مسئله 2851 - اگر حيوان حلال گوشت را به دستوري كه بعدا گفته ميشود سر ببرند" چه وحشي باشد و چه اهلي، بعد از جان دادن، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است، ولي بهيمهاي كه انسان با آن وطي و نزديكي كرده و يا حيواني كه نجاستخوار شده، اگر به دستوري كه در شرع معيّن نمودهاند آن را استبراء نكرده باشند، بعد از سربريدن گوشت آن حلال نيست. و همچنين است گوسفندي كه شير خوك خورده تا بزرگ شده است.
مسئله 2852 - حيوان حلال گوشت وحشي مانند آهو و كبك و بز كوهي، و حيوان حلال گوشتي كه اهلي بوده و بعدا وحشي شده مثل گاو و شتر اهلي كه فرار كرده و وحشي شده است، اگر به دستوري كه بعدا گفته ميشود آنها را شكار كنند پاك و حلال است، ولي حيوان حلال گوشت اهلي مانند گوسفند و مرغ خانگي، و حيوان حلال گوشت وحشي كه به واسطه تربيت كردن اهلي شده است، با شكار كردن پاك و حلال نميشود.
مسئله 2853 - حيوان حلال گوشت وحشي در صورتي با شكار كردن پاك و حلال ميشود كه بتواند فرار كند يا پرواز نمايد. بنابراين بچّه آهو كه نميتواند فرار كند، و بچّه كبك كه نميتواند پرواز نمايد، با شكار كردن پاك و حلال نميشود. و اگر آهو و بچّهاش را كه نميتواند فرار كند، با يك تير شكار نمايند آهو حلال و بچّهاش حرام است.
مسئله 2854 - حيوان حلال گوشتي كه مانند ماهي خون جهنده ندارد، اگر به خودي خود بميرد يا به غير دستور شرعي در صيد آن، عمل شود پاك است، ولي گوشت آن را نميشود خورد.
مسئله 2855 - حيوان حرام گوشتي كه خون جهنده ندارد، مانند مار، با سر بريدن حلال نميشود ولي مرده آن پاك است، چه خودش بميرد و چه سر آن را ببرند.
مسئله 2856 - سگ و خوك به واسطه سر بريدن و شكار كردن پاك نميشوند و خوردن گوشت آنها هم حرام است. و حيوان حرام گوشتي را كه درّنده و گوشتخوار است مانند گرگ و پلنگ، اگر به دستوري كه گفته ميشود سر ببرند، يا با تير و مانند آن شكار كنند پاك است، ولي گوشت آن حلال نميشود، و اگر با سگ شكاري آن را شكار كنند، پاك شدن بدنش هم اشكال دارد.
مسئله 2857 - فيل و خرس و بوزينه و موش، و همينطور حيواناتي كه مانند سوسمار در داخل زمين زندگي ميكنند، اگر خون جهنده داشته باشند و به خودي خود بميرند نجسند، بلكه اگر سر آنها را هم ببرند، يا آنها را شكار نمايند، پاك شدن بدنشان خالي از اشكال نيست، ليكن اقوي اين است كه پاك ميشوند.
مسئله 2858 - اگر از شكم حيوان زنده بچّه مردهاي بيرون آيد يا آن را بيرون آورند، خوردن گوشت آن حرام است.
مسئله 2859 - دستور سر بريدن حيوان آن است كه چهار رگ بزرگ گردن آن را (يعني راه غذا، و راه نفس، و دو رگ بزرگ نزديك آن دو را) از پائين برآمدگي زير گلو به طور كامل ببرند. و فقط شكاف دادن آنها بنا بر احتياط واجب كافي نيست.
مسئله 2860 - اگر بعضي از چهار رگ را ببرند و صبر كنند تا حيوان بميرد بعد بقيّه را ببرند فايده ندارد، بلكه اگر به اين مقدار هم صبر نكنند ولي به طور معمول چهار رگ را پشت سر هم نبرند به نحوي كه عمل واحد حساب شود، اگر چه پيش از جان دادن حيوان بقيّه رگها را ببرند اشكال دارد.
مسئله 2861 - اگر گرگ، گلوي گوسفند را به طوري بكند كه از چهار رگي كه در گردن است و بايد بريده شود، چيزي نماند، آن حيوان حرام ميشود، ولي اگر مقداري از گردن را بكند و چهار رگ باقي باشد، يا جاي ديگر بدن را بكند، در صورتي كه گوسفند زنده باشد و به دستوري كه گفته ميشود سر آن را ببرند حلال و پاك ميباشد.
مسئله 2862
- سر بريدن حيوان پنج شرط دارد:
اوّل: كسي كه سر حيوان را ميبرد، چه مرد باشد چه زن، بايد مسلمان باشد، و اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر "صلّي اللّه عليه و آله و سلّم" نكند. خوارج و غلاة نيز كه در حكم كفّارند بنابر احتياط واجب نميتوانند ذبح كنند، و بچّه مسلمان هم اگر مميّز باشد، يعني خوب و بد را بفهمد، ميتواند سر حيوان را ببرد.
دوّم: بنا بر احتياط سر حيوان را با چيزي ببرند كه از آهن باشد، ولي اگر فلزّ ديگري هم مثل آهن يا تيزتر از آن باشد اشكال ندارد، بنابراين استيل تيز نيز كافي است، ولي چنانچه آهن و مانند آن پيدا نشود و طوري باشد كه اگر سر حيوان را نبرند ميميرد، با چيز تيزي كه چهار رگ آن را جدا كند مانند شيشه و سنگ تيز هم، ميشود سر آن را بريد.
سوّم: در موقع سر بريدن، جلو بدن حيوان رو به قبله باشد، و كسي كه ميداند بايد رو به قبله سر ببرد، اگر عمدا حيوان را رو به قبله نكند، حيوان حرام ميشود، ولي اگر فراموش كند، يا مسئله را نداند، يا قبله را اشتباه كند، يا نداند قبله كدام طرف است و نتواند بپرسد و ناچار به ذبح باشد يا نتواند حيوان را رو به قبله كند، اشكال ندارد.
چهارم: وقتي ميخواهد سر حيوان را ببرد، يا كارد به گلويش بگذارد، به نيّت سر بريدن، نام خدا را ببرد، و همينقدر كه بگويد: بسم اللّه، كافي است و بنابر احتياط واجب به همين صورت "بِسم اللّه" باشد نه "سبحان اللّه و الحمدللّه و..." و اگر بدون قصد سر بريدن، نام خدا را ببرد، آن حيوان پاك نميشود و گوشت آن هم حرام است، ولي اگر از روي فراموشي نام خدا را نبرد اشكال ندارد، و مستحبّ است تا پايان كار ذبح هر وقت يادش آمد بگويد: "بِسْم اللّه عَلي اَوّلِه وَ آخِره"
پنجم: حيوان بعد از سر بريدن حركتي بكند، اگر چه مثلا چشم يا دم خود را حركت دهد، يا پاي خود را به زمين زند كه معلوم شود زنده بوده.
مسئله 2863 - اگر بخواهند شتر را بكشند كه بعد از جان دادن پاك و حلال باشد، بايد با پنج شرطي كه براي سر بريدن حيوانات گفته شد، كارد يا چيز ديگري را كه از آهن - يا برندههاي فلزّي ديگر- و برنده باشد، در گودي بين گردن و سينهاش فرو كنند.
مسئله 2864 - وقتي ميخواهند كارد را به گردن شتر فرو ببرند، بهتر است كه شتر ايستاده باشد، ولي اگر در حالي كه زانوها را به زمين زده، يا به پهلو خوابيده و جلو بدنش رو به قبله است، كارد را در گودي گردنش فرو كنند اشكال ندارد.
مسئله 2865 - اگر به جاي اينكه كارد در گودي گردن شتر فرو كنند سر آن را ببرند، يا گوسفند و گاو و مانند اينها را مثل شتر كارد در گودي گردنشان فرو كنند، گوشت آنها حرام و بدن آنها نجس است، ولي اگر چهار رگ شتر را ببرند و تا زنده است به دستوري كه گفته شد كارد در گودي گردنش فرو كنند گوشت آن حلال و بدن آن پاك است. و نيز اگر كارد در گودي گردن گاو يا گوسفند و مانند اينها فرو كنند و تا زنده است سر آن را به دستوري كه گفته شد ببرند حلال و پاك ميباشد.
مسئله 2866 - اگر حيواني سركش شود، يا مثلا در چاه بيفتد و احتمال بدهند كه در آنجا بميرد، و كشتن آن به دستور شرع ممكن نباشد، چنانچه با چيزي مثل شمشير كه به واسطه تيزي آن بدن زخم ميشود به بدن حيوان زخم بزنند كه خون جاري شده و در اثر آن جان بدهد حلال ميشود، و رو به قبله بودن آن لازم نيست، ولي بايد شرطهاي ديگري را كه براي سر بريدن حيوانات گفته شد دارا باشد.
مسئله 2867 - اگر چند گوسفند يا مرغ يا حيوانات ديگر - كم يا زياد- را يكجا به وسيله دستگاههاي برقي و تيغه ماشيني سر ببرند و شرايط ذبح رعايت شودكافي است، و شروع ذبح بايد با "بِسم اللّه" باشد. اگر تدريجا كشته ميشوند بايد علاوه بر "بِسم اللّه" اوّل، هنگام برخورد تيغه با حيوان نيز "بِسم اللّه" گفته شود، و هنگام برخورد تيغه ماشين بايد حيوان رو به قبله باشد.
مسئله 2868 - گوشتها يا مرغهاي سر بريدهاي كه از بلاد كفر ميآورند، محكوم به حرمت است، مگر آنكه ذبح شرعي آنها ثابت شود. و يا اينجا از دست مسلمان تحويل گرفته شود و احتمال دهيم كه او تحقيق و دقّت در شرعيّت ذبح نموده باشد، ولي به هر حال نجاستشان معلوم نيست بلكه ظاهرا پاك ميباشند گرچه احتياط در اجتناب است.
مسئله 2869
- چند چيز در ذبح حيوانات مستحبّ است:
اوّل: "موقع سر بريدن گوسفند، دو دست و يك پاي آن را ببندند و پاي ديگرش را باز بگذارند، و موقع سر بريدن گاو، چهار دست و پايش را ببندند و دم آن را باز بگذارند، و موقع كشتن شتر، دو دست آن را از پائين تا زانو، يا تا زير بغل به يكديگر ببندند و پايهايش را باز بگذارند." و مرغ را بعد از سر بريدن رها كنند تا پر و بال بزند.
دوّم: كسي كه حيوان را ميكشد رو به قبله باشد بلكه احوط است.
سوّم: "پيش از كشتن حيوان آب جلوي آن بگذارند
چهارم: كاري كنند كه حيوان كمتر اذيّت شود، مثلا كارد را خوب تيز كنند و با سرعت سر حيوان را ببرند.
برخي از اين مستحبّات دليل روشني ندارد، ولي عمل به آنها به قصد احتمال امر الهي ثواب دارد.
مسئله 2870 - ميگويند برخي ماشينهاي كشتار اخير طوري تهيّه شده كه از پشت سر ميبرد و به حلقوم كه ميرسد آنرا نميبرد، و با چرخش دستگاه به وسيله قسمت ديگر دستگاه، حلقوم و محتويات داخل ششها از طريق حلقوم بيرون كشيده و حلقوم كنده ميشود، اگر چهار رگ مخصوص بريده نشود و با ديگر محتويات كنده شود اشكال دارد.
مسئله 2871
- چند چيز در كشتن حيوانات مكروه است:
اوّل: آنكه كارد را زير حلقوم فرو كنند و به طرف بالا بياورند كه حلقوم از پشت آن بريده شود.
دوّم: در جايي حيوان را بكشند كه حيوان ديگر آن را ببيند.
سوّم: در شب يا پيش از ظهر روز جمعه سر حيوان را ببرند، ولي در صورت احتياج عيبي ندارد.
چهارم: خود انسان حيواني را كه پرورش داده است بكشد.
و احتياط واجب آن است كه پيش از جان دادن كامل، پوست حيوان را نكنند و اگر كندند از آن نخورند، و همچنين پيش از جان دادن كامل مغز حرام را كه در تيره پشت است نبرند و سر حيوان را از بدنش جدا نكنند، ولي با اين عمل حيوان حرام نميشود، و اگر به واسطه غفلت يا تيزي كارد بياختيار سر جدا شد اشكالي نيست.
مسئله 2872 - شوك دادن - الكتريكي و غيره- به حيوان براي اينكه احساس درد نكند اشكالي در ذبح ايجاد نميكند، به شرط اينكه هنوز حيوان زنده باشد.
مسئله 2873
- اگر حيوان حلال گوشت وحشي را با اسلحه شكار كنند با پنج شرط حلال و بدنش پاك است.
اوّل: آنكه اسلحه شكار مثل كارد و شمشير، برنده باشد، يا مثل نيزه و تير، تيز باشد كه به واسطه تيز بودن، بدن حيوان را پاره كند. و اگر به وسيله دام يا چوب و سنگ و مانند اينها حيواني را شكار كنند پاك نميشود و خوردن آن هم حرام است مگر اينكه آن را زنده دريابند و ذبح كنند، و اگر حيواني را با تفنگ شكار كنند چنانچه گلوله آن تيز باشد كه در بدن حيوان فرو رود و آن را پاره كند پاك و حلال است. و همينطور اگر گلوله تيز نباشد ولي با فشار در بدن حيوان فرو رود و آنرا پاره كند، ولي اگر فقط به واسطه حرارتش بدن حيوان را بسوزاند و در اثر سوزاندن، حيوان بميرد پاك و حلال بودنش مشكل است.
دوّم: كسي كه شكار ميكند بايد مسلمان باشد هر چند طفل باشد البتّه مميّز، و اگر كافر يا كسي كه اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر "صلّي اللّه عليه و آله و سلّم" ميكند، حيواني را شكار نمايد، آن شكار حلال نيست. و همينطور غلاة و خوارج - بنا بر احتياط واجب-.
سوّم: اسلحه را براي شكار كردن حيوان بكار برد، و اگر مثلا جائي را نشان كند و اتفاقا به حيواني بخورد و آن را بكشد، آن حيوان پاك نيست و خوردن آن هم حرام است.
چهارم: در وقت بكار بردن اسلحه نام خدا را ببرد، و چنانچه عمدا نام خدا را نبرد شكار حلال نميشود، ولي اگر فراموش كند اشكال ندارد.
پنجم: وقتي به حيوان برسد كه مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد، و چنانچه به اندازه سر بريدن وقت باشد و سر حيوان را نبرد تا بميرد حرام است.
مسئله 2874 - اگر دو نفر حيواني را شكار كنند، و يكي از آنان مسلمان و ديگري كافر باشد، يا يكي از آن دو نام خدا را ببرد و ديگري عمدا نام خدا را نبرد، آن حيوان حلال نيست.
مسئله 2875 - اگر بعد از آنكه حيواني را تير زدند مثلا در آب بيفتد، و انسان بداند كه حيوان به واسطه تير و افتادن در آب جان داده، حلال نيست، بلكه اگر شكّ كند كه فقط براي تير بوده يا نه، حلال نميباشد.
مسئله 2876 - اگر با سگ غصبي يا اسلحه غصبي حيواني را شكار كند، شكار حلال است و مال خود او ميشود، ولي گذشته از اينكه گناه كرده بايد اجرت اسلحه يا سگ را به صاحبش بدهد.
مسئله 2877 - اگر با شمشير يا چيز ديگري كه شكار با آن صحيح است با شرطهايي كه در
مسئله 2873 گفته شده، عضوي از حيوان مانند دست يا پاي آن را جدا كنند، پس اگر حيوان تا مدّتي زنده بماند عضو جدا شده نجس و حرام است، و همچنين است بنابر احتياط اگر حيوان در حال جان كندن باشد و يا مرده باشد، ولي اگر با آن حيواني را دو قسمت كنند، و سر و گردن در يك قسمت بماند و انسان وقتي برسد كه حيوان جان داده باشد، هر دو قسمت حلال است اگر به همين قطع كردن جان داده باشد، و اگر حيوان زنده باشد و وقت تنگ باشد براي سر بريدن به آداب شرع، بنا بر احتياط واجب قسمتي كه سر و گردن ندارد حرام، و قسمتي كه سر و گردن دارد حلال است، و اگر وقت باشد براي سر بريدن، آن قسمت كه در آن سر نيست حرام است و آن قسمت ديگر اگر سر آن را به دستوري كه در شرع معيّن شده ببرند حلال و گرنه آن هم حرام ميباشد.
مسئله 2878 - اگر با چوب يا سنگ يا چيز ديگري كه شكار با آن صحيح نيست حيواني را دو قسمت كنند، قسمتي كه سر و گردن ندارد حرام است و قسمتي كه سر و گردن دارد، اگر زنده باشد، و سر آن را به دستوري كه در شرع معيّن شده ببرند حلال و گرنه آن هم حرام ميباشد.
مسئله 2879 - اگر حيواني را شكار كنند، يا سر ببرند و بچّه زندهاي از آن بيرون آيد، چنانچه آن بچّه را به دستوري كه در شرع معيّن شده سر ببرند حلال وگرنه حرام ميباشد.
مسئله 2880 - اگر حيواني را شكار كنند يا سر ببرند و بچّه مردهاي از شكمش بيرون آورند، چنانچه خلقت آن بچّه كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روئيده باشد و در اثر كشتن مادرش مرده باشد پاك و حلال است، ولي اگر پيش از كشتن مادرش مرده باشد نجس و حرام است.
مسئله 2881
- اگر سگ شكاري، حيوان وحشي حلال گوشتي را شكار كند پاك بودن و حلال بودن آن حيوان هفت شرط دارد:
اوّل: سگ به طوري تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براي گرفتن شكار بفرستند برود، و هر وقت از رفتن منع كنند بايستد، ولي اگر در وقت نزديك شدن به شكار با جلوگيري نايستد مانع ندارد. و احتياط واجب آن است كه اگر عادت دارد كه پيش از رسيدن صاحبش شكار را ميخورد از شكار او اجتناب كنند، ولي اگر خون آن را بنوشد يا گاهي شكار را بخورد اشكال ندارد.
دوّم: صاحبش آن را بفرستد، و اگر از پيش خود دنبال شكار رود و حيواني را شكار كند خوردن آن حيوان حرام است، بلكه اگر از پيش خود دنبال شكار رود و بعدا صاحبش بانگ بزند كه زودتر آن را به شكار برساند اگر چه به واسطه صداي صاحبش شتاب كند - بطوري كه فرمان صاحبش فقط در سرعت او اثر بكند- بنا بر احتياط واجب بايد از خوردن آن شكار خودداري نمايد.
سوّم: كسي كه سگ را ميفرستد بايد مسلمان باشد هر چند طفل مميّز، و اگر كافر يا كسي كه اظهار دشمني با اهل بيت پيغمبر "صلّي اللّه عليه و آله" ميكند سگ را بفرستد، شكار آن حرام است. و همينطور غلاة و خوارج كه در حكم كفّار هستند.
چهارم: وقت فرستادن سگ، نام خدا را ببرد، و اگر عمدا نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است، ولي اگر از روي فراموشي باشد اشكال ندارد، و بنا بر احتياط واجب در اين صورت پيش از رسيدن سگ به شكار بسماللّه نگويد. و اگر وقت فرستادن سگ نام خدا را عمدا نبرد و پيش از آنكه سگ به شكار برسد نام خدا را ببرد بنابر احتياط واجب بايد از آن شكار اجتناب نمايد.
پنجم: شكار به واسطه زخمي كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد، پس اگر سگ، شكار را خفه كند، يا شكار از دويدن يا ترس بميرد حلال نيست.
ششم: صيّاد تند يا به نحو متعارف به طرف صيد حركت كند.
هفتم: كسي كه سگ را فرستاده، وقتي برسد كه حيوان مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد، و چنانچه وقتي برسد كه به اندازه سر بريدن وقت باشد، مثلا حيوان چشم يا دم خود را حركت دهد، يا پاي خود را به زمين بزند، چنانچه سر حيوان را نبرد تا بميرد حلال نيست.
مسئله 2882 - كسي كه سگ را فرستاده اگر وقتي برسد كه بتواند سر حيوان را ببرد، چنانچه به طور معمول و يا با شتاب بيشتر كارد - يا وسيله ديگر- را بيرون آورد ولي وقت سر بريدن بگذرد و آن حيوان بميرد حلال است، ولي اگر مثلا به واسطه تنگ بودن غلاف يا چسبندگي آن بيرون آوردن كارد طول بكشد و وقت بگذرد بنا بر احتياط واجب حلال نميشود. و همينطور اگر چيزي همراه او نباشد كه با آن سر حيوان را ببرد و صبر كند سگ حيوان را بكشد، ولي اگر به علّت همراه نداشتن كارد و مانند آن، از اوّل به طرف شكار حركت نكند و صبر كند يا فرمان دهد كه سگ او را بكشد كشتن سگ كفايت ميكند. و پاك و حلال است.
مسئله 2883 - اگر چند سگ را بفرستد و با هم حيواني را شكار كنند، چنانچه همه آنها داراي شرطهايي كه در مسئله، گفته شد بودهاند، شكار حلال است، و اگر يكي از آنها داراي آن شرطها نبوده، شكار حرام است.
مسئله 2884 - اگر سگ را براي شكار حيواني بفرستد و آن سگ حيوان ديگري را شكار كند، آن شكار حلال و پاك است. و نيز اگر آن حيوان را با حيوان ديگري شكار كند، هر دوي آنها حلال و پاك ميباشند.
مسئله 2885 - اگر چند نفر با هم سگ را بفرستند و يكي از آنها كافر باشد، يا عمدا نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است. و نيز اگر يكي از سگهايي را كه فرستادهاند به طوري كه در مسئله گفته شد تربيت شده نباشد، آن شكار حرام ميباشد.
مسئله 2886 - اگر باز، يا حيوان ديگري غير سگ شكاري، حيواني را شكار كند، آن شكار حلال نيست، ولي اگر وقتي برسند كه حيوان زنده باشد و به دستوري كه در شرع معيّن شده سر آن را ببرند حلال است.
مسئله 2887 - از حيوانات دريا فقط ماهي فلس دار حلال است، هر چند فلس كمي داشته باشد و سست هم باشد كه با مختصر تماسّي با هر جسم بريزد. حتّي اگر با چشم عادي فلس تشخيص داده نشود و فقط با چشم مسلّح ديده شود نيز حلال ميباشد.
مسئله 2888 - اگر ماهي فلس دار را زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد پاك و خوردن آن حلال است، و چنانچه در آب بميرد پاك است ولي خوردن آن حرام ميباشد، و اگر تور ماهيگيري را در آب بيندازند و بعضي از ماهيها پس از افتادن به تور در تور در ميان آب بميرند بنا بر احتياط واجب پاك ولي حرام است، ولي اگر هنگام خارج كردن بيرون آب بميرند حلال ميباشد. و امّا ماهي بيفلس را اگر چه زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد پاك ولي حرام است.
مسئله 2889 - اگر ماهي از آب بيرون بيفتد، يا موج آن را بيرون بيندازد، يا آب فرو رود و ماهي در خشكي بماند، چنانچه پيش از آنكه بميرد، با دست يا به وسيله ديگر كسي آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است.
مسئله 2890 - كسي كه ماهي را صيد ميكند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد ولي بايد معلوم باشد كه آن را زنده گرفتهاند و در خارج آب مرده است.
مسئله 2891 - ماهي مردهاي كه معلوم نيست آن را زنده از آب گرفتهاند يا مرده، چنانچه در دست مسلمان باشد حلال است، و اگر در دست كافر باشد، اگر چه بگويد آن را زنده گرفتهام حرام ميباشد، مگر اينكه يقين حاصل شود يا دو شاهد عادل شهادت دهند كه خارج از آب مرده است.
مسئله 2892 - كنسرو ماهي كه از بلاد كفر ميآورند اگر احراز نشود كه ماهي آن زنده از آب گرفته شده يا در آب مرده است خوردن آن جايز نيست. مگر اينكه اينجا از دست مسلمان گرفته شود و احتمال دهيم كه او دقّت در صيد آن كرده است.
مسئله 2893 - خوردن ماهي زنده حرام نيست گرچه بهتر است خورده نشود مگر در ضرورت.
مسئله 2894 - اگر ماهي را كه هنوز كاملا جان نداده بريان كنند، يا در بيرون آب پيش از جان دادن بكشند، خوردن آن حرام نميشود.
مسئله 2895 - اگر ماهي را بيرون آب دو قسمت كنند و يك قسمت آن در حالي كه زنده است در آب بيفتد، خوردن قسمتي را كه بيرون آب مانده اشكال دارد.
مسئله 2896 - ميگو كه روبيان نيز ناميده ميشود از انواع حيوانات حلال آبي ميباشد، و در اسلام از انواع ماهيان فلسدار و خوردن هر نوع آن بياشكال است.
مسئله 2897 - خرچنگ و قورباغه و انواع سوسمار و سقنقور - كه ميگويند در كنارههاي رود نيل يافت ميشود و براي برخي معالجات بكار ميرود- و انواع اسب و هر گونه حيوانات ديگر آبي حرام ميباشد، و همينطور انواع نهنگ و انواع ماهيهاي بيفلس و انواع صدف و سائر نرمتنان دريايي حرام ميباشد.
مسئله 2898
- غير از خوردن، استفاده هاي ديگر از حيوانات حرامگوشت دريايي، از پوست و گوشت و چربي و... آنها اشكال ندارد و اگر اين حيوانات در آبهاي كشورهاي اسلامي هستند و اموالي براي جامعه اسلامي حساب ميشوند نبايد مجّانا در اختيار ديگران قرار داده شود و بنابر اين حيازت و فروش آنها براي سائر استفادهها جائز ميباشد، چنانكه كنسرو آنها براي پيروان سائر مذاهب نيز ظاهرا جائز باشد.