مسئله 975
- بعضي از واجبات نماز ركن است، يعني: اگر انسان آنها را بجا نياورد، يا در نماز اضافه كند، عمدا باشد يا اشتباها، نماز باطل ميشود و بعضي ديگر ركن نيست، يعني: اگر عمدا كم يا زياد شود، نماز باطل ميشود و چنانچه اشتباها كم يا زياد گردد، نماز باطل نميشود.
و ركن نماز پنج چيز است: اول - نيت. دوم - تكبيرة الاحرام. سوم - قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع، يعني: ايستادن پيش از ركوع. چهارم - ركوع. پنجم - دو سجده از يك ركعت.
مسئله 976 - انسان بايد نماز را به نيت قربت، يعني: براي انجام فرمان خداوند بجا آورد و لازم نيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد كه چهار ركعت نماز ظهر ميخوانم قربةً اِلي اللّه بلكه همانطور كه قصد ساير كارهايش را دارد قصد قربت نيز همانطور است. و در نماز احتياط در شكيات به احتياط لازم به زبان نياورد.
مسئله 977 - علاوه بر قصد قربت قصد عنوان معين نماز نيز لازم است و بنابراين اگر در نماز ظهر يا نماز عصر نيت كند كه چهار ركعت نماز ميخوانم و معين نكند ظهر است يا عصر، نماز او باطل است و نيز كسي كه مثلا قضاي نماز ظهر بر او واجب است، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا يا نماز ظهر آن روز را بخواند، بايد در نيت معين كند كه اداء است يا قضاء.
مسئله 978 - انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت خود باقي باشد، پس اگر در بين نماز بطوري غافل شود كه اگر بپرسند چه ميكني؟ نداند چه بگويد نمازش باطل است.
مسئله 979 - انسان بايد فقط براي: انجام امر خداوند نماز بخواند، پس كسي كه ريا كند يعني، براي نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است خواه فقط براي مردم باشد، يا خدا و مردم هر دو را در نظر بگيرد.
مسئله 980 - اگر قسمتي از نماز را هم براي غير خدا بجا آورد، نماز باطل است، چه آن قسمت، واجب باشد مثل حمد و سوره، چه مستحب باشد مانند قنوت، ولكن در مستحب ، احتياط لازم آن است كه نماز را تمام و دو باره اعاده نمايد بلكه اگر اصل اعمال نماز را براي خدا بجا آورد ولي در انتخاب زمان و مكان خاص و يا جماعت ريا كند نيز بنابراحتياط واجب نمازش باطل است. ليكن اگر منظورش اين باشد كه ديگران بدانند كه او اهل نماز است تا آنها هم پيروي كرده نماز بخوانند و اين قصد هم براي خدا باشد اشكالي ندارد يعني نماز را براي خدا يا اطاعت امر خدا ميخواند و در حضور ديگران خواندن را هم باين قصد ميخواند كه ديگران را هم نمازخوان كند.
مسئله 981 - گفتن الله اكبر در اول هر نماز واجب و ركن است، يعني ترك آن عمدا يا سهوا نماز را باطل ميكند و از اضافهكردن يعني مثلا دوبار گفتن آن هم بنابراحتياط واجب بايد پرهيز نمايد. و بايد حروف "اللّه" و حروف "اَكْبَر" و دو كلمه "اللّه" و "اَكْبَر" را پشت سر هم بگويد تا موالات رعايت شود و اين مطلب در همه افعال و ذكرهاي نماز لازمالمراعاة ميباشد يعني بين كلمات فاصله زياد نياندازد. و نيز بايد اين دو كلمه به عربي صحيح گفته شود و اگر به عربي غلط بگويد، يا مثلا ترجمه آن را به فارسي بگويد صحيح نيست.
مسئله 982 - احتياط واجب آن است كه تكبيرةالاحرام نماز را به چيزي كه پيش از آن ميخواند، مثلا باقامه يا به دعائي كه پيش از تكبير ميخواند نچسباند.
مسئله 983 - اگر انسان بخواهد الله اكبر را به چيزي كه بعد از آن ميخواند مثلا به بسم الله الرحمن الرحيم بچسباند، بايد (ر) اكبر را با پيش (ضمّه) بخواند.
مسئله 984 - موقع گفتن تكبيرة الاحرام بايد بدن آرام باشد و اگر عمدا در حالي كه بدنش حركت دارد، تكبيرة الاحرام را بگويد باطل است. و حكم سهو آن در
مسئله 995 خواهد آمد.
مسئله 985 - تكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طوري بخواند كه خودش بشنود و اگر به واسطه سنگيني يا كري گوش يا سر و صداي زياد نميشنود، بايد طوري بگويد، كه اگر مانعي نباشد بشنود.
مسئله 986 - كسي كه لال است يا زبان او مرضي دارد كه نميتواند الله اكبر را درست بگويد، بايد بهر طور كه ميتواند بگويد و اگر هيچ نميتواند بگويد، بايد در قلب خود بگذراند و براي تكبير اشاره كند و زبانش را هم اگر ميتواند حركت دهد.
مسئله 987
- مستحب است پيش از تكبيرة الاحرام بگويد:
يا مُحْسِنُ قَدْ اَتاكَ الْمُسيء وَ قَدْ اَمَرْتَ الْمُحْسنَ اَنْ يَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسييء اَنْتَ المُحْسِنُ وَ اَنَا الْمُسييءُ بِحَقِّ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ صَلِّ عَلي مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبيحِ ما تَعْلَمُ مِنّي.
يعني: اي خدايي كه به بندگان احسان ميكني بنده گنهكار به در خانه تو آمده و تو امر كردهاي كه نيكوكار از گناهكار بگذرد، تو نيكوكاري و من گناهكار بحق محمد و آل محمد عليهم السلام رحمت خود را بر محمد و آل محمد عليهم السلام بفرست و از بديهايي كه ميداني از من سر زده بگذر.
پس از تكبير هم بقصد رجاء ثواب اشكال ندارد.
مسئله 988 - مستحب است موقع گفتن تكبير اول نماز و تكبيرهاي بين نماز دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.
مسئله 989 - اگر شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن چيزي پس از تكبير شده، به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزي نخوانده، بايد تكبير را بگويد.
مسئله 990 - اگر بعد از گفتن تكبيرة الاحرام شك كند كه آنرا صحيح گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن چيزي پس از تكبير شده به شك خود اعتنا نكند و همچنين است اگر چيزي نخوانده ولكن احتياط مستحب آن است كه در اين صورت نماز را تمام كند و دو باره بخواند.
مسئله 991 - قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع ميگويند ركن است، ولي قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع ركن نيست و اگر كسي آن را از روي فراموشي ترك كند نمازش صحيح است.
مسئله 992 - واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن لحظه اي بايستد، تا يقين كند كه همه تكبير در حال ايستادن بوده است.
مسئله 993 - اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد بايستد و به ركوع رود و اگر بدون اينكه بايستد بحال خميدگي به ركوع برگردد، چون قيام متصل به ركوع را بجا نياورده، نماز او باطل است.
مسئله 994 - موقعي كه ايستاده است، بايد بدن را حركت ندهد و به طرفي خم نشود و بجايي تكيه نكند ولي اگر از روي ناچاري باشد، يا در حال خم شدن براي ركوع پاها را حركت دهد، اشكال ندارد.
مسئله 995 - اگر موقعي كه ايستاده، از روي فراموشي بدن را حركت دهد، يا به طرفي خم شود، يا بجايي تكيه كند، اشكال ندارد ولي در قيام متصل به ركوع، اگر از روي فراموشي هم باشد، بنابر احتياط مستحبّ، نماز را تمام كند و دو باره بخواند ولي اقوي صحّت نماز است. و اگر در موقع تكبيرة الاحرام باشد، ميتواند كاري كه مبطل باشد، مثل رو برگرداندن از قبله انجام دهد و دو باره تكبير بگويد و اگر نماز را تمام كرده دوباره از اوّل بخواند بهتر است ليكن لازم نيست.
مسئله 996 - احتياط واجب آن است كه در موقع ايستادن، هر دو پا روي زمين باشد، ولي لازم نيست سنگيني بدن روي هر دو پا باشد و اگر روي يك پا هم باشد، اشكال ندارد.
مسئله 997 - كسي كه ميتواند درست بايستد، اگر پاها را آنقدر باز بگذارد كه او را ايستاده نگويند، نمازش باطل است.
مسئله 998 - موقعي كه انسان در نماز مشغول خواندن چيزي است، حتّي بنابراحتياط واجب موقع گفتن ذكرهاي مستحبي نماز بايد بدنش آرام باشد. و در موقعي كه ميخواهد كمي جلو يا عقب رود، يا كمي بدن را به طرف راست يا چپ حركت دهد، بايد چيزي نگويد، ولي بِحَوْلِ اللّهِ وَ قُوّتِهِ اَقوُمُ وَ اَقْعُدُ (قيام و قعودم با حول و قوه الهي است) را بايد در حال برخاستن بگويد.
مسئله 999 - اگر در حال حركت بدن ذكر بگويد، مثلا موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير بگويد، چنانچه آنرا بقصد خاص ذكري كه در نماز دستور دادهاند بگويد، احتياطا نماز را دوباره بخواند گرچه اقوي صحّت نماز است و فقط خلاف وظيفه خاص عمل كرده است و اگر باين قصد نگويد، بلكه بخواهد ذكري گفته باشد (بقصد ذكر مطلق)، نماز بياشكال است.
مسئله 1000 - حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد و سوره اشكال ندارد. اگر چه احتياط مستحب آن است كه آنها را هم حركت ندهد.
مسئله 1001 - اگر موقع خواندن حمد و سوره، يا خواندن تسبيحات بياختيار بقدري حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود، احتياط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حركت خوانده دو باره بخواند.
مسئله 1002 - اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود، بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود، بايد بخوابد، ولي تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزي نخواند.
مسئله 1003 - تا انسان ميتواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند مثلا كسي كه در موقع ايستادن، بدنش حركت ميكند، يا مجبور است به چيزي تكيه دهد، يا بدنش را كج كند، يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول باز بگذارد، بايد بهرطور كه ميتواند بايستد و نماز بخواند، ولي اگر به هيچ قسم حتّي بطور خميده مثل حال ركوع هم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.
مسئله 1004 - تا انسان ميتواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند، بايد هر طور كه ميتواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نميتواند بنشيند بايد بطوري كه در احكام قبله گفته شد، به پهلوي راست بخوابد و اگر نميتواند به پهلوي چپ و اگر آن هم ممكن نيست، به پشت بخوابد، بطوري كه كف پاهاي او رو به قبله باشد.
مسئله 1005 - كسي كه نشسته نماز ميخواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد، و ركوع را ايستاده بجا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع برود و اگر نتواند، بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.
مسئله 1006 - كسي كه خوابيده نماز ميخواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقداري را كه ميتواند، نشسته بخواند. و نيز اگر ميتواند بايستد، بايد مقداري را كه ميتواند، ايستاده بخواند. ولي تا بدنش آرام نگرفته، بايد چيزي نخواند.
مسئله 1007 - كسي كه نشسته نماز ميخواند، اگر در بين نماز بتواند بايستد، بايد مقداري را كه ميتواند، ايستاده بخواند. ولي تا بدنش آرام نگرفته، بايد چيزي نخواند.
مسئله 1008 - كسي كه ميتواند بايستد، اگر بترسد كه بواسطه ايستادن، مريض شود يا ضرري به او برسد، ميتواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، ميتواند خوابيده نماز بخواند.
مسئله 1009 - اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند، بنابر احتياط لازم بايد نماز را تأخير بيندازد. آنگاه اگر نتوانست بايستد، در آخر وقت مطابق وظيفهاش نماز بجا آورد.
مسئله 1010 - مستحب است در حال ايستادن، بدن را راست نگهدارد، شانهها را پائين بيندازد، دستها را روي رانها بگذارد، انگشتها را بهم بچسباند، جاي سجده را نگاه كند، سنگيني بدن را بطور مساوي روي دو پا بيندازد، باخضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پيش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا يك وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را بهم بچسباند.
مسئله 1011 - در ركعت اوّل و دوّم نمازهاي واجب يوميّه، انسان بايد اوّل حمد و بعد از آن بنا براحتياط واجب يك سوره تمام بخواند.
مسئله 1012 - اگر وقت نماز تنگ باشد، يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلا بترسد كه اگر معطل شده سوره را بخواند، دزد يا درنده، يا هرچيز ديگري به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند و اگر براي كاري عجله هم داشته باشد ميتواند سوره را نخواند.
مسئله 1013 - اگر عمدا سوره را بقصد همان سوره وظيفه نماز، پيش از حمد بخواند و بعد حمد را بخواند و به ركوع رود نمازش باطل است. ولي اگر بعد از حمد، سوره را دوباره بخواند، احتياط واجب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره اعاده نمايد. و اگر اشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد سوره را از اوّل بخواند.
مسئله 1014 - اگر حمد و سوره يا يكي از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.
مسئله 1015 - اگر پيش از آنكه براي ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده، بايد بخواند، و اگر بفهمد سوره را نخوانده، بايد فقط سوره را بخواند ولي اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به حد ركوع برسد، بفهمد حمد و سوره، يا سوره تنها، يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.
مسئله 1016 - اگر در نماز فريضه يكي از چهار سورهاي را كه آيه سجده دارد ، عمدا بخواند نمازش باطل است.
مسئله 1017 - اگر اشتباها مشغول خواندن سورهاي شود كه سجده واجب دارد چنانچه پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد بايد آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند و اگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد بنابر احتياط براي سجده واجب اشاره كند و سوره را تمام كند و بعد يك سوره ديگر احتياطا بقصد قربت مطلقه بخواند و به ركوع رود و نماز را تمام كند و بعد از نماز بنابر احتياط مستحب سجده آنرا بجا آورد.
مسئله 1018 - اگر در نماز آيه سجده را بشنود، نمازش صحيح است و بنابر احتياط براي سجده واجب اشاره كند و بعد از نماز هم سجده را بجا آورد.
مسئله 1019 - در نماز مستحب خواندن سوره لازم نيست، اگر چه آن نماز به واسطه نذر كردن واجب شده باشد، ولي در بعضي از نمازهاي مستحبي مثل نماز وحشت و نماز جعفر و... كه سوره مخصوصي دارد، اگر بخواهد بدستور آن نماز رفتار كرده باشد، بايد همان سوره را بخواند.
مسئله 1020 - در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در ركعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره منافقين بخواند و اگر مشغول يكي از اينها شود، بنابر احتياط واجب نميتواند آنرا رها كند و سوره ديگر بخواند.
مسئله 1021 - اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره توحيد يا سوره كافرون شود، نميتواند آنرا رها كند و سوره ديگر بخواند. ولي در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روي فراموشي بجاي سوره جمعه و منافقين، يكي از اين دو سوره را بخواند، تا به نصف نرسيده، ميتواند آنرا رها كند و سوره جمعه و منافقين را بخواند.
مسئله 1022 - اگر در نماز جمعه يا نماز ظهر روز جمعه عمدا سوره توحيد يا سوره كافرون بخواند، اگر چه به نصف نرسيده باشد، بنابر احتياط واجب نميتواند رها كند و سوره جمعه و منافقين را بخواند.
مسئله 1023 - برخي سورهها چون "عم يتساءلون" و "هل أتي" در نماز صبح و "سبح اسم" و "والشمس" در ظهر و عشاء و "اذا جاء" و "الهيكم التكاثر" در عصر و مغرب سفارش شده است.
مسئله 1024 - اگر در نماز غير سوره توحيد و كافرون، سوره ديگري بخواند، تا به نصف نرسيده ميتواند رها كند و سوره ديگري بخواند.
مسئله 1025 - اگر مقداري از سوره را فراموش كند، يا از روي ناچاري مثلا به واسطه تنگي وقت يا جهت ديگر نشود آنرا تمام نمايد، ميتواند آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند، اگر چه از نصف گذشته باشد، يا سورهاي را كه ميخوانده توحيد، يا كافرون باشد.
مسئله 1026 - بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.
مسئله 1027 - مرد بايد در نماز صبح و مغرب و عشاء مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتي حرف آخر آنها را بلند بخواند. حتي اگر بخواهد بر آن حرف آخر وقف كند.
مسئله 1028 - زن ميتواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند يا آهسته بخواند، ولي اگر نامحرم صدايش را بشنود، بنابر احتياط مستحب آهسته بخواند. ولي اگر صدايش و يا شرايط و حال شنونده طوري است كه خوف گناه يا لذت است حتما بايد آهسته بخواند.
مسئله 1029 - اگر در جايي كه بايد نماز را طبق وظيفه بلند بخواند، عمدا آهسته بخواند. يا در جايي كه بايد آهسته بخواند، عمدا بلند بخواند، نمازش باطل است. ولي اگر از روي فراموشي يا ندانستن مسئله باشد صحيح است و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده، لازم نيست مقداري را كه خوانده دو باره بخواند. و اين حكم در مورد مسئله قبلي - قرائت زن نيز بنابراحتياط واجب جريان دارد.
مسئله 1030 - اگر كسي در خواندن حمد و سوره بيشتر از معمول صدايش را بلند كند، بطوري كه خلاف صورت نماز باشد مثل آنكه آنها را با فرياد بخواند، نمازش باطل است.
مسئله 1031 - انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسي كه به هيچ قسم نميتواند صحيح آنرا ياد بگيرد، بايد نماز را به جماعت بجا آورد مگر آنكه بر او حرج باشد ودر اين صورت بهرطور كه ميتواند بخواند و بهرحال نميتواند نماز را ترك كند.
مسئله 1032 - كسي كه حمد و سوره و چيزهاي ديگر نماز را بخوبي نميداند و ميتواند ياد بگيرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است، بنابر احتياط واجب در صورتي كه ممكن باشد، بايد نمازش را به جماعت بخواند.
مسئله 1033 - مزد گرفتن براي ياد دادن واجبات نماز بنابراحتياط واجب حرام است. ولي براي مستحبات آن اشكال ندارد و در واجبات هم براي مقدمات تعليم مثل رفتن به مكان خاصي براي ياد دادن اجرت بگيرد .
مسئله 1034 - اگر يكي از كلمات حمد يا سوره را عمدا نگويد يا بجاي حرفي حرف ديگر بگويد مثلا بجاي (ض)، (ظ) بگويد، يا جايي كه بايد بدون زير و زبر خوانده شود، زير و زبر بدهد، يا تشديد را نگويد نماز او باطل است.
مسئله 1035 - اگر انسان كلمهاي را صحيح بداند و در نماز همان طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، لازم نيست دوباره نماز را بخواند و يا قضا نمايد، مگر اينكه در جهل خود مقصّر بوده باشد مثل اينكه با توجه به اينكه شايد طور ديگري باشد عمداً تحقيق نكند - كه بايد بنابراحتياط واجب دوباره بخواند.
مسئله 1036 - اگر زير و زبر كلمهاي را نداند يا نداند مثلا كلمهاي به (س) است يا به (ص) بايد ياد بگيرد و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند، مثل آنكه در اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ، مستقيم را يك مرتبه با (سين) و يك مرتبه با (صاد) بخواند، نمازش باطل است مگر اينكه ذكر باشد و يك جور آن وظيفه و طور ديگر آن ذكر حساب شود.
مسئله 1037 - اگر در كلمهاي واو باشد و حرف قبل از واو درآن كلمه پيش داشته باشد و حرف بعد از واو در آن كلمه همزه (ء) باشد مثل كلمه سوء بهتر است كه آن واو را مد بدهد يعني آن را بكشد و همچنين اگر در كلمهاي الف باشد و حرف بعد از الف در آن كلمه همزه باشد مثل جآء، الف آنرا بكشد و نيز اگر در كلمهاي (ي) باشد و حرف پيش از (ي) در آن كلمه زير داشته باشد و حرف بعد از (ي) در آن كلمه همزه باشد مثل (جيء)، (ي) را با مد بخواند و اگر بعد از اين واو، الف، ي. بجاي همزه حرفي باشد كه ساكن است يعني زير و زبر و پيش ندارد باز هم بهتر است اين سه حرف را با مد بخواند، مثلا در "وَلا الضّالّين" كه بعد از الف، حرف لام ساكن است، الف آن را با مد بخواند و چنانچه بدستوري كه گفته شد رفتار نكند، احتياط مستحب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند ولي اقوي صحت نماز است و احتياج به تكرار نماز نيست.
مسئله 1038 - احتياط مستحب آن است كه در نماز وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد و معني وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمهاي را بگويد و بين آن كلمه و كلمه بعد فاصله دهد و بگويد "اَلرّحْمنِ الرّحيمِ" و ميم الرحيم را زير بدهد و بعد فاصله دهد و بگويد "مالِكِ يَوْمِ الدّينِ". و معني وصل به سكون آن است كه زير يا زير يا پيش كلمهاي را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بجسباند مثل آنكه بگويد "اَلرّحْمنِ الرّحيمِ" و ميم الرحيم را زير ندهد و فورا "مالِكِ يَوْمِ الدّينِ" را بگويد ولي اگر رعايت نكند نماز صحيح مي باشد.
مسئله 1039 - در ركعت سوم و چهارم نماز ميتواند فقط يك حمد بخواند، يا سه مرتبه تسبيحات اربعه بگويد يعني بگويد: سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَلا اِلهَ اِلاّ اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ و ميتواند در يك ركعت حمد و در ركعت ديگر تسبيحات بگويد و بهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند.
مسئله 1040 - بنابراحتياط واجب بايد تسبيحات اربعه را سه مرتبه بگويد و يك مرتبه كافي نيست.
مسئله 1041 - بر مرد و زن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند.
مسئله 1042 - اگر در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتياط واجب بايد "بسم الله" آن را هم آهسته بگويد.
مسئله 1043 - كسي كه نميتواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست بخواند، بايد در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند.
مسئله 1044 - اگر در دو ركعت اول نماز به خيال اينكه در دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد، چنانچه پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر در ركوع يا بعد از ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.
مسئله 1045 - اگر در دو ركعت آخر نماز به خيال اينكه در دو ركعت اول است حمد بخواند، يا در دو ركعت اول نماز با گمان اينكه در دو ركعت آخر است حمد بخواند، چه پيش از ركوع بفهمد چه بعد از آن نمازش صحيح است.
مسئله 1046 - اگر در ركعت سوم يا چهارم ميخواست حمد بخواند تسبيحات به زبانش آمد، يا ميخواست تسبيحات بخواند حمد به زبانش آمد يعني بدون توجه به زبانش جاري شد بايد آن را رها كند و دو باره حمد يا تسبيحات را بخواند. ولي اگر قصدش خواندن چيزي بوده كه به زبانش آمده اگر چه بواسطه عادت باشد، ميتواند همان را تمام كند و نمازش صحيح است.
مسئله 1047 - كسي كه عادت دارد، در ركعت سوم و چهارم تسبيحات بخواند اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود يعني بدون توجه بر زبانش جاري شود بايد آن را رها كند و دو باره حمد يا تسبيحات را بخواند.
مسئله 1048 - در ركعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبيحات استغفار كند، مثلا بگويد: اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّي وَ اَتوُبُ اِلَيْهِ يا بگويد: اَللّهُمّ اغْفِرْ لي و بنابراحتياط مستحب استغفار را هم آهسته بخواند. و كسي كه مشغول استغفار است، اگر شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه بايد به شك خود اعتنا ننمايد و اگر نمازگزار پيش از خم شدن براي ركوع در حالي كه مشغول استغفار نيست شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه بايد حمد يا تسبيحات را بخواند.
مسئله 1049 - اگر در ركوع ركعت سوم يا چهارم يا در حال رفتن به ركوع شك كند كه حمد يا تسبيحات خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.
مسئله 1050 - هرگاه بعد از تمام شدن آيه يا كلمهاي شك كند كه آن را درست گفته يا نه تا داخل در ركن بعد نشده ميتواند برگردد واحتياطا آن آيه يا كلمه را بطور صحيح بگويد البته همين كه وارد در جزء بعدي شد هر چند غير ركن باشد و شك كرد لزوم ندارد كه به شك خود اعتنا بكند ولي از باب احتياط ميتواند تكرار كند ليكن اگر بحد وسواس برسد نبايد اعتنا كند گرچه باز هم تا هيئت نماز بهم نخورد، نماز صحيح است. ولي اگر جزء بعدي ركن باشد مثلا در ركوع شك كند كه سوره را درست خوانده يا نه نميتواند برگردد و بايد به شك خود اعتنا نكند.
مسئله 1051 - مستحب است در ركعت اول، پيش از خواندن حمد بگويد: اِعوُذُ بِاللّهِ مِنَ الشّيْطانِ الرّجيمِ و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر بسم الله الرحمن الرحيم را بلند بگويد و نيز مستحب است در تمام نمازها حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آيه وقف كند، يعني: آن را به آيه بعد نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره به معناي آيه توجه داشته باشد و توجه كند كه با چه مقامي سخن ميگويد. و اگر نماز را بجماعت ميخواند بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادي ميخواند، بعد از آنكه حمد خودش تمام شد، بگويد اَلْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ، و بعد از خواندن سوره توحيد، يك، يا دو، يا سه مرتبه كَذلِكَ اللّهُ رَبّي يا سه مرتبه كَذلِكَ اللّهُ رَبّنا بگويد، و بعد از خواندن سوره كمي صبر كند، بعد تكبير پيش از ركوع را بگويد، يا قنوت را بخواند.
مسئله 1052 - مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول سوره قدر و در ركعت دوم، سوره توحيد را بخواند. عكس اين هم روايت شده است و هر كدام به جهت و اعتباري است كه شايد مربوط به حالات شخص و خصوصيات توجه معنوي اوست. از كثرت به وحدت يا برعكس اين از جهت كلي مطلب، ولي از نظر روحيات مختلف اشخاص از جهتي بهتر است هر كس سورهاي را انتخاب كند كه با مشكلات روحي او ارتباط بيشتري دارد.
مسئله 1053 - مكروه است انسان در تمام نمازهاي يك شبانه روز سوره توحيد را نخواند.
مسئله 1054 - تكرار يك كلمه يا آيه بخاطر توجه عميق به معناي آن و گريه كردن در حال قرائت از خوف يا عشق خدا اشكال ندارد بلكه بسيار مطلوب ميباشد.
مسئله 1055 - خواندن سوره حمد و همينطور توحيد به يك نفس مكروه است.
مسئله 1056 - سورهاي را كه در ركعت اول خوانده مكروه است در ركعت دوم بخواند. ولي اگر سوره توحيد را در هر دو ركعت بخواند مكروه نيست.
مسئله 1057 - در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازهاي خم شود كه بتواند دست را به زانو بگذارد و اين عمل را ركوع ميگويند.
مسئله 1058 - اگر به اندازه ركوع خم شود، ولي دستها را به زانو نگذارد اشكال ندارد.
مسئله 1059 - هرگاه ركوع را بطور غير معمول بجا آورد، مثلا به چپ يا راست خم شود، اگر چه دستهاي او به زانو برسد، صحيح نيست.
مسئله 1060 - خم شدن بايد به قصد ركوع باشد، پس اگر به قصد كار ديگر مثلا براي كشتن جانور خم شود نميتواند آن را ركوع حساب كند بلكه بايد بايستد و دو باره براي ركوع خم شود و بواسطه اين عمل، ركن زياد نشده و نماز باطل نميشود.
مسئله 1061 - كسي كه دست يا زانوي او با دست و زانوي ديگران فرق دارد مثلا دستش خيلي بلند است كه اگر كمي خم شود به زانو ميرسد، يا زانوي او پائينتر از مردم ديگر است كه بايد خيلي خم شود تا دستش به زانو برسد، بايد به اندازه معمول خم شود.
مسئله 1062 - كسي كه نشسته ركوع ميكند، اگر بقدري خم شود كه به همان نسبت خم شدن ركوع شخص ايستاده خميدگي پيدا كند كافي است و ظاهرا مقداري پيش از اينكه صورت مقابل زانوها برسد براي تحقق عنوان ركوع نشسته كافي است گرچه اگر به مقابل زانوها برسد بهتر است.
مسئله 1063 - احتياط آن است كه در ركوع، سه مرتبه سُبْحانَ اللّهِ يا يك مرتبه سُبْحانَ رَبّي العَظيمِ وَ بِحَمْدِهِ بگويد و سزاوار است بقدر امكان مراعات اين احتياط بشود اگر چه مطلق ذكر از تحميد و تسبيح و تهليل كافي است به شرط آنكه بقدر سه سُبْحانَ اللّهِ مثلا باشد ولي در تنگي وقت و در حال ناچاري گفتن يك سُبْحانَ اللّهِ كافي است.
مسئله 1064 - ذكر ركوع بايد به عربي صحيح گفته شود و مستحب است آن را سه يا پنج يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند و بهتر است به عدد فرد ختم شود.
مسئله 1065 - در ركوع بايد در حال ذكر واجب، بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم اگر آن را به قصد ذكري كه براي ركوع دستور دادهاند بگويد بنابر احتياط واجب، آرام بودن بدن لازم است.
مسئله 1066 - اگر موقعي كه ذكر واجب ركوع را ميگويد، بياختيار به قدري حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود، بايد بعد از آرام گرفتن بدن دو باره ذكر را بگويد ولي اگر كمي حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود، يا انگشتان را حركت دهد اشكال ندارد.
مسئله 1067 - اگر پيش از آنكه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد عمدا ذكر ركوع را بگويد، بايد بعد از رسيدن به ركوع و آرام گرفتن بدن دو باره ذكر را بگويد و بنابر احتياط نماز را پس از اتمام، اعاده نمايد گرچه اقوي صحت نماز است ولي اگر به همان ذكر اول اكتفا نمايد نماز باطل است.
مسئله 1068 - اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب، عمدا سر از ركوع بردارد نمازش باطل است و اگر سهوا سر بردارد، چنانچه پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود، يادش بيايد كه ذكر ركوع را تمام نكرده، بايد در حال آرامي بدن دو باره ذكر را بگويد و اگر بعد از آنكه از حال ركوع خارج شد يادش بيايد نماز او صحيح است.
مسئله 1069 - اگر نتواند به مقدار ذكر در ركوع بماند در صورتي كه بتواند پيش از آنكه از حد ركوع بيرون رود ذكر را بگويد بايد در آن حال تمام كند و اگر نتواند در حال برخاستن به قصد رجاء تمام كند.
مسئله 1070 - اگر بواسطه مرض و مانند آن نتواند در ركوع آرام بگيرد، نماز صحيح است ولي بايد پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود، ذكر واجب را بگويد.
مسئله 1071 - هرگاه نتواند باندازه ركوع خم شود، بايد به چيزي تكيه دهد و ركوع كند و اگر موقعي هم كه تكيه داده نتواند بطور معمول ركوع كند، بايد بهر اندازه ميتواند، خم شود و در اين صورت احتياط مستحب آن است كه نماز را دوباره بخواند و ركوع آن را نشسته بجا آورد و اگر هيچ نتواند خم شود بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگري هم بخواند و براي ركوع آن با سر اشاره نمايد.
مسئله 1072 - كسي كه ميتواند ايستاده نماز بخواند، اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براي ركوع با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند، بايد به نيّت ركوع، چشمها را هم بگذارد و ذكر آن را بگويد و به نيّت برخاستن از ركوع چشمها را باز كند و اگر از اين هم عاجز است بايد در قلب، نيّت ركوع كند و ذكر آن را بگويد.
مسئله 1073 - كسي كه نميتواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براي ركوع فقط ميتواند در حالي كه نشسته است كمي خم شود، يا در حالي كه ايستاده است با سر اشاره كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براي ركوع با سر اشاره نمايد و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگري هم بخواند و موقع ركوع آن بنشيند و هر قدر ميتواند براي ركوع خم شود.
مسئله 1074 - اگر بعد از رسيدن به حدّ ركوع سر بردارد و دو مرتبه به اندازه ركوع به قصد ركوع خم شود، نمازش باطل است و اگر بعد از آنكه به اندازه ركوع خم شد و بدن آرام گرفت، بقدري خم شود كه از اندازه ركوع بگذرد و دو باره به قصد ركوع ديگر به ركوع برگردد، بنابراحتياط واجب نمازش باطل است. در اينصورت بهتر اين است كه نماز را تمام و سپس اعاده كند.
مسئله 1075 - بعد از تمام شدن ذكر ركوع، بايد راست بايستد و بعد از آنكه بدن آرام گرفت، به سجده رود و اگر عمدا پيش از ايستادن، يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود، نمازش باطل است.
مسئله 1076 - اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آنكه به سجده برسد، يادش بيايد، بايد بايستد بعد به ركوع رود و چنانچه به حالت خميدگي به ركوع برگردد، نمازش باطل است.
مسئله 1077 - اگر بعد از آنكه براي سجده دوّم پيشاني به زمين رسيد، يادش بيايد كه ركوع نكرده، نمازش باطل است. ولي تا داخل سجده دوّم نشده، اگر يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد بايستد و ركوع را بجا آورد و بعد از تمام شدن نماز براي زيادي سجده، احتياطا دو سجده سهو بجا آورد و اگر احتياطا نماز را دو باره بخواند بهتر است.
مسئله 1078 - مستحب است پيش از رفتن به ركوع در حالي كه راست ايستاده تكبير بگويد و در ركوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بكشد و مساوي پشت نگهدارد و بين دو قدم را نگاه كند و پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آنكه از ركوع برخاست و راست ايستاد در حال آرامي بدن بگويد: سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ يعني خداوند ستايش افراد را ميشنود.
مسئله 1079 - مستحب است در ركوع، زن دست را از زانو بالاتر بگذارد و زانوها را به عقب ندهد.
مسئله 1080 - نمازگزار بايد در هر ركعت از نمازهاي واجب و مستحب، بعد از ركوع دو سجده كند و سجده آن است كه پيشاني و كف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگذارد.
مسئله 1081 - دو سجده از يك ركعت با هم ركن است كه اگر كسي در نماز واجب عمدا يا از روي فراموشي هر دو را ترك كند، يا دو سجده اضافه نمايد، نمازش باطل است.
مسئله 1082 - اگر عمدا يك سجده كم يا زياد كند، نماز باطل ميشود و اگر سهوا يك سجده كم كند حكم آن در مسائل بعدي گفته خواهد شد.
مسئله 1083 - اگر پيشاني را عمدا يا سهوا به زمين نگذارد، سجده نكرده است، اگر چه جاهاي ديگر به زمين برسد. ولي اگر پيشاني را به زمين بگذارد و سهوا جاهاي ديگر را به زمين نرساند، يا سهوا ذكر نگويد سجده صحيح است.
مسئله 1084 - احتياط واجب آن است كه در سجده سه مرتبه سُبْحانَ اللّهِ يا يك مرتبه سُبْحانَ رَبّي الأَعْلي وَ بِحَمْدِهِ بگويد، يا ذكر ديگري كه به قدر سه سُبْحانَ اللّهِ باشد. چنانچه در ركوع گفته شد. و بايد اين كلمات به عربي صحيح گفته شود. و مستحب است سُبْحانَ رَبّي الأَعْلي وَ بِحَمْدِهِ سه يا پنج يا هفت مرتبه يا بيشتر بگويد، و به فرد ختم كند.
مسئله 1085 - در سجود بايد در حال ذكر واجب، بدن آرام باشد و موقع گفتن ذكر مستحب هم، اگر آن را به قصد ذكري كه براي سجده دستور دادهاند بگويد، بنابراحتياط واجب آرام بودن بدن لازم است. ولي اگر ذكر مستحب را در حال حركت بدن بگويد نماز باطل نميشود .
مسئله 1086 - اگر پيش از آنكه پيشاني به زمين برسد يا پيش از آنكه بدن آرام بگيرد عمدا ذكر سجده را بگويد، بايد بعد از رسيدن پيشاني به زمين و آرام گرفتن بدن دو باره ذكر را بگويد و بنابر احتياط نماز را پس از اتمام، اعاده نمايد، گرچه اقوي عدم لزوم اعاده است و اگر به همان ذكر اوّل اكتفا نمايد نماز باطل است. و همچنين اگر پيش از تمام شدن ذكر عمدا سر از سجده بردارد، نماز باطل است.
مسئله 1087 - اگر پيش از آنكه پيشاني به زمين برسد و بدن آرام گيرد، سهوا ذكر سجده را بگويد و پيش از آنكه سر از سجده بردارد، بفهمد بايد دو باره در حال آرام بودن، ذكر را بگويد.
مسئله 1088 - اگر بعد از آنكه سر از سجده برداشت، بفهمد كه پيش از آرام گرفتن بدن ذكر را گفته، يا پيش از آنكه ذكر سجده تمام شود سر برداشته، نمازش صحيح است.
مسئله 1089 - اگر موقعي كه ذكر سجده را ميگويد، يكي از هفت عضو (غير از پيشاني) را عمدا از زمين بردارد، بعد از آرام گرفتن همه اعضاء بايد دو باره ذكر واجب را بگويد و بنا براحتياط نماز را تمام كند و اعاده نمايد، گرچه اقوي عدم لزوم اعاده است، ولي موقعي كه مشغول گفتن ذكر نيست، اگر غير پيشاني جاهاي ديگر را از زمين بردارد و دو باره بگذارد اشكال ندارد.
مسئله 1090 - اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده سهوا پيشاني را از زمين بردارد نميتواند دو باره به زمين بگذارد و بايد آنرا يك سجده حساب كند. ولي اگر جاهاي ديگر را سهوا از زمين بردارد، بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد.
مسئله 1091 - بعد از تمام شدن سجده اول، بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده رود.
مسئله 1092 - جاي پيشاني نمازگزار بايد از جاي زانوها و سرانگشتان پاي او بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد. بلكه احتياط واجب آن است كه جاي پيشاني او از جاي انگشتان و سر زانوهايش از چهار انگشت بسته پائينتر نيز نباشد.
مسئله 1093 - در زمين سراشيب كه شيب آن روشن نيست، اگر جاي پيشاني نمازگزار از جاي انگشتان پا و سرزانوهاي او مختصري بيش از چهار انگشت بسته پائين يا بلندتر باشد، اشكال ندارد.
مسئله 1094 - اگر پيشاني را به چيزي بگذارد كه از جاي انگشتان پا و سر زانوهاي او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندي آن بقدري زياد است كه نميگويند: در حال سجده است، بايد سر را بردارد و به چيزي كه بلندي آن باندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است، بگذارد و اگر بلندي آن بقدري كم است كه عرفاً صدق سجده مي نمايد احتياط واجب آن است كه پيشاني را از روي آن به روي چيزي كه بلندي آن باندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است بكشد، و اگر كشيدن پيشاني ممكن نيست، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تمام كند و دو باره بخواند.
مسئله 1095 - بايد بين پيشاني و آنچه بر آن سجده ميكند، چيزي نباشد. پس اگر مهر بقدري چرك باشد كه بخاطر جرم چرك پيشاني به خود مهر نرسد، سجده باطل است ولي اگر فقط رنگ مهر مقداري تغيير كرده و جرم حائل نباشد، اشكال ندارد.
مسئله 1096 - در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد، ولي در حال ناچاري پشت دست هم مانعي ندارد. و اگر پشت دست ممكن نباشد، بايد مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند، بايد تا آرنج هر جا را كه ميتواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممكن نيست، گذاشتن بازو كافي است.
مسئله 1097 - در سجده بايد سر دو انگشت بزرگ پا را به زمين بگذارد و اگر انگشتان ديگر پا، يا روي پا را بر زمين بگذارد، و سر دو انگشت بزرگ را به زمين نگذارد يا به واسطه بلند بودن ناخن، سرشست به زمين نرسد، نماز باطل است. و اگر كسي به واسطه ندانستن مسئله، نمازهاي خود را اينطور خوانده، اگر جاهل مقصّر است بايد بنابر احتياط لازم دو باره بخواند در جاهل قاصر لازم نيست اعاده كند .
مسئله 1098 - كسي كه مقداري از شست پايش بريده، بايد بقيّه آنرا به زمين بگذارد، و اگر چيزي از آن نمانده، يا اگر مانده خيلي كوتاه است، احتياط لازم آن است كه همان را با بقيّه انگشتان به زمين بگذارد و ذكر را بگويد، و اگر هيچ انگشت ندارد، بايد هر مقداري كه از پا باقي مانده به زمين بگذارد.
مسئله 1099 - اگر بطور غير معمول سجده كند، مثلا سينه و شكم را به زمين بچسباند و پاها را دراز كند، گرچه هفت عضوي كه گفته شد به زمين برسد، بنا براحتياط واجب كافي نبوده، بايد نماز را اعاده كند.
مسئله 1100 - مُهر يا چيز ديگري كه بر آن سجده ميكند، بايد پاك باشد. ولي اگر مثلا مُهر را روي فرش نجس بگذارد، يا يك طرف مُهر نجس باشد و پيشاني را به طرف پاك آن بگذارد، اشكال ندارد.
مسئله 1101 - اگر در پيشاني دُمل و مانند آن باشد، چنانچه ممكن است بايد با جاي سالم پيشاني سجده كند، و اگر ممكن نيست بايد زمين را گود كند و دُمل را در گودال و جاي سالم را به مقداري كه براي سجده كافي باشد بر زمين بگذارد.
مسئله 1102 - اگر دُمل يا زخم تمام پيشاني را گرفته باشد، بايد به يكي از دو طرف پيشاني سجده كند بحدي كه صورت از قبله منحرف نشود و اگر ممكن نيست، به چانه و بيني و اگر به چانه هم ممكن نيست، بايد بهر جايي از صورت كه ممكن است رجاءا سجده كند، و اگر به هيچ جاي از صورت ممكن نيست، با جلوي سر سجده نمايد رجاءا.
مسئله 1103 - كسي كه نميتواند پيشاني را به زمين برساند، بايد بقدري كه ميتواند خم شود، و مُهر يا چيز ديگري را كه سجده بر آن صحيح است، روي چيز بلندي گذاشته و طوري پيشاني را بر آن بگذارد كه بگويند: سجده كرده است، و بنابراين لازم است پيشاني را به مُهر بگذارد نه مُهر را به پيشاني، و بهرحال اگر ميتواند بايد كف دستها و زانوها و انگشتان پا را بطور معمول به زمين بگذارد.
مسئله 1104 - كسي كه هيچ نميتواند خم شود، بايد براي سجده بنشيند و با سر اشاره كند و اگر نتواند، بايد با چشمها اشاره نمايد، و در هر دو صورت احتياط واجب آن است كه اگر ميتواند مُهر را بلند كند و پيشاني را بر آن بگذارد، و اگر ممكن نيست، مُهر را به پيشاني بگذارد، و اگر با سر يا چشمها هم نميتواند اشاره كند، بايد در قلب نيّت سجده كند، و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن هم براي سجده اشاره نمايد.
مسئله 1105 - كسي كه نميتواند بنشيند، بايد ايستاده نيّت سجده كند، و چنانچه ميتواند پيشاني را به مُهر، و اگر نميتواند مُهر را به پيشاني بگذارد، و اگر نميتواند با سر اشاره كند، و اگر نميتواند با چشمها اشاره نمايد، و اگر اين را هم نميتواند، در قلب نيّت سجده كند، و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن هم براي سجده اشاره نمايد.
مسئله 1106 - اگر پيشاني بياختيار بجاي سجده بخورد و بلند شود، سجده بعمل نيامده است و بايد سجده را بطور صحيح بجا آورد، و بعد از تمام شدن، احتياط مستحبّ آن است كه دو مرتبه نماز را بخواند. ولي اگر شروع سجده با اختيار باشد و پيشاني بياختيار از روي مُهر بلند شود، بايد سر را نگهدارد كه دوباره برنگردد، و اگر بياختيار برگشت، اشكال ندارد و با قبلي يك سجده حساب ميشود.
مسئله 1107 - جايي كه انسان بايد تقيّه كند، اگر بتواند بر حصير يا چيزي كه سجده بر آن صحيح ميباشد، طوري سجده كند كه به زحمت نيفتد، نبايد بر فرش و مانند آن سجده نمايد، و اگر نميتواند، احتياط لازم آن است كه در صورت امكان براي نماز بجاي ديگر برود، والاّ در همانجا نماز بخواند و بر فرش و مانند آن سجده نمايد و صحيح مي باشد .
مسئله 1108 - اگر روي تُشك پَر يا چيز ديگري كه بدن روي آن آرام نميگيرد سجده كند، باطل است، ولي چنانچه بعد از سرگذاشتن و مقداري پائين رفتن، بدن آرام بگيرد، اشكال ندارد.
مسئله 1109 - اگر انسان ناچار شود كه در زمين گِل نماز بخواند، چنانچه آلوده شدن بدن و لباس براي او دشواري و مشقّت نميآورد بنابر احتياط لازم سجده و تشهّد را بطور معمول بجا آورد، و اگر مشقّت دارد، ميتواند در حالي كه ايستاده، براي سجده با سر اشاره كند و تشهّد را ايستاده بخواند. و اگر در عين مشقّت سجده و تشهّد را بطور معمول بجا آورد، نمازش صحيح است.
مسئله 1110
- در ركعت اوّل و ركعت سومّي كه تشهّد ندارد، مثل ركعت سوّم نماز ظهر و عصر و عشاء احتياط مستحب است كه بعد از سجده دوّم قدري بيحركت بنشيند و بعد برخيزد، و اين عمل را جلسه استراحت ميگويند.