مسئله 2128
- حج: زيارت كردن خانه خدا و انجام اعمالي كه مناسك حج ناميده مي شود و در تمام عمر بر كسي كه اين شرايط را دارا باشد يك مرتبه واجب ميشود:
اول: آنكه بالغ باشد.
دوم: آنكه عاقل باشد.
سوم: آنكه - اگر در جائي خداي نخواسته هنوز نظام برده داري باشد - برده شخص ديگري نباشد
چهارم: به واسطه رفتن به حج مجبور نشود كه كار حرامي را كه اهميتش در شرع از حج بيشتر است انجام دهد، يا عمل واجبي را كه از حج مهمتر است ترك نمايد.
پنجم: آنكه مستطيع باشد. و استطاعت به چند چيز حاصل ميشود .
1 - داشتن توشه راه و چيزهايي را كه بر حسب حالش در سفر به آن محتاج است و همينطور وسيله راه يا مالي كه بتواند بوسيله ان اين چيزها را تهيه كند.
2 - سلامت مزاج و توانايي آن را داشته باشد كه بتواند مكه رود و حج را بجا آورد.
3 - در راه مانعي از رفتن نباشد. و اگر راه بسته باشد، يا انسان بترسد كه در راه، جان يا عرض او صدمه ببيند، يا مال او را ببرند حج بر او واجب نيست. ولي اگر از راه ديگري بتواند برود، اگر چه دور تر باشد در صورتي كه مشقت زياد نداشته باشد بايد از آن راه برود.
4 - به قدر بجا آوردن اعمال حج وقت داشته باشد.
5 - مخارج كساني را كه خرجي آنان شرعاً يا عرفاً بر او لازم است، مثل زن و بچه و كارگر و خدمتكار و ... ، داشته باشد.
6 - در اثر رفتن به حج كسب و كار و يا درآمد ملك و يا هر راه ديگري را كه براي ادامه معاش خود دارد از دست ندهد.
مسئله 2129 - كسي كه در راه حج براي خدمات مادي يا معنوي، چون رانندگي و خبرنگاري و خدمات ديگر يا به عنوان روحاني كاروان يا ناظر يا پزشك يا پرستار و امثال اينها استخدام ميشود و ميتواند با انجام كارش بدون زحمت و دشواري فوقالعاده اي حج انجام دهد، پس از پذيرفتن اين قبيل خدمات، حج بر او واجب ميشود.
مسئله 2130 - كسي كه بدون خانه ملكي رفع احتياجش نميشود و بدون داشتن آن به مشقت ميافتد وقتي حج بر او واجب است كه خانه يا پول آن را هم داشته باشد.
مسئله 2131 - زني كه ميتواند مكه برود، اگر بعد از برگشتن از خودش مال نداشته باشد و شوهرش هم مثلا فقير باشد و خرجي او را ندهد و ناچار شود كه به سختي زندگي كند، حج بر او واجب نيست، ولي اگر شوهرش تمكن دارد و مخارج او را ميدهد با داشتن خرج رفتن و برگشتن مستطيع ميشود.
مسئله 2132 - اگر كسي توشه راه و مركب سواري نداشته باشد و ديگري به او بگويد: حج برو من خرج تو و عيالات تو را در موقعي كه در سفر حج هستي ميدهم، در صورتي كه اطمينان داشته باشد كه خرج او را ميدهد حج بر او واجب ميشود. و در اين صورت معتبر نيست كه بعد از برگتشن، محل درآمدي داشته باشد. و همچنين اگر مقدار مخارج را در اختيارش قرار بدهند ولي ملك او نكنند اگر اطمينان داشته باشدكه از اوپس نميگيرند واجب است حج برود .
مسئله 2133 - اگر خرجي رفتن و برگشتن و خرجي عيالات كسي را در مدتي كه مكه ميرود و برميگردد به او ببخشند و با او شرط كنند كه حج كند، اگر چه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم مالي كه بتواند با آن زندگي كند نداشته باشد بايد قبول نمايد و حج بر او واجب ميشود مگر اينكه قبول بخشش براي او مستلزم ذلت و خواري باشد.
مسئله 2134 - اگر مقداري مال كه براي حج كافي است به كسي بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكه خدمت كسي كه مال را داده بنمايد قبول بر او لازم نيست و حج بر او واجب نميشود مگر اينكه خدمت كردن براي او عادي باشد و شغل معمولي او نيز مناسب خدمت باشد كه در اين صورت بنابر احتياط واجب قبول اين كار لازم است. و پس از قبول مستطيع ميشود.
مسئله 2135 - اگر مقداري مال به كسي بدهند و حج بر او واجب شود، چنانچه حج نمايد، هر چند بعدا مالي از خود پيدا كند ديگر حج بر او واجب نيست.
مسئله 2136 - اگر براي تجارت، مثلا تا جده برود و مالي به دست آورد كه اگر بخواهد از آنجا به مكه رود بتواند ، و ساير شرايط را هم دارا باشد بايد از آنجا حج كند. و در صورتي كه حج نمايد، اگر چه بعدا مالي پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكه رود ديگر حج بر او واجب نيست.
مسئله 2137 - اگر انسان، اجير شود كه از طرف كس ديگر حج كند، چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد ديگري را بفرستد بايد از كسي كه او را اجير كرده اجازه بگيرد.
مسئله 2138 - اگر كسي مستطيع شود و مكه نرود و فقير شود، بايد اگر چه به زحمت باشد بعدا حج كند حتي به اين صورت كه كسي او را براي حج اجير كند بايد به مكه رود و حج كسي را كه براي او اجير شده بجا آورد و تا سال بعد در مكه بماند و براي خود حج نمايد. ولي اگر ممكن باشد كه اجير شود و اجرت را نقد بگيرد و كسي كه او را اجير كرده راضي شود كه حج او در سال بعد بجا آورده شود، بايد سال اول براي خود، و سال بعد براي كسي كه اجير شده حج نمايد.
مسئله 2139 - اگر در سال اولي كه مستطيع شده بدون كوتاهي و تأخير به مكه رود و در وقت معيني كه دستور دادهاند به عرفات و مشعرالحرام نرسد، چنانچه در سالهاي بعد مستطيع نباشد حج بر او واجب نيست. ولي اگر از سالهاي پيش مستطيع بوده و نرفته، اگر چه به زحمت زياد باشد بايد حج كند.
مسئله 2140 - اگر در سال اولي كه مستطيع شده با وجود توانائي حج نكند و بعد به واسطه پيري يا مرض و ناتواني نتواند حج نمايد و نا اميد باشد از اينكه بعدا خودش حج كند، بايد ديگري را از طرف خودبفرستد. بلكه اگر در همان سال اولي كه به قدر رفتن حج مال پيدا كرده، ناتوان بوده به واسطه پيري يا مرض يا ناتواني يا عذر ديگر نتواند حج كند و مأيوس است كه بعدا خودش بتواند به حج برود، احتياط واجب آن است كسي را از طرف خود بفرستد كه حج نمايد و در نيابت جائز است زن و مرد از يك ديگر نيابت كنند و همچنين جايز است صروره يعني كسي را كه تا حال حج بجا نياورده نائب بگيرند .
مسئله 2141 - كسي كه از طرف ديگري براي حج اجير شده، بايد طواف نساء را از طرف او بجا آورد. و اگر بجا نياورد، زن بر خود اجير حرام ميشود.
مسئله 2142 - اگر طواف نساء را درست بجا نياورد يا فراموش كند. چنانچه بعد از چند روز يادش بيايد و از بين راه برگردد و بجا آورد صحيح است، و اگر نتواند برگردد نائب بگيرد تا بجاي او انجام دهد.
مسئله 2143 - اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و مرزهاي آنها هجوم آورد بر جميع مسلمانان، دفاع از آن و دفع دشمن به هر وسيله ممكن واجب است. و در اين امر، احتياج به اذن حاكم شرع نيست. چنانكه ايادي بظاهر مسلمان دشمن نيز اگر هجوم آورند همين حكم را دارد و اگر هجوم نشده ليكن خوف هجوم و استيلاء آنان باشد واجب است مرزهاي دفاعي خود را تقويت نموده آماده دفع دشمن شوند.
مسئله 2144 - اگر در داخل ممالك اسلامي طرحها و نقشههايي از طرف اجانب كشيده شده باشد و خوف آن باشد كه اجانب بر ممالك اسلامي تسلط پيدا كنند بر مسلمانان واجب است كه به هر وسيله ممكن، نقشه آنان را به هم بزنند و از توسعه نفوذ آنان جلوگيري كنند.
مسئله 2145 - اگر در روابط سياسي بين دولتهاي اسلامي و دول اجانب، خوف آن باشد كه اجانب بر ممالك اسلامي، تسلط پيدا كنند اگر جه تسلط سياسي و اقتصادي باشد بر مسلمانان لازم است كه با اين نحو روابط مخالفت كنند و دولتهاي اسلامي را به قطع اينگونه روابط ملزم نمايند.
مسئله 2146 - اگر عقد رابطه سياسي يا تجاري بين يكي از دول اسلامي با اجانب، مخالف مصلحت اسلام و مسلمانان باشد اينگونه رابطه جايز نيست و اگر دولتي اقدام به آن نمود، بر ساير دول اسلامي واجب است آن را به هر نحو كه ممكن است به قطع رابطه ملزم نمايند.
مسئله 2147 - اگر بعضي از رؤسا يا ديگر افراد مؤثر حكومتي در ممالك اسلامي موجب بسط نفوذ سياسي يا اقتصادي يا نظامي اجانب شوند كه مخالف مصالح اسلام و مسلمانان است، به واسطه اين خيانت، از مقامي كه دارند - هر مقامي باشد - خود بخود منعزل ميشوند و بر مسلمانان لازم است به هر نحو ممكن آنان را با رعايت موازين شرعيه مجازات نمايند.
مسئله 2148 - روابط تجاري و سياسي با دول ظالم و غاصب اراضي مسلمين از قبيل دولت اسرائيل، جايز نيست. و بر مسلمانان لازم است كه به هر نحو ممكن با اينگونه روابط مخالفت كنند. و بازرگاناني كه با اسرائيل و عمال اسرائيل روابط تجاري دارند، خائن به اسلام و مسلمانان هستند و عمل آنان كمك به هدم اسلام است. و بر مسلمانان لازم است با اين جنايتكاران، چه دولتها و چه تجار، قطع رابطه كنند و آنان را به توبه و ترك روابط با اين نحو دولتها ملزم نمايند.
مسئله 2149 - اگر كسي به خود انسان، يا ناموس، يا خويشان و بستگان انسان، يا به مسلماني ديگر به قصد كشتن يا تجاوز، هجوم آورد بر انسان واجب است به هر نحو كه ممكن است دفاع كند هر جند منجر به كشتن مهاجم شود. ولي بايد سعي كند تا وقتي كه راه خفيفتر ميسر است دست به كار شديد و خشن نزند.
مسئله 2150 - اگرانسان نتواند به تنهايي از جان و ناموس خود دفاع كند واجب است از ديگران كمك بگيرد هر چند از ظلمه باشند.
مسئله 2151 - اگر دزدي به قصد بردن مال انسان، يا بستگان او هجوم آورد انسان حق دارد دفاع كند هر چند منجر به كشتن مهاجم شود، با رعايت مراتب دفاع از خفيفتر تا خشن .
مسئله 2152 - اگر با رعايت مراتب دفاع، به طرف، خسارت مالي يا نقص عضو وارد شود، يا كشته شود انسان ضامن نيست. ولي اگر درجات خفيفتر ميسر بود و با اين حال انسان عمداً به سراغ مراحل بالاتر و شديدتر برود ، بنابر احتياط، ضامن است.
مسئله 2153 - اگر از طرف مهاجم، خسارت مالي، يا جاني، يا نقض عضو به انسان وارد شد شخص مهاجم ضامن است.
مسئله 2154 - اگر انسان بر دزد يا شخص مهاجم پيروز شد، و او را كاملاً در اختيار خود گرفت حق ندارد بيجهت او را بزند يا مجروح كند يا بكشد، بلكه تعزيز او با حاكم شرع است.
مسئله 2155 - اگر انسان مرد اجنبي را با همسر خود، يا دختر يا خويشان خود بيابد در حالي كه قصد تجاوز دارد بايد به هر نحو شده دفاع نمايد هر چند منجر به كشتن او شود. بلكه واجب است انسان از ناموس مسلمانان ديگر هم دفاع نمايد، ولي اگر با امكان مرتبه خفيفتر دست به كار شديدتر بزند بنابر احتياط ضامن است. ولي رعايت مراتب در صورتي لازم است كه فرصت از دست نرود، اگربا رعايت مراتب خوف از دست رفتن فرصت، و غلبه مهاجم باشد ديگر مراعات مراتب لازم نيست.
مسئله 2156 - بنابر مشهور، اگر كسي ببيند مردي با همسر او زنا ميكند و دانست كه زن با رضايت خود تسليم او شده ميتواند هر دو را بكشد و بين خود و خدا نه گناه دارد و نه ضامن است. ولي بايد بتواند نزد حاكم شرع ثابت كند وگرنه حاكم شرع حكم به قصاص ميكند. و در هر حال، زن اگر زنا دهد بر شوهر خود حرام نميشود.
مسئله 2157 - اگر كسي به منظور اطلاع بر ناموس و اسرار مردم، به طور عادي يا با دوربين به درون خانه آنان نگاه كند واجب است او را منع كنند، و اگر دست برنداشت به هر نحو شده جلوگيري نمايند ولو منجر به نقص عضو يا كشته شدن او بشود البته با رعايت مراتب. و همچنين است اگر نگاه كننده از خويشان و ارحام صاحبخانه باشد ولي منظورش نگاه كردن به چيزهايي است كه نگاه كردن به آنها بر او حرام است مثل عورت.
مسئله 2158 - اگر انسان احتمال بدهد يا بداند كه دفاع او از جان خود يا بستگان منجر به كشته شدن خودش خواهد شد باز هم دفاع جايز بلكه گاهي واجب است، ولي نسبت به مال اگر ميداند كه دفاع او از مال منجر به كشته شدن خودش ميشود دفاع واجب نيست ولي اگر دفاع كرد و كشته شد بدرجهاي حكم شهيد را دارد.
مسئله 2159 - اگر حيوان درنده شخصي، به انسان حمله كند انسان حق دارد از خود دفاع كند و با رعايت مراتب اگر به حيوان خسارت وارد شود انسان ضامن نيست مگر در موردي كه انسان متجاوز باشد.
مسئله 2160 - اگر انسان خيال كرد طرف، قصد هجوم به جان، يا ناموس، يا مال او را دارد و در مقام دفاع، خسارت مالي يا جاني به طرف وارد كرد ولي بعد معلوم شد طرف چنين قصدي نداشته و انسان اشتباه كرده است در اين صورت انسان گناه ندارد ولي ضامن خسارت طرف است.
مسئله 2161 - اگر دزد يا مهاجم مسلح به او حملهور شد ولي او متوجه نشد و به قصد حمله ابتدايي به او حمله برد ولي در واقع دفاع بود او ضامن نقص عضو يا خون مهاجم نميباشد هر چند گناه تجري دارد.
مسئله 2162 - اگر دزد يا مهاجم ديگر به طرف او حملهور شد ليكن ميداند كه مانعي هست كه او موفق نميشود نبايد به مهاجم ضرري وارد كند و اگر كرد ضامن است و همينطور اگر مهاجم پيش از برخورد توبه كند. ولي اگر احتمال قوي آن است كه با اظهار توبه قصد نيرنگ دارد ميتواند به او ضرر برساند ولي اگر بعدا يقين كند كه واقعا قصد حمله نداشته يا منصرف شده بود ضامن ميباشد.
مسئله 2163 - در نزاع دو دزد يا مهاجم با يكديگر هر كدام كه شروع كرده ضامن است و ديگري كه دفاع ميكند اگر ضرري بزند ضامن نيست.
مسئله 2164
- اگر دزد يا مهاجم فرار كند و مطمئن شويم كه ديگر برنميگردد اضرار او جايز نيست ولي اگر احتمال عقلائي ميرود كه فرارش به قصد تجديد قوا و حمله مجدد است و ممكن است فرصت از دست برود جايز است با رعايت مراتب به او حمله شود.