مسئله 671
- غسلهاي مستحبّ در شرع مقدّس اسلام بسيار است و از آن جمله است:
1- غسل جمعه: كه تأكيد بسيار شده، تا آنجا كه برخي فقها قائل بوجوب آن شدهاند و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر، و بهتر است نزديك ظهر بجا آورده شود، و اگر تا ظهر انجام ندهد، بهتر است كه بدون نيّت اداء و قضا،تا غروب جمعه بجا آورد، و اگر در روز جمعه غسل نكند، مستحبّ است از صبح شنبه تا غروب قضاي آنرا بجا آورد، و كسي كه ميترسد در روز جمعه آب پيدا نكند، ميتواند روز پنجشنبه غسل كند و يا در شب جمعه رجاءا غسل را انجام دهد. و مستحبّ است در موقع غسل جمعه بگويد: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل علي محمد و آل محمد و اجعلني من التوابين و اجعلني من المتطهرين.
2- غسل شب اوّل ماه رمضان و تمام شبهاي طاق، مثل شب سوّم و پنجم و هفتم، ولي از شب بيست و يكم مستحبّ است همه شب غسل كند، و براي غسل شب اوّل و پانزدهم و هفدهم و نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوّم و بيست و پنجم و بيست و هفتم و بيست و نهم، بيشتر سفارش شده است، و وقت غسل شبهاي ماه رمضان، تمام شب است و بهتر است مقارن غروب بجا آورده شود، ولي از شب بيست و يكم تا آخر ماه بهتر است غسل را بين نماز مغرب و عشاء بجا آورد، و نيز مستحبّ است در شب بيست و سوّم غير از غسل اوّل شب، يك غسل هم در آخر شب انجام دهد.
3- غسل روز عيد فطر و عيد قربان، و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر، و چون احتمال ميرود كه وقت آن تا غروب باشد، اگر تا ظهر انجام نداد، بعد از ظهر آنرا بجا آورد، و احتياط آن است كه بقصد رجاء باشد.
4- غسل شب عيد فطر، و وقت آن از اوّل مغرب است تا اذان صبح، و بهتر است در اوّل شب بجا آورده شود.
5- غسل روز هشتم و نهم ذيحجّه، و در روز نهم بهتر است آن را نزديك ظهر بجا آورد.
6- غسل روز اوّل و پانزدهم و بيست و هفتم و آخر ماه رجب.
7- غسل روز عيد غدير، و بهتر است پيش از ظهر آن را انجام دهند.
8- غسل روز بيست و چهارم ذيحَجّه.
9- غسل روز عيد نوروز و پانزدهم شعبان و نهم و هفدهم ربيع الاوّل و روز بيست و پنجم ذيقعده.
10- غسل دادن بچهاي كه تازه بدنيا آمده، و وقت آن بعد از تولّد است تا دو سه روز كه بگويند تازه بدنيا آمده و اگر تأخير شد، رجاً غسل بدهند.
11- غسل زني كه براي غير شوهرش بوي خوش استعمال كرده است كه در حقيقت يك نوع غسل توبه مي باشد و همينطور شماره 12 .
12- غسل كسي كه در حال مستي خوابيده است.
13- غسل كسي كه جائي از بدنش را به بدن ميّتي كه غسل دادهاند رسانده است.
14- غسل كسي كه در موقع گرفتن خورشيد و ماه، نماز آيات را عمدا نخوانده، در صورتي كه تمام ماه و خورشيد گرفته باشد، بلكه احتياط ترك نكردن اين غسل است. چنانكه احتياط آن است كه بقصد مافيالذّمه بجا آورد، اعمّ از جهت تأخير نماز يا از جهت بجاآوردن قضاءِ نماز.
15- غسل كسي كه براي تماشاي مجرم دار آويخته، رفته و آن را ديده باشد، ولي اگر اتّفاقا يا از روي ناچاري نگاهش بيفتد، يا مثلا براي شهادت دادن رفته باشد، غسل مستحبّ نيست.
مسئله 672 - پيش از داخل شدن در حرم مكّه، شهر مكّه، مسجد الحرام، خانه كعبه، حرم مدينه، شهر مدينه، مسجد پيغمبر صلّي اللّه عليه و آله و حرم ائمه عليهم السّلام، مستحبّ است انسان غسل كند، و اگر در يك روز چند مرتبه مشرّف شود، يك غسل كافي است، و كسي كه ميخواهد در يك روز داخل حرم مكّه و مسجد الحرام و خانه كعبه شود، اگر به نيّت همه يك غسل كند كافي است، و همينطور اگر در يك روز بخواهد داخل حرم مدينه و شهر مدينه و مسجد پيغمبر صلي الله عليه واله والسلم شود و براي زيارت پيامبر ( ص ) و ائمه عليهم السّلام از دور يا نزديك و براي حاجت خواستن از خداوند عالم، و همچنين براي توبه و تحصيل نشاط عبادت و براي سفر رفتن خصوصا، سفر زيارت حضرت سيّدالشّهداء عليه السّلام، مستحبّ است انسان غسل كند و همجنين براي احرام ، مباهله با دشمن، استخاره ، طلب باران و ... غسل مستحب است . و اگر يكي از غسلهائي را كه در اين مسئله گفته شد، بجا آورد و پيش از انجام مقصود كاري كند كه وضو را باطل مينمايد، مثلا بخوابد؛ مستحبّ است دو باره غسل را بجا آورد.
مسئله 673 - بنابراحتياط واجب انسان نميتواند با غسل مستحبّي؛ كاري كه مانند نماز، وضو لازم دارد انجام دهد.
مسئله 674 - اگر چند غسل بر كسي مستحبّ باشد و به نيّت همه، يك غسل بجا آورد كافي است
مسئله 675 - گفته شد كه غسل وكفن ميّت هر مسلماني واجب است ليكن دو گروه از اين حكم استثنا شدهاند: اوّل - شهدا يعني آنها كه در ميدان كارزار در ركاب پيامبر( صلي الله وعليه واله والسلم) يا امام معصوم عليهالسلام يا نائب خاص بعنوان جهاد يا دفاع كشته شده باشند و يا در زمان غيبت امام عليهالسلام در راه دفاع از اسلام و كشور اسلام كشته شوند، اينها غسل و كفن وحنوط ندارند و با همان لباسهايشان پس از خواندن نماز ميّت بر آنها بخاك سپرده شوند. مرد يا زن، بزرگ يا كوچك و حتّي طفل در اين مسئله فرقي ندارند. البته بايد در ميدان جنگ كشته شده باشند ولي اگر وقتي مسلمانان به او ميرسند هنوز زنده باشد و پس از بيرون بردن از ميدان جنگ هر چند در بيمارستان جان بدهد اين حكم را ندارد گرچه ثواب شهيد را دارد.
مسئله 676 - ميدان جنگ محدود به مسافت كمي باشد يا بسيار گسترده فرقي نميكند و تا هر كجا كه گلولههاي دشمن به آنجا ميرسد همين حكم را دارد ولي آنها كه در بمباران شهرها و روستاهاي دور از ميدان جنگ كشته ميشوند اين حكم را ندارند مگر اينكه فرض شود كه همه آن مكانها ميدان جنگ باشد مثل اينكه مردم آنجا نيز در سقوط هواپيماها و يا كشتن چتربازها و مانند آن دخالت مستقيم داشته باشند و همه جنگجو بحساب آيند.
مسئله 677 - اگر شهيد را دشمن برهنه كرده باشد و يا بهر جهت ديگري برهنه شده باشد بايد اول او را كفن كنند و بدون غسل بخاك بسپارند.
مسئله 678 - دوّم - آنهائي كه بعنوان قصاص يا حدّ شرعي كشته ميشوند ابتدا بايد به دستور حاكم شرع ،خودشان غسل ميّت را انجام دهند و لُنگ و پيراهن كفن مرده را بتن كنند - سرتاسري هم لازم است اگر مانع اجرا، حد شود پس از كشتن پوشانده شود وگرنه خودش قبلاً به خود مي پيچد - و حنوط ميكنند كه پس از كشته شدن فقط بر آنها نماز ميخوانند و دفنشان ميكنند و اگر بدن و كفنشان بخون و غير خون نجس شود لازم نيست تطهير شوند.
مسئله 679 - اگر انسان در آبادي باشد، بايد براي تهيه آب وضو و غسل، بقدري جستجو كند كه از پيدا شدن آن نااميد شود، و اگر در بيابان باشد، چنانچه زمين آن پست و بلند است، بايد در هر يك از چهار طرف باندازه پرتاب يك تير قديمي - كه با كمان پرتاب ميكردند - و اگر زمين آن پست و بلند نيست، بايد در هر طرف باندازه پرتاب دو تير، جستجو نمايد.
مسئله 680 - اگر بعضي از چهار طرف هموار و بعض ديگر پست و بلند باشد، بايد در طرفي كه هموار است، باندازه پرتاب دو تير و در طرفي كه هموار نيست، باندازه پرتاب يك تير جستجو كند.
مسئله 681 - در هر طرفي كه يقين دارد آب نيست، در آن طرف جستجو لازم نيست.
مسئله 682 - كسي كه وقت نماز او تنگ نيست و براي تهيّه آب وقت دارد، اگر يقين يا اطمينان دارد، در محلي دورتر از مقداري كه بايد جستجو كند آب هست، بايد براي تهيّه آب برود، ولي اگر فقط گمان - و نه يقين- دارد آب هست، رفتن به آن محلّ لازم نيست.
مسئله 683 - لازم نيست خود انسان در جستجوي آب برود، بلكه ميتواند كسي را كه به گفته او اطمينان دارد بفرستد، اگر يك نفر از طرف چند نفر برود كافي است.
مسئله 684 - اگر احتمال دهد كه داخل بار سفر خود، يا در منزل، و يا در قافله آب هست، بايد بقدري جستجو نمايد كه به نبودن آب يقين كند، يا از پيدا كردن آن نااميد شود.
مسئله 685 - اگر پيش از وقت نماز جستجو نمايد و آب پيدا نكند، و تا وقت نماز همانجا بماند، چنانچه احتمال دهد كه آب پيدا ميكند، احتياط مستحبّ آن است كه دو باره در جستجوي آب برود.
مسئله 686 - اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو كند و آب پيدا نكند، و تا وقت نماز ديگر در همانجا بماند، چنانچه احتمال دهد كه آب پيدا ميشود، احتياط مستحبّ آن است كه دو باره در جستجوي آب برود.
مسئله 687 - اگر وقت نماز تنگ باشد، يا از دزد و يا درّنده و مانند اينها بترسد، يا جستجوي آب بقدري سخت باشد، كه نتواند تحمّل كند، جستجو لازم نيست.
مسئله 688 - اگر در جستجوي آب نرود تا وقت نماز تنگ شود، معصيت كرده، ولي نمازش با تيمّم صحيح است.
مسئله 689 - كسي كه يقين دارد آب پيدا نميكند، چنانچه دنبال آب نرود و با تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه اگر جستجو ميكرد آب پيدا ميشد، نمازش باطل است. مگر اينكه نماز را در تنگي وقت خوانده باشد.
مسئله 690 - اگر بعد از جستجو، آب پيدا نكند و با تيّمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، در جايي كه جستجو كرده آب بوده، نماز او صحيح است.
مسئله 691 - كسي كه يقين دارد وقت نماز تنگ است، اگر بدون جستجو با تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه براي جستجو وقت داشته، احتياط واجب آن است كه دو باره نمازش را بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
مسئله 692 - اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوي خود را باطل كند، تهيّه آب براي او ممكن نيست، يا نميتواند وضو بگيرد، چنانچه بدون مشقّت بتواند وضوي خود را نگهدارد، نبايد آنرا باطل نمايد.
مسئله 693 - اگر پيش از وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوي خود را باطل كند، تهيّه آب براي او ممكن نيست، چنانچه بتواند وضوي خود را نگهدارد، احتياط مستحبّ آن است كه آن را باطل نكند و تا ممكن است، رعايت اين احتياط را بنمايد.
مسئله 694 - كسي كه فقط به مقدار وضو، يا به مقدار غسل آب دارد و ميداند كه اگر آنرا بريزد آب پيدا نميكند، چنانچه وقت نماز داخل شده باشد، ريختن آن حرام است، و احتياط مستحبّ آن است كه پيش از وقت نماز هم آنرا نريزد، و تا ممكن است اين احتياط را مراعات نمايد.
مسئله 695 - كسي كه ميداند آب پيدا نميكند، اگر بعد از داخل شدن وقت نماز عمدا وضوي خود را باطل كند، يا آبي را كه دارد بريزد معصيت كرده، ولي نمازش با تيمّم صحيح است، اگر چه احتياط مستحبّ آن است كه قضاي آن نماز را بخواند.
مسئله 696 - اگر بواسطه پيري، يا ترس از دزد دشمن و جانور و مانند اينها، يا نداشتن وسيلهاي كه آب از چاه يا مخزن ديگري بكشد، دسترسي به آب نداشته باشد، بايد تيمّم كند و همچنين است اگر تهيّه كردن آب يا استعمال آن، بقدري مشقّت داشته باشد كه مردم تحمّل آن را نكنند.
مسئله 697 - اگر براي كشيدن آب از چاه، دلو و ريسمان و مانند اينها لازم دارد، و مجبور است بخرد يا كرايه نمايد - اگر چه قيمت آن چند برابر معمول باشد - بايد تهيّه كند، و همچنين است اگر آب را به چندين برابر قيمتش بفروشند، ولي اگر تهيّه آنها بقدري پول ميخواهد كه نسبت بحال او مشقّت و حرج دارد، واجب نيست تهيّه نمايد.
مسئله 698 - اگر ناچار شود كه براي تهيّه آب قرض كند، بايد قرض نمايد. ولي كسي كه ميداند يا گمان دارد كه نميتواند قرض خود را بدهد، واجب نيست قرض كند.
مسئله 699 - اگر كندن چاه مشقّت ندارد، بايد براي تهيّه آب، چاه بكند.
مسئله 700 - اگر كسي مقداري آب، بيمنّت به او ببخشد، بايد قبول كند.
مسئله 701 - اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد، يا بترسد كه به واسطه استعمال آن، مرض يا عيبي در او پيدا شود، يا مرضش طول بكشد، يا شدّت كند و يا به سختي معالجه شود، بايد تيمّم نمايد. ولي اگر مثلا آب گرم براي او ضرر ندارد، بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل كند.
مسئله 702 - لازم نيست يقين كند كه آب براي او ضرر دارد، بلكه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و از آن احتمال، ترس براي او پيدا شود، بايد تيمّم كند.
مسئله 703 - كسي كه مبتلا به درد چشم است، و يا هر گونه بيماري چشم دارد كه آب براي او ضرر دارد، بايد تيمّم كند.
مسئله 704 - اگر بواسطه يقين يا ترسِ ضرر، تيمّم كند و پيش از نماز بفهمد كه آب برايش ضرر ندارد، تيمّم او باطل است. و اگر بعد از نماز بفهمد، بنابر احتياط مستحبّ، بايد دو باره نماز را با وضو يا غسل بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.
مسئله 705 - كسي كه ميداند آب برايش ضرر ندارد، چنانچه غسل كند يا وضو بگيرد، و بعد بفهمد كه آب براي او ضرر داشته، بنابر احتياط مستحبّ، اگر در وقت است و نماز را نخوانده، بايد تيمّم هم بنمايد، و اگر نماز را خوانده، دو باره آنرا با تيمّم بخواند و اگر وقت گذشته، با وضو يا غسل آنرا قضا نمايد. ليكن اظهر صحّت نماز است.
مسئله 706 - هرگاه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند، خود يا عيال و اولاد او، يا رفيقا و كساني كه با او مربوطند - مانند نوكر و كلفت - از تشنگي بميرند، يا مريض شوند، يا بقدري تشنه شوند كه تحمّل آن، مشكل است ، بايد بجاي وضو و غسل، تيمّم نمايد. و همينطور اگر بترسد حيواني كه مال خود اوست، از تشنگي تلف شود. و همچنين است اگر هر انسان يا حيواني كه حفظ جان او واجب است، بطوري تشنه باشد كه اگر انسان آب را به او ندهد، تلف شود.
مسئله 707 - اگر غير از آب پاكي كه براي وضو و غسل دارد، آب نجسي هم به مقدار آشاميدن خود و كساني كه با او مربوطند داشته باشد، بايد آب پاك را براي آشاميدن بگذارد، و با تيمّم نماز بخواند، ولي چنانچه آب را براي حيوانش بخواهد، بايد آب نجس را به آن حيوان بدهد و با آب پاك، وضو و غسل را انجام دهد.
مسئله 708 - كسي كه بدن يا لباسش نجس است، و كمي آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند، براي آب كشيدن بدن يا لباس او نميماند، بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمّم نماز بخواند، ولي اگر چيزي نداشته باشد كه بر آن تيمّم كند، بايد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند و با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
مسئله 709 - اگر غير از آب يا ظرفي كه استعمال آن حرام است، آب يا ظرف ديگري ندارد، مثلا آب يا ظرفش غصبي است و غير از آن، آب و ظرف ديگري ندارد، بايد بجاي وضو و غسل تيمّم كند.
مسئله 710 - هرگاه وقت بقدري تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند، تمام نماز يا مقداري از آن، بعد از وقت خوانده ميشود، بايد تيمّم كند.
مسئله 711 - اگر عمدا نماز را بقدري تأخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد، معصيت كرده، ولي نماز او با تيمّم صحيح است. اگر چه احتياط مستحبّ آن است كه قضاي آن نماز را بخواند.
مسئله 712 - كسي كه شك دارد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند وقت براي نماز او ميماند يا نه برخي از فقهاء معتقدند : اگر شك او در مقدار وقت باشد - مثل آنكه نداند يك ساعت وقت دارد يا نيم ساعت - بايد وضو يا غسل را بجا آورد لكن اگر بداند كه نيم ساعت بيشتر وقت ندارد، و شك كند كه در اين نيم ساعت ميتواند غسل كند يا وضو بگيرد و نماز بخواند، يا نميتواند، در اينصورت غسل يا وضو لازم نيست، و بايد تيمّم كند و نماز بخواند ولي ظاهراً فرقي بين دو صورت مزبور نمي باشد و وظيفه او تيمم مي باشد . بلكه اگر احتمال دهد با شروع غسل و وضو وقت تيمّم هم از بين ميرود، نبايد شروع كند و وظيفهاش فقط تيمّم است.
مسئله 713 - كسي كه بواسطه تنگي وقت تيمّم كرده، چنانچه بعد از نماز آبي كه داشته از دستش برود، اگرچه تيمّم خود را نشكسته باشد، در صورتي كه وظيفهاش تيمّم باشد، بايد دو باره تيمّم نمايد. البته در صورتي كه به مقدار وضو گرفتن بعد از نماز، آب در اختيارش باشد و گر نه همان تيمم كفايت مي كند .
مسئله 714 - اگر انسان بقدري وقت دارد كه ميتواند وضو بگيرد يا غسل كند، و نماز را بدون كارهاي مستحبّي آن - مثل اقامه و قنوت - بخواند، بايد غسل كند يا وضو بگيرد، و نماز را بدون كارهاي مستحبّي آن بجا آورد، بلكه اگر باندازه سوره هم وقت ندارد، بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون سوره بخواند.
مسئله 715 - تيمّم به خاك و ريگ و كلوخ (اگر همه جاي كف دست را بگيرد مثل خاك بهم چسبيده ريز) و سنگ و هر چه از زمين حساب ميشود، صحيح است. ولي احتياط مستحبّ آن است كه اگر خاك ممكن باشد، به چيز ديگر تيمّم نكند، و اگر خاك نباشد، با ريگ و اگر ريگ نباشد، با كلوخ و چنانچه كلوخ هم نباشد، با سنگ تيمّم نمايد.
مسئله 716 - تيمّم بر سنگ گچ و سنگ آهك و سنگ مرمر و سياه و ديگر سنگها و همينطور به گل پخته مثل آجر و سُفال صحيح است، و با بودن اين چيزها كه تيمّم بر آن صحيح است، احوط آن است كه به گچ و آهك پخته تيمّم نكند ولي به جواهرات و سنگهاي گران قيمت معدني كه جزء جواهرات حساب مي شوند - مثل سنگ عقيق و فيروزه - تيمّم باطل ميباشد.
مسئله 717 - اگر خاك و ريگ و كلوخ و سنگ پيدا نشود، بايد به گرد و غباري كه در فرش و لباس و مانند اينها نشسته، اگر ظاهر است، تيمّم كند و اگر گرد و غبار آنها ظاهر نيست، ولي وقتي دست به آن ميزنند گرد برميخيزد، احتياط جمع بين تيمّم به آن و تيمّم به گل است، و چنانچه اصلا گرد پيدا نشود، بايد به گل تيمّم كند و اگر گل هم پيدا نشود، احتياط آن است كه نماز را بدون تيمّم، بخواند. ولي واجب است بعدا قضاي آنرا بجا آورد.
مسئله 718 - اگر بتواند با تكاندن فرش و مانند آن خاك تهيّه كند، تيمّم به گرد باطل است و اگر بتواند گل را خشك كند و از آن خاك تهيّه نمايد، تيمّم به گل باطل ميباشد.
مسئله 719 - كسي كه آب ندارد، اگر برف يا يخ داشته باشد، چنانچه ممكن است، بايد آنرا آب كند و با آن وضو بگيرد يا غسل نمايد، و اگر ممكن نيست و چيزي هم كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، باحتياط واجب نماز را بدون طهارت بخواند و بايد بعدا قضا كند.
مسئله 720 - اگر با خاك و ريگ، چيزي - مانند كاه - كه تيمّم به آن باطل است مخلوط شود، نميتوان به آن تيمّم كرد ولي اگر آن چيز بقدري كم باشد، كه در خاك يا ريگ، از بين رفته حساب شود، تيمّم به آن خاك و ريگ صحيح است.
مسئله 721 - اگر چيزي ندارد كه بر آن تيمّم كند، چنانچه ممكن است، بايد بخريدن و مانند آن تهيه نمايد.
مسئله 722 - احتياط مستحبّ آن است كه با بودن زمين يا خاك خشك، به زمين يا خاك نمناك تيمّم نكند.
مسئله 723 - چيزي كه بر آن تيمّم ميكند، بايد پاك باشد، و اگر چيز پاكي كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، احتياط واجب آن است كه نماز را بيتيمّم بخواند، و واجب است بعد قضاي آنرا بجا آورد.
مسئله 724 - اگر يقين داشته باشد كه تيمّم به چيزي صحيح است و به آن تيمّم نمايد، بعد بفهمد تيمّم به آن باطل بوده، نمازهايي را كه با آن تيمّم خوانده، بايد دو باره بخواند.
مسئله 725 - چيزي كه بر آن تيمّم ميكند، باحتياط واجب بايد غصبي نباشد، پس اگر بر خاك غصبي تيمّم كند، بنابراحتياط واجب باطل است.
مسئله 726 - تيمّم در فضاي غصبي هم مثل مكان غصبي بنابر احتياط واجب باطل است، پس اگر در ملك خود، دستها را به زمين بزند، و بياجازه داخل ملك ديگري شود و دستها را به پيشاني بكشد باطل است.
مسئله 727 - تيمّم به چيز غصبي، در صورتي باطل است كه انسان بداند غصب است و عمدا تيمّم كند، و چنانچه نداند، يا فراموش كرده باشد، تيمّم صحيح است، ولي اگر چيزي را خودش غصب كند و فراموش كند كه غصب كرده و بر آن تيمّم كند، باطل است.
مسئله 728 - كسي كه در جاي غصبي حبس است، اگر آب و خاك آنجا غصبي است، بايد با تيمّم نماز بخواند. و با احتياط استحبابي بعدا اعاده كند.
مسئله 729 - مستحبّ است چيزي كه بر آن تيمّم ميكند، گردي داشته باشد كه بدست بماند، و بعد از زدن دست بر آن، مستحبّ است دست را بتكاند كه گرد آن بريزد.
مسئله 730 - تيمّم به زمين گود و كنار جادهها و زمينهاي غير نظيف و زمين شورهزار بشرط آنكه نمك روي آن را نگرفته باشد، مكروه است و اگر نمك روي آن را گرفته باشد، باطل است. و اگر خوف بيماري از تيمّم بر زمين آلوده باشد باحتياط واجب بدون تيمّم نماز بخواند و بعدا اعاده كند.
مسئله 731 - در تيمّم بدل از وضو چهار چيز واجب است: اوّل - نيّت. دوّم - زدن كف دو دست با هم بر چيزي كه تيمّم به آن صحيح است. سوّم - كشيدن تمام كف هر دو دست به تمام پيشاني و دو طرف آن، از جائي كه موي سر ميرويد، تا ابروها و بالاي بيني و احتياطا بايد دستها روي ابروها هم كشيده شود. چهارم - كشيدن تمام كف دست چپ به تمام پشت دست راست از مچ و بعد از آن كشيدن تمام كف دست راست به تمام پشت دست چپ از مچ.
مسئله 732 - تيمّم بدل از غسل مثل تيمّم بدل از وضو است، ولي احتياط مستحبّ آن است كه تيمّم بدل از غسل را با دو ضرب انجام دهد، به اين نحو كه: يك مرتبه دستها را بزمين بزند و به پيشاني بكشد و مرتبه ديگر دستها را به زمين بزند و به پشت دستها بكشد. بلكه احتياط مستحبّ آن است كه تيمّم را - چه بدل از وضو باشد، چه بدل از غسل - به ترتيب زير بجا آورد: يك مرتبه دستها را به زمين بزند و به پيشاني و پشت دستها بكشد، و يك مرتبه ديگر بزمين بزند و فقط پشت دستها را مسح نمايد.
مسئله 733 - اگر مختصري از پيشاني و پشت دستها را هم مسح نكند تيمّم باطل است - چه عمدا مسح نكند، يا مسأله را نداند، يا فراموش كرده باشد - ولي دقت زياد هم لازم نيست و همين قدر كه بگويند تمام پيشاني و پشت دست مسح شده كافي است.
مسئله 734 - براي آنكه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد مقداري بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولي مسح بين انگشتان لازم نيست.
مسئله 735 - پيشاني و پشت دستها را بايد از بالا به پائين مسح نمايد و آنها را بايد پشت سر هم بجا آورد و اگر بين آنها بقدري فاصله دهد كه نگويند تيمّم ميكند، باطل است.
مسئله 736 - در موقع نيّت بايد معيّن كند كه تيمّم او بدل از غسل است، يا بدل از وضو و اگر بدل از غسل باشد، بايد آن غسل را معيّن نمايد و چنانچه اشتباها بجاي بدل از وضو، بدل از غسل يا بجاي بدل از غسل، بدل از وضو نيّت كند، يا مثلا در تيمّم بدل از غسل جنابت، نيّت تيم بدل از غسل مس ميّت نمايد، تيمّم باطل است. مگر اينكه در خطور ذهني يك اشتباه سطحي باشد و در عمق دل مطلب معلوم باشد.
مسئله 737 - در تيمّم بايد پيشاني و كف دستها و پشت آنها پاك باشد و اگر كف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بكشد، احتياط آن است كه دو تيمّم كند: يكي با كف دست و يكي با پشت دست يعني پشت دست را به چيزي كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشاني و پشت دستها بكشد. گرچه اظهر كفايت با همان كف نجس است.
مسئله 738 - انسان بايد براي تيمّم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشاني يا پشت دستها يا كف آنها مانعي باشد - مثلا چيزي به آنها چسبيده باشد - برطرف نمايد.
مسئله 739 - اگر پيشاني يا پشت دستها زخم است و پارچه يا چيز ديگري را كه بر آن بسته نميتواند باز كند، بايد دست را روي آن بكشد و نيز اگر كف دست زخم باشد و پارچه يا چيز ديگري را كه بر آن بسته نتواند باز كند، بايد دست را با همان پارچه به چيزي كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشاني و پشت دستها بكشد.
مسئله 740 - اگر پيشاني و پشت دستها مو داشته باشد اشكال ندارد ولي اگر موي سر، روي پيشاني آمده باشد بايد آن را عقب بزند.
مسئله 741 - اگر احتمال دهد كه در پيشاني، يا كف دستها، يا پشت دستهامانعي هست، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايد جستجو نمايد، تا يقين يا اطمينان پيدا كند كه مانعي نيست.
مسئله 742 - اگر وظيفه او تيمّم است و نميتواند تيمّم كند، بايد نائب بگيرد و كسي كه نائب ميشود، بايد او را با دست خود او تيمّم دهد و اگر ممكن نباشد، بايد نائب، دست خود را به چيزي كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشاني و پشت دستهاي او بكشد.
مسئله 743 - اگر در بين تيمّم شك كند كه قسمتي از آن را فراموش كرده يا صحيح بجا آورده يا نه اگر وارد قسمت بعد شده است به شك خود اعتنا نكرده بنابر انجام صحيح بگذارد.
مسئله 744 - اگر بعد از مسح دست چپ شك كند كه درست تيمّم كرده است يا نه در صورتي كه فاصله شده و موالات از بين رفته يا وارد نماز و مانند آن شده است تيمّم صحيح است.
مسئله 745 - كسي كه وظيفهاش تيمّم است باحتياط مستحب نميتواند پيش از وقت نماز، براي نماز تيمّم كند. گرچه اظهر جواز است و اگر بداند كه در وقت، امكان تيمم ندارد واحب است پيش از وقت تيمم نمايد، اگر براي كار واجب يا مستحبي ديگر تيمّم كند و تا وقت نماز عذر او باقي باشد،و از وضوء مأيوس باشد ميتواند با همان تيمّم نماز بخواند و احتياط ندارد.
مسئله 746 - كسي كه وظيفهاش تيمّم است، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقي ميماند، در وسعت وقت ميتواند با تيمّم نماز بخواند ولي اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف ميشود ويا اميد داشته باشد احتياط لازم آن است كه صبر كند صبر كند كه اگر بشود با وضو يا غسل نماز بخواند.
مسئله 747 - كسي كه نميتواند وضو بگيرد، يا غسل كند، اگر احتمال ندهد كه عذرش بزودي برطرف شود، ميتواند نمازهاي قضاي خود را با تيمّم بخواند و همينطور اگر ميترسد كه اگر صبر كند ممكن است عذرش برطرف شود ولي ديگر نتواند قضا كند.
مسئله 748 - كسي كه نميتواند وضو بگيرد، يا غسل كند اگر اميد به برطرف شدن عذر تا آخر وقت ندارد جايز است نمازهاي مستحبي را، كه مثل نافلههاي شبانه روز وقت معيّن دارد، با تيمّم بخواند.
مسئله 749 - كسي كه احتياطا بايد غسل جبيرهاي و تيمّم نمايد - مثلا جراحتي در پشت او است - اگر بعد از غسل و تيمّم حدث اصغري از او سر زند - مثلا بول كند - براي نمازهاي بعد تا عذرش باقي است تيمّم بدل از غسل واجب نيست و وضو كافي است.
مسئله 750 - اگر به واسطه نداشتن آب يا عذر ديگري تيمّم كند، بعد از برطرف شدن عذر، تيمّم او خود بخود باطل ميشود.
مسئله 751 - چيزهايي كه وضو را باطل ميكند، تيمّم بدل از وضو را هم باطل ميكند و چيزهايي كه غسل را باطل مينمايد، تيمّم بدل از غسل را هم باطل مينمايد.
مسئله 752 - كسي كه نميتواند غسل كند، اگر چند غسل بر او واجب باشد، ميتواند به قصد بدل از همه، يك تيمّم كند و بهتر آن است كه بدل از هر غسلي يك تيمّم بنمايد. ولي اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كرد، و آن غسلها را هم ولو اجمالا نيّت كرد ديگر بدل از ساير اغسال تيمّم نكند مگر رجاءا.
مسئله 753 - اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند، نبايد براي نماز وضو بگيرد ولي اگر بدل از غسلهاي ديگر تيمّم كند، بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمّم ديگري هم بدل از وضو بنمايد.
مسئله 754 - اگر بدل از غسل تيمّم كند و بعد كاري كه وضو را باطل ميكند براي او پيش آيد، چنانچه براي نمازهاي بعد نتواند غسل كند، بايد وضو بگيرد و بنابر احتياط مستحب بدل از غسل هم تيمّم نمايد و اگر نميتواند وضو بگيرد بنا باحتياط مستحب دو تيمّم كند، يكي بدل از غسل و ديگري بدل از وضو، و اكتفا به يك تيمّم بدل از وضوء فقط هم جائز است. ولي اگر تيمّم او بدل از غسل جنابت بوده، چنانچه يك تيمّم نمايد، به قصد مافيالذمّه كافي است. و رعايت احتياط هم شده است ، چنانكه بقد بدل از وضوء فقط هم جائز است .
مسئله 755 - كسي كه وظيفهاش تيمّم است اگر براي كاري تيمّم كند، تا تيمّم و عذر او باقي است، كارهايي را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد ميتواند بجا آورد ولي اگر عذرش تنگي وقت بوده، يا با داشتن آب براي نماز ميّت يا براي خوابيدن، تيمّم كرده فقط كاري را كه براي آن تيمّم نموده، ميتواند انجام دهد.
مسئله 756 - در چند مورد مستحب است نمازهايي را كه انسان با تيمّم خوانده دو باره بخواند: اوّل - آنكه از استعمال آب ترس داشته و عمدا خود را جنب كرده و با تيمّم نماز خوانده است. دوّم - آنكه ميدانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نميكند و عمدا خود را جنب كرده و با تيمّم نماز خوانده است.سوّم - آنكه عمدا در جستجوي آب نرود و در آخر وقت با تيمّم نماز بخواند و بعد بفهمد كه اگر جستجو ميكرد، آب پيدا ميشد. چهارم - آنكه با وجود آب عمدا نماز را تأخير انداخته و در آخر وقت با تيمّم نماز خوانده است. پنجم - آنكه ميدانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نميشود و آبي را كه داشته ريخته است.
مسئله 757
- اگر از ترس شلوغي و نرسيدن به نماز جماعت جمعه نماز جمعه را با تيمّم خوانده است واجب است بعدا وضو گرفته نماز ظهر را بخواند.