صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل

احكام وضوء

مسئله 321 - كسي كه در كارهاي وضو و شرائط آن - مثل پاك بودن آب و غصبي نبودن آن - خيلي شك مي‏كند، بايد به شك خود اعتنا نكند.

مسئله 322 - اگر كسي شك كند كه وضوي او باطل شده يا نه بنا مي‏گذارد كه وضوي او باقي است ولي اگر بعد از بول استبراء نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتي از او بيرون آيد كه نداند بول است يا چيز ديگر وضوي او باطل است.

مسئله 323 - كسي كه شك دارد وضو گرفته يا نه بايد وضو بگيرد.

مسئله 324 - كسي كه مي‏داند وضو گرفته و حدثي هم از او سر زده، مثلا بول كرده، اگر نداند كدام جلوتر بوده، چنانچه پيش از نماز است، بايد وضو بگيرد. و اگر در بين نماز است نماز را شكسته و با وضوي ديگر اعاده كند و اگر بعد از نماز است و احتمال مي‏دهد ملتفت بوده و براي آن نماز به نوعي تحصيل طهارت كرده‏نمازي كه خوانده صحيح است و براي نمازهاي بعد بايد وضو بگيرد و اگر ملتفت نبوده باحتياط واجب نماز را اعاده كند.

مسئله 325 - اگر بعد از وضو يا در بين آن يقين كند كه بعضي جاها را نشسته يا مسح نكرده است، چنانچه رطوبت جاهائي كه پيش از آن است خشك شده، بايد دوباره وضو بگيرد و اگر خشك نشده بايد جائي را كه فراموش كرده و آنچه بعد از آن است بشويد يا مسح كند و اگر در بين وضو در شستن يا مسح كردن جائي شك كند بايد به همين دستور عمل كند.

مسئله 326 - اگر بعد از نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه نماز او صحيح است ولي بايد براي نمازهاي بعد وضو بگيرد.

مسئله 327 - اگر در بين نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه، بايد نماز را شكسته با وضوي ديگر آنرا اعاده نمايد.

مسئله 328 - اگر بعد از نماز شك كند، كه قبل از نماز وضوي او باطل شده يا بعد از نماز، نمازي كه خوانده صحيح است.

مسئله 329 - اگر انسان مرضي دارد كه بول او قطره قطره مي‏ريزد يا نمي‏تواند از بيرون آمدن غائط خودداري كند، چنانچه يقين دارد كه از اوّل وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پيدا مي‏كند، بايد نماز را در وقتي كه مهلت پيدا مي‏كند بخواند و اگر مهلت او به مقدار كارهاي واجب نماز است، بايد در وقتي كه مهلت دارد، فقط كارهاي واجب نماز را بجا آورد و كارهاي مستحبّ آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترك نمايد.

مسئله 330 - اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نمي‏كند و در بين نماز چند دفعه بول يا غائط از او خارج مي‏شود، كه اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضو بگيرد سخت نيست در بيماري غائط بايد ظرف آبي پهلوي خود بگذارد و هر وقت غائط از او خارج شد، فورا وضو بگيرد و بقيه نماز را بخواند. و احتياط واجب آن است كه كسي كه نمي‏تواند خود را از خارج شدن غائط؛ نگاه دارد و وضو در بين نماز موجب بهم خوردن موالات نماز مي‏شود، همان نماز را دوباره با يك وضو بخواند و اگر در بين آن نماز وضوي او با تكرّر غائط باطل شد اعتنا نكند. ولي در مورد بيماري بول تكرار وضو در بين نماز لازم نيست و همان وضوي اوّل كافي است.

مسئله 331 - كسي كه غائط طوري پي در پي از او خارج مي‏شود كه وضو گرفتن بعد از هر دفعه براي او سخت است، اگر بتواند مقداري از نماز را با وضو بخواند بايد براي هر نماز يك وضو بگيرد.

مسئله 332 - كسي كه غائط پي در پي از او خارج مي‏شود اگر نتواند هيچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، احتياط واجب آن است كه براي هر نماز يك وضو بگيرد. ولي در مورد بول مي‏تواند با يك وضو دو نماز ظهر و عصر، يا مغرب و عشاء را بدون فاصله با هم بخواند و اگر يقين كرد كه بين دو نماز بول خارج شده باحتياط واجب تجديد وضو كند.

مسئله 333 - اگرمرضي دارد كه نمي‏تواند از خارج شدن باد جلوگيري كند بايد به وظيفه كساني كه نمي‏توانند از بيرون آمدن غائط خودداري كنند عمل نمايد.

مسئله 334 - كسي كه بول يا غائط پي در پي از او خارج مي‏شود، و بايد براي هر نمازي وضو بگيرد و فورا مشغول نماز شود براي بجا آوردن سجده و تشهّد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد بعد از نماز انجام داده، در صورتي كه آنها را بعد از نماز فورا بجا بياورد، وضو گرفتن لازم نيست.

مسئله 335 - كسي كه بول او قطره قطره مي‏ريزد، بايد براي نماز به وسيله كيسه‏اي كه در آن پنبه يا چيز ديگري است كه از رسيدن بول به جاهاي ديگر جلوگيري مي‏كند، خود را حفظ نمايد، و احتياط واجب آن است كه پيش از هر نماز مخرج بول را كه نجس شده آب بكشد و بين دو نماز هم اگر يقين دارد كه بول بيرون آمده آب بكشد ولي اگر يقين به بيرون آمدن بول بين دو نماز ندارد لازم نيست و نيز كسي كه نمي‏تواند از بيرون آمدن غائط خودداري كند چنانچه ممكن باشد بايد به مقدار نماز از رسيدن غائط به جاهاي ديگر جلوگيري نمايد. و احتياط واجب آن است كه اگر مشقّت ندارد، براي هر نماز مخرج غائط را آب بكشد.

مسئله 336 - كسي كه مي‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خودداري كند در صورتي كه ممكن باشد، بايد به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط جلوگيري نمايد اگر چه خرج داشته باشد. بلكه اگر مرض او به آساني معالجه شود، واجب است كه خود را معالجه نمايد.

مسئله 337 - كسي كه نمي‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خودداري كند، بعد از آنكه مرض او خوب شد، لازم نيست نمازهائي را كه در وقت مرض مطابق وظيفه‏اش خوانده قضا نمايد ولي اگر در بين وقت نماز مرض او خوب شود، بايد نمازي را كه در آنوقت خوانده دوباره بخواند.

اعمالي كه بايد براي آنها وضوء گرفت‏

مسئله 338 - براي شش عمل وضو گرفتن واجب است: اوّل - براي نمازهاي واجب غير از نماز ميّت. دوّم - براي سجده و تشهّد فراموش شده، اگر بين آنها و نماز حدثي از او سرزده، مثلا بول كرده باشد و احتياط آن است كه براي سجده سهو هم وضو بگيرد. گرچه اظهر عدم وجوب است. سوّم - براي طواف واجب خانه كعبه. چهارم - اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد. پنجم - اگر نذر كرده باشد كه جائي از بدن خود را به خط قرآن برساند. ششم - براي آب كشيدن قرآني كه نجس شده، يا بيرون آوردن آن از محلي كه بودن قرآن در آنجا اهانت به قرآن باشد در صورتي كه مجبور باشد؛ دست يا جاي ديگر بدن خود را به خط قرآن برساند، ولي چنانچه معطل شدن به مقدار وضو بي‏احترامي به قرآن است؛ بايد بدون اينكه وضو بگيرد فورا تيمّم كند و قرآن را از آنجا بيرون آورد و اگر نجس شده آب بكشد.

مسئله 339 - مس نمودن خط قرآن - يعني رساندن جائي از بدن به خط قرآن - براي كسي كه وضو ندارد حرام است، و احتياط مستحبّ آن است كه موي خود را هم به خط قرآن نرساند. ولي اگر قرآن را به زبان فارسي يا بزبان ديگر ترجمه كنند مس آن اشكال ندارد.

مسئله 340 - جلوگيري بچه و ديوانه از مس خط قرآن واجب نيست ولي اگر مس نمودن آنان بي‏احترامي به قرآن باشد، بايد از آنان جلوگيري كنند.

مسئله 341 - كسي كه وضو ندارد، حرام است اسم خداوند متعال را به هر لغت نوشته شده باشد، مس نمايد. و همينطور است اسم مبارك پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم و امامان و حضرت زهراء عليهم السلام اگر مس بدون وضو توهين باشد بلكه بنا باحتياط واجب هر چند توهين نباشد.

مسئله 342 - اگر پيش از وقت نماز به قصد اينكه با طهارت باشد، وضو بگيرد يا غسل كند صحيح است. و نزديك وقت نماز هم اگر به قصد مهيّا بودن براي نماز وضو بگيرد اشكال ندارد.

مسئله 343 - كسي كه يقين دارد وقت داخل شده اگر نيّت وضوي واجب كند و بعد از وضوء بفهمد وقت داخل نشده وضوي او صحيح است.

مسئله 344 - مستحبّ است انسان براي نماز ميّت و زيارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم ائمه عليهم السلام وضو بگيرد و همچنين براي همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن و نيز براي مس حاشيه قرآن و براي خوابيدن، وضو گرفتن مستحبّ است و نيز مستحبّ است كسي كه وضو دارد، دوباره وضو بگيرد و اگر براي يكي از اين كارها وضو بگيرد هر كاري را كه بايد با وضو انجام داد مي‏تواند بجا آورد مثلا مي‏تواند با آن نماز بخواند.

چيزهائي كه وضو را باطل مي‏كند

مسئله 345 - هفت چيز وضو را باطل مي‏كند:اوّل - بول دوّم - غائط سوّم - باد معده و روده كه از مخرج غائط خارج شود چهارم - خوابي كه بواسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود اما اگر چشم نبيند ولي گوش بشنود، وضو باطل نمي‏شود پنجم - چيزهايي كه عقل را از بين مي‏برد: مانند ديوانگي و مستي و بيهوشي ششم - استحاضه زنان بتفصيلي كه بعدا گفته مي‏شود . هفتم- هر كاري كه براي آن بايد غسل كرد مانند جنابت و حيض و نفاس و همچنين مس ميّت بنابر احتياط واجب.

احكام وضوي جبيره‏اي‏

چيزي كه با آن زخم و شكسته را مي‏بندند و دوائي كه روي زخم و مانند آن مي‏گذارند جبيره ناميده مي‏شود.

مسئله 346 - اگر در يكي از جاهاي وضو زخم يا دمل يا شكستگي باشد چنانچه روي آن باز است و آب براي آن ضرر ندارد، بايد تطهير و بطور معمول وضو گرفت.

مسئله 347 - اگر زخم يا دمل يا شكستگي در صورت و دستها است و روي آن باز است و آب ريختن روي آن ضرر دارد چنانچه پاك است و كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد بايد دست تر بر آن بكشد و اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس است و نمي‏شود آب كشيد. بايد اطراف زخم را بطوري كه در وضو گفته شد از بالا به پائين بشويد. و گذاردن پارچه روي زخم و دست بر آن كشيدن لازم نيست اگر چه بهتر است.

مسئله 348 - اگر زخم يا دمل يا شكستگي در جلوي سر يا روي پاها است و روي آن باز است؛ چنانچه طوري زياد است كه نتواند مسح كند. بايد چيزي چون پلاستيك و يا پارچه پاكي روي آن بگذارد و روي پارچه را با تري آب وضو كه در دست مانده مسح كند و بنابر احتياط لازم تيمّم هم بنمايد و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد، مسح لازم نيست ولي بايد بعد از وضو تيمّم نمايد.

مسئله 349 - اگر روي دمل يا زخم يا شكستگي بسته باشد؛ چنانچه باز كردن آن ممكن است و پاك است و آب هم براي آن ضرر ندارد، بايد باز كند و وضو بگيرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد، يا جلوي سر و روي پاها.

مسئله 350 - اگر زخم يا دمل يا شكستگي در صورت يا دستها باشد و بشود روي آنرا باز كرد، چنانچه ريختن آب روي آن ضرر دارد و كشيدن دست تر ضرر ندارد كشيدن دست تر روي آن كافي است و پارچه گذاردن و دست روي آن كشيدن لازم نيست اگر چه احتياطا خوب است اينها در صورتي استكه محل پاك باشد.

مسئله 351 - اگر نمي‏شود روي زخم را باز كرد ولي زخم و چيزي كه روي آن گذاشته، پاك است و رسانيدن آب به زخم ممكن است و ضرر هم ندارد؛ بايد آب را به روي زخم برساند. و اگر زخم يا چيزي كه روي آن گذاشته نجس است؛ چنانچه آب كشيدن آن و رساندن آب به روي زخم ممكن باشد، بايد آن را آب بكشد و موقع وضوء آب را به زخم برساند، و در صورتي كه آب براي زخم ضرر دارد، يا آنكه رساندن آب به روي زخم ممكن نيست، يا زخم نجس است و نمي‏شود آنرا آب كشيد، بايد اطراف زخم را بشويد و اگر جبيره پاك است، روي آن مسح كند و اگر جبيره نجس است، يا نمي‏شود روي آن را دست تر كشيد مثلا دوائي است كه بدست مي‏چسبد، بنا براحتياط واجب پارچه پاكي را بطوري كه به بستن و مانند آن جزء جبيره حساب شود، روي آن قرار دهد و دست تر روي آن بكشد، و اگر تمام محل تيمّم يا بعض آن بي‏مانع باشد احتياطا تيمّم هم بكند و اگر مواضع تيمّم پوشيده باشد وضوي جبيره‏اي كافي است و تيمّم جبيره‏اي لازم نيست. و در اين مورد و تمام موارد مشابه اگر وضو گرفتن با جبيره و حفظ طهارت محل خيلي سخت و دشوار است وضو لازم نيست و تيمّم كفايت مي‏كند.

مسئله 352 - اگر جبيره تمام صورت يا تمام يكي از دستها يا تمام هر دو دست را گرفته باشد، بايد وضوي جبيره‏اي بگيرد و بنابر احتياط واجب اگر تمام يا بعض مواضع تيمّم پوشيده نيست تيمّم هم بنمايد.

مسئله 353 - اگر جبيره تمام اعضاء وضو را گرفته باشد، بنابر احتياط واجب بايد وضوي جبيره‏اي بگيرد و تيمّم هم بنمايد.

مسئله 354 - كسي كه در كف دست و انگشتها جبيره دارد و در موقع وضو دست روي آن كشيده است، بايد سر و پاها را با همان رطوبت مسح كند. و اگر رطوبت ندارد از جاهاي ديگر به ترتيبي كه قبلا گفتيم بگيرد.

مسئله 355 - اگر جبيره تمام پهناي روي پا را گرفته ولي مقداري از طرف انگشتان و مقداري از طرف بالاي پا باز است، بايد جاهائي كه باز است روي پا را و جائي كه جبيره است روي جبيره را مسح كند.

مسئله 356 - اگر در صورت يا دستها چند جبيره باشد؛ بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيره‏ها در سر يا روي پاها باشد، بايد بين آنها را مسح كند و در جاهايي كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل نمايد.

مسئله 357 - اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست، بايد به دستور جبيره عمل كند و بنابر احتياط واجب تيمّم هم بنمايد، و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد، انگاه اگر زخم در صورت و دستها است اطراف آن را بشويد و اگر در سر يا روي پاها است اطراف آن را مسح كند و براي جاي زخم به دستور جبيره عمل نمايد.

مسئله 358 - اگر در جاي وضو زخم و جراحت و شكستگي نيست ولي به جهت ديگري آب براي آن ضرر دارد، بايد تيمّم كند و احتياط مستحبّ آن است كه وضوي جبيره‏اي هم بگيرد.

مسئله 359 - اگر جايي از اعضاء وضو را رگ زده است و نمي‏تواند آن را آب بكشد يا آب براي آن ضرر دارد؛ بايد به دستور جبيره عمل كند.

مسئله 360 - اگر در جاي وضو يا غسل چيزي چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدري مشقّت دارد كه نمي‏شود تحمل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كندو خود ان چيز بجاي پارچه جببيره حساب ميشود و بنابر احتياط واجب اگر تمام يا بعض محل تيمّم بي‏مانع باشد تيمّم هم بنمايد.

مسئله 361 - غسل جبيره‏اي مثل وضوي جبيره‏اي است، و اگر ارتماسي هم بجا آورده شود صحيح است اگر چه ترتيبي بهتر است.

مسئله 362 - كسي كه وظيفه او تيمّم است اگر در بعضي از جاهاي تيمّم او زخم يا دمل يا شكستگي باشد، بايد به دستور وضوي جبيره‏اي، تيمّم جبيره‏اي نمايد.

مسئله 363 - كسي كه بايد با وضو يا غسل جبيره‏اي نماز بخواند، چنانچه بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف نمي‏شود، مي‏تواند در اوّل وقت نماز بخواند، ولي اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود، احتياط واجب آن است كه صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيره‏اي بجا آورد. و اگر صبر نكرده با جبيره انجام داد و سپس قبل از تمام شدن وقت عذرش برطرف شد باحتياط واجب اعاده كند.

مسئله 364 - اگر انسان براي ناراحتي كه در چشم او است روي چشم خود را بچسباند، بايد وضو و غسل را جبيره‏اي انجام دهد و احتياط آن است كه تيمّم هم بنمايد.

مسئله 365 - كسي كه نمي‏داند وظيفه‏اش تيمّم است يا وضوي جبيره‏اي بنابر احتياط واجب بايد هر دو را بجا آورد.

مسئله 366 - نمازهائي را كه انسان با وضوي جبيره‏اي خوانده صحيح است ولي بعد از آنكه عذرش برطرف شد و هنوز وضوي جبيره‏اي باطل نشده است، براي نمازهاي بعد بنابر احتياط لازم بايد وضو بگيرد.

غسلهاي واجب‏

غسلهاي واجب هفت است: اوّل - غسل جنابت. دوّم - غسل حيض. سوّم - غسل نفاس. چهارم - غسل استحاضه. پنجم - غسل مس ميّت. ششم - غسل ميّت. هفتم - غسليكه بواسطه نذر و قسم و مانند اينها واجب مي‏شود.

احكام جنابت‏

مسئله 367 - به دو چيز انسان جنب مي‏شود: اوّل - جماع. دوّم - بيرون آمدن مني، چه در خواب باشد يا بيداري، كم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بي‏شهوت؛ با اختيار باشد يا بي‏اختيار.

مسئله 368 - اگر رطوبتي از انسان خارج شود و نداند مني است يا بول يا غير اينها، چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن، بدن سست شده، آن رطوبت حكم مني دارد و اگر هيچ يك از اين نشانه‏ها را نداشته باشد، حكم مني ندارد مگر آنكه علم يا اطمينان پيدا كند كه مني بوده است و در مريض و نيز در زن لازم نيست، با جستن بيرون آمده باشد، بلكه اگرفقط با شهوت بيرون آيد در حكم مني است.

مسئله 369 - اگر فرض شود مردي كه مريض نيست آبي با جستن بيرون آيد و نداند كه با شهوت بوده يا نه، يا بعد از بيرون آمدن، بدن سست شده يا نه، چنانچه پيش از بيرون آمدن آن آب، وضو داشته احتياط مستحبّ آن است كه غسل كند و وضو لازم نيست و اگر وضو نداشته غسل واجب نيست و احتياط مستحبّ است، و واجب است وضو بگيرد و اگر بداند آنچه خارج شده يا بول است يا مني و قبلا وضو داشته باشد جمع بين غسل و وضو نمايد و اگر وضو نداشته غسل لازم نيست و وضو كافي است. و همينطور است اگر يكي ديگر از سه نشانه مني را داشته باشد و آن دو نشانه ديگر را نداشته باشد.

مسئله 370 - مستحبّ است انسان بعد از بيرون آمدن مني بول كند. و اگر بول نكند و بعد از غسل رطوبتي از او بيرون آيد، كه نداند مني است يا رطوبت ديگر، حكم مني را دارد.

مسئله 371 - اگر انسان جماع كند و باندازه ختنه‏گاه يا بيشتر داخل شود - در زن باشد يا در مرد، در قبل باشد يا در دبر، بالغ باشند يا نابالغ - هر دو جنب مي‏شوند. اگر چه مني هم بيرون نيايد.

مسئله 372 - اگر شك كند كه به مقدار ختنه‏گاه داخل شده يا نه، غسل بر او واجب نيست.

مسئله 373 - اگر نعوذ بالله حيواني را وطي كند، يعني با او نزديكي نمايد و مني از او بيرون آيد غسل تنها كافي است و اگر مني بيرون نيايد، چنانچه پيش از وطي وضو داشته باز هم غسل تنها كافي است و اگر وضو نداشته احتياط واجب آن است كه غسل كند و وضو هم بگيرد و همينطور اگر نداند وضو داشته يا نه.

مسئله 374 - اگر مني از جاي خود حركت كند و بيرون نيايد، يا انسان شك كند كه مني از او بيرون آمده يا نه، غسل بر او واجب نيست.

مسئله 375 - كسي كه نمي‏تواند غسل كند ولي تيمّم برايش ممكن است، بعد از داخل شدن وقت نماز هم مي‏تواند با عيال خود نزديكي كند.

مسئله 376 - اگر در لباس خود مني ببيند و بداند كه از خود او است و براي آن غسل نكرده، بايد غسل كند و نمازهائي را كه يقين دارد بعد از بيرون آمدن مني خوانده قضا كند، ولي نمازهائي را كه احتمال مي‏دهد، پيش از بيرون آمدن آن مني خوانده، لازم نيست قضا نمايد.

اعمالي كه بر جنب حرام است‏

مسئله 377 - پنج عمل بر جنب حرام است: اوّل - رساندن جائي از بدن به خط قرآن، يا به اسم خدا و پيغمبران و ائمه عليهم السلام، و حضرت زهراء عليها السلام، بطوري كه در وضو گفته شد. دوّم - رفتن در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر(ص) اگر چه از يك در داخل و از در ديگر خارج شود. سوّم - توقف در مساجد ديگر ولي اگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود، يا براي برداشتن چيزي برود مانعي ندارد و احتياط واجب نرفتن در حرم ائمه عليهم السلام است اگر چه از يك در وارد و از در ديگر خارج شود. چهارم - گذاشتن چيزي در مسجد حتّي بايد بنابر احتياط لازم از خارج هم چيزي در مسجد نگذارد. پنجم - خواندن آيه‏اي كه سجده واجب دارد و آن در چهار سوره است: اوّل - سوره سي و دوّم قرآن (الم تنزيل) دوّم - سوره چهل و يكم (حم سجده) سوّم - سوره پنجاه و سوّم (والنجم) چهارم - سوره نود و ششم (اقرأ) و اگر يك حرف از اين چهار آيه را هم بخواند حرام است و احتياط مستحبّ آن است كه آيات ديگر سوره سجده دار را نيز نخواند.

اعمالي كه بر جنب مكروه است‏

مسئله 378 - نه عمل بر جنب مكروه است: اوّل و دوّم - خوردن و آشاميدن، ولي اگر وضو بگيرد يا دستها را بشويد مكروه نيست. سوّم - خواندن بيشتر از هفت آيه از سوره‏هائي كه سجده واجب ندارد. چهارم - رساندن جائي از بدن به جلد و حاشيه و بين خطهاي قرآن. پنجم - همراه داشتن قرآن. ششم - خوابيدن. ولي اگر وضو بگيرد يا بواسطه نداشتن آب، تيمّم بدل از غسل كند مكروه نيست. هفتم - خضاب كردن بحنا و مانند آن. هشتم - ماليدن روغن به بدن. نهم - جماع كردن، بعد از آنكه محتلم شده يعني در خواب از او مني بيرون آمده است.

غسل جنابت‏

مسئله 379 - لازم نيست در وقت غسل، نيّت كند كه غسل واجب يا مستحبّ مي‏كنم و اگر فقط به قصد اطاعت - يعني: براي انجام فرمان خداوند غسل كند كافي است. البته غسل جنابت بخودي خود مستحبّ است و براي انجام نماز واجب و مانند آن واجب مي‏شود ولي براي نماز ميّت و سجده شكر و همچنين سجده‏هاي واجب قرآن واجب نيست پس اگر آيه سجده را خواند بايد فورا سجده كند و حال جنابت مبطل آن نمي‏باشد.

مسئله 380 - اگر يقين كند وقت نماز شده و نيّت غسل واجب كند بعد معلوم شود كه پيش از وقت غسل كرده، غسل او صحيح است.

مسئله 381 - غسل را - چه واجب باشد و چه مستحبّ - به دو قسم مي‏شود انجام داد.

ترتيبي و ارتماسي:

غسل ترتيبي‏

مسئله 382 - در غسل ترتيبي بايد به نيّت غسل، اوّل سر و گردن؛ بعد طرف راست، بعد طرف چپ بدن را بشويد. و اگر عمدا يا از روي فراموشي يا بواسطه ندانستن مسئله، به اين ترتيب عمل نكند، غسل او باطل است.

مسئله 383 - نصف ناف و نصف عورت را بايد با طرف راست بدن و نصف ديگر را با طرف چپ بشويد، بلكه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود در كر و جاري و زير دوش و مانند اينها هم كه آب همه جارا ميگيرد با نيت و قصد معين ميكند.

مسئله 384 - براي آنكه يقين كند هر سه قسمت - يعني: سر و گردن و طرف راست و طرف چپ - را كاملا غسل داده، بايد هر قسمتي را كه ميشويد مقداري از قسمتهاي ديگر را هم با آن قسمت بشويد. بلكه احتياط آن است كه تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن، بشويد.

مسئله 385 - اگر بعد از غسل بفهمد جائي از بدن را نشسته و نداند كجاي بدن است بايد دوباره غسل كند.

مسئله 386 - اگر بعد از غسل بفهمد مقداري از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد، شستن همان مقدار كافي است. و اگر از طرف راست باشد، بايد بعد از شستن آن مقدار؛ دوباره طرف چپ را بشويد. و اگر از سر و گردن باشد بايد بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشويد.

مسئله 387 - اگر پيش از تمام شدن غسل، در شستن مقداري از طرف چپ شك كند؛ شستن همان مقدار كافي است، ولي اگر در شستن مقداري از طرف راست يا سر و گردن شك كند، اعتنا نكند چنانكه اگر بعد از تمام شدن طرف چپ شك كند كه يكي از اعضاي سابق يا مقداري از آن را شسته يا نه، به آن شك اعتنا نكند.

غسل ارتماسي‏

مسئله 388 - در غسل ارتماسي بهتر است كه آب در يك آن تمام بدن را بگيرد، پس اگر به نيّت غسل ارتماسي در آب فرو رود، چنانچه پاي او روي زمين باشد، بايد از زمين بلند كند. ولي اگر فرو رفتن تدريجي در آب را به نيّت غسل انجام دهد نيز صحيح مي‏باشد بنابراين اگر هنگام فرو رفتن باقي بدن كف پا روي زمين باشد اشكال ندارد.

مسئله 389 - در غسل ارتماسي لازم نيست موقعي نيّت كند كه مقداري از بدن بيرون آب باشد بلكه اگر در حالي كه تمام بدن زير آب باشد، نيّت كند و بدن را حركت دهد، كافي است.

مسئله 390 - اگر بعد از غسل ارتماسي بفهمد به مقداري از بدن آب نرسيده چه جاي آن را بداند يا نداند، بايد دوباره غسل كند.

مسئله 391 - اگر براي غسل ترتيبي وقت ندارد ولي براي ارتماسي وقت دارد، بايد غسل ارتماسي كند.

مسئله 392 - كسي كه روزه واجب گرفته يا براي حج يا عمره احرام بسته نبايد غسل ارتماسي كند و اگر عمدا انجام داد بنا باحتياط مستحب حكم به بطلان مي‏شود اقوي صحت غسل ميباشد ولي اگر از روي فراموشي غسل ارتماسي كند صحيح است.

احكام غسل كردن‏

مسئله 393 - در غسل ارتماسي بايد تمام بدن پاك باشد ولي در غسل ترتيبي پاك بودن تمام بدن لازم نيست و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتي را پيش از غسل دادن آن قسمت آب بكشد كافي است.

مسئله 394 - گذشت كه عرق جنب از حرام نجس نيست ولي بنابر قول به نجاست آن كسي كه از حرام جنب شده و اگر بخواهد با آب گرم غسل كند عرق مي‏كند، بايد با آب سرد غسل كند و اگر آب سرد پيدا نكند يا براي او ضرر داشته باشد، بايد بعد از انكه تمام بدن زير آب گرم رفت نيت غسل ترتيبي كند و به نيت سرو گردن بدن را حركت دهد بعد يك مرتبه به نيت طرف راست و مرتبه ديگر به نيت طرف چپ ، بدن را حركت دهد ، غسل او صحيح است . بهتر است بنابر قول به نجاست ، غسل نمايد .

مسئله 395 - اگر در غسل به اندازه سر موئي از بدن نشسته بماند، غسل باطل است ولي شستن جاهائي از بدن كه ديده نمي‏شود، مثل توي گوش و بيني واجب نيست.

مسئله 396 - جائي را كه شك دارد از ظاهر بدن است يا از باطن آن، بنابر احتياط واجب بايد بشويد.

مسئله 397 - اگر سوراخ جاي گوشواره و مانند آن به قدري گشاد باشد كه داخل آن ديده شود، بايد آن را شست و اگر ديده نشود، شستن داخل آن لازم نيست.

مسئله 398 - چيزي را كه مانع رسيدن آب به بدن است، بايد برطرف كند و اگر پيش از آنكه يقين كند، برطرف شده غسل نمايد، غسل او باطل است.

مسئله 399 - اگر موقع غسل شك كند، چيزي كه مانع از رسيدن آب باشد در بدن او هست يا نه؛ بايد وارسي كند تا مطمئن شود كه مانعي نيست.

مسئله 400 - در غسل بايد، موهاي كوتاهي را كه جزء بدن حساب مي‏شود، بشويد و شستن موهاي بلند واجب نيست، بلكه اگر آب را طوري به پوست برساند كه آنها تر نشود، غسل صحيح است ولي اگر رساندن آب به پوست، بدون شستن آنها ممكن نباشد، بايد آنها را بشويد كه آب به بدن برسد.

مسئله 401 - تمام شرطهائي كه براي صحيح بودن وضو گفته شد. مثل: پاك بودن آب و غصبي نبودن آن، در صحيح بودن غسل هم شرط است، ولي در غسل لازم نيست بدن را از بالا به پائين بشويد و نيز در غسل ترتيبي لازم نيست؛ بعد از شستن هر قسمت، فورا قسمت ديگر را بشويد بلكه اگر بعد از شستن سر و گردن مقداري صبر كند و بعد طرف راست را بشويد و بعد از مدتي طرف چپ را بشويد اشكال ندارد ولي كسي كه نمي‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوداري كند اگر در تمام وقت نماز فقط باندازه‏اي كه غسل كند و نماز بخواند بول و غائط از او بيرون نمي‏آيد، بايد هر قسمت را فورا بعد از قسمت ديگر غسل دهد و بعد از غسل هم فورا نماز بخواند. و همچنين است حكم مستحاضه كه بعدا گفته مي‏شود.

مسئله 402 - كسي كه قصد دارد پول حمامي را ندهد يا بدون اينكه بداند حمامي راضي است، بخواهد نسيه بگذارد، اگر چه بعد حمامي را راضي كند، غسل او باطل است مگر اينكه از راضي نبودن حمامي غافل باشد و قربة الي الله غسل كند كه در اين صورت غسل صحيح است و ضامن اجرة المثل است.

مسئله 403 - اگر حمامي راضي باشد كه پول حمام نسيه بماند ولي كسي كه غسل مي‏كند، قصدش اين باشد كه طلب او را ندهد، يا از مال حرام بدهد، غسل او اشكال دارد مگر اينكه بداند، حمامي با اين وصف هم راضي به غسل هست يا با غفلت از راضي بودن حمامي غسل كند كه در هر دو صورت غسل صحيح است.

مسئله 404 - اگر بخواهد، پول حرام يا پولي كه خمس آنرا نداده، به حمامي بدهد غسل او باطل است ولي اگر يقين دارد كه حمامي با اين وصف راضي به غسل است يا با غفلت از رضايت حمامي غسل كند، غسلش صحيح است.

مسئله 405 - اگر كسي در موقع غسل بيش از حدّ متعارف آب مصرف نمايد و شك داشته باشد كه آيا حمامي راضي است يا نه؛ غسل او باطل است مگر اينكه پيش از غسل از حمامي اذن بگيرد.

مسئله 406 - اگر شك كند كه غسل كرده يا نه، بايد غسل كند ولي اگر بعد از غسل شك كند، كه غسل او درست بوده يا نه، لازم نيست دوباره غسل نمايد.

مسئله 407 - اگر در بين غسل، حدث اصغر از او سر بزند مثلا بول كند، غسلش باطل نمي‏شود و مي‏تواند كه غسل را تمام نمايد و بعد، وضو بگيرد، و بهتر آن است كه غسل را احتياطا از سر بگيرد به قصد ما في الذمه ، او است از اتمام يا اعاده لكن وضو بعد از غسل در اين صورت وضو هم واجب است.

مسئله 408 - اگر به خيال اينكه به اندازه غسل و نماز وقت دارد، براي خصوص آن نماز غسل كند گرچه معلوم شود كه باندازه غسل وقت نداشته، غسل او صحيح است.

مسئله 409 - كسي كه جنب شده اگر شك كند غسل كرده يا نه، نمازهائي را كه خوانده صحيح است ولي براي نمازهاي بعد، بايد غسل كند.

مسئله 410 - كسي كه چند غسل بر او واجب است، مي‏تواند به نيّت همه آنها يك غسل بجا آورد، يا آنها را جدا جدا انجام دهد ولي اگر در بين آنها؛ غسل جنابت باشد و به قصد آن غسل كند؛ غسلهاي ديگر ساقط مي‏شود ولي بهتر بلكه احتياط واجب است كه هر چند باجمال آنها را نيّت كند مثل اينكه در نظر بگيرد براي جنابت و هر غسل واجب يا مستحبّ ديگري كه بعهده‏اش باشد.

مسئله 411 - اگر بر جائي از بدن؛ آيه قرآن يا اسم خداوند متعال، نوشته شده باشد؛ بنابر احتياط واجب - اگر ممكن است - بايد آنرا از بين ببرد؛ و اگر ممكن نيست بايد وضو و غسل را ارتماسي انجام دهد؛ و چنانچه بخواهد وضو يا غسل را ترتيبي بجا آورد؛ بايد آب را طوري به بدن برساند كه دست او به نوشته نرسد.

مسئله 412 - كسي كه غسل جنابت كرده، نبايد براي نماز وضو بگيرد ولي با غسلهاي ديگر باحتياط واجب نمي‏شود نماز خواند و بايد وضو هم گرفت.

صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل