صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل

امر به معروف و نهي از منكر

مسئله 2165 - از مهمترين واجبات شرعي و از ضروريات دين مي‏باشد و در قرآن كريم و روايات اهلبيت عليهم السلام تأكيدات زياد در باره اين دو وارد شده است. در حديثي از پيامبر اكرم صلي الله عليبه و آله و السلم آمده است: خداوند از مؤمن ضعيف و بي‏دين بدش مي‏آيد. سؤال شد كه آن كيست؟ فرمود: آنكه نهي از منكر نمي‏كند. و از مولي الموحدين عليه السلام نقل است: پيشينيان شما هلاك شدند چون معصيت‏ها مي‏كردند و علماء الهي آنها را منع نمي‏كردند...

مسئله 2166 - امر به معروف و نهي از منكر با شرايطي كه ذكر خواهد شد واجب است، و ترك آن معصيت است. و در مستحبات و مكروهات، امر و نهي مستحب است.

مسئله 2167 - به عقيده مشهور علما ء امر به معروف و نهي از منكر، واجب كفائي مي‏باشد و در صورتي كه بعضي از مكلفين به قدر كفايت قيام به آن كنند از ديگران ساقط است. و اگر اقامه معروف و جلوگيري از منكر متوقف بر اجتماع جمعي از مكلفين باشد واجب است اجتماع كنند. و اگر عده‏اي قيام كردند و چون ديگران همكاري نكردند موفق نشدند از عهده آنها ساقط مي‏شود و گناه به گردن متخلفين است ليكن به احتمال قوي . امر به معروف و نهي از منكرا واجب عيني با شد و تا بنتيجه منظور نرسيده بايد همه قيام كنند هر چند عده‏اي به قدر كفايت هم قيام كرده باشند.

مسئله 2168 - اگر بعضي، امر و نهي كنند و مؤثر نشود و بعض ديگر احتمال بدهند كه امر آنان يا نهي آنان مؤثر است واجب است امر و نهي كنند.

مسئله 2169 - در امر به معروف و نهي از منكر صرف بيان مسئله شرعيه كفايت نمي‏كند بلكه بايد شخص خلافكار را وادار به اصلاح عملي كنند.

مسئله 2170 - بنابر اقوي در امر به معروف و نهي از منكر، قصد قربت معتبر نيست. بلكه مقصود، اقامه واجب، و جلوگيري از حرام است. ولي اجر و ثواب متوقف بر قصد قربت مي‏باشد. مثل همه واجبات غير عبادي.

مسئله 2171 - در اين وظيفه الهي فرقي بين موارد خلاف از نظر گناه صغيره يا كبيره نيست.

مسئله 2172 - اگر كسي تصميم بكار خلافي بگيرد و احتمال قوي بدهيم كه موفق نمي‏شود نهي از منكر واجب نيست.

شرايط امر به معروف و نهي از منكر

مسئله 2173 - كسي كه مي‏خواهد امر و نهي كند بايد معروف را از منكر تشخيص دهد. پس جاهل به معروف و منكر حق ندارد، بلكه نمي‏تواند امر به معروف و نهي از منكر كند. و اگر انسان بداند كه كسي يا كساني فعل منكري را انجام مي‏دهند و نداند كدام يك از كارهاي آنان حرام و منكر است لازم است بهرحال جلو كار حرامشان را با توسل به ديگران كه تشخيص مي‏دهند يا با يادگيري و تحقيق خود بگيرد .

مسئله 2174 - اگر مسئله اختلافي باشد و احتمال بدهد كه كار شخص به عقيده اجتهادي يا تقليدي خودش جائز است امر و نهي او جايز نيست.

مسئله 2175 - اگر شخصي روي جهل به موضوع ارتكاب خلاف مي‏كند لازم نيست او را متوجه كنند مگر اينكه از امور مهمه باشد مثل اينكه شخص محترمي را بخيال اينكه دشمن است بخواهد بكشد .

مسئله 2176 - در وجوب امر به معروف و نهي از منكر چند شرط است:
اول: آنكه احتمال بدهد امر و نهي او تأثير مي‏كند. پس اگر بداند اثر نمي‏كند واجب نيست. ولي اگر بداند يا احتمال دهد كه امر و نهي حالا در آينده اثر خواهد كرد واجب است.
دوم: آنكه بداند يا مطمئن شود كه شخص معصيت كار كه اينك معصيت را انجام داده است بنا دارد معصيت خود را تكرار كند. ولي اگر بداند يا احتمال عقلائي بدهد كه ديگر تكرار نمي‏كند واجب نيست.
سوم: آنكه در امر و نهي، مفسده مهم‏تر نباشد. پس اگر بداند يا احتمال عقلائي بدهد كه اگر امر يا نهي كند ضرر جاني يا عرضي و آبروئي يا مالي قابل توجه به او يا خويشان و نزديكان او مي‏رسد واجب نيست. بلكه با احتمال عقلائي وقوع ضرر جاني يا عرضي و يا مالي زياد بر مؤمنين ديگر نيز واجب نمي با‏شد بلكه در برخي موارد حرام ميباشد .

مسئله 2177 - اگر معروف يا منكر از اموري باشد كه شارع مقدس به آن اهميت زياد مي‏دهد، مثل امور مربوط به اصول دين يا مذهب، و قرآن مجيد، و عقائد مسلمانان، يا احكام ضروريه، و حفظ استقلال مسلمين، بايد ملاحظه اهميت شود، و مجرد ضرر، عذر نمي‏شود. پس اگر حفظ عقايد اصولي مسلمانان، يا حفظ احكام ضروريه اسلام بر بذل جان و مال توقف داشته باشد بذل جان و مال هم واجب است.

مسئله 2178 - اگر بدعتي در دين اسلام واقع شود، ، اظهار حق و رد باطل واجب است خصوصا بر علماء اسلام. و اگر سكوت علماء اعلام موجب هتك مقام علم، و موجب اسائه ظن به علماء اسلام شود اظهار حق به هر نحو ممكن، واجب است اگر چه بدانند تأثير عملي در تغيير بدعت نمي‏كند.

مسئله 2179 - اگر احتمال صحيح بدهند كه سكوت، موجب مي‏شود منكري معروف، يا معروفي منكر شود اظهار حق و اعلام آن خصوصا بر علماء اعلام واجب است و سكوت جايز نيست.

مسئله 2180 - اگر سكوت علماء اعلام، موجب تقويت ظالم شود، يا موجب تأييد او گردد، يا موجب جرأت او بر ساير محرمات شود ، اظهار حق و انكار باطل واجب است اگر چه تأثير فعلي نداشته باشد. مگر اينكه عذر مهمتري در كار باشد مثل اينكه اساس حوزه هاي اسلامي در مخاطره هدم كلي به وسيله ظالم قرار گيرد.

مسئله 2181 - اگر سكوت علماء اسلام باعث شود كه مردم به آنان بد گمان شوند و آنان را به سازش با دستگاه ظلم، متهم كنند اظهار حق و انكار باطل واجب است اگر چه بدانند جلوگيري از محرم نمي‏شود و اظهار آنان براي رفع ظلم اثري ندارد. مگر اينكه عذر مهمتري باشد و در اين صورت بايد به نوعي عذر را براي مردم روشن كنند.

مسئله 2182 - اگر ورود بعضي از علماء اعلام در دستگاه ظلمه، موجب شود كه از مفسده‏ها و منكراتي جلوگيري شود تصدي آن امر واجب است مگر آنكه مفسده اهمي در آن باشد، مثل آنكه تصدي آنان باعث سستي عقايد مردم و يا سلب اعتماد آنان به علماء اسلام گردد، كه در اين صورت جايز نيست.

مسئله 2183 - براي علماء اسلام تصدي مدارس دينيه از طرف دولت‏هاي ظالم جايز نيست، چه حقوق خود و طلاب علوم دينيه را از دولت بگيرند يا از مردم و يا از موقوفات اگر چه موقوفه خود مدرسه باشد. زيرا دخالت دولت جائر در امور ديني مقدمه أي ميشود براي هدم اساس اسلام . مگر اينكه در نظر عرف متدينين عمل علماء دين فقط به عنوان رفع يا تخفيف ظلم حساب شود نه سازش با ظالم، و آنها هم به اين قصد وارد شوند و عوارض سوء مهمتري هم نداشته باشد.

مسئله 2184 - جايز نيست براي طلاب علوم دينيه دخول در مؤسساتي كه دولتهاي ظالم به اسم مؤسسات دينيه تأسيس نموده يا مي‏نمايند.

مسئله 2185 - براي طلاب علوم دينيه، دخول در مدارسي كه بعضي از معممين و ائمه جماعت از طرف دولت‏هاي ظالم و يا با اشاره آنان تصدي مي‏نمايند جايز نيست، چه برنامه تحصيلي، از طرف دولت باشد يا از طرف اين نحو متصديان كه عمال دولت جائر هستند. زيرا چه بسا در اين امور نقشه محو آثار اسلام و احكام قرآن كريم كشيده شده است. مگر اينكه اين امور مقدمه خلع‏يد ظالم باشد.

مسئله 2186 - كساني كه با لباس روحانيت، در اين مؤسسات كه به اشاره دولت‏هاي ظالم تأسيس شده است وارد شوند لازم است مسلمانان و متدينين از آنان اعراض نمايند و با آنان معاشرت نكنند. و آنان محكوم به عدم عدالت هستند. و نماز جماعت با آنان جائز نيست، و طلاق در محضر آنان باطل است، و سهم مبارك امام "عليه السلام" و سهم سادات عظام را نبايد به آنان بدهند، و اگر اهل منبر هستند لازم است آنان را دعوت براي منبر نكنند، و در مجالسي كه اين قبيل اشخاص از طرف دولت جور براي ترويج باطل و تشريح برنامه‏هاي خلاف اسلام منبر مي‏روند شركت نكنند. مگر اينكه ورود آنها در آن مؤسسات به عنوان مبارزه با نظر ولي شرعي باشد.

مراتب امر به معروف و نهي از منكر

مسئله 2187 - براي امر به معروف و نهي از منكر پس از اصل اولي آن يعني انكار قلبي مراتبي است. و با حاصل شدن مقصود بوسيله مرتبه پائين تر جايز نيست به مراتب ديگر عمل شود.

مسئله 2188 - مرتبه اول: آنكه با شخص معصيت‏كار طوري رفتار شود كه بفهمد براي ارتكاب معصيت، اين نحو با او رفتار شده است. مثل اينكه از او رو برگرداند، يا با چهره عبوس با او ملاقات كند، يا با او ترك مراوده كند و از او اعراض نمايد، به نحوي كه معلوم شود اين امور براي آن است كه او معصيت را ترك كند.

مسئله 2189 - اگر در اين مرتبه، درجاتي باشد لازم است با احتمال تأثير درجه خفيفتر، به همان اكتفا كند. مثلا اگر احتمال مي‏دهد كه با ترك تكلم، مقصود حاصل مي‏شود به همان اكتفا كند و به درجه بالاتر، عمل نكند، خصوصا اگر طرف، شخصي است كه برخورد شديد تر موجب هتك او مي‏شود.

مسئله 2190 - اگر اعراض نمودن و ترك معاشرت با معصيت‏كار موجب تخفيف معصيت مي‏شود، يا احتمال بدهد كه موجب تخفيف مي‏شود واجب است، اگر چه بداند موجب ترك آن به كلي نمي‏شود

مسئله 2191 - اگر علماء اسلام ، احتمال بدهند كه مبارزه منفي و اعراض از ظلمه و سلاطين جور، موجب تخفيف ظلم آنان مي‏شود، واجب است از آنان اعراض كنند و به ملت مسلمان، اعراض خود را بفهمانند.

مسئله 2192 - اگر مراوده و معاشرت علماء اسلام با ظلمه و سلاطين جور، موجب تخفيف ظلم آنان شود بايد ملاحظه كنند كه آيا تخفيف ظلم اهم است يا ترك معاشرت با آنان - زيرا ممكن است معاشرت، موجب سستي عقايد مردم يا هتك علماء اسلام گردد پس هر كدام اهم است به آن عمل كنند.

مسئله 2193 - كساني كه مقاصد ظلمه را ترويج و به معاصي و ظلم آنان كمك مي‏كنند هر چند كمك مادي فقط مثل بعض تجار و كسبه، بر مسلمان لازم است كه آنان را نهي كنند. و اگر تأثير نكرد، از آنان اعراض نمايند و با آنان معاشرت و معامله نكنند.

مسئله 2194 - مرتبه دوم از امر به معروف و نهي از منكر، امر و نهي به زبان است.

مسئله 2195 - اگر احتمال بدهد كه با موعظه و نصيحت با زبان ملائم و خوش، معصيت كار معصيت را ترك مي‏كند اكتفا به آن لازم است و نبايد از آن تجاوز كند.

مسئله 2196 - اگر مي‏داند كه نصيحت تأثير ندارد، با احتمال تأثير واجب است امر و نهي الزامي كند. و اگر تأثير نمي‏كند مگر با تشديد و تهديد، تشديد و تهديد لازم است لكن بايد از دروغ و فحاشي و سائر معاصي احتراز شود.

مسئله 2197 - براي جلوگيري از معصيت، ارتكاب معصيت مثل فحش و دروغ و اهانت جايز نيست مگر آنكه معصيت، از چيزهايي است كه مورد اهتمام شارع مقدس مي‏باشد و به هيچ وجه به آن راضي نيست مثل قتل نفس محترمه، كه در اين صورت بايد به هر نحو ممكن با رعايت مراتب جلوگيري شود .

مسئله 2198 - اگر معصيت‏كار، معصيت را ترك نمي‏كند مگر به جمع كردن مابين مرتبه اول و دوم، جمع بين آنها واجب است، به اينكه هم از او اعراض نموده، و ترك معاشرت نمايد، و با چهره عبوس با او ملاقات كند، و هم او را به زبان، امر به معروف و نهي از منكر كند.

مسئله 2199 - مرتبه سوم: توسل به زور و جبر است. اگر بداند يا اطمينان داشته باشد كه منكر را ترك نمي‏كند، يا واجب را بجا نمي‏آورد مگر با اعمال زور و جبر، واجب است. لكن بايد از قدر لازم تجاوز نكند.

مسئله 2200 - اگر جلوگيري از معصيت بدين نحو ممكن است كه بين شخص و معصيت، حائل گردد و با اين نحو، مانع از معصيت او شود واجب مي باشد.

مسئله 2201 - اگر جلوگيري از معصيت توقف داشته باشد بر اينكه مثلاً دست معصيت‏كار را بگيرد، يا او را از محل معصيت بيرون كند يا در وسيله‏اي كه با آن معصيت مي‏كند تصرف كند عمل به آن در صورت امكان جايز، بلكه واجب است.

مسئله 2202 - تلف كردن امول محترمه معصيت‏كار جايز نيست. مگر آنكه لازمه جلوگيري از معصيت باشد. و ظاهرا در اين صورت اگر تلف كند ضامن نيست. و در غير اين صورت، ضامن و معصيت‏كار است.

مسئله 2203 - اگر جلوگيري از معصيت بر كتك زدن شخص معصيت‏كار بدون جرح ،و يا در فشار قراردادن او توقف داشته باشد جايز است لكن بايد زياده روي نشود و بهتر آن است كه در اين امر و نظير آن از مجتهد جامع الشرائط اجازه گرفته شود.

مسئله 2204 - اگر جلوگيري از منكرات، و اقامه واجبات بر جرح و قتل متوقف باشد جايز نيست مگر به اذن مجتهد جامع الشرايط.

مسئله 2205 - اگر منكر از اموري است كه شارع مقدس به آن اهتمام مي‏دهد و به هيچوجه به وقوع آن راضي نيست دفع آن به هر نحو ممكن، جايز بلكه واجب است. مثلا اگر كسي بخواهد شخصي را كه جايز القتل نيست بكشد بايد به هر طريق ممكن از او جلوگيري كرد. و اگر ممكن نيست جلوگيري از قتل مظلوم مگر به قتل ظالم، جايز بلكه واجب است، و لازم نيست از مجتهد، اذن حاصل نمايد. لكن بايد مراعات شود كه اگر جلوگيري به نحو ديگري كه به قتل منجر نشود ممكن است، به آن نحو عمل كند. و اگر عمدا از حد لازم تجاوز كند معصيت‏كار است و خود ظالم حساب ميشود .

صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل