مسئله 758 - در سفر بايد نمازهاي چهار ركعتي را با شرايطي كه گفته ميشود دو ركعت خواند.
مسئله 759 - اگر چوب صاف يا چيزي مانند آن را، بطور عمودي در زمين هموار نصب كنند صبح كه خورشيد بيرون ميآيد، سايه آن به طرف مغرب ميافتد و هر چه آفتاب بالا آيد اين سايه كم ميشود و در شهرهاي ما در اوّل ظهر شرعي به آخرين درجه كمي ميرسد و ظهر كه گذشت، سايه آن به طرف مشرق برميگردد و هر چه خورشيد به مغرب ميرود سايه زيادتر ميشود. بنابراين وقتي سايه غربي به آخرين درجه كمي رسيد و سايه شرقي آغاز شد معلوم ميشود ظهر شرعي شده است ولي در بعضي شهرها مثل مكه كه گاهي موقع ظهر سايه بكلّي از بين ميرود، بعد از آنكه سايه دو باره پيدا شد معلوم ميشود ظهر شده است (البته در شهرهاي ما بحسب دقت سايه غربي پس از كم شدن ابتدا كمي شمالي و سپس شرقي ميشود).
مسئله 760 - چوب يا چيز ديگري را كه براي معيّن كردن ظهر به زمين فرود ميبرند شاخص گويند.
مسئله 761 - نماز ظهر و عصر هر كدام وقت مخصوص و مشتركي دارند، وقت مخصوص نماز ظهر از اوّل ظهر است تا وقتي كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد كه اگر كسي سهوا تمام نماز عصر را در اين وقت بخواند، نمازش باطل است و وقت مخصوص نماز عصر موقعي است كه باندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد كه اگر كسي تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند)2)و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است كه اگر كسي در اين وقت اشتباها تمام نماز عصر را پيش از نماز ظهر بخواند، نمازش صحيح است و بايد نماز ظهر را بعد از آن بجا آورد.
مسئله 762 - اگر پيش از خواندن نماز ظهر، سهوا مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه در وقت مشترك باشد، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند - يعني: نيّت كند كه آنچه تا حال خواندهام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد ميخوانم همه نماز ظهر باشد - و بعد از آنكه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، نماز باطل است و آنرا رها ميكند و هر دو نماز را به ترتيب بجا ميآورد و اگر احتياطا نيّت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام كند، بعد هر دو نماز را به ترتيب بجا آورد بهتر است.
مسئله 763 - در زمان حضور امام معصوم عليه السلام واجب است مكلف در روز جمعه بجاي نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند، ولي در اين زمان بين جمعه و ظهر مخير است و اگر كسي نماز جمعه بخواند، احيتاط مستحب آن است كه نماز ظهر را هم بخواند.
مسئله 764 - احتياط واجب آن است كه نماز جمعه را از اوّل عرفي ظهر تأخير نياندازند و اگر تأخير شد بجاي جمعه ظهر بخوانند و اگر جمعه خواندند باحتياط واجب ظهر را هم بخوانند وقت شروع خطبه هاي جمعه بطوري كه در محل خود ذكر مي كنيم اول ظهر ميباشد.
مسئله 765 - مغرب موقعي است كه سرخي طرف مشرق" كه بعد از غروب آفتاب پيدا ميشود، از بين برود.
مسئله 766
- نماز مغرب و عشاء هر كدام وقت مخصوص و مشتركي دارند:
وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است، تا وقتي كه از مغرب باندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد، كه اگر كسي مثلا مسافر باشد و تمام نماز عشاء را سهوا در اين وقت بخواند نمازش باطل است و وقت مخصوص نماز عشاء موقعي است كه به اندازه خواندن نماز عشاء به نصف شب مانده باشد، كه اگر كسي تا اين موقع نماز مغرب را نخواند، بايد ابتدا نماز عشاء و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشاء وقت مشترك نماز مغرب و عشاء است، كه اگر كسي در اين وقت اشتباها نماز عشاء را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود. نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
مسئله 767 - وقت مخصوص و مشترك كه معني آن در مسئله پيش گفته شد براي اشخاص فرق ميكند، مثلا اگر باندازه خواندن دو ركعت نماز از اول ظهر بگذرد وقت مخصوص نماز ظهر كسي كه مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترك ميشود ولي براي كسي كه مسافر نيست، بايد باندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد.
مسئله 768 - اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهوا مشغول نماز عشاء شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه تمام آنچه را خوانده يا مقداري از آنرا در وقت مشترك خوانده و به ركوع چهارم هم نرفته است، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشاء را بخواند و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته بايد نماز را تمام كند، بعد نماز مغرب را بخواند و احتياط لازم آن است كه بعد از مغرب نماز عشاء را اعاده نمايد اما اگر تمام آنچه را خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پيش از ركوع ركعت چهارم يادش بيايد، ميتواند احتياطا نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و دوباره نماز مغرب و بعد از آن عشاء را بخواند و ميتواند رها كند و هر دو نماز را به ترتيب بجا آورد.
مسئله 769 - آخر وقت نماز عشاء نصف شب است. به اين معني كه نبايد عمداً تاخير شود و بنابراحتياط واجب شب را بايد از اول غروب تا اذان صبح حساب كرد نه تا اول آفتاب.
مسئله 770 - چنانكه ذكر شد نبايد عمداً از نصف شب تأخير شود ولي اگر از روي معصيت يا بواسطه عذري نماز مغرب يا نماز عشاء را تا نصف شب نخواند، بنابر احتياط واجب، بايد تا قبل از اذان صبح بدون اينكه نيت اداء و قضا كند به قصد ما في الذمّه بجا آورد گرچه احتمال قوي آنست كه در مورد ضرورت و عذر تا طلوع فجر وقت باقي باشد.
مسئله 771 - نزديك اذان صبح از طرف مشرق، سفيدهاي رو به بالا حركت ميكند كه آنرا فجر اول گويند، موقعي كه آن سفيده پهن شد فجر دوم، و اول وقت نماز صبح است و فرقي هم بين شبهاي مهتاب و غيره نيست ، گرچه در مهتاب سفيدي بزودي معلوم نمي شود ولي وقتي زمان آنرا با ساعت دقيق بدانيم طبق همان ميتوان عمل نمود. و آخر وقت نماز صبح موقعي است كه آفتاب بيرون ميآيد.
مسئله 772 - موقعي انسان ميتواند مشغول نماز شود كه يقين كند، يا اطمينان حاصل نمايد وقت داخل شده است، يا اذان گوي وقت شناس مورد وثوق اذان بگويد يا دو مرد عادل بداخل شدن وقت خبر دهند و اذان و اقامه نماز را هم پيش از وقت نمي توان گفت .
مسئله 773 - اگر بواسطه ابر يا غبار و ديگر موانع عمومي نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن وقت يقين كند، چنانچه گمان داشته باشد كه وقت داخل شده، ميتواند مشغول نماز شود لكن احتياط مستحب آن است كه نماز راتأخير بيندازد تا يقين كند وقت داخل شده است، ولي در موانع شخصي - مثل نابينائي و زنداني بودن شخص - احتياط لازم آن است كه تا يقين به وقت نكند مشغول نماز نشود.
مسئله 774 - اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند، يا انسان يقين كند كه وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است، و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده. ولي اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده بوده است، نماز او صحيح است.
مسئله 775 - اگر انسان ملتفت نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحيح است و اگر بفهمد تمام نماز را پيش از وقت خوانده يا نفهمد كه در وقت خوانده يا پيش از وقت، نمازش باطل است، بلكه اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده است احتياط واجب آن است كه دو باره آن نماز را بخواند.
مسئله 776 - اگر يقين كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يا نه، نماز او باطل است ولي اگر در بين نماز يقين داشته باشد كه وقت شده، و شك كند كه آنچه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه، نمازش صحيح است البته در صورتي كه احتمال بدهد هنگام شروع توجه به وقت داشته است.
مسئله 777 - اگر وقت نماز بقدري تنگ است، كه بواسطه بجا آوردن بعضي از كارهاي مستحب نماز، مقداري از آن بعد از وقت خوانده ميشود بايد آن مستحب را بجا نياورد. مثلا اگر بواسطه خواندن قنوت، مقداري از نماز بعد از وقت خوانده ميشود، بايد قنوت نخواند.
مسئله 778 - كسي كه باندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيت ادا بخواند. ولي نبايد عمدا نماز را تا اين وقت تأخير بيندازد.
مسئله 779 - كسي كه مسافر نيست، اگر تا مغرب باندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا كند و همچنين اگر تا نصف شب باندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عشاء را بخواند و بعدا مغرب را به قصد مافيالذمه بجا آورد و تا مقدار يك ركعت به فجر مانده قصد ادا و قضا نكند.
مسئله 780 - كسي كه مسافر است اگر تا مغرب باندازه خواندن سه ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا كند. و اگر تا نصف شب باندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشاء را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عشاء را بخواند، و بعدا مغرب را به قصد مافيالذمه بجا آورد و چنانچه بعد از خواندن عشاء، معلوم شود كه به مقدار يك ركعت يا بيشتر وقت به نصف شب مانده است بايد فورا نماز مغرب را به نيت ادا بجا آورد.
مسئله 781 - مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خيلي سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آنكه تأخير آن از جهتي بهتر باشد. در روايات ما بحدّي سفارش به اول وقت شده كه ميتوان گفت ثواب آن از جماعتي هم كه دير وقت باشد بيشتر باشد.
مسئله 782 - هرگاه انسان عذري دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است مثلا بدون ساتريا با لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقي است، ميتواند در اول وقت نماز بخواند ولي اگر احتمال دهد كه عذر او از بين ميرود، بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت مطابق وظيفهاش نماز بخواند، و لازم نيست بقدري صبر كند كه فقط بتواند كارهاي واجب نماز را انجام دهد، بلكه اگر براي مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، ميتواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.
مسئله 783 - كسي كه مسائل نماز و شكيّات و سهويّات را نميداند و احتمال ميدهد كه يكي از اينها در نمازش پيش آيد، بايد براي ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تأخير بيندازد، ولي اگر اطمينان دارد كه نماز را بطور صحيح تمام ميكند، ميتواند در اول وقت مشغول نماز شود، آنگاه اگر اتفاقاً در نماز مسألهاي كه حكم آن را نميداند پيش نيايد، نماز او صحيح است و اگر مسئلهاي كه حكم آن را نميداند پيش آيد، جايز است به يكي از دو طرفي كه احتمال ميدهد عمل نمايد و نماز را تمام كند، ولي بعد از نماز بايد مسئله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده، دو باره بخواند.
مسئله 784 - اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را مطالبه ميكند، در صورتي كه ممكن است، بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند و همچنين است اگر كار واجب ديگري كه بايد فورا آن را بجا آورد پيش آيد، مثلا ببيند مسجد نجس است، بايد اول مسجد را تطهير كند، بعد نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند، معصيت كرده ولي نماز او صحيح است.
مسئله 785 - انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر و يا نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است.
مسئله 786 - اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است، نميتواند نيت را به نماز عصر برگرداند، بلكه بايد آنرا رها كند و نماز عصر را بخواند و همينطور است در نماز مغرب و عشا.
مسئله 787 - اگر در بين نماز عصر يقين كند كه نماز ظهر را نخوانده است و نيت را به نماز ظهر برگرداند چنانچه يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده بوده، بنابر احتياط واجب بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و بعد از تمام كردن نماز، دو باره نماز عصر را بخواند مگر آنكه پيش از بجا آوردن جزئي از اجزاء به قصد ظهر يادش بيايد، كه در اين صورت نماز را به نيت عصر تمام كند و اعاده لازم نيست. و اگر برخي اجزاء نماز را هم به قصد ظهر انجام داده تا وارد ركن نماز نشده ميتواند نيت عصر كند و آن اجزاء غير ركن را دو باره به قصد عصر بياورد و نماز صحيح است.
مسئله 788 - اگر در بين عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند ولي اگر وقت به قدري كم است كه بعد از تمام شدن نماز، مغرب ميشود بايد بنا بگذارد كه ظهر را خوانده و به نيت نماز عصر نماز را تمام كند.
مسئله 789 - اگر در نماز عشا، پيش از ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت بقدري كم است كه بعد از تمام شدن نماز نصف شب ميشود، بايد به نيت عشا نماز را تمام كند و بعد مغرب را به قصد مافيالذمه بجا آورد و اگر بيشتر وقت دارد و يك ركعت از آن در وقت اشتراكي واقع شده باشد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه ركعتي تمام كند، بعد نماز عشا را بخواند.
مسئله 790 - اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم، شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد نماز را به نيت عشاء تمام كند، بعد نماز مغرب را بخواند و بعد عشاء را نيز اعاده نمايد بنابر احتياط مستحب، مگر اينكه اين شك در وقت مخصوص نماز عشاء باشد كه در اينصورت خواندن نماز مغرب لازم نيست.
مسئله 791 - اگر انسان نمازي را كه خوانده احتياطا دو باره بخواند و در بين نماز يادش بيايد نمازي را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است نميتواند نيت را به آن نماز برگرداند مثلا موقعي كه نماز عصر را احتياطا ميخواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نميتواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.
مسئله 792 - برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب، جايز نيست.
مسئله 793 - اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد و انسان مشغول ادا شده باشد ميتواند در بين نماز نيت را به نماز قضا برگرداند، ولي بايد برگرداندن نيت به نماز قضا ممكن باشد مثلا اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتي ميتواند نيت را به قضاي صبح برگرداند كه داخل ركوع ركعت سوم نشده باشد ولي اگر با علم و تذكر به قضا شروع به ادا كرده باشد عدول محل تأمل است و احوط ترك آن است.
مسئله 794 - نمازهاي مستحب زياد است و آنها را نافله گويند ودر بين نمازهاي مستحبي بخواندن نافلههاي شبانه روز بيشتر سفارش شده و آنها در غير روز جمعه سي و چهار ركعت است كه هشت ركعت آن نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشا و يازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح ميباشد و چون دو ركعت نافله عشا را بنابر احتياط مستحب بايد نشسته خواند، يك ركعت حساب ميشود. ولي در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه ميشود و بهتر است همه اين بيست ركعت را پيش از ظهر بخواند. همه اين نمازهاي نافله هم دو ركعتي هستند مگر نماز وَتْر در نماز شب كه يك ركعتي است.
مسئله 795 - از يازده ركعت نافله شب، هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب و دو ركعت آن به نيت نماز شفع و يك ركعت آن، به نيت نماز وتر خوانده شود و هشت ركعت نافله شب و همچنين نافله ظهر و عصر و مغرب را بايد مانند نماز صبح دو ركعتي بخوانند و دستور كامل نافله شب در كتابهاي دعا گفته شده است.
مسئله 796 - نمازهاي نافله را ميشود نشسته خواند، ولي بهتر است دو ركعت نافله نشسته را يك ركعت حساب كند، مثلا كسي كه ميخواهد نافله ظهر را نشسته بخواند، بهتر است شانزده ركعت بخواند و اگر ميخواهد نماز وتر را نشسته بخواند دو نماز يك ركعتي نشسته بخواند.
مسئله 797 - نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند ولي نافله عشا را رجاءا ميتوان خواند. بلكه بهتر اين است كه ترك نشود.
مسئله 798 - نافله شب از مهمترين نمازهاي نافله و در روايات اهلبيت عليهم السلام براي تأكيد اين نافله آمده است كه : "از ما نيست كسي كه نافله شب نخواند" و طبق روايات براي اصلاح امور دنيا و آخرت و طهارت روح بسيار مؤثر است. ده ركعت آن همانند نماز صبح است و در يك ركعت وتر آداب مخصوصي ذكر شده كه مختصر آن اين است كه در قنوت آن هفتاد مرتبه استغفار و سيصد مرتبه "العفو" و هفت مرتبه اين دعا: هذا مقام العائذ بك من النار" بگويد. و هر مقدار كه حال دعا دارد ميتواند دعا بخواند. معروف است كه نام چهل مؤمن را هم برده برايشان دعا كند ليكن اين معني در خصوص نماز وتر وارد نشده است بلكه يكي از عوامل استجابت دعا اين است كه انسان ابتدا چهل نفر از مؤمنين را دعا كند و سپس حاجت بخواهد. مستحب است در دو ركعت اول نماز شب به ترتيب سوره توحيد و كافرون را بخواند و در ركعات ديگر هر سوره كه مايل باشد بخواند. در دو ركعت شفع هم بهتر است به ترتيب سوره قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخواند و در يك ركعت وتر سوره قل هو الله - توحيد را بخواند. البته اينها و ساير آدابي كه در كتابهاي ادعيه آمده است لازم المراعات نميباشند.
مسئله 799 - نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده ميشود و وقت فضيلت آن از اوّل ظهر است تا موقعي كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا ميشود باندازه دو هفتم شاخص شود، مثلا اگر درازي شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايه آن به دو وجب رسيد، آخر وقت فضيلت نافله ظهر است و تا آخر وقت فريضه، هرگاه پيش از نماز ظهر به قصد اداء بجا آورد صحيح است. و هم چنين وقت اداء نافله عصر تا وقت اداء فريضه عصر است.
مسئله 800 - نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده ميشود و وقت فضيلت آن تا موقعي است كه سايه شاخص به چهار هفتم آن برسد. و چنانچه بخواهد نافله ظهر را بعد از نماز ظهر يا نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند، بنابر احتياط واجب نيّت اداء و قضا نكند و به قصد مافيالذمّه بجا آورد. و همينطور ميتواند نافله ظهر و عصر را پيش از ظهر (حتّي از اوّل صبح) بخواند ليكن احتياط آن است كه به قصد رجاء ثواب بخواند، خصوصا اگر بداند كه بعد از ظهر موفّق نميشود.
مسئله 801 - وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتي كه سرخي طرف مغرب كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا ميشود از بين برود. اگر چه بعيد نيست امتداد وقت نافله مغرب بامتداد وقت آن. و بهتر اينكه بعد از برطرف شدن سرخي مزبور، قصد اداء يا قضا نكند.
مسئله 802 - وقت نافله عشاء بعد از تمام شدن نماز عشاء تا نصف شب است، و بهتر است بعد از نماز عشاء بلافاصله خوانده شود.
مسئله 803 - نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده ميشود و وقت آن بعد از فجر اوّل است، تا وقتي كه سرخي طرف مشرق پيدا شود. و نشانه فجر اوّل در وقت نماز صبح گفته شد. و ممكن است نافله صبح را پيش از فجر، بعد از نافله شب، بلافاصله و يا در ضمن نماز شب خواند.
مسئله 804 - وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح، و بهتر است كه هنگام سحر يعني ثلث آخر شب انجام شود و بهتر آنكه نزديك اذان صبح خوانده شود و منظور از شب در اينجا از غروب تا طلوع خورشيد ميباشد.
مسئله 805 - مسافر و كسي كه براي او سخت است، نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، ميتواند آن را در اوّل شب بجا آورد.
مسئله 806 - در نقاطي كه چندين ماه شب يا روز ميباشد نيز حركت 24 ساعتي زمين تحقّق دارد. منتهي ديدن نور خورشيد بعلت دوري و نزديكي از حركت ميلي خورشيدي تفاوت ميكند و در زندگي افراد آنجا - جائيكه سكنه دارد نيز شب و روز قراردادي دارند، بايد بر اساس همان شبانه روز خودشان نمازهاي پنجگانه انجام شود. در نقاطي هم كه در مجموعه 24 ساعت، هم شب و هم روز تحقّق دارد، ولي مثلا فقط 2 ساعت روز و 22 ساعت شب باشد نيز همينطور ميباشد، و اينطور نيست كه مثلا روزه 2 ساعت واجب باشد و برعكس آن 22 ساعت. چنانكه لازم نيست به زمان مكانهاي ديگر رجوع شود، يا اصلا نماز و روزه واجب نباشد، يا سفر به آنجا حرام و هجرت از آنجا واجب شد كه گفته شده است.
مسئله 807
- نمازهاي مستحبّي بسيار زياد هستند، از جمله نماز تسبيح كه بنام نماز جعفر طيّار معروف است كه پيامبر اكرمصلي الله عليه واله والسلم به جعفربن ابيطالب برادر حضرت اميرمؤمنان عليه السّلام تعليم فرموده است، كه مشتمل بر سيصد مرتبه تسبيحات اربعه است، و كسي كه عجله دارد ميتواند تسبيحات را پس از نماز انجام دهد، هر چند هنگام اشتغال بكارهاي ديگر. چهار ركعت است يعني دوتا، دو ركعتي و بهترين وقت آن روز جمعه قبل از ظهر ميباشد. آداب اين نماز در كتابهاي دعا ذكر شده است و براي امور دنيا و آخرت مجرّب ميباشد.
و از جمله نماز طلب باران و نماز حضرت فاطمه زهراء عليهاسلام و نماز استخاره و نماز طلب روزي و نماز طلب حاجات و نماز شكر و... و بدون اين عناوين هم اساسا نماز مستحبي هر قدر، كم يا زياد، مطلوب ميباشد. و در روايت وسيله عروج و صعود انسان و وسيله تقرّب به خداوند، ذكر شده است.
مسئله 808
- يكي از نمازهاي مستحبّ نماز غفليه است و وقت آن بين نماز مغرب و عشاء است و در ركعت اوّل آن، بعد از حمد بايد بجاي سوره، اين آيه را بخوانند:
وَذَا النّوُنِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِبا فَظَنّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادي فِي الظّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ فَاسْتَجَبْنالَهُ وَ نَجّيْناهُ مِنَ الغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ و در ركعت دوّم بعد از حمد بجاي سوره، اين آيه را بخوانند: وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَهُما اِلاّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُها وَلا حَبْةٍ في ظُلُماتِ الاَرضِ وَلا رَطُبٍ وَلا يابِس اِلاّ في كِتابٍ مُبينٍ و در قنوت آن بگويند: اَللّهُمّ اِنّي اَسْئَلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ الّتي لا يَعْلَمُها اِلاّ اَنْتَ اَنْ تُصلّي عَلي مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ اَنْ تَفْعَل بِي كَذا وَ كَذا و بجاي كلمه كذا و كذا حاجتهاي خود را بگويند، و بعد بگويند: اَللّهُمّ اَنْتَ وَلِي نِعْمَتي وَ الْقادِرُ عَلي طَلِبَتي تَعْلَمُ حاجَتي فَاَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السّلامُ لَمّا قَضَيْتَهالي.