هم بهتر است به ترتيب سوره قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخواند و در يك ركعت وتر سوره قل هو الله - توحيد را بخواند. البته اينها و ساير آدابي كه در كتابهاي ادعيه آمده است لازم المراعات نمي‏باشند.

وقت نافله‏هاي يوميه‏

مسئله 799 - نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مي‏شود و وقت فضيلت آن از اوّل ظهر است تا موقعي كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مي‏شود باندازه دو هفتم شاخص شود، مثلا اگر درازي شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايه آن به دو وجب رسيد، آخر وقت فضيلت نافله ظهر است و تا آخر وقت فريضه، هرگاه پيش از نماز ظهر به قصد اداء بجا آورد صحيح است. و هم چنين وقت اداء نافله عصر تا وقت اداء فريضه عصر است.

مسئله 800 - نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مي‏شود و وقت فضيلت آن تا موقعي است كه سايه شاخص به چهار هفتم آن برسد. و چنانچه بخواهد نافله ظهر را بعد از نماز ظهر يا نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند، بنابر احتياط واجب نيّت اداء و قضا نكند و به قصد مافي‏الذمّه بجا آورد. و همينطور مي‏تواند نافله ظهر و عصر را پيش از ظهر (حتّي از اوّل صبح) بخواند ليكن احتياط آن است كه به قصد رجاء ثواب بخواند، خصوصا اگر بداند كه بعد از ظهر موفّق نمي‏شود.

مسئله 801 - وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتي كه سرخي طرف مغرب كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا مي‏شود از بين برود. اگر چه بعيد نيست امتداد وقت نافله مغرب بامتداد وقت آن. و بهتر اينكه بعد از برطرف شدن سرخي مزبور، قصد اداء يا قضا نكند.

مسئله 802 - وقت نافله عشاء بعد از تمام شدن نماز عشاء تا نصف شب است، و بهتر است بعد از نماز عشاء بلافاصله خوانده شود.

مسئله 803 - نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مي‏شود و وقت آن بعد از فجر اوّل است، تا وقتي كه سرخي طرف مشرق پيدا شود. و نشانه فجر اوّل در وقت نماز صبح گفته شد. و ممكن است نافله صبح را پيش از فجر، بعد از نافله شب، بلافاصله و يا در ضمن نماز شب خواند.

مسئله 804 - وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح، و بهتر است كه هنگام سحر يعني ثلث آخر شب انجام شود و بهتر آنكه نزديك اذان صبح خوانده شود و منظور از شب در اينجا از غروب تا طلوع خورشيد مي‏باشد.

مسئله 805 - مسافر و كسي كه براي او سخت است، نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مي‏تواند آن را در اوّل شب بجا آورد.

مسئله 806 - در نقاطي كه چندين ماه شب يا روز مي‏باشد نيز حركت 24 ساعتي زمين تحقّق دارد. منتهي ديدن نور خورشيد بعلت دوري و نزديكي از حركت ميلي خورشيدي تفاوت مي‏كند و در زندگي افراد آنجا - جائيكه سكنه دارد نيز شب و روز قراردادي دارند، بايد بر اساس همان شبانه روز خودشان نمازهاي پنجگانه انجام شود. در نقاطي هم كه در مجموعه 24 ساعت، هم شب و هم روز تحقّق دارد، ولي مثلا فقط 2 ساعت روز و 22 ساعت شب باشد نيز همينطور مي‏باشد، و اينطور نيست كه مثلا روزه 2 ساعت واجب باشد و برعكس آن 22 ساعت. چنانكه لازم نيست به زمان مكانهاي ديگر رجوع شود، يا اصلا نماز و روزه واجب نباشد، يا سفر به آنجا حرام و هجرت از آنجا واجب شد كه گفته شده است.

نماز غفيله‏

مسئله 807 - نمازهاي مستحبّي بسيار زياد هستند، از جمله نماز تسبيح كه بنام نماز جعفر طيّار معروف است كه پيامبر اكرمصلي الله عليه واله والسلم به جعفربن ابي‏طالب برادر حضرت اميرمؤمنان عليه السّلام تعليم فرموده است، كه مشتمل بر سيصد مرتبه تسبيحات اربعه است، و كسي كه عجله دارد مي‏تواند تسبيحات را پس از نماز انجام دهد، هر چند هنگام اشتغال بكارهاي ديگر. چهار ركعت است يعني دوتا، دو ركعتي و بهترين وقت آن روز جمعه قبل از ظهر مي‏باشد. آداب اين نماز در كتابهاي دعا ذكر شده است و براي امور دنيا و آخرت مجرّب مي‏باشد.
و از جمله نماز طلب باران و نماز حضرت فاطمه زهراء عليهاسلام و نماز استخاره و نماز طلب روزي و نماز طلب حاجات و نماز شكر و... و بدون اين عناوين هم اساسا نماز مستحبي هر قدر، كم يا زياد، مطلوب مي‏باشد. و در روايت وسيله عروج و صعود انسان و وسيله تقرّب به خداوند، ذكر شده است.

مسئله 808 - يكي از نمازهاي مستحبّ نماز غفليه است و وقت آن بين نماز مغرب و عشاء است و در ركعت اوّل آن، بعد از حمد بايد بجاي سوره، اين آيه را بخوانند:
وَذَا النّوُنِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِبا فَظَنّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادي‏ فِي الظّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّي‏ كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ فَاسْتَجَبْنالَهُ وَ نَجّيْناهُ مِنَ الغَمّ‏ِ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ و در ركعت دوّم بعد از حمد بجاي سوره، اين آيه را بخوانند: وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَهُما اِلاّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُها وَلا حَبْةٍ في‏ ظُلُماتِ الاَرضِ وَلا رَطُبٍ وَلا يابِس اِلاّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ و در قنوت آن بگويند: اَللّهُمّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ الّتي لا يَعْلَمُها اِلاّ اَنْتَ اَنْ تُصلّي عَلي‏ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ اَنْ تَفْعَل بِي كَذا وَ كَذا و بجاي كلمه كذا و كذا حاجتهاي خود را بگويند، و بعد بگويند: اَللّهُمّ اَنْتَ وَلِي نِعْمَتي‏ وَ الْقادِرُ عَلي‏ طَلِبَتي تَعْلَمُ حاجَتي فَاَسْئَلُكَ بِحَقّ‏ِ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السّلامُ لَمّا قَضَيْتَهالي.


صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل