صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل

نصاب طلا

مسئله 1991 - طلا دو نصاب دارد:
نصاب اول آن بيست مثقال شرعي است كه هر مثقال آن 18 نخود است. پس وقتي طلا به بيست مثقال شرعي كه پانزده مثقال معمولي است برسد، اگر شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد، انسان بايد چهل يك آن را كه نه نخود مي‏شود از بابت زكات بدهد. و اگر به اين مقدار نرسد زكات آن واجب نيست.
و نصاب دوم آن چهار مثقال شرعي است كه سه مثقال معمولي مي‏شود. يعني اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام 18 مثقال را از قرار چهل يك بدهد. و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات 15 مثقال آن را بدهد و زيادي آن زكات ندارد. و همچنين است هر چه بالا رود. يعني اگر سه مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد. و اگر كمتر اضافه شود مقداري كه اضافه شده، زكات ندارد.

نصاب نقره‏

مسئله 1992 - نقره، دو نصاب دارد:
نصاب اول آن 105 مثقال معمولي است كه اگر نقره به 105 مثقال برسد و شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد انسان بايد چهل يك آن را كه 2 مثقال و 15 نخود است از بابت زكات بدهد. و اگر به اين مقدار نرسد زكات آن واجب نيست.
و نصاب دوم آن 21 مثقال معمولي است. يعني اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود بايد زكات تمام 126 مثقال را به طوري كه گفته شد بدهد. و اگر كمتر از 21 مثقال اضافه شود فقط بايد زكات 105 مثقال آن را بدهد و زيادي آن زكات ندارد. و همچنين است هر چه بالا رود. يعني اگر 21 مثقال اضافه شود بايد زكات تمام آنها را بدهد. و اگر كمتر اضافه شود مقداري كه اضافه شده و كمتر از 21 مثقال است زكات ندارد. بنابراين اگر انسان، چهل يك هر چه طلا و نقره دارد بدهد زكاتي را كه بر او واجب بوده، داده و گاهي هم بيشتر از مقدار واجب داده است. مثلا كسي كه 110 مثقال نقره دارد اگر چهل يك آن را بدهد زكات 105 مثقال آن را كه واجب بوده داده، و مقداري هم براي 5 مثقال آن داده كه واجب نبوده است.

مسئله 1993 - كسي كه طلا يا نقره او به اندازه نصاب است، اگر چه زكات آن را داده باشد، تا وقتي از نصاب اول كم نشده، همه ساله بايد زكات آن را بدهد.

مسئله 1994 - زكات طلا و نقره در صورتي واجب مي‏شود كه آن را سكه زده باشند و معامله با آن رواج باشد و اگر سكه حكومت را دارد ليكن معامله ندارد و براي معامله ساخته نشده است مانند سكه بهار آزادي درزمان ما زكات ندارد اگرچه احتياط خوب است . و اگر سكه آن سائيده شد يا از بين هم رفته باشد بايد زكات آن را بدهند. و اگر معامله با آن سكه در گذشته رواج داشته و فعلا متروك شده، بنابر احتياط واجب زكات آن را هم بدهند.

مسئله 1995 - طلا و نقره سكه داري كه زنها براي زينت به كار مي‏برند اگر صورت آنها را تغيير دهند كه از رواج معامله بيفتند زكات ندارد والا بنابر احتياط، زكات آنها را بدهند.

مسئله 1996 - كسي كه طلا و نقره دارد اگر هيچ كدام آنها به اندازه نصاب اول نباشد، مثلا 104 مثقال نقره و 14 مثقال طلا داشته باشد، زكات بر او واجب نيست.

مسئله 1997 - چنانكه سابقا گفته شد زكات طلا و نقره در صورتي واجب مي‏شود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد، و اگر در بين يازده ماه طلا و نقره او از نصاب اول - شرح نصاب اول گذشت- كمتر شود زكات بر او واجب نيست.

مسئله 1998 - اگر در بين يازده ماه، طلا و نقره‏اي را كه دارد با طلا يا نقره يا چيز ديگر عوض نمايد، يا آنها را آب كند زكات بر او واجب نيست. ولي اگر براي فرار از دادن زكات اين كارها را بكند احتياط مستحب آن است كه زكات را بدهند.

مسئله 1999 - اگر در ماه دوازدهم، طلا و نقره مسكوك را آب كند بايد زكات آنها را بدهد. و چنانچه به واسطه آب كردن، وزن يا قيمت آنها كم شود بايد زكاتي را كه پيش از آب كردن بر او واجب بوده بدهد.

مسئله 2000 - اگر طلا و نقره‏اي كه دارد خوب و بد يا عيار كم و زياد داشته باشد مي‏تواند زكات هر كدام از خوب و بد را از خود آن بدهد. ولي بهتر است زكات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد.

مسئله 2001 - طلا و نقره‏اي كه بيشتر از اندازه معمولي، فلز ديگر دارد اگر خالص آن به اندازه نصاب كه مقدار آن گفته شد برسد انسان بايد زكات آن را بدهد. و چنانچه شك دارد كه خالص آن به اندازه نصاب هست يا نه، بنابر احتياط واجب بايد به وسيله آب كردن، يا از هر راه ديگر خالص آن را معلوم كند.

مسئله 2002 - اگر طلا و نقره‏اي كه دارد به مقدار معمول، فلز ديگر با آن مخلوط باشد نمي‏تواند زكات آن را از طلا و نقره‏اي بدهد كه بيشتر از معمول، فلز ديگر دارد. ولي اگر به قدري بدهد كه يقين كند طلا و نقره معمول يا خالصي كه در آن هست از نظر وزن و ارزش به اندازه زكاتي مي‏باشد كه بر او واجب است اشكال ندارد.

مسئله 2003 - سكه بهار آزادي و مشابه آن كه بعنوان پول نقد معمولا رائج در معاملات نمي‏باشد زكات ندارد.

زكات شتر و گاو و گوسفند

مسئله 2004 - زكات شتر و گاو و گوسفند، غير از شرطهايي كه گفته شد، دو شرط ديگر دارد:
اول: آنكه حيوان بنابر مشهور در تمام سال، بيكار باشد. ولي اگر در تمام سال، چند روزي كار كرده باشد بطور ي كه حيوان كارگر حساب نشود بنابر احتياط، زكات آن واجب است، مگر اينكه اين چند روز با تصميم كار براي بعد همراه باشد كه در اينصورت زكات ندارد.
دوم: آنكه در تمام سال از علف بيابان بچرد. پس اگر تمام سال يا مقداري از آن را از علف چريده شده، يا از زراعتي كه ملك مالك يا ملك كس ديگر است بچرد زكات ندارد. ولي اگر در تمام سال يك روز يا دو روز چنين باشد بنابر احتياط، زكات آن واجب مي‏باشد.

مسئله 2005 - اگر انسان براي شتر و گاو و گوسفند خود، چراگاهي را كه كسي نكاشته بخرد، يا اجاره كند، يا براي چراندن در آن باج بدهد بايد زكات را بدهد.

نصاب شتر

مسئله 2006 - شتر، دوازده نصاب دارد: اول: پنج شتر. و زكات آن يك گوسفند است. و تا شماره شتر به اين مقدار نرسد زكات ندارد. دوم: ده شتر. و زكات آن، دو گوسفند است. سوم: پانزده شتر. و زكات آن، سه گوسفند است. چهارم: بيست شتر. و زكات آن چهار گوسفند است. پنجم: بيست و پنج شتر. و زكات آن پنج گوسفند است. ششم: بيست و شش شتر. و زكات آن يك شتر ماده است كه داخل سال دوم شده باشد. هفتم: سي و شش شتر. و زكات آن، يك شتر ماده است كه داخل سال سوم شده باشد. هشتم: چهل و شش شتر. و زكات آن، يك شتر ماده است كه داخل سال چهارم شده باشد. نهم: شصت و يك شتر. و زكات آن، يك شتر ماده است كه داخل سال پنجم شده باشد. دهم: هفتاد و شش شتر. و زكات آن، دو شتر ماده است كه داخل سال سوم شده باشد. يازدهم: نود و يك شتر. و زكات آن، دو شتر ماده است كه داخل سال چهارم شده باشد. دوازدهم: صد و بيست و يك شتر، و بالاتر از آن است كه بايد يا چهل تا چهل تا حساب كند و براي هر چهل تا يك شتري بدهد كه داخل سال سوم شده باشد، يا پنجاه تا پنجاه تا حساب كند و براي هر پنجاه تا يك شتري بدهد كه داخل سال چهارم شده باشد، و يا با چهل و پنجاه حساب كند. ولي در هر صورت بايد طوري حساب كند كه چيزي باقي نماند. يا اگر چيزي باقي مي‏ماند، از نه تا بيشتر نباشد. مثلا اگر 140 شتر دارد بايد براي صدتا، دو شتر كه داخل سال چهارم شده، و براي چهل تا، يك شتر كه داخل سال سوم شده بدهد.

مسئله 2007 - زكات ما بين دو نصاب، واجب نيست. پس اگر شماره شترهايي كه دارد از نصاب اول كه پنج است بگذرد، تا به نصاب دوم كه ده تا است نرسيده، فقط بايد زكات پنج تاي آن را بدهد. و همچنين است در نصابهاي بعد.

مسئله 2008 - شتر زكات بايد ماده باشد و اگر ماده ندارد باحتياط واجب ماده بخرد و بدهد مگر اينكه حاكم شرع شتر نر و يا پول ماده را بجاي شتر ماده بپذيرد.

نصاب گاو

مسئله 2009 - گاو، دو نصاب دارد:
نصاب اول آن سي تا است كه وقتي شماره گاو به سي رسيد، اگر شرايطي را كه گفته شد داشته باشد، انسان بايد يك گوساله‏اي (نر يا ماده) كه داخل سال دوم شده از بابت زكات بدهد.
و نصاب دوم آن چهل تا است. و زكات آن، يك گوساله ماده‏اي است كه داخل سال سوم شده باشد. و زكات ما بين سي و چهل، واجب نيست. مثلا كسي كه سي و نه گاو دارد فقط بايد زكات سي‏تاي آنها را بدهد و نيز اگر از چهل گاو زيادتر داشته باشد تا به شصت نرسيده، فقط بايد زكات چهل‏تاي آن را بدهد. و بعد از آنكه به شصت رسيد، چون دو برابر نصاب اول را دارد، بايد دو گوساله‏اي كه داخل سال دوم شده بدهد.و همچنين هر چه بالا رود بايد يا سي تا سي تا حساب كند، يا چهل تا چهل تا، يا با سي و چهل حساب نمايد و زكات آن را به دستوري كه گفته شد بدهد. ولي بايد طوري حساب كند كه چيزي باقي نماند، يا اگر چيزي باقي مي‏ماند از نه تا بيشتر نباشد. مثلا اگر هفتاد گاو دارد، بايد به حساب سي و چهل حساب كند و براي سي تاي آن، زكات سي تا و براي چهل تاي آن، زكات چهل تا را بدهد.. مگر اينكه رعايت اين جهت ممكن نباشد مثل اينكه پنجاه گاو داشته باشد كه در اينصورت بايد چهل را مبني قرار دهد گرچه باز هم ده تا زياد مي‏آيد.

نصاب گوسفند

مسئله 2010 - گوسفند، پنج نصاب دارد: اول: چهل. و زكات آن، يك گوسفند است. و تا گوسفند به چهل نرسد زكات ندارد. دوم: صدو بيست و يك. و زكات آن، دو گوسفند است. سوم: دويست و يك. و زكات آن، سه گوسفند است. چهارم: سيصد و يك. و زكات آن، چهار گوسفند است. پنجم: چهار صد، و بالاتر از آن است كه بايد آنها را صد تا صد تا حساب كند و براي هر صد تاي آنها يك گوسفند بدهد. و لازم نيست زكات را از خود گوسفندها بدهد بلكه اگر گوسفند ديگري بدهد، يا مطابق قيمت گوسفند، پول بدهد كافي است. ولي اگر بخواهد جنس ديگر بدهد در صورتي بي‏اشكال است كه براي فقرا بهتر باشد يا حاكم شرع طبق مصلحت آنرا بپذيرد.

مسئله 2011 - زكات مابين دو نصاب، واجب نيست. پس اگر شماره گوسفندهاي كسي از نصاب اول كه چهل است بيشتر باشد تا به نصاب دوم كه صد و بيست و يك است نرسيده، فقط بايد زكات چهل تاي آن را بدهد و زيادي آن زكات ندارد. و همچنين است در نصابهاي بعد.

مسئله 2012 - زكات شتر و گاو و گوسفندي كه به مقدار نصاب برسد واجب است، چه همه آنها نر باشند يا ماده، يا بعضي نر باشند و بعضي ماده.

مسئله 2013 - در زكات، گاو و گاوميش در شماره ، يك جنس حساب مي‏شود. و شتر عربي و غير عربي يك جنس است. و همچنين بز و ميش و شيشك در زكات با هم فرق ندارند.

مسئله 2014 - بنابر احتياط اگر بخواهد ميش براي زكات بدهد بايد اقلا داخل سال دوم شده باشد. و اگر بز بدهد داخل سال سوم شده باشد.

مسئله 2015 - گوسفندي را كه بابت زكات مي‏دهد لازم نيست بهتر از همه باشد ، اگر متوسط از گوسفندهاي او باشد قيمتش هم مختصري از بعضي گوسفندهاي ديگر او كمتر باشد اشكال ندارد. ولي بهتر است گوسفندي را كه قيمت آن از تمام گوسفندهايش بيشتر است بدهد. و همچنين است در گاو و شتر.

مسئله 2016 - اگر چند نفر با هم شريك باشند هر كدام آنان كه سهمش به نصاب اول رسيده، بايد زكات بدهد. و بر كسي كه سهم او كمتر از نصاب اول است زكات واجب نيست.

مسئله 2017 - لازم نيست حيوانات يكجا باشند اگر يك نفر در چند جا گاو، يا شتر، يا گوسفند داشته باشد و روي هم به اندازه نصاب باشند بايد زكات آنها را بدهد.

مسئله 2018 - اگر گاو و گوسفند و شتري كه دارد مريض و معيوب هم باشند بايد زكات آنها را بدهد.

مسئله 2019 - اگر گاو و گوسفند و شتري كه دارد همه مريض يا معيوب يا پير باشند. مي تواند حيوان زكات را از متوسط آنها بدهد و اگر همه سالم و بي‏عيب و جوان باشند نمي‏تواند زكات آنها را مريض، يا معيوب، يا پير بدهد. بلكه اگر بعضي از آنها سالم و بعضي مريض، و دسته‏اي معيوب و دسته ديگر بي‏عيب، و مقداري پير و مقداري جوان باشند، احتياط واجب آن است كه براي زكات آنها سالم، و بي‏عيب و جوان بدهد.

مسئله 2020 - اگر پيش از تمام شدن ماه يازدهم، گاو و گوسفند و شتري را كه دارد با چيز ديگر عوض كند، يا نصابي را كه دارد با مقدار نصاب از همان جنس عوض نمايد، مثلا چهل گوسفند بدهد و چهل گوسفند ديگر بگيرد، زكات بر او واجب نيست.

مسئله 2021 - كسي كه بايد زكات گاو و گوسفند و شتر را بدهد، اگر زكات آنها را از مال ديگرش بدهد، تا وقتي شماره آنها از نصاب كم نشده، همه ساله بايد زكات را بدهد. و اگر از خود آنها بدهد و از نصاب اول كمتر شوند زكات، بر او واجب نيست. مثلا كسي كه چهل گوسفند دارد، اگر از مال ديگرش زكات آنها را بدهد تا وقتي كه گوسفندهاي او از چهل كم نشده، همه ساله بايد يك گوسفند بدهد. و اگر از خود آنها بدهد تا وقتي به چهل نرسيده، زكات بر او واجب نيست.

مسئله 2022 - حاكم شرع اسلامي مي‏تواند زكات را در چيزهاي ديگري هم طبق مصالح مملكتي كه با شوراي اهل تخصص انجام مي‏دهد وضع كند چنانكه مي‏تواند زكات برخي چيزهاي ذكر شده گذشته را روي مصالح موقت عفو نمايد.

مصرف زكات‏

مسئله 2023 - انسان مي‏تواند زكات را در هشت مورد مصرف كند:
اول: فقير. و آن كسي است كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد. كسي كه صنعت، يا ملك، يا سرمايه‏اي دارد كه مي‏تواند مخارج سال خود را بگذراند فقير نيست ولي اگر اينها تامين مخارج ساليانه اش را نكند ميتواند كسري مخارج خود را از زكات بگيرد .
دوم: مسكين. و آن كسي است كه از فقير، سخت‏تر مي‏گذراند و كاملاً درمانده و بيچاره شده است .
سوم: كسي كه از طرف امام "عليه السلام" يا نايب امام، مأمور است كه زكات را جمع و نگهداري نمايد و به حساب آن رسيدگي كند و آن را به امام "عليه السلام" يا نائب امام يا فقرا برساند.
چهارم: كافرهايي كه اگر زكات به آنان بدهند به دين اسلام، مايل مي‏شوند، يا در جنگ به مسلمانان كمك مي‏كنند. و همچنين مسلماناني كه ايمان آنان ضعيف است و اگر به وسيله زكات از آنان استمالت شود ايمانشان قوي مي‏شود ( درجه ايمانشان بحدي زياد نيست كه در مشكلات پاي برجا باشند ) .
پنجم: خريداري بنده‏ها و آزاد كردن آنان.
ششم: بدهكاري كه نمي‏تواند قرض خود را بدهد. به شرط اينكه قرض در معصيت صرف نشده باشد.
هفتم: سبيل الله، يعني هر كاري كه مانند ساختن مسجد و مدرسه و نشر كتب ديني و اعزام مبلغين و جهاد و دفاع و ...، نفع عمومي ديني دارد. يا مثل ساختن جاده و پل و بيمارستان و ... ، كه نفع دنيوي آن به عموم مسلمانان مي‏رسد، و خلاصه آنچه براي اسلام و مسلمين نفع داشته باشد به هر نحو كه باشد.
هشتم: ابن السبيل، يعني مسافري كه در سفر درمانده شده هر چند در وطن خود ثروتمند باشد. و احكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد.

مسئله 2024 - با وجود فقير و مسكين و شناخت آنها بهتر بلكه احتياط مستحب است كه آنها را بر ساير مصارف مقدم بدارند.

مسئله 2025 - احتياط واجب آن است كه فقير و مسكين، بيشتر از مخارج سال خود و عيالاتش را از زكات نگيرد. و اگر مقداري پول يا جنس دارد فقط به اندازه كسري مخارج يك سالش زكات بگيرد.

مسئله 2026 - كسي كه مخارج سالش را داشته، اگر مقداري از آن را مصرف كند و بعد شك كند كه آنچه باقي مانده به اندازه مخارج سال او هست يا نه، نمي‏تواند زكات بگيرد.

مسئله 2027 - همانطور كه قبلاً ذكر شد صنعتگر، يا مالك، يا تاجري كه درآمد او از مخارج سالش كمتر است مي‏تواند براي كسري مخارجش زكات بگيرد، و لازم نيست ابزار كار، يا ملك، يا سرمايه متعارف خود را به مصرف مخارج برساند.

مسئله 2028 - فقيري كه خرج سال خود و عيالاتش را ندارد، اگر خانه‏اي دارد كه ملك اوست و در آن نشسته، يا وسيله سواري دارد، چنانچه بدون اينها نتواند زندگي كند، اگر چه براي حفظ آبرويش باشد، مي‏تواند زكات بگيرد. و همچنين است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستاني و زمستاني و چيزهايي كه به آنها احتياج دارد. و فقيري كه اينها را ندارد، اگر به اينها احتياج داشته باشد مي‏تواند از زكات، خريداري نمايد.

مسئله 2029 - فقيري كه ياد گرفتن صنعت براي او مشكل نيست، بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد و با گرفتن زكات زندگي نكند. ولي تا وقتي مشغول ياد گرفتن است مي‏تواند زكات بگيرد.

مسئله 2030 - به كسي كه قبلا فقير بوده و مي‏گويد فقيرم، اگر چه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند مي‏شود زكات داد.

مسئله 2031 - كسي كه مي‏گويد فقيرم و قبلا فقير نبوده، يا معلوم نيست فقير بوده يا نه،اگر از ظاهر حالش اطمينان پيدا شود كه فقير است مي‏شود به او زكات داد.

مسئله 2032 - كسي كه بايد زكات بدهد، اگر از فقيري طلبكار باشد مي‏تواند طلبي را كه از او دارد، بابت زكات حساب كند به شرط اينكه قرضي را كه گرفته در معصيت صرف نكرده باشد.

مسئله 2033 - اگر فقير بميرد و مال او به اندازه قرضش نباشد انسان مي‏تواند باقيمانده طلبي را كه از او دارد بابت زكات حساب كند. و اگر مالش به اندازه قرضش باشد ولي ورثه، قرض او را نمي‏دهند، يا به جهت ديگر انسان نتواند طلب خود را بگيرد در اين صورت نيز انسان مي‏تواند طلبي را كه دارد بابت زكات حساب كند هر چند احتياط در ترك است.

مسئله 2034 - چيزي را كه انسان بابت زكات به فقير ميدهد لازم نيست به او بگويد كه زكات است. بلكه اگر فقير خجالت بكشد بهتر است به طوري كه دروغ نشود به صورت پيشكش بدهد. ولي بايد قصد زكات نمايد.

مسئله 2035 - اگر به خيال اينكه كسي فقير است به او زكات بدهد، بعد بفهمد فقير نبوده، يا از روي ندانستن مسئله به كسي كه مي‏داند فقير نيست زكات بدهد، چنانچه چيزي را كه به او داده باقي باشد بايد از او بگيرد و به مستحق بدهد، و اگر از بين رفته باشد، اگر گيرنده خودش را مستحق نمي‏دانسته و مي‏دانسته يا احتمال مي‏داده كه آنچه به او مي‏دهند زكات است دهنده مي‏تواند عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد چنانكه مي تواند گذشت نموده از مال خودش زكات را بدهد. ولي اگر گيرنده به عنوان ديگري غير عنوان زكات گرفته مثلاًفكر كرده هديه است و دهنده هم تصريح به زكوة نكرده است نمي‏تواند چيزي از او بگيرد و بايد از مال خودش زكات را به مستحق بدهد.

مسئله 2036 - كسي كه بدهكار است و نمي‏تواند بدهي خود را بدهد، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد مي‏تواند براي دادن قرض خود زكات بگيرد. ولي بايد مالي را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد، يا اگر در معصيت خرج كرده از آن معصيت توبه كرده باشد، كه در اين صورت از سهم فقرا مي‏شود به او داد و در اين صورت اگر مخارج سال خود را داشته باشد بنابر احتياط، قرض خود را از موجودي بدهد و براي مخارج، زكات بگيرد.

مسئله 2037 - اگر به كسي كه بدهكار است و نمي‏تواند بدهي خود را بدهد زكات بدهد، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده، اگر به قصد اداء قرضش زكات را به او داده نمي‏تواند آن را بابت زكات حساب كند، و اگر براي اينكه فقير بوده به او داده است لازم نيست دو باره زكات را بدهد مگر اينكه فقير، متجاهر به فسق باشد كه در اين صورت از نظر فقر هم استحقاق زكات را ندارد .

مسئله 2038 - مسافري كه خرجي او تمام شده يا اموالش به سرقت رفته ، يا مركبش از كار افتاده،چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد و نتواند با قرض كردن، يا فروختن چيزي خود را به مقصد برساند، اگر چه در وطن خود فقير نباشد مي‏تواند زكات بگيرد. ولي اگر بتواند در جاي ديگر با قرض كردن، يا فروختن چيزي مخارج سفر خود را فراهم كند، فقط به مقداري كه به آنجا برسد مي‏تواند زكات بگيرد.

مسئله 2039 - مسافري كه در سفر، درمانده شده وزكات گرفته، بعد از آنكه به وطنش رسيد، اگر چيزي از زكات زياد آمده باشد، بنابر احتياط واجب بايد آن را به حاكم شرع بدهد و بگويد آن چيز، زكات است.

شرايط كساني كه مستحق زكاتند

مسئله 2040 - كسي كه زكات مي‏گيرد بايد شيعه دوازده امامي باشد ولي در سهم سبيل الله و مؤلفه، اين شرط نيست. و اگر شيعه بودن كسي ثابت شود و به او زكات بدهد و زكات تلف شود بعد معلوم شود شيعه نبوده، لازم نيست دو باره زكات را بدهد. و اگر موجود است بايد از او پس بگيرد و به مستحق واقعي برساند يا دو باره بدهد.

مسئله 2041 - اگر طفل يا ديوانه‏اي، فقير باشد انسان مي‏تواند به ولي او زكات بدهد، به قصد اينكه آنچه را مي‏دهد ملك طفل يا ديوانه باشد و ولي هم به همين قصد بگيرد.

مسئله 2042 - اگر به ولي طفل و ديوانه، دسترسي ندارد مي‏تواند با اجازه حاكم شرع، خودش يا به وسيله يك نفر امين، زكات را به مصرف طفل يا ديوانه برساند. و بايد موقعي كه زكات به مصرف آنان مي‏رسد نيت زكات كنند.

مسئله 2043 - به فقيري كه گدائي مي‏كند مي‏شود زكات داد. ولي به كسي كه زكات را در معصيت مصرف مي‏كند نمي‏شود زكات داد.

مسئله 2044 - گدائي كردن براي كسي كه نياز ندارد حرام است و پولي كه از اين راه بدست ميآورد - اگر دهندگان به عنوان نيازمند به او ميهند - ملك او نميشود و ضامن ميباشد. ولي اگر نياز ضروري دارد و كسي يا نهاد و ارگان به او نميرسد، گدائي براي او در ضرورت و بقدر ضرورت اشكالي ندارد، ولي براي دهنده كه وضع او را نميداند اشكالي ندارد و ثواب صدقه را ميبرد.

مسئله 2045 - به كسي كه معصيت كبيره را آشكارا بجا مي‏آورد، احتياط واجب آن است كه زكات ندهند. و همچنين است به شارب الخمر هر چند در نهان .

مسئله 2046 - به كسي كه بدهكار است و نمي‏تواند بدهي خود را بدهد، اگر چه مخارج او بر انسان واجب باشد مي‏شود براي پرداخت بدهي، زكات داد. ولي اگر زن، براي خرجي خودش قرض كرده باشد شوهر نمي‏تواند بدهي او را از زكات بدهد. بلكه اگر كس ديگري هم كه مخارج او بر انسان واجب است براي خرجي خود قرض كند احتياط واجب آن است كه بدهي او را از زكات ندهد.

مسئله 2047 - انسان نمي‏تواند مخارج كساني را كه خرجشان بر او واجب است مانند زن دائمي، و اولاد، و نوه‏ها، و پدر و مادر، و اجداد، از زكات بدهد. ولي اگر مخارج آنان را ندهد ديگران مي‏توانند به آنان زكات بدهند.

مسئله 2048 - اگر انسان به پسرش زكات بدهد كه خرج زن و نوكر و كلفت فقير خود نمايد در صورتي كه پسر خرج و يا اجرت كار آنها را نداشته باشد اشكال ندارد مگر اينكه پسر نياز مبرم به زن و نوكر داشته باشد كه در اين صورت جزء نفقه لازم بر پدر مي‏باشد و پدر بايد مخارج آنان را از مال خود بدهد.

مسئله 2049 - اگر پسر به كتابهاي علمي ديني احتياج داشته باشد پدر مي‏تواند براي خريدن آنها به او زكات بدهد.

مسئله 2050 - پدر مي‏تواند به پسر فقيرش زكات بدهد كه براي خود، زن بگيرد. پسر هم مي‏تواند براي آنكه پدر فقيرش زن بگيرد زكات خود را به او بدهد، مگر اينكه نياز مبرم به زن گرفتن داشته باشند كه در اين صورت بنابر احتياط مخارج زن گرفتن او را از مال شخصي خود بدهد نه از زكات.

مسئله 2051 - به زني كه شوهرش مخارج او را هر چند با اجبار مي‏دهد، نمي‏شود زكات داد.

مسئله 2052 - زني كه متعه شده اگر فقير باشد، شوهرش و ديگران مي‏توانند به او زكات بدهند. ولي اگر شوهرش در ضمن عقد شرط كند كه مخارج او را بدهد، يا به جهت ديگري دادن مخارجش بر او واجب باشد، در صورتي كه مخارج آن زن را بدهد يا زن بتواند او را مجبور كند نمي‏شود به آن زن، زكات داد.

مسئله 2053 - زن مي‏تواند به شوهر فقير خود زكات بدهد، اگر چه شوهر، زكات را صرف مخارج خود آن زن نمايد.

مسئله 2054 - سيد مي‏تواند از سيد زكات بگيرد و نمي‏تواند از غير سيد زكات بگيرد. ولي اگر خمس و ساير وجوهات كفايت مخارج او را نكند و از گرفتن زكات ناچار باشد مي‏تواند از غير سيد نيز زكات بگيرد. ولي احتياط واجب آن است كه اگر ممكن باشد فقط به مقداري كه براي مخارج روزانه‏اش ناچار است، بگيرد.

مسئله 2055 - به كسي كه معلوم نيست سيد است يا نه، اگر در محل شهرت به سيادت ندارد مي‏شود زكات داد.

نيت زكات‏

مسئله 2056 - انسان بايد زكات را به قصد قربت، يعني براي انجام فرمان خداوند عالم بدهد و در نيت معين كند كه آنچه را مي‏دهد زكات مال است، يا زكات فطره. ولي لازم نيست كه مال زكوي را معين كند و مثلا لازم نيست كه معين كند چيزي را كه مي‏دهد زكات گندم است يا زكات جو. و اگر دو جور يا بيشتر زكات به عهده دارد اگر هم جنس يكي از آنها را داد زكات همان حساب مي‏شود مگر از باب قيمت باشد و تصريح باين شود و از طرف فقير پذيرفته شود پس كسي كه زكات گوسفند و طلا بر او واجب است اگر يك گوسفند داد زكات گوسفند حساب مي‏شود.

مسئله 2057 - اگر كسي را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد، چنانچه وكيل وقتي كه زكات را به فقير مي‏دهد، از طرف مالك نيت زكات كند كافي است و اگر مالك يا وكيل او بدون قصد قربت زكات را به فقير بدهد و پيش از آنكه آن مال از بين برود خود مالك نيت زكات كند باز هم كافيست و زكات حساب مي شود .

صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل