مسئله 248 - ظرفي كه از پوست سگ يا خوك يا مردار ساخته شده، نبايد در كارهائي كه شرطش طهارت است بكار برده شود و خوردن و آشاميدن از آن ظرف حرام است و نبايد آن ظرف را در وضو و غسل و كارهائي كه بايد با چيز پاك انجام داد، استعمال نكنند بلكه چرم سگ وخوك و مردار را، اگر چه ظرف هم نباشد نبايد در كارهائي كه شرطش طهارت است بكار برد ولي بكار بردن آنها در اموري كه شرطش طهارت نيست اشكال ندارد گرچه احوط استحبابي اجتناب است.
مسئله 249 - حرام است خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره بلكه هر گونه استعمال ظرفي آنها اما نگاهداشتن آنها به قصد ذخيره مالي نه به عنوان ظرف و يا به قصد زينت منزل اشكال ندارد گرچه احتياط خوب است.
مسئله 250 - ساختن ظرف طلا و نقره اگر فقط براي استعمال حرام باشد حرام است و اجرت ساخت هم حرام است ولي اگر معلوم نباشد كه سفارش دهنده براي چه ميخواهد اشكال ندارد.
مسئله 251 - خريد و فروش ظرف طلا و نقره براي خوردن و آشاميدن و ساير استعمالات محرمه جائز نيست و پول و عوضي هم كه فروشنده ميگيرد حرام است.
مسئله 252 - گيره استكان كه از طلا يا نقره ميسازند چون معلوم نيست كه عنوان ظرف دارد يا نه استعمال آن مانعي ندارد.
مسئله 253 - استعمال ظرفيكه روي آنرا آب طلا يا آب نقره دادهاند اشكال ندارد.
مسئله 254 - اگر فلزي را با طلا يا نقره مخلوط كنند و ظرف بسازند، چنانچه مقدار آن فلز بقدري زياد باشد كه ظرف طلا يا نقره به آن ظرف نگويند استعمال آن مانعي ندارد.
مسئله 255 - اگر انسان غذايي را كه در ظرف طلا يا نقره است به قصد اينكه چون غذا خوردن در ظرف طلا و نقره حرام ميباشد، در ظرف ديگر بريزد اشكال ندارد، و اگر باين قصد نباشد، ريختن غذا از ظرف طلا يا نقره در ظرف ديگر حرام است. ولي در هر دو صورت خوردن غذا از ظرف دوّم مانعي ندارد.
مسئله 256 - استعمال بادگير قليان و غلاف شمشير و كارد و قاب قرآن، اگر از طلا يا نقره باشد، اشكال ندارد. ولي احتياط واجب آن است كه عطردان و سرمهدان طلا و نقره را استعمال نكنند
مسئله 257 - استعمال ظرف طلا يا نقره در حال ناچاري اشكال ندارد مگر براي وضوء و غسل، كه در حال ناچاري هم نميشود از ظرف طلا و نقره استفاده كرد. مگر در تقيّه كه جائز و گاهي واجب است.
مسئله 258 - استعمال ظرفي كه معلوم نيست از طلا يا نقره است يا از چيز ديگر اشكال ندارد.
مسئله 259 - در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوي سر و روي پاها را مسح كنند.
مسئله 260 - درازي صورت را بايد از بالاي پيشاني جائيكه موي سر بيرون ميآيد تا آخر چانه شست، و پهناي آن به مقداري كه بين انگشت وسط و شست قرار ميگيرد بايد شسته شود؛ و اگر مختصري از اين مقدار را نشويد وضوء باطل است. و براي آنكه يقين كند اين مقدار كاملا شسته شده بايد كمي اطراف آنرا هم بشويد.
مسئله 261 - اگر صورت يا دست كسي كوچكتر يا بزرگتر از معمول مردم باشد، بايد ملاحظه كند كه مردمان معمولي تا كجاي صورت خود را ميشويند او هم تا همانجا را بشويد. اما اگر دست و صورتش هر دو برخلاف معمول ولي با هم متناسب باشند بايد طبق دستور مسئله پيش صورت خود را بشويد. و نيز اگر در پيشاني او مو روئيده يا جلوي سرش مو ندارد بايد باندازه معمول، پيشاني را بشويد.
مسئله 262 - اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگري در ابروها و گوشههاي چشم و لب او هست كه نميگذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايد پيش از وضو وارسي كند كه اگر هست برطرف نمايد.
مسئله 263 - اگر پوست صورت از لاي مو پيدا باشد بايد آب را به پوست برساند و اگر پيدا نباشد شستن مو كافي است و رساندن آب بزير آن لازم نيست.
مسئله 264 - اگر شك كند كه پوست صورت از لاي مو پيدا است يا نه، بنابر احتياط واجب بايد مو را بشويد و آب را به پوست هم برساند.
مسئله 265 - شستن توي بيني و مقداري از لب و چشم كه در وقت بستن ديده نميشود واجب نيست، ولي براي آنكه يقين كند از جاهائي كه بايد شسته شود، چيزي باقي نمانده، واجب است مقداري از آنها را هم بشويد. و كسي كه نميدانسته بايد اين مقدار را بشويد، اگر بداند در وضوهائي كه گرفته مقدار واجب را شسته نمازهائي كه خوانده صحيح است.
مسئله 266 -بايد صورت و دستها را از بالا به پائين شست و اگر از پايين به بالا بشويد وضو باطل است.
مسئله 267 - اگر دست را تر كند و به صورت و دستها بكشد، چنانچه تري دست بقدري باشد كه بواسطه كشيدن دست، آب كمي بر آنها جاري شود كافي است.
مسئله 268 - بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشويد.
مسئله 269 - براي آنكه يقين كند آرنج را كاملا شسته بايد مقداري بالاتر از آرنج را هم بشويد.
مسئله 270 - كسي هم كه پيش از شستن صورت دستهاي خود را تا مچ شسته، در موقع وضو، بايد تا سر انگشتان را بشويد. و اگر فقط تا مچ را بشويد وضوي او باطل است. پس شستن دست قبل از صورت جزء وضو نميباشد. گرچه مستحبّ است.
مسئله 271 - در وضو، شستن صورت و دستها براي يك مرتبه واجب و مرتبه دوّم مستحبّ و مرتبه سوّم و بيشتر از آن حرام ميباشد. معناي شستن هم معلوم است ممكن است با يك مشت آب يقين كند كه همه صورت شسته شده است اين ميشود يك مرتبه ولي گاهي ممكن است چند مشت بايد آب بريزد تا يقين كند كه شسته شده است در اينصورت همه چند مشت يك مرتبه شستن حساب ميشود.
مسئله 272 - بعد از شستن هر دو دست، بايد جلوي سر را با تري آب وضو كه در دست مانده مسح كند و احتياط واجب آن است كه با دست راست مسح نمايد و از بالا به پائين باشد.
مسئله 273 - يك قسمت از چهار قسمت سر، كه مقابل پيشاني است جاي مسح ميباشد. و هر جاي اين قسمت را به هر اندازه مسح كند كافي است، اگر چه احتياط مستحبّ آن است كه از درازا باندازه يك انگشت و از پهنا باندازه پهناي سه انگشت بسته مسح نمايد.
مسئله 274 - لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد بلكه بر موي جلوي سر هم صحيح است ولي كسي كه موي جلوي سر او باندازهاي بلند است كه اگر مثلا شانه كند به صورتش ميريزد، يا بجاي ديگر سر ميرسد، بايد بن موها را مسح كند، يا فرق سر را باز كرده پوست سر را مسح نمايد. و اگر موهائي را كه بصورت ميريزد يا به جاهاي ديگر سر ميرسد، جلوي سر جمع كند و بر آنها مسح نمايد. يا بر موي جاهاي ديگر سر، كه جلوي آن آمده مسح كند باطل است.
مسئله 275 - بعد از مسح سر، بايد با تري آب وضو كه در دست مانده روي پاها را از سر يكي از انگشتها تا برآمدگي روي پا مسح كند و احتياط مستحبّ آن است كه تا مفصل مسح نمايد.
مسئله 276 - پهناي مسح پا به هر اندازه باشد كافي است ولي بهتر آن است كه باندازه پهناي سه انگشت بسته مسح نمايد، و بهتر از آن مسح با تمام كف دست است.
مسئله 277 - احتياط واجب آن است كه در مسح پا، دست را بر سر انگشتها بگذارد و بعد به روي پا بكشد، نه آنكه تمام دست را روي پا بگذارد و كمي حركت دهد.
مسئله 278 - در مسح سر و روي پا، بايد دست را روي آنها بكشد و اگر دست را نگهدارد و سر يا پا را به آن بكشد وضو باطل است. ولي اگر موقعي كه دست را ميكشد سر يا پا مختصري حركت كند اشكال ندارد.
مسئله 279 - جاي مسح بايد خشك باشد و اگر بقدري تر باشد كه رطوبت كف دست به آن اثر نكند، مسح باطل است. ولي اگر تري آن بقدري كم باشد كه رطوبتي كه بعد از مسح در آن ديده ميشود بگويند فقط از تري كف دست است اشكال ندارد.
مسئله 280 - اگر براي مسح، رطوبتي در كف دست نمانده باشد، نميتواند دست را با آب خارج تر كند، بلكه بايد از اعضاء ديگر وضو رطوبت بگيرد و با آن مسح نمايد. و باحتياط واجب ابتدا از موي ريش گونه و اطراف چانه (نه زير چانه و از درازي ريش) و سپس از ابرو و مژهها و آنگاه از باقي اعضاء وضو بگيرد.
مسئله 281 - اگر رطوبت كف دست فقط باندازه مسح سر باشد احتياط واجب آن است كه ابتدا سر را با همان رطوبت مسح كند، و آنگاه براي مسح پاها از اعضاء ديگر وضو به ترتيب ذكر شده رطوبت بگيرد.
مسئله 282 - مسح كردن از روي جوراب و كفش باطل است ولي اگر بواسطه سرماي شديد يا تقيّه يا ترس از دزد و درنده و مانند اينها نتواند كفش يا جوراب را بيرون آورد، مسح كردن بر آنها اشكال ندارد و اگر روي كفش نجس باشد، بايد چيز پاكي برآن بيندازد و بر آن چيز مسح كند. و احتياط واجب آن است كه تيمّم هم بنمايد.
مسئله 283 - اگر روي پا نجس باشد و نتواند براي مسح، آن را آب بكشد بايد تيمّم نمايد.
مسئله 284 - وضوي ارتماسي آن است كه انسان صورت و دستها را به قصد وضو در آب فرو برد يا پس از فرو بردن در آب به قصد وضو بيرون آورد و اگر موقعي كه دستها را در آب فرو ميبرد نيّت وضو كند و تا وقتي كه آنها را از آب بيرون ميآورد و ريزش آب تمام ميشود به قصد وضو باشد نيز وضوي او صحيح است و نيز اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند و تا وقتي كه ريزش آب تمام ميشود به قصد وضو باشد وضوي او صحيح ميباشد.
مسئله 285 - در وضوي ارتماسي هم بايد صورت و دستها از بالا به پائين شسته شود، پس اگر وقتي كه صورت و دستها را در آب فرو ميبرد قصد وضو كند، بايد صورت را از طرف پيشاني و دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد و اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند، بايد صورت را از طرف پيشاني و دستها را از طرف آرنج بيرون آورد.
مسئله 286 - اگر وضوي بعضي از اعضاء را ارتماسي و بعضي را غير ارتماسي انجام دهد اشكال ندارد.
مسئله 287
- كسي كه وضو ميگيرد مستحبّ است موقعي كه نگاهش به آب ميافتد بگويد:
بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ الَذي جَعَلَ الْماَء طَهُورا وَ لَمْ يَجعَلْهُ نَجِسا و موقعي كه پيش از وضو دست خود را ميشويد بگويد: اَللّهُمّ اجْعَلْني مِنَ التّوّابينَ وَ اجْعَلْني مِنَ الْمُتَطَهِّريَن و در وقت مضمضه - يعني آب در دهان گرداندن - بگويد: اَللّهُمّ لَقِنّي حُجّتي يَوْمَ اَلْقاكَ وَ اَطْلِقْ لِساني بِذِكْرِكْ و در وقت استنشاق - يعني آب در بيني كردن - بگويد: اَللّهُمّ لا تُحَرّمْ عَلي ريحَ الْجَنّةِ وَ اجْعَلْني مِمّنْ يَشُمّ ريحَها و روْحها وَ طيبَها و موقع شسن رو بگويد: اَللّهُمّ بَيّضْ وَجْهي يَوْمَ تَسْوَدُفيهِ الْوجُوُهُ وَلا تُسَوّدْ وَجْهي يَوْمَ تَبْيَضّ فيهِ الْوُجُوهُ و در وقت شستن دست راست بخواند: اَللّهُمّ اَعْطِني كِتابي بِيَميني وّ الْخُلْد في الْجنان بَيساري وَ حاسِبْني حِسابا يِسيرا و موقع شستن دست چپ بگويد: اَللّهُمّ لا تُعْطِني كتابي بِشِمالي وَلا مِنْ وَراء ظَهْري وَلا تَجْعلْها مَغْلوُلَةً اِلي عُنقُي وَاَ عَوذُبِكَ مِنْ مُقَطّعات النّيرانِ و موقعي كه سر را مسح ميكند بگويد: اَللّهُمّ غَشّني بِرَحْمَتِكَ وَ بَر كاتِكَ وَ عَفْوِكَ و در وقت مسح پا بخواند: اَللّهُمّ ثَبّتنْي عَلَي الصّراطِ يَوْمَ تَزِلّ فيهِ اْلاَقدامُ وَ اجْعَلْ سَعْيي في مايُرضيكَ عَنّي يا ذَا الْجَلالِ وَ اْلاِكْرامِ.
مسئله 288 - وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است، اگر چه انسان نجس بودن يا مضاف بودن آنرا نداند يا فراموش كرده باشد. و اگر با آن وضو نمازي هم خوانده باشد؛ بايد آن نماز را دوباره با وضوي صحيح بخواند.
مسئله 289
- اگر غير از آب گل آلود مضاف، آب ديگري براي وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است، بايد تيمّم كند و اگر وقت دارد، واجب است كه صبر كند تا آب صاف شود و وضو بگيرد.
شرط سوّم - آنكه آب وضو و فضائي كه در آن وضو ميگيرد مباح باشد.
مسئله 290 - وضو با آب غصبي و با آبي كه معلوم نيست صاحب آن راضي است يا نه، حرام و باطل است. و نيز اگر آب وضو از صورت و دستها در جاي غصبي بريزد، بايد تيمّم كند ليكن اگر وضوء گرفت صحيح است گرجه از جهت تصرف غصبي حرام است و فرق نميكند كه جاي ديگر مباح داشته باشد يا نه ليكن در صورت اخير باحتياط استحبابي تيمّم هم ضميمه كند.
مسئله 291 - وضو گرفتن از حوض مدرسهاي كه انسان نميداند آن حوض را براي همه مردم وقف كردهاند يا براي محصلين همان مدرسه، در صورتي كه معمولا مردم از آب آن وضو بگيرند، اگر وثوق پيدا كند كه وقف عام ميباشد.اشكال ندارد.
مسئله 292 - اگر معلوم باشد كه حوض مسجدي اختصاص به نمازگزار در آن مسجد دارد، كسي كه نميخواهد در آن مسجد نماز بخواند، نميتواند در آن حوض وضو بگيرد ولي اگر اختصاص معلوم نباشد، ميتواند از آن وضو بگيرد اگر بطور معمول كساني هم كه نميخواهند در آن مسجد نماز بخوانند، از حوض آن وضو ميگيرند بطوري كه انسان مطمئن شود كه وقف عام ميباشد.
مسئله 293 - وضو گرفتن از حوض تيمچه و مسافرخانه و مانند اينها براي كساني كه ساكن آنجاها نيستند، با علم به رضايت صاحبان آنها صحيح است هر چند علم به رضايت از وضو گرفتن كساني كه در آنجاها ساكن نيستند و ممانعت نكردن صاحبان آنها، حاصل شود.
مسئله 294 - وضو گرفتن در نهرهاي بزرگ اگر چه انسان نداند كه صاحب آنها راضي است، اشكال ندارد، ولي اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهي كند احتياط واجب آن است كه با آب آنها وضو نگيرند.
مسئله 295
- اگر فراموش كند آب، غصبي است و با آن وضو بگيرد صحيح است، ولي كسي كه خودش آب را غصب كرده؛ اگر غصبي بودن آن را فراموش كند و وضو بگيرد، بنابر احتياط واجب وضوي او باطل است.
شرط چهارم - آنكه ظرف آب وضو مباح باشد.
شرط پنجم - آن كه ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.
مسئله 296 - اگر آب وضو در ظرف غصبي يا طلا و نقره است و غير از آن، آب ديگري ندارد بايد تيمّم كند، و نميتواند با آب آنها وضو بگيرد ولي اگر معصيت كرده با مشت آب برداشته وضو بگيرد وضوي او صحيح است. و اگر آب ديگري دارد چنانچه در ظرف غصبي يا طلا و نقره، وضوي ارتماسي بگيرد يا با آنها آب را به صورت و دستها بريزد، وضوي او باطل است مگر پس از بيرون آوردن صورت و دست با جريان بعدي آب نيّت وضو كند كه در اينصورت صحيح است و در صورتي كه با مشت يا چيز ديگر آب را از آنها بردارد و به صورت و دستها بريزد وضوي او صحيح است؛ هر چند بواسطه تصرف در ظرف غصبي معصيت كرده است.
مسئله 297 - احتياط آن است كه از حوضي كه مثلا يك آجر يا يك سنگ آن غصبي است وضو نگيرند ليكن چون معلوم نيست تصرف در آن آجر حساب شود اقوي اينستكه جائز و صحيح است.
مسئله 298
- اگر در صحن يكي از امامان يا امامزادگان كه سابقا قبرستان بوده حوض يا نهري بسازند. چنانچه انسان نداند كه زمين صحن را براي قبرستان وقف كردهاند. وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشكال ندارد.
شرط ششم - آنكه اعضاء وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد.
مسئله 299 - اگر پيش از تمام شدن وضو، جائي را كه شسته يا مسح كرده نجس شود، وضو صحيح استو براي نماز بايد تطهير كند.
مسئله 300 - اگر غير از اعضاء وضو جائي از بدن نجس باشد، وضو صحيح است. ولي اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد، احتياط مستحبّ آن است كه اوّل آنرا تطهير كند بعد وضو بگيرد.
مسئله 301 - اگر يكي از اعضاء وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آنجا را آب كشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاك بودن و نجس بودن آنجا نبوده؛ وضو باطل است، و اگر ميداند ملتفت بوده، يا شك دارد كه ملتفت بوده يا نه، وضو صحيح است، و در هر صورت جائي را كه نجس بوده بايد آب بكشد.
مسئله 302
- اگر در صورت يا دستها بريدگي يا زخمي است كه خون آن بند نميآيد و آب براي آن ضرر ندارد، چنانچه در آب كر يا جاري فرو برد و قدري فشار دهد كه خون بند بيايد، بعد از نيّت وضوي ارتماسي از آب بيرون بياورد وضو صحيح است. و اگر فورا مسح كرده خشك كند و سپس خون ببيند كه شك كند چه موقع بيرون آمده فقط همان جاي خون نجس است.
شرط هفتم - آنكه وقت براي وضو و نماز كافي باشد.
مسئله 303 - هرگاه وقت بقدري تنگ است كه اگر وضو بگيرد، تمام نماز يا مقداري از آن بعد از وقت خوانده ميشود، بايد تيمّم كند ولي اگر براي وضو و تيمّم يك اندازه وقت لازم است، بايد وضو بگيرد.
مسئله 304
- كسي كه در تنگي وقت نماز بايد تيمّم كند، اگر به قصد با وضو بودن يا براي كار مستحبي مثل خواندن قرآن وضو بگيرد، صحيح است بلكه اگر براي خواندن آن نماز هم وضو بگيرد؛ بطوري كه فعلا داعي او بر وضو گرفتن، فقط آن نماز باشد، وضويش صحيح است.
شرط هشتم - آنكه به قصد قربت - يعني براي انجام فرمان خداوند عالم - وضو بگيرد. براي خنك شدن يا به قصد ديگري وضو باطل است.
مسئله 305
- لازم نيست نيّت وضو را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذراند ولي بايد در تمام وضو متوجه باشد كه وضو ميگيرد. بطوري كه اگر از او بپرسند چه ميكني بگويد؛ وضو ميگيرم.
شرط نهم - آنكه وضو را به ترتيبي كه گفته شد بجا آورد - يعني اوّل صورت، و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نمايد - و بايد پاي چپ را پيش از پاي راست مسح نكند و اگر باين ترتيب وضو نگيرد باطل است.
شرط دهم - آنكه كارهاي وضو را پشت سر هم انجام دهد.
مسئله 306 - اگر بين كارهاي وضو بقدري فاصله شود كه وقتي ميخواهد جائي را بشويد يا مسح كند؛ رطوبت همه جاهائي كه پيش از آن شسته يا مسح كرده، خشك شده باشد، وضو باطل است و اگر فقط رطوبت يكي از جاهائي كه جلوتر شسته يا مسح كرده، خشك شده باشد مثلا موقعي كه ميخواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست يا رطوبت صورت خشك شده باشد، احتياط مستحبّ آن است كه به اين وضو اكتفا نكند. ولي اقوي اين است كه وضو صحيح است.
مسئله 307 - اگر كارهاي وضو را پشت سر هم بجا آورد ولي بواسطه گرماي هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اينها رطوبت خشك شود وضوي او صحيح است.
مسئله 308
- راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح كند وضوي او صحيح است.
شرط يازدهم - آنكه شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد. اگر ديگري او را وضو دهد، يا در دست كشيدن به صورت و دستها براي جريان آب و مسح سر و پاها به او كمك نمايد، وضو باطل است.
مسئله 309 - كسي كه نميتواند وضو بگيرد بايد نائب بگيرد، كه او را وضو دهد. و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتي كه بتواند بايد بدهد. ولي بايد خود او نيّت وضو كند و با دست خود مسح نمايد، و اگر نميتواند بايد نائبش دست او را بگيرد و بجاي مسح او بكشد، و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرد و با آن رطوبت، سر و پاي او را مسح كند. و باحتياط واجب تيمّم هم اضافه كند.
مسئله 310
- هر كدام از كارهاي وضو را كه ميتواند به تنهائي انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
شرط دوازدهم - آنكه استعمال آب براي او مانعي نداشته باشد.
مسئله 311 - كسي كه بترسد كه اگر وضو بگيرد، مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساندبه تشنگي خطرناكي دچار شود نبايد وضو بگيرد و بايد تيمّم كند و اگر وضو گرفت معصيت كرده احتياطا اكتفا به وضو نكند گرچه اقوي كفايت است. و اگر نداند كه آب براي او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد ضرر داشته، احتياط آن است كه علاوه بر وضو تيمّم نيز بنمايد و اگر با آن وضو نماز را بجا آورده تيمّم نيز بنمايد و نماز را اعاده كند و اگر بعد از وضوئي كه با جهل به ضرر گرفته ضرر رفع شد احتياطا دوباره وضو بگيرد. ليكن اظهر كفايت همان وضو است و احتياجي به تيمّم و وضوء جديد و اعاده نماز نميباشد.
مسئله 312
- اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار كمي كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر دارد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.
شرط سيزدهم - آنكه در اعضاء وضو مانعي از رسيدن آب نباشد.
مسئله 313 - اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد ولي اگر ناخن را بگيريد، بايد براي وضو آن چرك را برطرف كنيد، و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد، باحتياط واجب بايد چرك زير مقداري را كه از معمول بلندتر است برطرف نماييد.
مسئله 314 - اگر در صورت و دستها و جلوي سر و روي پاها بواسطه سوختن يا چيز ديگر برآمدگي پيدا شود، شستن و مسح روي آن كافي است و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زير پوست لازم نيست بلكه اگر پوست يك قسمت آن كنده شود لازم نيست آب را به زير قسمتي كه كنده نشده برساند، ولي چنانچه پوستي كه كنده شده گاهي به بدن ميچسبد و گاهي بلند ميشود احتياطا بايد آن را قطع كند يا آب را به زير آن برساند.
مسئله 315 - اگر انسان شك كند كه به اعضاي وضوي او چيزي چسبيده يا نه چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، مثل آنكه بعد از گلكاري شك كند گل بدست او چسبيده يا نه، بايد وارسي كند، يا به قدري دست بمالد كه اطمينان پيدا كند كه اگر بوده برطرف شده يا آب بزير آن رسيده است.
مسئله 316 - جائي را كه بايد شست و مسح كرد هر قدر چرك باشد، اگر چرك آن مانع از رسيدن آب به بدن نباشد اشكال ندارد، و همچنين است اگر بعد از گچكاري و مانند آن چيز سفيدي كه جلوگيري از رسيدن آب به پوست نمينمايد بردست بماند ولي اگر شك كند كه با بودن آنها آب به بدن ميرسد يا نه، بايد آنها را برطرف كند.
مسئله 317 - اگر پيش از وضو بداند كه در بعضي از اعضاء وضو مانعي از رسيدن آب هست و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آب را به آنجا رسانده يا نه، وضوي او صحيح است مگر اينكه يقين كند كه هنگام وضو از آن غافل بوده است.
مسئله 318 - اگر در بعضي از اعضاء وضو مانعي باشد كه گاهي آب بخودي خود زير آن ميرسد و گاهي نميرسد و انسان بعد از وضو شك كند كه آب زير آن رسيده يا نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسيدن آب بزير آن نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.
مسئله 319 - اگر بعد از وضو چيزي كه مانع از رسيدن آب است در اعضاء وضو ببيند و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوي او صحيح است. ولي اگر بداند كه در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.
مسئله 320
- اگر بعد از وضو شك كند چيزي كه مانع رسيدن آب است در اعضاء وضو بوده يا نه؛ و احتمال بدهد كه در وقت وضوء ملتفت بوده و اگر مانعي بوده برطرف كرده وضويش صحيح است ولي اگر بداند كه وقت وضو ملتفت نبوده احتياط لازم آن است كه دوباره وضو بگيرد.