مسئله 882
- در سه مورد اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:
اوّل - آنكه بواسطه زخم يا جراحت يا دملي كه در بدن او است، لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد.
دوّم - آنكه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از بند سرانگشت اشاره ( سبابه) به خون آلوده باشد.
سوّم - آنكه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
و در دو مورد اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است.
اوّل - آنكه لباسهاي كوچك او مانند جوراب و عرقچين، كه ساتر عورتين نيست، نجس باشد.
دوّم - آنكه لباس زني كه پرستار بچّه است، نجس شده باشد. و احكام اين پنج مورد مفصّلا در مسائل بعد گفته ميشود.
مسئله 883 - اگر در بدن يا لباس نمازگزار، خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، چنانچه طوري است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس، براي نوع مردم دشوار است، تا وقتي كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده، ميتواند با آن خون نماز بخواند، و همچنين است اگر چركي كه با خون بيرون آمده يا دوائي كه روي زخم گذاشتهاند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.
مسئله 884 - اگر خون بريدگي يا زخمي كه بزودي خوب ميشود و شستن آن آسان است، و از يك بند انگشت اشاره زيادتر است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
مسئله 885 - اگر جائي از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جايز نيست با آن نماز بخواند. ولي اگر مقداري از بدن يا لباس كه معمولا به رطوبت زخم آلوده ميشود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعي ندارد.
مسئله 886 - خون زخم اطراف لب و بيني و مانند اينها، حكم ساير زخمها را دارد و به مقدار متعارف تا اطراف آن معفوّ است، ولي خون زخم داخل دهان و بيني و مانند آن كه به بيرون رسيده، اگر بيش از مقدار بند انگشت سبّابه (اشاره) است، باحتياط واجب بايد تطهير كند، مگر اينكه حرج باشد. و اما خون بواسير هر چند از دانههاي داخل باشد، اشكال ندارد.
مسئله 887 - كسي كه بدنش زخم است، اگر در بدن يا لباس خود خوني ببيند و نداند از زخم است يا خون ديگر، جايز است با آن نماز بخواند، اگر چه احتياط مستحب آن است كه با آن نماز نخواند.
مسئله 888 - اگر چند زخم در بدن باشد، و بطوري نزديك هم باشند كه يك زخم حساب شود، تا وقتي همه خوب نشدهاند، نماز خواندن با خون آنها اشكال ندارد، ولي اگر بقدري از هم دور باشند كه هر كدام يك زخم حساب شود، هر كدام كه خوب شد، در صورت امكان بايد براي نماز، بدن و لباس را از خون آن، آب بكشد، اگر زيادتر از بند انگشت سبّابه (اشاره) باشد.
مسئله 889 - اگر سر سوزني خون حيض، يا نفاس، يا استحاضه، يا خون سگ يا خوك يا كافر، يا مردار، يا حيوان حرام گوشت در بدن، يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است. ولي خونهاي ديگر مثل خون بدن انسان يا خون حيوان حلال گوشت، اگر چه در چند جاي بدن و لباس باشد، در صورتي كه روي هم كمتر از بند انگشت اشاره باشد، نماز خواندن با آن اشكال ندارد.
مسئله 890 - خوني كه به لباس بيآستر بريزد و به پشت آن برسد، يك خون حساب ميشود ولي اگر پشت آن، جدا خوني شود و بواسطه اتّصال يك خون حساب نشود، بايد هر كدام را جدا حساب نمود. كه اگر خوني كه در پشت و روي لباس است روي هم كمتر از بند انگشت اشاره باشد، نماز با آن صحيح و اگر بيشتر باشد، نماز با آن باطل است.
مسئله 891 - اگر خون، روي لباسي كه آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد و يا به آستر بريزد و روي لباس خوني شود، بايد هر كدام را جدا حساب نمود، اگر خون روي لباس و آستر، روي هم كمتر از بند انگشت سبّابه باشد، نماز با آن صحيح و اگر بيشتر باشد نماز با آن باطل است.
مسئله 892 - اگر خون بدن يا لباس كمتر از بند انگشت سبّابه باشد و رطوبتي به آن برسد، در صورتي كه خون و رطوبتي كه به آن رسيده باندازه بند انگشت يا بيشتر شود و اطراف را آلوده كند، نماز با آن باطل است. بلكه اگر رطوبت و خون، باندازه بند انگشت هم نشود و اطراف را هم آلوده نكند، نماز خواندن با آن اشكال دارد، مگر آنكه رطوبت بحدّي كم باشد كه در خون مستهلك شود.
مسئله 893 - اگر بدن يا لباس خوني نشود، ولي بواسطه رسيدن به خون، نجس شود - اگر چه مقداري كه نجس شده كمتر از بند انگشت باشد - بنابراحتياط واجب نميشود با آن نماز خواند.
مسئله 894 - اگر خوني كه در بدن يا لباس است، كمتر از بند انگشت اشاره باشد، و نجاست ديگري به آن برسد - مثلا يك قطره بول روي آن بريزد - نماز خواندن با آن جايز نيست.
مسئله 895 - اگر لباسهاي كوچك نمازگزار، مثل عرقچين و جوراب كه نميشود با آنها عورت را پوشانيد، نجس باشد - چنانچه از مردار، يا حيوان حرام گوشت درست نشده باشد - نماز با آنها صحيح است. و نيز اگر با عينك يا انگشتري نجس و مانند آن نماز بخواند اشكال ندارد، ولي احتياط مستحبّ آن است كه در اين چيزهاي كوچك نجس هم نماز خوانده نشود چنانكه جائز است لباس متنجس همراه شخص باشد مثلاً در جيب او باشد هر چند لباسي كه ساتر عورت هم بتواند باشد - ولي بهتر است كه لباس متنجس چه كوچك و چه بزرگ هم همراه شخص نباشد .
مسئله 896 - زني كه پرستار بچّه است و بيشتر از يك لباس ندارد، چنانچه نتواند لباس ديگري بخرد، يا كرايه كند و يا عاريه نمايد، هرگاه شبانه روزي يك مرتبه لباس خود را آب بكشد، اگر چه تا روز ديگر لباسش به بول بچّه نجس شود، ميتواند با آن لباس نماز بخواند، ولي احتياط مستحبّ آن است كه لباس خود را اطراف عصر براي نماز ظهر و عصر آب بكشد، بلكه احتياط واجب آن است كه ترتيبي بدهد كه لااقل يك نماز را با لباس پاك بخواند. و همينطور است اگر بيشتر از يك لباس دارد ولي ناچار است كه همه آنها را بپوشد ولي اينها همه در صورتي استكه نتواند بوسيله پوشك و مانند آن از سرايت نجاست بچّه به خود جلوگيري نمايد.
مسئله 897 - مردي كه پرستار بچّه است اگر لباسش به بول بچّه نجس شود نميتواند با آن لباس نماز بخواند.
مسئله 898 - چند چيز در لباس نمازگزار مستحبّ است كه از آن جمله است: عمّامه با تحت الحنك، پوشيدن عبا، خصوصا براي امام جماعت، و لباس سفيد و پاكيزهترين لباسها و استعمال بوي خوش، كه نقل شده نماز با عطر، برابر هفتاد نماز است، و دست كردن انگشتري عقيق، و همراه كردن زن گردنبند زينتي خود را.
مسئله 899 - چند چيز در لباس نمازگزار مكروه است كه از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه غير از عمّامه و عبا و نيز لباس چرك و يا تنگ و يا لباس نازك تنها، هر چند بتواند ساتر عورت باشد، و نيز لباسي كه مربوط به شخص شرابخوار است، و لباس كسي كه از نجاست و يا غصب پرهيز نميكند، و لباسي كه عكس و تصوير دارد، و نيز بازبودن تكمههاي لباس، و دست كردن انگشتري كه عكس دارد، اينها همه مكروه ميباشد. و همينطور لباسي كه مال كفّار و دشمنان دين بوده و يا مستعمل خارجيهاي كافر بوده است. و نيز لباسي كه موجب تكبّر شود، كه اين در غير نماز هم مكروه است.
مسئله 900 - نماز خواندن در ملك غصبي اگر چه روي فرش و تخت و مانند اينها باشد، بنابراحتياط واجب باطل است. ولي نماز خواندن در زير سقف غصبي و خميه غصبي مانعي ندارد. مگر اينكه در شرائطي باشد كه تصرّف در سقف و خيمه حساب شود.
مسئله 901 - نماز خواندن در ملكي كه منفعت آن مال ديگري است، بدون اجازه صاحب منفعت، غصب است، مثلا در خانه اجارهاي اگر صاحب خانه يا ديگري بدون اجازه مستأجر نماز بخواند، باحتياط واجب باطل است. و همچنين است اگر در ملكي كه ديگري در آن حقّي دارد نماز بخواند، مثلا اگر ميّت وصيّت كرده باشد كه ثلث مال او را به مصرفي برسانند، تا وقتي ثلث را جدا نكنند، نميشود در ملك او نماز خواند.
مسئله 902 - كسي كه در مسجد نشسته و يا رحل گذاشته كه نماز بخواند، اگر ديگري مزاحمت كرده جاي او را غصب كند و در آن جا نماز بخواند، بنابراحتياط واجب باطل است.
مسئله 903 - اگر در جايي كه نميداند غصبي است نماز بخواند، و بعد از نماز بفهمد، يا در جايي كه غصبي بودن آن را فراموش كرده نماز بخواند، و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. ولي كسي كه خودش جايي را غصب كرده، اگر فراموش كند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب نمازش باطل است.
مسئله 904 - اگر بداند جايي غصبي است، ولي نداند كه در جاي غصبي نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند، نماز او بنابراحتياط واجب باطل ميباشد، البتّه در جاهل مقصّر.
مسئله 905 - كسي كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سواري يا زين آن غصبي باشد بنابر احتياط واجب نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد بر آن حيوان نماز مستحبي بخواند.
مسئله 906 - كسي كه در ملكي با ديگري شريك است اگر سهم او جدا نباشد بدون اجازه شريكش نميتواند در آن ملك تصرف كند و نماز بخواند.
مسئله 907 - اگر با عين پولي كه خمس و زكوة آن را نداده ملكي بخرد، تصرف او در آن ملك حرام و نمازش هم در آن بنابراحتياط واجب باطل است.
مسئله 908 - اگر صاحب ملك به زبان، اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلبا راضي نيست، نماز خواندن در ملك او اشكال دارد و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلبا راضي است نماز صحيح است.
مسئله 909 - تصرف در ملك ميّتي كه خمس يا زكوة بدهكار است، حرام و نماز در آن اشكال دارد ولي اگر بدهي او را بدهند يا ضامن شوند كه ادا نمايند، بنحوي كه دين از عهده ميت ساقط شود، جايز است و اگر عين زكوة يا خمس در مال ميّت موجود باشد فقط تصرف و نماز در آن عين معين قبل از ادا جايز نيست ولي تصرف و نماز در غير آن اشكال ندارد.
مسئله 910 - تصرف در ملك ميّتي كه به مردم بدهكار است، حرام و نماز در آن اشكال دارد ولي اگر ضامن شوند كه قرضهاي او را بپردازند، يا اينكه طلبكار ونيز وصي ميّت، يا حاكم شرع - اگر وصي ندارد اجازه بدهند، تصرف و نماز در ملك او مانعي ندارد.
مسئله 911 - اگر ميت قرض نداشته باشد ولي بعضي از ورثه او صغير يا ديوانه يا غائب باشند، تصرف در ملك او بدون اذن ولي شرعي حرام و نماز در آن اشكال دارد مگر تصرّفات متعارفي كه براي تجهيز ميّت ميشود.
مسئله 912 - نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند اينها براي واردين و مشتريان اشكال ندارد، ولي در اماكن خصوصي در صورتي ميشود نماز خواند، كه مالك آن اجازه بدهد، يا حرفي بزند كه اطمينان حاصل شود كه براي نماز خواندن اذن داده است، مثل اينكه به كسي اجازه دهد در ملك او بنشيند و بخوابد، كه از اينها فهميده ميشود براي نماز خواندن هم اذن داده است يا او را به نهار و استراحت دعوت كند كه مسلّما نماز را هم اجازه دارد.
مسئله 913 - در زمين بسيار وسيعي كه براي بيشتر مردم مشكل است موقع نماز از آنجا بجاي ديگر بروند، بي اجازه مالك ميشود نماز خواند ولي اگر بداند كه مالك زمين راضي نيست احتياط واجب آن است كه در آنجا نماز نخواند.
مسئله 914 - مكان نمازگزار بايد بيحركت باشد و اگر بواسطه تنگي وقت يا جهت ديگر ناچار باشد در جايي كه حركت دارد، مانند اتومبيل و كشتي و قطار نماز بخواند، بقدري كه ممكن است بايد، در حال حركت چيزي نخواند و اگر آنها از قبله بطرف ديگر حركت كنند، بطرف قبله برگردد.
مسئله 915 - نماز خواندن در اتومبيل و كشتي و قطار و مانند اينها، وقتي ايستادهاند مانعي ندارد.
مسئله 916 - روي خرمن گندم و جو و مانند اينها كه نميشود بيحركت ماند نماز باطل است. ولي روي پتو و تشك پر و مانند آن كه پس از فرو رفتن استقرار مييابد مانعي ندارد و بهرحال احتياط خوب است اگر روي مثل خرمن هم فرضاً بتوان استقرار پيدا نمود اشكال ندارد .
مسئله 917 - احتياط آن است كه در جايي نماز بخواند كه اطمينان داشته باشد نماز را تمام ميكند و در جايي كه بواسطه احتمال باد و باران و زيادي جمعيت و مانند اينها اطمينان ندارد كه بتواند نماز را تمام كند، نماز نخواند. ليكن اقوي اين است كه اطمينان لازم نيست و اگرفقط اميد دارد كه بتواند نماز را تمام كند ميتواند شروع كند و اگر به مانعي برنخورد صحيح است.
مسئله 918 - در جايي كه آهنگهاي حرام مينوازند چون توقف در آنجا حرام است نماز خواندن هم حرام است و خوب است اگر خواند اعاده كند ليكن اقوي صحّت نماز است.
مسئله 919 - احتياط آن است كه مرد و زن نامحرم در جاي خلوت كه كسي در آنجا نيست و كسي هم نميتواند وارد شود نمانند ولي اقوي عدم حرمت است - گرچه بايد خيلي مراقب باشند و نمازشان هم صحيح است و بهرحال اگر يكي از آنان مشغول نماز باشد و ديگري وارد شود در نماز او هيچ اشكالي نيست.
مسئله 920 - مكروه است زن در نماز جلوتر از مرد يا محاذي او بايستد و بهتر است طوري بايستد كه جاي سجده او كمي از جاي ايستادن مرد عقبتر باشد.
مسئله 921 - اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد نماز هر دو صحيح است چه با هم وارد نماز شوند يا به ترتيب، ولي ثواب نماز هر كدام كه بعد مشغول نماز شدهاند كمتر است.
مسئله 922 - اگر بين مرد و زن، ديوار، يا پرده، يا چيز ديگري باشد كه يكديگر را نبينند، يا بين آنان اقلا ده ذراع كه تقريبا پنج متر ميشود، فاصله باشد، چنانچه زن محاذي مرد يا جلوتر از او باشد نماز هر دو صحيح است و كراهت هم ندارد و همچنين است اگر مكان يكي از آنان بقدري بلند باشد كه نگويند، زن جلوتر از مرد يا محاذي و كنار او ايستاده است.
مسئله 923 - اگر در موقع نماز چيزي مانند ديوار بين نماز گزار و قبر مطهر باشد اشكال ندارد ولي فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچهاي كه روي آن افتاده كافي نيست.
مسئله 924 - احتياط آن است كه در خانه كعبه و بر بام آن نماز واجب نخوانند ولي اقوي كراهت است و در حال ناچاري مانعي ندارد.
مسئله 925 - خواندن نماز مستحب در خانه كعبه و بر بام آن اشكال ندارد بلكه مستحب است در داخل خانه مقابل هر ركني دو ركعت نماز بخوانند.
مسئله 926 - در شرع مقدّس اسلام بسيار سفارش شده است، كه نماز را در مسجد بخوانند، و بهتر از همه مسجد الحرام است و بعد از آن مسجد پيغمبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم و بعد از آن مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بيت المقدس و بعد از آن مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محلّه و بعد از آن مسجد بازار است.
مسئله 927 - براي زن نماز خواندن در خانه، بلكه هر چه كنارتر، مثل صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است. ولي اگر كسي است كه معمولا بيرون ميآيد نمازش را هم در مسجد بخواند مانعي ندارد چنانكه اگر براي يادگرفتن احكام شرعي چارهاي جز رفتن به مسجد ندارد بايد به مسجد برود و مي تواند آنجا نماز بخواند .
مسئله 928 - نماز در حرم ائمّه عليهم السّلام مستحب بلكه بهتر از مسجد است، و نماز در حرم مطهّر حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام برابر با دويست هزار نماز است.
مسئله 929 - زياد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدي كه نمازگزار ندارد، مستحب است و همسايه مسجد اگر عذري نداشته باشد، مكروه است در غير مسجد نماز بخواند.
مسئله 930 - مستحب است انسان با كسي كه از روي بياعتنائي در مسجد حاضر نميشود غذا نخورد و در كارها با او مشورت نكند و همسايه او نشود و از او زن نگيرد و به او زن ندهد. مگر اينكه عذري داشته باشد يا مصلحت اهمّ منظور باشد.
مسئله 931 - نماز خواندن در چند جا مكروه است و از آن جمله است: حمّام، زمين نمكزار، مقابل انسان ديگر، در جادّه و خيابان و كوچه، اگر براي كساني كه عبور ميكنند مزاحمت نباشد، و چنانچه مزاحمت باشد، حرام و بنابراحتياط واجب نماز باطل است، مقابل آتش و چراغ و در آشپزخانه و هرجا كه كوره آتش باشد، مقابل چاه و گودالي كه محل بول باشد، روبروي عكس و مجسمه چيزي كه روح دارد، مگر آنكه روي آن پرده بكشند، در اطاقي كه شخص جنب در آن باشد، در جايي كه عكس باشد، اگر چه روبروي نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روي قبر، بين دو قبر و در قبرستان.
مسئله 932 - كسي كه در محلّ عبور مردم نماز ميخواند، يا كسي روبروي او است، مستحبّ است جلوي خود چيزي بعنوان حائل بگذارد، و اگر چوب يا ريسماني هم باشد كه حريم نماز را نشان دهد كافي است. سجّاده و يا مُهر و تسبيح و مانند اينها نيز كفايت ميكند.
مسئله 933 - نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است، هر كس بفهمد كه نجس شده است، بايد فورا نجاست آن را برطرف كند. و احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمايند. مگر آنكه بدانند كه طرف بيرون جزء وقف مسجد نبوده است.
مسئله 934 - اگر نتواند مسجد را تطهير نمايد، يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند، تطهير مسجد بر او واجب نيست، ولي بنابر احتياط واجب، بايد به كسي كه ميتواند تطهير كند اطّلاع دهد.
مسئله 935 - اگر جايي از مسجد نجس شود و تطهير آن بدون كندن يا خراب كردن مقدار كمي از آن ممكن نباشد، بايد آنجا را بكنند يا خراب نمايند، و پر كردن و ساختن آن قسمت بر شخص نجس كننده واجب است، و اگر مسجد به نحوي نجس شده باشد كه براي تطهير آن ناچار باشند تمام مسجد را خراب كنند، چنانچه متبرّعي باشد كه بعد از تخريب آن را بسازد، خراب كردن آن جايز است والاّ جايز نيست، ولي اگر ممكن است بايد ظاهر آن را تطهير نمايند، و اگر چيزي مانند آجر مسجد كه ممكن است آن را پس از تطهير برگرداند، نجس شود، بايد بعد از تطهير آن را به مسجد برگرداند.
مسئله 936 - اگر مسجدي را غصب كنند و به جاي آن خانه يا خيابان و مانند آن احداث كنند ، يا به طوري خراب شود كه نماز خواندن در آن ممكن نباشد، باز هم نجس كردن آن بنابراحتياط واجب حرام و تطهير آن حتيالامكان واجب است.
مسئله 937 - نجس كردن حرم ائمّه عليهم السّلام حرام است، و اگر نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بياحترامي باشد، تطهير آن واجب است، بلكه احتياط واجب آن است كه اگر بياحترامي هم نباشد آن را تطهير كنند.
مسئله 938 - اگر حصير مسجد نجس شود، بايد آن را آب بكشند، ولي چنانچه بواسطه آب كشيدن، خراب ميشود و بريدن جاي نجس بهتر است، بايد آن را ببرند.
مسئله 939 - بردن عين نجس - مانند خون و غيره - در مسجد، اگر بياحترامي به مسجد باشد حرام است، بلكه احتياط مستحبّ آن است كه اگر بياحترامي هم نباشد، عين نجس را در مسجد نبرند. و نيز بردن چيزي كه نجس شده، در صورتي كه بياحترامي به مسجد باشد، حرام است.
مسئله 940 - درس و مباحثه و مطالعات ديني در مسجد، در وقتي كه مزاحم نماز مردم نباشد اشكالي ندارد بلكه مزاحمت براي اين كارها جائز نيست و متصديان مساجد حق ندارند مانع اين امور بشوند چنانكه اگر مسجد را براي روضهخواني چادر بزنند و فرش كنند و پارچه بكوبند و اسباب چاي در آن ببرند، در صورتي كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشكال ندارد.
مسئله 941 - زينت كردن مسجد به طلا حرام است بنابر احتياط واجب، و هم چنين است نقش كردن مسجد به صورت چيزهايي كه مثل انسان و حيوان روح دارد، و نقّاشي چيزهايي كه روح ندارد، مثل گل و بوته مكروه است.
مسئله 942 - اگر مسجد خراب هم بشود، نميتوانند آنرا بفروشند، يا داخل ملك شخصي ويا جاده عمومي نمايند.
مسئله 943 - فروختن در و پنجره و چيزهاي ديگر مسجد حرام است، و اگر مسجد خراب شود، بايد اينها را صرف تعمير همان مسجد كنند. و چنانچه بدرد آن مسجد نخورد، بايد در مسجد ديگر مصرف شود، ولي اگر بدرد مسجدهاي ديگر هم نخورد، ميتوانند آنرا بفروشند و پول آنرا اگر ممكن است صرف تعمير همان مسجد وگرنه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.
مسئله 944 - ساختن مسجد و تعمير مسجدي كه نزديك به خرابي ميباشد مستحبّ است، و اگر مسجد به صورتي درآيد كه تعمير آن ممكن نباشد، ميتوانند آنرا خراب كنند و دوباره بسازند، بلكه ميتوانند مسجدي را كه خراب نشده براي احتياج مردم خراب كنند و بزرگتر بسازند و اجزاء و لوازم آنرا حتّيالامكان در ساختمان جديد بكار ببرند.
مسئله 945 - تميز كردن مسجد و آماده كردن آن براي استفاده بهر صورت حتّي با روشن كردن چراغ آن مستحبّ است، و كسي كه ميخواهد مسجد برود، مستحبّ است خود را خوشبو كند و لباس پاكيزه و قيمتي بپوشد و ته كفش خود را وارسي كند كه آلوده نباشد، و موقع داخل شدن به مسجد اوّل پاي راست و موقع بيرون آمدن، اوّل پاي چپ را بگذارد، و همچنين مستحبّ است از همه زودتر به مسجد آيد و از همه ديرتر از مسجد بيرون برود.
مسئله 946 - رفتن به مساجد مستحبّ است، و در حديث آمده است كه بهر قدمي - در رفت و برگشت - ده حسنه داده ميشود، و وقتي انسان وارد مسجد ميشود، مستحبّ است دو ركعت نماز به قصد تحيّت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب يا مستحبّ ديگري هم بخواند كافي است.
مسئله 947 - خوابيدن در مسجد، مگر در ضرورت و نيز صحبت كردن راجع به كارهاي دنيا و اشتغال به صنعت وكار و خواندن اشعارغير حكيمانه مكروه است، و همينطور انداختن آب دهان و بيني و اخلاط سينه در مسجد ، و فريادبراي پيدا كردن ديگري يا چيزي و يا براي كارهاي ديگر ، ولي بلند كردن صدا براي اذان مانعي ندارد. و نيز كشيدن اسلحه از غلاف در مسجد مكروه است مگر آنكه ضرورتي باشد وخلاصه هركاريكه با احترام مسجد منافات داشته باشد كراهت دارد .
مسئله 948 - راه دادن بچّه و ديوانه به مسجد مكروه است، و كسي كه پياز و سير و مانند اينها خورده كه بوي دهانش مردم را اذيّت ميكند مكروه است به مسجد برود، و هرگونه ايجاد بوي بد در مسجد مكروه است.
مسئله 949 - براي مرد و زن مستحب است پيش از نمازهاي واجب يوميّه اذان و اقامه بگويند، ولي پيش از نمازهاي واجب غير يوميّه مثل نماز آيات، مستحب است سه مرتبه بگويند: اَلصّلوة.
مسئله 950 - مستحب است در روز اوّلي كه بچّه بدنيا ميآيد يا پيش از آنكه بند نافش بيفتد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.
مسئله 951
- اذان هيجده جمله است: اَللّهُ اَكْبَرُ چهار مرتبه اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ، اَشْهَدُ اَنّ مُحَمّدا رَسُوُلُ اللّه، حَي عَلَي الصّلوةِ، حَي عَلَي الفَلاحِ، حَي عَلي خَيْرِ الْعَمَلِ، اَللّهُ اَكْبَرُ، لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ هر يك دو مرتبه.
و اقامه هفده جمله است يعني: دو مرتبه اَللّهُ اَكْبَرُ از اوّل اذان و يك مرتبه لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ از آخر آن كم ميشود و بعد از گفتن حَي عَلي خَيْرِ الْعَمَلِ بايد دو مرتبه قَدْ قامَتِ الصّلوةُ اضافه نمود.
مسئله 952 - اَشْهَدُ اَنّ عَلِيّا وَلِي اللّهِ جزو اذان و اقامه نيست، ولي خوب است بعد از اَشْهَدُ اَنّ مُحَمّدا رَسُوُلُ اللّهِ به قصد قربت گفته شود اگر بطوري بگويد كه معلوم شود قصد جزئيت ندارد و با ساير فصول فرق دارد بهتر است ، بلكه چون بطور كلّي نقل شده است كه هرگاه شهادت به رسالت پيامبرصلي الله عليه واله والسلم داديد شهادت بامارت علي(ع) بر مؤمنين و ولايت او هم بدهيد، و از طرفي چون شعار شيعه است و حقيقت اسلام در ولايت اهلبيت عليهم السّلام نهفته است، و بنابراين شهادت مزبور از شعائر اللّه ميباشد. احتياط واجب آن است كه اگر در تقيّه نباشد در اذان و اقامه هم گفته شود، ليكن قصد جزئيّت نكند، بلكه احتياط واجب آن است كه هر وقت و هرجا شهادت رسالت و نبوّت حضرت محمّدصلي الله عليه وآله داده ميشود، شهادت به ولايت و امارت حضرت علي عليهالسّلام نيز داده شود - مگر در ضرورت تقيّه و مانند آن - ولي در نماز اين احتياط لازم نيست و اگر بخواهد از هر جهت بنابراحتياط عمل نمايد در نماز به صورت دعا بگويد: مثل "اَللّهُمّ صَلّ عَلي مُحَمّدٍ رَسُوُلِكَ وَ عَليِ اَميرَالْمُؤْمِنينَ وَلي اللّهِ" و بهتر آن است كه همه جا بدنبال نام مبارك علي عليهالسّلام اشارهاي به امامان ديگر نيز بنمايد، مثلا در اذان و اقامه بگويد: اَشْهَدُ اَنّ عَليّا اَميرَالْمُؤْمِنينَ وَ اَوْلادَهُ الْمَعْصوُمينَ اَوْلياءَ اللّهِ.
مسئله 953 - بين جملههاي اذان و اقامه بايد خيلي فاصله نشود و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دو باره آنها را از سر بگيرد.
مسئله 954 - در پنج مورد اذان ساقط ميشود: اوّل - نماز عصر روز جمعه. دوّم - نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذيحجّه است. سوّم - نماز عشاء شب عيد قربان براي كسي كه در مشعر الحرام باشد. چهارم - نماز عصر و عشاء زن مستحاضه. پنجم - نماز عصر و عشاء كسي كه نميتواند از بيرون آمدن بول و غائط خودداري كند. و در اين پنج نماز در صورتي اذان ساقط ميشود، كه با نماز قبلي هيچ فاصله نشود، يا فاصله كمي بين آنها باشد، و فاصله شدن نافله براي عدم سقوط اذان كافي است در غير از اين پنج مورد هم هر جا كه دو نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشاء را جمع كرده با هم ميخواند، براي نماز دوّم اذان نگويد بهتر است، بلكه به احتياط واجب در همه آن پنج مورد و هر موردي كه جمع كند براي نماز دوّم بايد اذان گفته نشود.
مسئله 955 - اگر براي نماز جماعتي اذان و اقامه گفته باشند، كسي كه با آن جماعت نماز ميخواند نبايد براي نماز خود اذان و اقامه بگويد.
مسئله 956 - اگر براي خواندن نماز به مسجد برود و ببيند جماعت تمام شده، تا وقتي كه صفها بهم نخورده و جمعيّت متفرّق نشده، ميتواند براي نماز خود، اذان و اقامه نگويد يعني به اذان و اقامه آنان اكتفا نمايد.
مسئله 957 - در جائي كه عدّهاي مشغول نماز جماعت هستند، يا نماز آنان تازه تمام شده و صفها بهم نخورده است، اگر انسان بخواهد فُرادي يا با جماعت ديگر كه در آن محل برپا ميشود نماز بخواند، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط ميشود: اوّل - آنكه براي آن نماز اذان و اقامه گفته باشند. دوّم - آنكه آن نماز جماعت باطل نباشد. سوّم - آنكه نماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد. پس اگر نماز جماعت، داخل مسجد بزرگي باشد و او بخواهد در طرف ديگر مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگويد. سقوط اذان و اقامه با اين شرايط بطور لزوم است، و بنابراين گفتن اذان و اقامه بقصد ورود شرعي حرام است، ليكن بقصد رجاء ثواب مانعي ندارد.
مسئله 958 - اگر در يكي از شرطهايي كه در مسئله قبل گفته شد شك كند، چنانچه رجاءا اذان و اقامه بگويد، مطابق با احتياط عمل كرده است.
مسئله 959 - كسي كه اذان و اقامه ديگري را ميشنود، مستحب است هر قسمتي را كه ميشنود بگويد، ليكن از "حَي عَلي الصّلوة" تا آخر "حَي عَلي خَيْرِ الْعَمَل" را بقصد رجاء بگويد و ميتواند آنها را به "لا حَوْلَ وَلا قُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ" تبديل كند.
مسئله 960 - كسي كه اذان و اقامه ديگري را شنيده، چه با او گفته باشد يا نه، در صورتي كه بين آن اذان و اقامه و نمازي كه ميخواهد بخواند، زياد فاصله نشده باشد، ميتواند براي نماز خود اذان و اقامه نگويد.
مسئله 961 - اگر مرد اذان زن را با قصد لذّت بشنود، اذان از او ساقط نميشود، بلكه اگر قصد لذّت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشكال دارد، اگر چه بيوجه نيست.
مسئله 962 - هرگاه اذان و اقامه را فراموش كند و مشغول نماز شود، اگر تا وارد ركوع ركعت اول نشده، يادش آمد، ميتواند نماز را رها كرده و پس از گفتن اذان و اقامه نماز را دوباره شروع كند.
مسئله 963 - اقامه بايد بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگويند صحيح نيست.
مسئله 964 - اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلا حَي عَلَي الفَلاحِ را پيش از حَي عَلَي الصّلوةِ بگويد، بايد از جايي كه ترتيب بهم خورده دوباره بگويد.
مسئله 965 - بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد، و اگر بين آنها بقدري فاصله دهد، كه اذاني را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود، مستحب است دو باره اذان و اقامه را بگويد و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز بقدري فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دو باره براي آن نماز اذان و اقامه بگويد.
مسئله 966 - اذان و اقامه بايد به عربي صحيح گفته شود، پس اگر به عربي غلط بگويد، يا بجاي حرفي حرف ديگر بگويد، يا مثلا ترجمه آنها را به فارسي بگويد صحيح نيست.
مسئله 967 - اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمدا يا از روي فراموشي پيش از وقت بگويد باطل است.
مسئله 968 - اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه، بايد اذان را بگويد، ولي اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يا نه، گفتن اذان لازم نيست.
مسئله 969 - اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنكه قسمتي را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتي را كه در گفتن آن شك كرده بگويد، ولي اگر در حال گفتن قسمتي از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن است گفته يا نه، گفتن آن لازم نيست.
مسئله 970 - مستحب است انسان در موقع گفتن اذان، رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دستها را بگوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جملههاي اذان كمي فاصله دهد و بين آنها حرف نزند و اما در اقامه بايد با طهارت باشد و بنابر احتياط لازم رو به قبله و ايستاده باشد.
مسئله 971 - مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و اقامه را آهستهتر از اذان بگويند و جملههاي آنرا بهم نچسباند و در عين حال باندازهاي كه بين جملههاي اذان فاصله ميدهد بين جملههاي اقامه فاصله ندهند.
مسئله 972 - مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد، يا قدري بنشيند، يا سجده كند، يا ذكر بگويد، يا دعا بخواند، يا قدري ساكت باشد، يا حرفي بزند يا دو ركعت نماز بخواند ولي حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح، و نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب، مستحب نيست. و اگر سجده را انتخاب كند در سجده بگويد: لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سَجَدْتُ لَكَ خاضِعا خاشِعا.
مسئله 973 - مستحب است كسي را كه براي گفتن اذان معين ميكنند، عادل و وقتشناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاي بلند بگويد.
مسئله 974
- شنيدن اذان از راديو و ضبط صوت براي نماز كافي نيست مگر اينكه شخص آنرا حكايت كند يعني همراه آن بگويد .