مسئله 413 - خون استحاضه در بيشتر اوقات، زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بيرون ميآيد و غليظ هم نيست، ولي ممكن است گاهي سياه يا سرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش، بيرون آيد.
مسئله 414 - استحاضه سه قسم است: قليله و متوسّطه و كثيره. استحاضه قليله آن است، كه خون، فقط روي پنبهاي را كه داخل فرج مينمايد آلوده كند و در آن فرو نرود. استحاضه متوسّطه آن است، كه خون در پنبه فرو رود، اگر چه در يك گوشه آن باشد، ولي از پنبه بدستمالي كه معمولا براي جلوگيري از خون ميبندند، نرسد. استحاضه كثيره آن است، كه خون پنبه را بگيرد و بدستمال هم برسد.
مسئله 415 - در استحاضه قليله بايد براي هر نماز يك وضو بگيرد، و پنبه را عوض يا تطهير كند، و ظاهر فرج را - اگر خون به آن رسيده - آب بكشد.
مسئله 416 - در استحاضه متوسّطه بايد براي نماز صبح غسل كند، و تا صبح ديگر براي هر نماز؛ كارهاي استحاضه قليله را كه در مسئله پيش گفته شد، انجام دهد. و اگر عمدا يا از روي فراموشي براي نماز صبح غسل نكند، بايد براي نماز ظهر و عصر غسل كند، و اگر براي نماز ظهر و عصر غسل نكند، بايد پيش از نماز مغرب و عشاء غسل نمايد؛ چه آنكه خون بيايد يا قطع شده باشد.
مسئله 417 - در استحاضه كثيره، علاوه بر كارهاي استحاضه متوسّطه كه در مسئله پيش گفته شد، بايد براي هر نماز، دستمال را عوض كند، يا آب بكشد و يك غسل براي نماز ظهر و عصر و يكي براي نماز مغرب و عشاء بجا آورد، و بين نماز ظهر و عصر فاصله نيندازد، و اگر فاصله بيندازد، بايد براي نماز عصر دوباره غسل كند، و نيز اگر بين نماز مغرب و عشاء فاصله بيندازد، بايد براي نماز عشاء دوباره غسل كند، و چون وجوب وضو در استحاضه كثيره محلّ تأمّل است، احتياط آن است كه پيش از غسل، به قصد رجاء، وضو بگيرد، و در ميان نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء - اگر جمع بين آنها مينمايد - گرفتن وضو براي مستحاضه كثيره، خلاف احتياط است، مگر در حال گفتن اقامه نماز دوّم كه با جمع عرفي منافي نباشد. و در همه موارد تكرار غسل اگر برايش مشقّت زياد دارد تيمّم كفايت ميكند.
مسئله 418 - اگر خون استحاضه پيش از وقت نماز بيايد و بعد قطع شود، چنانچه براي آن خون؛ وضو و غسل بجا نياورده باشد، بايد در موقع نماز، وضو و غسل را بجا آورد.
مسئله 419 - مستحاضه متوسّطه كه بايد وضو بگيرد و غسل كند، هر كدام را اوّل بجا آورد صحيح است، و مستحاضه كثيره چنانچه گذشت، احوط آن است كه پيش از غسل، وضو بگيرد.
مسئله 420 - اگر استحاضه قليله بعد از نماز صبح متوسّطه شود، بايد براي نماز ظهر و عصر غسل كند، و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسّطه شود، بايد براي نماز مغرب و عشاء غسل نمايد.
مسئله 421 - اگر استحاضه قليله يا متوسّطه بعد از نماز صبح، كثيره شود، بايد براي نماز ظهر و عصر يك غسل و براي نماز مغرب و عشاء غسل ديگري بجا آورد، و اگر بعد از نماز ظهر و عصر كثيره شود، بايد براي نماز مغرب و عشاء غسل نمايد.
مسئله 422 - مستحاضه كثيره يا متوسّطه، اگر پيش از داخل شدن وقت نماز براي نماز غسل كند، غسل او باطل است، بلكه احتياط لازم آن است كه ميان غسل و نماز فاصله نيندازد مگر بخواندن نافله همان نماز. حتّي اگر براي نماز شب غسل كند، بنا باحتياط واجب پس از داخل شدن صبح دوباره غسل را انجام دهد.
مسئله 423 - مستحاضه قليله و متوسّطه، براي هر نماز - چه واجب و چه مستحبّ - بايد وضو بگيرد، و نيز اگر بخواهد نمازي را كه خوانده احتياطا دوباره بخواند، يا بخواهد نمازي را كه تنها خوانده است، دوباره با جماعت بخواند، بايد تمام كارهائي را كه براي مستحاضه گفته شد، انجام دهد. ولي براي خواندن نماز احتياط و سجده فراموش شده و تشهّد فراموش شده و سجده سهو، اگر آنها را بعد از نماز فورا بجا آورد، لازم نيست كارهاي مستحاضه را انجام دهد.
مسئله 424 - مستحاضه بعد از آنكه خونش قطع شد، فقط براي نماز اوّلي كه ميخواند؛ بايد كارهاي مستحاضه را انجام دهد، و براي نمازهاي بعد لازم نيست.
مسئله 425 - اگر نداند استحاضه او چه قسم است، موقعي كه ميخواهد نماز بخواند، بايد مقداري پنبه داخل فرج نمايد و كمي صبر كند و بيرون آورد، و بعد از آنكه فهميد استحاضه او كدام يك از آن سه قسم است، كارهائي را كه براي آن قسم دستور داده شده انجام دهد؛ ولي اگر بداند تا وقتي كه ميخواهد نماز بخواند استحاضه، او تغيير نميكند، پيش از داخل شدن وقت هم ميتواند خود را وارسي نمايد.
مسئله 426 - مستحاضه اگر پيش از آنكه خود را وارسي كند، مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظيفه خود عمل كرده - مثلا: استحاضهاش قليله بوده و به وظيفه استحاضه قليله عمل نموده - نماز او صحيح است و اگر قصد قربت نداشته، يا عمل او مطابق وظيفهاش نبوده - مثل آنكه؛ استحاضه او متوسّطه بوده و به وظيفه قليله رفتار كرده - نماز او باطل است.
مسئله 427 - مستحاضه اگر نتواند خود را وارسي نمايد كه متوسّطه يا قليله يا كثيره است، ميتواند فقط به آنچه وظيفه قطعي او است عمل كند و فيالمثل در مورد شكّ بين قليله و متوسّطه به وظيفه قليله عمل كند، ليكن بهتر است به وظيفه بيشتر و به نحوي عمل كند كه يقين به برائت ذمّه، حاصل كند. مثلا در شكّ ميان قليله و متوسّطه يا متوسّطه و كثيره، عمل به وظيفه هر دو نمايد و در شك بين هر سه قسم، عمل به وظيفه هر سه قسم نمايد. البتّه اگر بداند سابقا كدام يك از آن سه قسم بوده؛ ميتواند فقط به وظيفه همان قسم رفتار نمايد.
مسئله 428 - اگر خون استحاضه در باطن باشد و از محلّ خود خارج نشده باشد، وضو و غسل باطل نميشود و وظيفه اي نميآورد و اگر بيرون بيايد - هر چند كم باشد - يا از محل خود خارج شده و به محلّي رسيده باشد كه اگر پنبه داخل كند، آلوده به خون ميشود، بايد به وظايفي كه گفته شد، عمل كند.
مسئله 429 - مستحاضه اگر بعد از نماز، خود را وارسي كند و خون نبيند، اگر چه بداند دوباره خون ميآيد، با وضوئي كه دارد ميتواند نماز بخواند.
مسئله 430 - مستحاضه تا وقتي اطمينان دارد خون بيرون نميآيد؛ ميتواند خواندن نماز را تأخير بيندازد.
مسئله 431 - اگر مستحاضه بداند كه پيش از گذشتن وقت نماز، بكلّي پاك ميشود يا باندازه خواندن نماز خون بند ميآيد، باحتياط واجب بايد صبر كند و نماز را در وقتي كه پاك است، بخواند.
مسئله 432 - اگر بعد از وضو و غسل، خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند كه اگر نماز را تأخير بيندازد، به مقداري كه وضو و غسل و نماز را بجا آورد، بكلّي پاك ميشود، باحتياط واجب بايد نماز را تأخير بيندازد، و موقعي كه بكلّي پاك شد، دوباره وضو و غسل را بجا آورد و نماز را بخواند. و اگر وقت نماز تنگ شد، لازم نيست وضو و غسل را دوباره بجا آورد، بلكه اگر وقت تيمّم دارد، بجاي هر يك از وضو و غسل، تيمّم كند و براي نمازهاي بعد، غسل و وضو بجا آورد، و اگر وقت تيمّم هم ندارد، به همين حال نماز بخواند و بعد با غسل و وضو آن را قضا كند.
مسئله 433 - مستحاضه كثيره و متوسّطه وقتي بكلّي از خون پاك شد، بايد غسل كند. ولي اگر بداند از وقتي كه براي نماز پيش مشغول غسل شده، ديگر خون نيامده، لازم نيست دوباره غسل نمايد.
مسئله 434 - مستحاضه قليله بعد از وضو، و مستحاضه كثيره و متوسّطه بعد از غسل و وضو، بايد فورا مشغول نماز شود، ولي گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاي قبل از تكبير نماز اشكال ندارد، و در نماز هم ميتواند كارهاي مستحبّ - مثل قنوت و غير آنرا بجا آورد.
مسئله 435 - مستحاضه اگر بين غسل و نماز فاصله بيندازد و خون ببيند، بايد دوباره غسل كند و بلافاصله مشغول نماز شود.
مسئله 436 - اگر خون استحاضه جريان دارد و قطع نميشود، چنانچه براي او ضرر ندارد، بايد پيش از غسل و بعد از آن به وسيله پنبه از بيرون آمدن خون جلوگيري نمايد، و اگر ممكن نشود و با جريان خون نتواند غسل كند، يا مشقّت زياد دارد، ميتواند تيمّم كند. ولي اگر هميشه جريان ندارد، فقط بايد بعد از وضو و غسل از بيرون آمدن خون جلوگيري نمايد. و چنانچه كوتاهي كند و خون بيرون آيد، بايد دوباره بنابر احتياط لازم، غسل كند و اگر نماز هم خوانده، بايد دوباره بخواند.
مسئله 437 - اگر در موقع غسل، خون قطع نشود، غسل صحيح است. ولي اگر در بين غسل، استحاضه متوسّطه، كثيره شود، احتياطا واجب است غسل را از سر بگيرد. ولي لازم نيست در بين غسل تحقيق كند كه تغيير مزبور پيدا شده يا نه.
مسئله 438 - احتياط واجب آن است كه مستحاضه، در تمام روزي كه روزه است، اگر برايش ضرر ندارد به مقداري كه ميتواند از بيرون آمدن خون، جلوگيري كند.
مسئله 439 - روزه مستحاضه كثيره در صورتي صحيح است، كه باحتياط واجب غسل نماز مغرب و عشاي شبي كه ميخواهد فرداي آن را روزه بگيرد، بجا آورد، چنانكه در روز غسلهائي را كه براي نمازهاي روزش واجب است بايد انجام دهد، اما غسل شب بعد دخالت ندارد. واگر براي نماز مغرب و عشاي شب قبل، غسل نكند و نزديك اذان صبح غسل نمايد كه با نماز صبح به مقدار نافله صبح زيادتر، فاصله نشود و بخواهد به اين غسل اكتفا كند، اشكال دارد، گرچه غسلهاي نمازهاي روز را بجا آورد. بنا باحتياط واجب غسل مستحاضه متوسّطه نيز در صحّت روزهاش دخالت دارد.
مسئله 440 - اگر بعد از نماز عصر مستحاضه شود و تا غروب غسل نكند، روزه او صحيح است و در صحّت روزه اين روز؛ غسل نماز مغرب و عشاء شب بعد؛ چنانچه گذشت شرط نيست.
مسئله 441 - اگر استحاضه قليله پيش از نماز، متوسّطه يا كثيره شود؛ بايد كارهاي متوسّطه يا كثيره را كه گفته شد، انجام دهد. و اگر استحاضه متوسّطه، كثيره شود، بايد كارهاي استحاضه كثيره را انجام دهد، و چنانچه براي استحاضه متوسّطه غسل كرده باشد، فايده ندارد و بايد دوباره براي كثيره، غسل كند.
مسئله 442 - اگر در بين نماز، استحاضه متوسّطه؛ كثيره شود، بايد نماز را بشكند و براي استحاضه كثيره غسل كند و وضو بگيرد و كارهاي ديگر آنرا انجام دهد و نماز بخواند. و اگر براي هيچ كدام از غسل و وضو، وقت ندارد، بايد دو تيمّم كند، يكي بدل از غسل، و ديگري بدل از وضو، و اگر براي يكي از آنها وقت ندارد؛ بايد عوض آن تيمّم كند و ديگري را بجا آورد، ولي اگر براي تيمّم هم وقت ندارد، بنا باحتياط واجب نميتواند نماز را بشكند، و بايد نماز را تمام كند، و واجب است كه بعدا قضا نمايد. همچنين است اگر در بين نماز، استحاضه قليله او متوسّطه يا كثيره شود.
مسئله 443 - اگر در بين نماز خون بند بيايد، و مستحاضه نداند كه در باطن هم قطع شده يا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده، بايد وضو و غسل و نماز را دوباره بجا آورد.
مسئله 444 - اگر استحاضه كثيره متوسّطه شود، بايد براي نماز اوّل، عمل كثيره، و براي نمازهاي بعد، عمل متوسّطه را بجا آورد، مثلا اگر پيش از نماز ظهر استحاضه كثيره، متوسّطه شود، بايد براي نماز ظهر غسل كند و براي نماز عصر و مغرب و عشاء فقط؛ وضو بگيرد، ولي اگر براي نماز ظهر غسل نكند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد، بايد براي نماز عصر غسل نمايد و اگر براي نماز عصر هم غسل نكند، بايد براي نماز مغرب غسل كند و اگر براي آن هم غسل نكند و فقط به مقدار نماز عشاء وقت داشته باشد بايد براي عشاء غسل نمايد.
مسئله 445 - اگر پيش ازهر نماز، خون مستحاضه كثيره و يا متوسّطه قطع شود و دوباره بيايد، براي هر نماز بايد يك غسل بجا آورد.
مسئله 446 - اگر استحاضه كثيره، قليله شود، بايد براي نماز اوّل، وضو و غسل و براي نمازهاي بعد عمل قليله را بجا آورد. و نيز اگر استحاضه متوسّطه قليله شود، بايد براي نماز اوّل، عمل متوسّطه و براي نمازهاي بعد، عمل قليله را بجا آورد.
مسئله 447 - اگر مستحاضه، يكي از كارهائي را كه بر او واجب ميباشد، حتّي عوض كردن پنبه را ترك كند؛ نمازش باطل است.
مسئله 448 - احتياط آن است كه مستحاضه غير از نماز؛ هر كاري را كه شرط آن طهارت است - مثل دست كشيدن به خطّ قرآن - ترك كند، مگر در صورتي كه بر او واجب باشد. و در اين صورت باحتياط واجب بايد به قصد آن كار، وظيفه غسل يا وضو را كه قبلا گفته شد انجام دهد. مگر اينكه در حال نماز بخواهد آن كار را - مثل مسّ قرآن - انجام دهد كه بهمان وظيفه براي نماز اكتفا ميكند.
مسئله 449 - رفتن در مسجد و توقّف در آن و خواندن سورهاي كه سجده واجب دارد، بر زن مستحاضه حرام نيست. ولي نزديكي كردن شوهر با او؛ باحتياط واجب در صورتي حلال ميشود كه غسل كرده باشد، اگر چه كارهاي ديگري را كه براي نماز واجب است - مثل عوض كردن پنبه و دستمال - انجام نداده باشد.
مسئله 450 - اگر زن در استحاضه كثيره يا متوسّطه، بخواهد پيش از وقت نماز، دست به خطّ قرآن بزند باحتياط واجب بايد غسل نمايد؛ و همچنين است اگر شوهرش بخواهد با او نزديكي كند.
مسئله 451 - نماز آيات بر مستحاضه، واجب است. و بايد براي نماز آيات هم كارهايي را كه براي نماز يوميّه گفته شد، انجام دهد.
مسئله 452 - هرگاه در وقت نماز يوميّه، نماز آيات بر مستحاضه واجب شود، اگر چه بخواهد هر دو را پشت سر هم بجا آورد، بايد براي نماز آيات هم تمام كارهايي را كه براي نماز يوميّه بر او واجب است، انجام دهد و نميتواند هر دو را با يك غسل و وضو بخواند و اگر غسلهاي مكرر برايش ضرر ويا مشقت زياد دارد تيمم نمايد .
مسئله 453 - اگر مستحاضه بخواهد نماز قضا بخواند، بايد براي هر نماز، كارهايي را كه براي نماز اداء بر او واجب است؛ بجا آورد لكن احتياط واجب، ترك قضا است تا موقعي كه پاك شود، مگر با خوف فوت.
مسئله 454 - اگر زن بداند؛ خوني كه از او خارج ميشود، خون زخم نيست و بداند يا حيض است يا استحاضه، و يا نفاس است يا استحاضه، و علامت حيض و نفاس نداشته باشد، بايد به دستور استحاضه عمل كند، و شرعا حكم حيض و نفاس را ندارد، بلكه اگر شك داشته باشد كه خون استحاضه است يا خونهاي ديگر، حتّي احتمال زخم وقرحه بدهد، چنانچه علت و سببي براي آنها نداشته باشد، و قرائن دالّ بر عامل زخم وقرحه ندارد، بنابر احتياط واجب؛ بايد كارهاي مستحاضه را انجام دهد. ليكن اگر عامل زخم وقرحه در باطن دارد و يا قرائن دالّ بر اين بيماري دارد، لازم نيست كارهاي مستحاضه را انجام دهد، و مثل زخمهاي ظاهر بدن ميباشد.
مسئله 455 - خون حيض در بيشتر اوقات، غليظ و گرم و رنگ آن سياه يا سرخ است، و با فشار و كمي سوزش؛ بيرون ميآيد.
مسئله 456 - زنان سيّده، بعد از تمام شدن شصت سال، يائسه ميشوند - يعني: خون حيض نميبينند - و زناني كه سيّده نيستند؛ بعد از تمام شدن پنجاه سال، يائسه ميشوند.
مسئله 457 - خوني كه دختر، پيش از تمام شدن نه سال و زن، بعد از يائسه شدن ميبيند، حيض نيست.
مسئله 458 - زن حامله و زني كه بچّه شير ميدهد، ممكن است حيض ببيند.
مسئله 459 - دختري كه نميداند نه سالش تمام شده يا نه، اگر خوني ببيند كه نشانههاي حيض را نداشته باشد، حيض نيست و اگر نشانههاي حيض را داشته باشد، بطوري كه اطمينان پيدا كند كه حيض است، حكم حيض را دارد، و معلوم ميشود نه سال او تمام شده است. ولي اگر اطمينان مزبور پيدا نشود، حكم حيض را ندارد، تا يقين به 9 سال تمام پيدا كند.
مسئله 460 - زني كه شك دارد يائسه شده يانه، اگر خوني ببيند و نداند حيض است يا نه؛ بايد بنا بگذارد كه يائسه نشده است.
مسئله 461 - مدّت حيض، كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز، نميشود. و اگر مختصري هم از سه روز كمتر باشد، حيض نيست.
مسئله 462 - سه روزه اوّل بايد پياپي باشد و اگر سه روز اوّل حيض پشت سرهم نباشد - مثل آنكه دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند، حكم حيض ندارد، و همانطور كه گذشت، اگر قرائني دالّ بر جرح و قرحه نباشد حكم استحاضه دارد.
مسئله 463 - لازم نيست در تمام سه روز، خون بيرون بيايد، بلكه اگر خون در فرج باشد، بنحوي كه در اين سه روز هر موقع پنبه يا انگشت داخل كند آلوده شود، كافي است، بشرط آنكه از اوّل مقداري خون بيرون آمده باشد هر چند كم باشد، و فرق نميكند كه به خودي خود يا بوسيله پنبه و غير آن بيرون آمده باشد. و اگر بيرون نيامده و فقط در فضاي فرج ريخته حكم حيض را ندارد، گرچه احتياط استحبابي آن است كه در اين صورت هم عبادتهاي خود را بجا آورد، و هم كارهايي را كه بر حايض حرام است ترك كند. و هرگاه در بين سه روز مقداري پاك شود - كه در باطن هم خون نباشد - حكم به حيض بودن نميشود، بلكه طبق آنچه كه قبلا گذشت حكم استحاضه را دارد. ولي اگر مدّت پاكي خيلي كم باشد، باندازهاي كه معمولا زنها اين مقدار پاكي را در وسط پيدا ميكنند، حكم حيض دارد.
مسئله 464 - لازم نيست شب اوّل و شب چهارم را خون ببيند، ولي بايد در شب دوّم و سوّم قطع نشود، پس اگر از اوّل اذان صبح روز اوّل تا غروب روز سوّم پشت سر هم خون بيايد، و در شب دوّم و سوّم هيچ خون قطع نشود، (مگر به همان مقدار كمي كه گفته شد) حيض است. ولي اگر در اواسط روز اوّل شروع و در همان موقع از روز چهارم قطع شود، به شرطي حيض است كه در شبهاي دوّم و سوّم و چهارم نيز خون قطع نشود. پس منظور از سه روز همان معناي عرفي آن است نه به حساب ساعت نظير ده روز در قصد اقامه مسافر .
مسئله 465 - اگر سه روز پشت سر هم خون ببيند و پاك شود، چنانچه دوباره خون ببيند، و روزهايي كه خون ديده و روزهايي كه در وسط پاك بوده، روي هم از ده روز بيشتر نشود، روزهاي پاكي هم حكم حيض را دارد، گرچه احتياط آن است كه، در روزهاي پاكي، عبادتهاي خود را بجا آورد و آنچه را بر حائض حرام است، ترك كند.
مسئله 466 - اگر در ايّام عادت خوني ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد، و نداند خون دمل و زخم است يا خون حيض، بايد آنرا حيض قرار دهد.
مسئله 467 - اگر صاحب عادت وقتيّه در ايام عادت خوني ببيند كه نداند خون زخم است يا حيض، بايد آن را حيض قرار دهد.
مسئله 468 - اگر خوني ببيند و شك كند كه خون حيض است يا نفاس، بر طبق احكام حيض و نفاس عمل كند، و غسل را به قصد مافي الذمّة از حيض يا نفاس بجا آورد.
مسئله 469 - اگر خوني ببيند كه نداند خون حيض است يا بكارت، بايد خود را وارسي كند، يعني مقداري پنبه داخل فرج نمايد و كمي صبر كند، بعد بيرون آورد، پس اگر اطراف آن آلوده باشد، خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده، حيض ميباشد.
مسئله 470 - اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود، و بعد سه روز خون ببيند و مجموع خون اوّل و دوّم و پاكي در بين، از ده روز بيشتر نباشد، خون دوّم را حيض قرار دهد، و در خون اوّل احتياط استحبابي آن است كه جمع كند بين كارهاي مستحاضه و ترك آنچه بر حائض حرام است، و در پاكي در بين هم كارهايي را كه بر حائض حرام است ترك كند، و عبادتهاي خود را بجا آورد. گرچه اظهر اين است كه خون اوّل حكم حيض را ندارد، و همينطور پاكي در بين آن دو خون، و خون اوّل بشرطي كه قبلا گذشت (نبودن قرائن خون بكارت و زخم و نفاس) حكم استحاضه را دارد.
مسئله 471 - چند چيز بر حائض حرام است. اوّل - عبادتهايي كه مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمّم، بجا آورده شود، ولي بجا آوردن عبادتهايي كه وضو و غسل و تيمّم براي آنها لازم نيست - مانند نماز ميّت - مانعي ندارد. دوّم - تمام چيزهايي كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد. سوّم - جماع كردن در قُبل، كه هم براي مرد حرام است و هم براي زن، اگر چه به مقدار ختنهگاه داخل شود و مني هم بيرون نيايد. بلكه احتياط واجب آن است كه مقدار كمتر از ختنهگاه را هم داخل نكند، و امّا در دُبُر زن حائض گرچه حرام نيست ولي كراهت شديده دارد.
مسئله 472 - جماع كردن در روزهايي هم كه حيض قطعي نيست، ولي شرعا بايد آنرا حيض قرار دهد، حرام است. پس زني كه بيشتر از ده روز خون ميبيند و بايد بدستوري كه بعدا گفته ميشود روزهاي عادت خويشان خود را، حيض قرار دهد، شوهرش نميتواند در آن روزها با او نزديكي نمايد.
مسئله 473 - اگر شماره روزهاي حيض به سه قسمت تقسيم شود، و شوهر در قسمت اوّل آن با زن خود در قُبل جماع كند، چون معصيت كرده استغفار واجب است، و مستحبّ است كه هيجده نخود طلا كفّاره، به فقير بدهد، و اگر در قسمت دوّم جماع كند، نه نخود، و اگر در قسمت سوّم جماع كند، چهار نخود و نيم بدهد، مثلا زني كه شش روز خون حيض ميبيند اگر شوهرش در شب يا روز اوّل و دوّم با او جماع كند؛ مستحبّ است كه هيجده نخود طلا و در شب يا روز سوّم و چهارم، نه نخود و در شب يا روز پنجم و ششم، چهار نخود و نيم بدهد.
مسئله 474 - بهتر آن است كه طلاي كفّاره را سكّهدار بدهد، ولي اگر ممكن نباشد، قيمت آن كافي است.
مسئله 475 - اگر قيمت طلا، در وقتي كه جماع كرده، با وقتي كه ميخواهد به فقير بدهد، فرق كرده، باشد قيمت وقتي را كه ميخواهد به فقير بدهد، حساب كند.
مسئله 476 - اگر كسي هم در قسمت اوّل و هم در قسمت دوّم و هم در قسمت سوّم حيض، با زن خود جماع كند، مستحبّ آن است كه هر سه كفّاره را - كه روي هم سي و يك نخود و نيم ميشود - بدهد.
مسئله 477 - اگر انسان - بعد از آنكه در حال حيض، جماع كرده و كفّاره آنرا داده - دوباره جماع كند، باز هم مستحبّ است كه كفّاره بدهد.
مسئله 478 - اگر با حائض چند مرتبه جماع كند، و در بين آنها كفّاره ندهد، احتياط مستحبّ آن است كه براي هر جماع يك كفّاره بدهد.
مسئله 479 - اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، بايد فورا از او جدا شود.
مسئله 480 - اگر مردي با حائض زنا كند، يا با حائض نامحرمي - به گمان اينكه عيال خود او است - جماع نمايد، احتياط مستحبّ آن است كه كفّاره بدهد.
مسئله 481 - كسي كه نميتواند كفّاره بدهد، استغفار كند، و هر وقت توانست، احتياط مستحبّ آن است كه كفّاره را بدهد.
مسئله 482 - طلاق دادن زن در حال حيض - بطوري كه در كتاب طلاق گفته ميشود - باطل است.
مسئله 483 - اگر زن بگويد: حائض هستم يا از حيض پاك شدهام، بايد حرف او را قبول كرد.
مسئله 484 - اگر زن در بين نماز حائض شود، نماز او باطل است.
مسئله 485 - اگر زن در بين نماز شك كند كه حائض شده يا نه، اگر ممكن است همان وقت وارسي كند، وگرنه نماز را ادامه بدهد و بعد از نماز وارسي كرده، اگر معلوم نشد كه در وقت نماز حائض بوده، نمازش صحيح است.
مسئله 486 - اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز حائض شده، نمازي كه خوانده باطل است.
مسئله 487 - بعد از آنكه از خون حيض پاك شد، واجب است براي نماز و عبادتهاي ديگري كه بايد با وضو يا غسل يا تيمّم بجا آورده شود، غسل كند. و دستور آن مثل غسل جنابت است، ولي براي نماز باحتياط واجب بايد - پيش از غسل يا بعد از آن - وضو هم بگيرد. و اگر پيش از غسل، وضو بگيرد باحتياط نزديكتر است.
مسئله 488 - بعد از آنكه از خون حيض پاك شد - اگر چه غسل نكرده باشد - طلاق او صحيح، است و شوهرش هم ميتواند با او جماع كند، و احتياط مستحبّ آن است كه پيش از غسل از جماع با او خودداري نمايد. امّا كارهاي ديگري كه در وقت حيض، بر او حرام بوده - مانند توقّف در مسجد و مس خطّ قرآن - تا غسل نكند بر او حلال نميشود.
مسئله 489 - اگر آب براي وضو و غسل؛ كافي نباشد، و باندازهاي باشد كه بتواند يا غسل كند يا وضو بگيرد، بايد غسل كند، و بدل از وضو تيمّم نمايد. و اگر فقط براي وضو كافي باشد، بايد وضو بگيرد و عوض غسل تيمّم نمايد. و اگر براي هيچ يك از آنها آب ندارد، بايد دو تيمّم كند. يكي بدل از غسل و ديگري بدل از وضو.
مسئله 490 - نمازهاي يوميّهاي كه در حال حيض نخوانده، قضا ندارد، ولي روزههاي واجب را بايد قضا نمايد.
مسئله 491 - هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند كه اگر نماز را تأخير بيندازد، حائض ميشود، بايد فورا نماز بخواند.
مسئله 492 - اگر زن نماز را تأخير بيندازد و از اوّل وقت باندازه خواندن يك نماز با رعايت طهارت از حدث بگذرد و حائض شود، بنابر احتياط واجب بايد قضاي آن نماز را بجا آورد، ولي در تند خواندن و كند خواندن و چيزهاي ديگر بايد ملاحظه حال خود را بكند. مثلا زني كه مسافر نيست اگر در اوّل ظهر نماز نخواند؛ قضاي آن در صورتي واجب ميشود كه به مقدار خواندن چهار ركعت نماز از اوّل ظهر بگذرد و حائض شود، و براي كسي كه مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو ركعت كافي است.
مسئله 493 - اگر حائض در آخر وقت نماز از خون پاك شود و به اندازه غسل و وضو و مقدّمات ديگر نماز - مانند تهيّه كردن لباس يا آب كشيدن آن - و خواندن يك ركعت يا بيشتر از يك ركعت، وقت داشته باشد، بايد نماز را بخواند، و اگر نخواند، بايد قضاي آنرا بجا آورد. بلكه اگر فقط باندازه يك ركعت نماز با طهارت از حدث وقت داشته باشد، احتياط واجب خواندن نماز با طهارت است - اگر چه به قدر تهيّه ساير مقدّمات وقت نداشته باشد - و اگر نخواند قضاء آنرا بجا آورد.
مسئله 494 - اگر حائض - بعد از پاك شدن - به اندازه غسل و وضو وقت ندارد؛ ولي ميتواند با تيمّم نماز را در وقت بخواند، باحتياط واجب بايد تيمّم كرده نماز بخواند، ولي اگر نخواند، قضاء آن نماز بر او واجب نيست، اما اگر قطع نظر از تنگي وقت تكليفش تيمّم است - مثل آنكه آب برايش ضرر دارد - بايد تيمّم كند و آن نماز را بخواند. و اگر عمدا يا نسيانا نخواند قضاء آن واجب است.
مسئله 495 - اگر حائض - بعد از پاك شدن - شك كند كه براي نماز وقت دارد يا نه، بايد نمازش را بخواند.
مسئله 496 - اگر به خيال اينكه باندازه تهيهّ مقدّمات نماز و خواندن يك ركعت وقت ندارد، نماز، نخواند و بعد فهميد وقت داشته، بايد قضاي آن نماز را بجا آورد.
مسئله 497 - مستحبّ است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاك نمايد، و پنبه و دستمال را عوض كند و وضو بگيرد و اگر نميتواند وضو بگيرد، تيمّم نمايد و در جاي نماز، رو به قبله بنشيند و مشغول ذكر و دعا و صلوات شود.
مسئله 498 - خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جائي از بدن به ورق قرآن كه خطّ قرآن در آن نباشد - مثل حاشيه و بين سطرها - و نيز خضاب كردن به حنا و مانند آن، براي حائض گرچه حرام نيست، ولي مكروه است.
مسئله 499
- زنان حائض بر شش گونه اند :
اوّل - صاحب عادت وقتيّه و عدديّه، و آن زني است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند و شماره روزهاي حيض او هم در آن دو ماه يك اندازه باشد، مثل آنكه دو ماه پشت سر هم از اوّل ماه تا هفتم خون ببيند.
دوّم - صاحب عادت وقتيّه، و آن زني است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند، ولي شماره روزهاي حيض او در آن دو ماه يك اندازه نباشد، مثلا دو ماه پشت سر هم از روز اوّل ماه خون ببيند ولي ماه اوّل، روز هفتم و ماه دوّم، روز هشتم از خون پاك شود.
سوّم - صاحب عادت عدديّه، و آن زني است كه شماره روزهاي حيض او در دو ماه پشت سر هم به يك اندازه باشد، ولي وقت ديدن آن دو خون يكي نباشد مثل آنكه ماه اوّل از پنجم تا دهم، و ماه دوّم از دوازدهم تا هفدهم خون ببيند.
چهارم - مضطربه، و آن زني است كه چند ماه خون ديده، ولي عادت معيّني پيدا نكرده، يا عادتش به هم خورده و عادت تازهاي پيدا نكرده است.
پنجم - مبتدئه، و آن زني است كه دفعه اوّل خون ديدن او است.
ششم - ناسيه، و آن زني است كه عادت خود را فراموش كرده است. و هر كدام اينها احكامي دارند كه در مسائل آينده گفته ميشود.
مسئله 500
- زناني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارند سه دستهاند:
اوّل - زني كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند، و در وقت معيّن هم پاك شود، مثلا دو ماه پشت سر هم، از روز اوّل ماه خون ببيند و روز هفتم پاك شود، كه عادت حيض اين زن از اوّل ماه تا هفتم است.
دوّم - زني كه از خون پاك نميشود ولي دو ماه پشت سر هم، چند روز معيّن - مثلا از اوّل ماه تا هشتم - خوني كه ميبيند، نشانههاي حيض را دارد - يعني غليظ و سياه و گرم است و با فشار و سوزش بيرون ميآيد - و بقيّه نشانههاي استحاضه را دارد، كه عادت او از اوّل ماه تا هشتم ميشود.
سوّم - زني كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند، و بعد از سه روز يا بيشتر كه خون ديد، يك روز يا بيشتر پاك شود، و دوباره خون ببيند و در هر دو ماه، تمام روزهايي كه خون ديده، با روزهايي كه در وسط پاك بوده، از ده روز بيشتر نشود، و د رهر دو ماه همه روزهايي كه خون ديده و آنها كه در وسط پاك بوده، روي هم يك اندازه باشد، هر چند روزهايي كه در وسط پاك بوده به يك اندازه نباشد، كه عادت اين زن مجموع روزهاي خون و پاكي وسط در هر ماه ميباشد.
مسئله 501 - زني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد، اگر در وقت عادت يا دو سه روز جلوتر، يا دو سه روز عقبتر خون ببيند، بطوري كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته - اگر چه آن خون، نشانههاي حيض را نداشته باشد - بايد به احكامي كه براي حائض گفته شد عمل كند. و چنانچه بعد بفهمد حيض نبوده - مثل اينكه پيش از سه روز پاك شود - بايد عبادتهايي را كه بجا نياورده، قضا نمايد.
مسئله 502 - زني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد، اگر چند روز پيش از عادت و همه روزهاي عادت و چند روز بعد از عادت، خون ببيند، و روي هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است. و اگر از ده روز بيشتر شود، فقط خوني را كه در روزهاي عادت خود ديده، حيض است، و خوني كه پيش از آن و بعد از آن ديده، استحاضه ميباشد، و بايد عبادتهايي را كه در روزهاي پيش از عادت و بعد از عادت بجا نياورده، قضا نمايد، و اگر همه روزهاي عادت را با چند روز پيش از عادت، خون ببيند و روي هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است. و اگر از ده روز بيشتر شود، فقط روزهاي عادت، حيض است و خوني كه جلوتر از آن ديده، استحاضه ميباشد، و چنانچه در آن روزها عبادت نكرده، بايد قضا نمايد، و اگر همه روزهاي عادت را با چند روز بعد از عادت خون ببيند، و روي هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است، و اگر بيشتر شود فقط روزهاي عادت، حيض و باقي استحاضه است.
مسئله 503 - زني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد، اگر مقداري از روزهاي عادت را با چند روز پيش از عادت، خون ببيند و روي هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است، و اگر از ده روز بيشتر شود، روزهايي كه در عادت؛ خون ديده، با چند روز پيش از آن، كه روي هم به مقدار عادت او شود، حيض، و روزهاي اوّل را استحاضه قرار ميدهد و اگر مقداري از روزهاي عادت را با چند روز بعد از عادت، خون ببيند و روي هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است، و اگر بيشتر شود، بايد روزهايي كه در عادت، خون ديده با چند روز بعد از آن، كه روي هم به مقدار عادت او شود، حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد.
مسئله 504
- زني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد، اگر بعد از آنكه سه روز يا بيشتر خون ديد، پاك شود و دوباره خون ببيند، و فاصله بين دو خون كمتر از ده روز باشد و همه روزهايي كه خون ديده با روزهايي كه در وسط پاك بوده از ده روز بيشتر باشد - مثل آنكه پنج روز خون ببيند و پنج روز پاك شود، و دوباره پنج روز خون ببيند - چند صورت دارد:
1- آنكه تمام خوني كه دفعه اوّل ديده، يا مقداري از آن، در روزهاي عادت باشد و خون دوّم كه بعد از پاك شدن ميبيند، در روزهاي عادت نباشد، كه بايد همه خون اوّل را حيض، و خون دوّم را استحاضه قرار دهد.
2- آنكه خون اوّل در روزهاي عادت نباشد؛ و تمام خون دوّم يا مقداري از آن در روزهاي عادت باشد، كه بايد همه خون دوّم را حيض، و خون اوّل را استحاضه قرار دهد.
3- آنكه مقداري از خون اوّل و دوّم در روزهاي عادت باشد، و خون اوّلي كه در روزهاي عادت بوده، از سه روز كمتر نباشد، و با پاكي وسط و مقداري از خون دوّم، كه آن هم در روزهاي عادت باشد، از ده روز بيشتر نباشد، كه در اين صورت، همه آنها حيض است، و مقداري از خون اوّل كه پيش از عادت بوده و مقداري از خون دوّم كه بعد از عادت بوده، استحاضه است. مثلا اگر عادتش از سوّم تا دهم ماه بوده، اگر يك ماه از اوّل تا هشتم خون ببيند، و دو روز پاك شود، و سپس تا پانزدهم خون ببيند، از سوّم تا دهم حيض است، و خون اوّل تا سوّم و همچنين دهم تا پانزدهم حكم استحاضه دارد.
4- آنكه مقداري از خون اوّل و دوّم در روزهاي عادت باشد؛ ولي هر يك از خون اوّلي و دوّمي، كه در روزهاي عادت بوده، از سه روز كمتر باشد، كه احتياط آن است كه در تمام دو خون، كارهايي را كه بر حائض حرام است، ترك كند، و كارهاي مستحاضه را بجا آورد، و در پاكي وسط نيز كارهايي را كه بر حائض حرام است، ترك كند و عبادتهاي خود را انجام دهد. ولي اظهر اين است كه مقداري از خون اوّل پيش از عادت، به آنچه از همان خون در عادت بوده اضافه شود، تا سه روز كامل شود، و اين سه روز حكم حيض دارد. و پيش از اين سه روز استحاضه است. و اگر پاكي بين دو خون، ده روز يا بيشتر است، خون دوّم هم حيض است، و اگر كمتر است آن سه روز اوّل، كه حكم حيض را دارد، تا مقداري از خون بعد كه بيش از ده روز نشود، همهاش حكم حيض را دارد، و اگر بيش از ده روز بشود، به مقدار عادت حيض و باقي استحاضه ميباشد. و اگر سه روز اوّل كه حكم حيض دارد، و پاكي وسط ده روز يا بيشتر شود، همان سه روز اوّل فقط حيض است.
مسئله 505 - زني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد، اگر در وقت عادت، خون نبيند، و در غير آن وقت به شماره روزهاي حيضش با صفات حيض، خون ببيند؛ بايد همان را حيض قرار دهد، چه پيش از وقت عادت ديده، باشد چه بعد از آن.
مسئله 506 - زني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد، اگر در وقت عادت خود خون ببيند، ولي شماره روزهاي آن كمتر يا بيشتر از روزهاي عادت او باشد، و بعد از پاك شدن، دوباره به شماره روزهاي عادتي كه داشته خون ببيند، بايد آنچه را در وقت ديده، حيض قرار دهد، و اگر با اضافه زمان پاكي و مقداري از خون بعدي، از ده روز بيشتر نشود، همهاش حكم حيض دارد و اگر زائد بر ده روز باشد خون خارج ازعادت استحاضه ميشود.
مسئله 507 - زني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند، خوني كه در روزهاي عادت ديده - اگر چه نشانههاي حيض را نداشته باشد - حيض است، و خوني كه بعد از روزهاي عادت ديده - اگر چه نشانههاي حيض را داشته باشد - استحاضه است. مثلا زني كه عادت حيض او از اوّل ماه تا هفتم است؛ اگر از اوّل تا دوازدهم خون ببيند؛ هفت روز اوّل آن، حيض و پنج روز بعد، استحاضه ميباشد.
مسئله 508
- زناني كه عادت وقتيّه دارند، سه دستهاند:
اوّل - زني كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون حيض ببيند، و بعد از چند روز پاك شود، ولي شماره روزهاي آن در اين دو ماه يك اندازه نباشد؛ مثلا دو ماه پشت سر هم روز اوّل ماه خون ببيند ولي ماه اوّل روز هفتم و ماه دوّم روز هشتم از خون پاك شود، كه اين زن بايد روز اوّل ماه را، روز اوّل عادت خود قرار دهد.
دوّم - زني كه از خون پاك نميشود، ولي دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، خون او نشانههاي حيض را دارد، يعني غليظ و سياه و گرم است و با فشار و سوزش بيرون ميآيد، و بقيّه آن نشانه استحاضه را دارد و شماره روزهايي كه خون او نشانه حيض دارد، در اين دو ماه يك اندازه نيست. مثلا در ماه اوّل، از اوّل ماه تا هفتم و در ماه دوّم، از اوّل ماه تا هشتم، خون او نشانههاي حيض و بقيه نشانه استحاضه را داشته باشد، كه اين زن هم بايد روز اوّل ماه را، روز اوّل عادت حيض خود قرار دهد.
سوّم - زني كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، سه روز يا بيشتر، خون حيض ببيند، بعد پاك شود، و دو مرتبه خون ببيند، و تمام روزهايي كه خون ديده با روزهايي كه در وسط پاك بوده، از ده روز بيشتر نشود، ولي ماه دوّم كمتر يا بيشتر از ماه اوّل باشد، مثلا در ماه اوّل هشت روز و در ماه دوّم نه روز باشد، كه اين زن هم بايد روز اوّل ماه را، روز اوّل عادت حيض خود قرار دهد.
مسئله 509 - زني كه عادت وقتيّه دارد، اگر در وقت عادت خود، يا دو سه روز پيش از عادت، يا دو سه روز بعد از عادت، خون ببيند، بطوري كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته - اگر چه آن خون، نشانههاي حيض را نداشته باشد - بايد به احكامي كه براي حائض گفته شد، عمل نمايد. و اگر بعد بفهمد حيض نبوده، مثل آنكه پيش از سه روز پاك شود، بايد عبادتهائي را كه بجا نياورده قضا نمايد.
مسئله 510 - زني كه عادت وقتيّه دارد، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و نتواند حيض را بواسطه نشانههاي آن تشخيص دهد، بايد شماره عادت خويشان خود را حيض قرار دهد - چه پدري باشند چه مادري، زنده باشند يا مرده - ولي در صورتي ميتواند عادت آنان را حيض خود قرار دهد، كه شماره روزهاي حيض همه آنان يك اندازه باشد و اگر شماره روزهاي حيض آنان يك اندازه نباشد - مثلا عادت بعضي پنج روز و عادت بعضي ديگر هفت روز باشد - نميتواند عادت آنان را حيض خود قرار دهد؛ مگر اينكه كساني كه عادتشان با ديگران فرق دارد، بسيار كم باشند، كه در اين صورت بايد عادت غالب خويشان را حيض خود قرار دهد.
مسئله 511 - زني كه عادت وقتيّه دارد، و شماره عادت خويشان خود را حيض قرار ميدهد، بايد روزي را كه در هر ماه اوّل عادت او بوده، اوّل حيض خود قرار دهد - مثلا زني كه هر ماه، روز اوّل ماه خون ميديده و گاهي روز هفتم و گاهي روز هشتم پاك ميشده - چنانچه يك ماه، دوازده روز، خون ببيند، و عادت خويشانش هفت روز باشد؛ بايد هفت روز اوّل ماه را حيض و باقي را استحاضه قرار دهد.
مسئله 512 - زني كه بايد شماره عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، چنانچه خويش نداشته باشد، يا شماره عادت آنان مثل هم نباشد، بايد در هر ماه از روزي كه خون ميبيند، اگر روز اول خون روز اول عادت وقتي اوست - شش روز يا هفت روز را، حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد. و ميتواند اگر تا ده روز ادامه دارد، يك ماه سه روز، و ماه دوّم ده روز را حيض قرار دهد. ولي احوط آن است كه شش روز يا هفت روز را انتخاب كند در هر ماه. و احوط آن است كه آنچه را ماه اوّل، حيض قرار داد؛ در ماههاي بعد هم همان مقدار را حيض قرار دهد. ولي اگر عادت او در روزهاي وسط يا آخر خون باشد؛ بايد شش روز يا هفت روز وسط يا آخر را كه در زمان عادت او است، حيض قرار دهد.
مسئله 513
- زناني كه عادت عدديّه دارند سه دستهاند:
اوّل - زني كه شماره روزهاي حيض او، در دو ماه پشت سر هم، يك اندازه باشد، ولي وقت خون ديدن او يكي نباشد، كه در اين صورت هر چند روزي كه خون ديده، عادت او ميشود. مثلا اگر ماه اوّل از روز اوّل تا پنجم و ماه دوّم از يازدهم تا پانزدهم خون ببيند، عادت او پنج روز ميشود.
دوّم - زني كه از خون پاك نميشود، ولي دو ماه پشت سر هم، چند روز از خوني كه ميبيند نشانه حيض و بقيّه نشانه استحاضه را دارد، و شماره روزهايي كه خون نشانه حيض دارد، در هر دو ماه يك اندازه است؛ امّا وقت آن يكي نيست؛ كه در اين صورت هر چند روزي كه خون او نشانه حيض را دارد، عادت او ميشود. مثلا اگر يك ماه از اوّل تا پنجم، و ماه بعد از يازدهم تا پانزدهم، خون او نشانه حيض و بقيّه نشانه استحاضه را داشته باشد، شماره روزهاي عادت او پنج روز ميشود.
سوّم - زني كه دو ماه پشت سر هم، سه روز يا بيشتر، خون ببيند و يكروز يا بيشتر؛ پاك شود و دو مرتبه خون ببيند، و وقت ديدن خون، در ماه اوّل با ماه دوّم فرق داشته باشد، كه اگر تمام روزهايي كه خون ديده و روزهايي كه در وسط پاك بوده، از ده روز بيشتر نشود، و شماره روزهاي آن هم به يك اندازه باشد، تمام روزهايي كه بطور متفرّق خون ديده و روزهاي پاكي وسط، روي هم عادت او ميشود، و بهتر است كه در پاكي وسط احتياط كند به ترك آنچه بر حائض حرام است، و بجا آوردن عبادتهاي خود.
مسئله 514 - زني كه عادت عدديّه دارد، اگر بيشتر از شماره عادت خود خون ببيند، و از ده روز بيشتر شود، چنانچه همه خونهايي كه ديده، يك جور باشد، ميتواند شماره روزهاي عادتش را از اوّل يا وسط، حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد، و اگر همه خونهايي كه ديده، يك جور نباشد، بلكه چند روز از آن، نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، اگر روزهايي كه خون، نشانه حيض را دارد با شماره روزهاي عادت او يك اندازه است، بايد همان روزها را حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد، و اگر روزهايي كه خون نشانه حيض دارد از روزهاي عادت او بيشتر است، باندازه روزهاي عادت را حيض، و بقيّه را استحاضه قرار دهد، و اگر روزهايي كه خون نشانه حيض دارد، از روزهاي عادت او كمتر است، بايد آن روزها را با چند روز ديگر، كه روي هم باندازه روزهاي عادتش شود، حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد.
مسئله 515 - مضطربه - يعني زنيكه چند ماه خون ديده، ولي عادت معيّني پيدا نكرده، يا عادتش بهم خورده و عادت ديگري پيدا نكرده است - اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خونهايي كه ديده يك جور باشد، بايد به عادت خويشان خود رجوع كند، چه عادت آنان هفت روز باشد يا كمتر يا بيشتر، و اگر خويشانش عادتي ندارند، يا در عادت مختلف باشند، بايد در هر ماه از روزي كه خون ميبيند، هفت روز يا شش روز را بدستوري كه در
مسئله512 گذشت حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد. و ميتواند اگر تا ده روز ادامه دارد، در يك ماه سه روز و در ماه دوّم ده روز را حيض قرار دهد، ولي احوط همان شش يا هفت روز است و در اين مورد و موارد مشابه به فرض كه در واقع جز اين باشد از نظر شرعي بخشوده شد اشكالي ندارد مگر اينكه يقين كند كه بايد طبق يقين خود عمل كند.
مسئله 516 - مضطربه اگر بيشتر از ده روز خوني ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه دارد، چنانچه خوني كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز يا بيشتر از ده روز باشد، بايد بدستوري كه در مسئله قبل گفته شد رفتار نمايد. و اگر خوني كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد؛ همه آن حيض است. ولي اگر پيش از گذشتن ده روز از خوني كه نشانه حيض دارد، دوباره خوني ببيند كه آن هم نشانه حيض را داشته باشد - مثل آنكه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند - بهتر است در هر دو خون كه نشانه حيض دارد، احتياط كند به ترك آنچه بر حائض حرام است، و بجا آوردن كارهاي مستحاضه. ولي اظهر اين است كه به مقدار ده روز از ابتداء خون اوّل حيض و باقي استحاضه است.
مسئله 517 - مبتدئه يعني زني كه دفعه اوّل خون ديدن اوست - اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خونهايي كه ديده يك جور باشد؛ بايد عادت خويشان خود را بطوري كه در وقتيّه گفته شد حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد.
مسئله 518 - مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خوني ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، چنانچه خوني كه نشانه حيض دارد، كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد همه آن حيض است ولي اگر پيش از گذشتن ده روز از خوني كه نشانه حيض دارد دوباره خوني ببيند كه آن هم نشانه حيض داشته باشد - مثل آنكه پنج روز خون سياه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند - بهتر است در هر دو خون كه نشانه حيض دارد، احتياط كند به ترك آنچه بر حائض حرام است و انجام كارهاي مستحاضه. ولي اظهر اين است كه ده روز از ابتداء خون اوّل حيض و باقي استحاضه است.
مسئله 519 - مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خوني ببيند كه چند روز آن نشانه حيض، و چند روز ديگر آن نشانه استحاضه داشته باشد چنانچه خوني كه نشانه حيض دارد از سه روز كمتر يا از ده روز بيشتر باشد بايد عادت خويشان خود را حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد، و اگر خويشانش عادت ندارند يا مختلف هستند بدستوري كه در
مسئله 520 - ناسيه - يعني زني كه عادت خود را فراموش كرده است - اگر بيشتر از ده روز خون ببيند بايد روزهايي كه خون او نشانه حيض را دارد، حيض قرار دهد و اگر نتواند حيض را بواسطه نشانههاي آن تشخيص دهد، بايد شش روز يا هفت روز اوّل را حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد، و ميتواند يك ماه سه روز، و يك ماه ده روز از اوّل را حيض و باقي را استحاضه قرار دهد. ولي بهتر همان شش روز يا هفت روز است.
مسئله 521 - مبتدئه و مضطربه و ناسيه و صاحب عادت عدديّه، اگر خوني ببينند كه نشانه حيض داشته باشد، و يقين كنند كه سه روز طول ميكشد، بايد عبادت را ترك كنند و چنانچه بعد بفهمند حيض نبوده، بايد عبادتهائي را كه بجا نياوردهاند، قضا نمايند. ولي اگر يقين نكنند كه تا سه روز طول ميكشد و نشانه حيض را هم نداشته باشد، بنابر احتياط واجب بايد تا سه روز كارهاي استحاضه را بجا آورند و كارهايي را كه بر حائض حرام است ترك نمايند و اگر پيش از سه روز پاك نشد، آن سه روز را حيض قرار ميدهند.
مسئله 522 - زني كه در حيض عادت دارد، چه در وقت حيض عادت داشته باشد، چه در عدد حيض، يا هم در وقت و هم در عدد آن، اگر دو ماه پشت سر هم بر خلاف عادت خود خوني ببيند كه وقت آن يا شماره روزهاي آن، يا هم وقت و هم شماره روزهاي آن يكي باشد، عادتش برميگردد به آنچه در اين دو ماه ديده است، مثلا اگر از روز اوّل تا هفتم ماه خون ميديده و پاك ميشده، چنانچه دو ماه از دهم تا هفدهم ماه خون ببيند و پاك شود، از دهم تا هفدهم عادت او ميشود.
مسئله 523 - مقصود از يكماه، از ابتداي خون ديدن است تا سي روز؛ نه از روز اوّل ماه تا آخرماه .
مسئله 524 - زني كه معمولا ماهي يك مرتبه خون ميبيند؛ اگر در يكماه دو مرتبه خون ببيند و آن خون نشانه حيض را داشته باشد، چنانچه روزهائي كه در وسط پاك بوده از ده روز كمتر نباشد، بايد هر دو را حيض قرار دهد.
مسئله 525 - اگر سه روز يا بيشتر خوني ببيند كه نشانه حيض را دارد، بعد ده روز يا بيشتر خوني ببيند كه نشانه استحاضه را دارد، و دو باره سه روز يا بيشتر خوني با نشانه حيض ببيند؛ بايد خون اوّل و خون آخر را حيض قرار دهد.
مسئله 526 - اگر پيش از ده روز پاك شود و بداند كه در باطن خون نيست، بايد براي عبادتهاي خود غسل كند، اگر چه گمان داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دو باره خون ميبيند، ولي اگر يقين داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دو باره خون ميبيند، لازم نيست غسل كند، و اگر يقين او طبق واقع بود تا ده روز همهاش حيض است.
مسئله 527 - اگر پيش از ده روز پاك شود؛ و احتمال دهد كه در باطن خون هست، بايد قدري پنبه داخل فرج خود نمايد و كمي صبر كند و بيرون آورد، اگر پاك بود غسل كند و عبادتهاي خود را بجا آورد، و اگر پاك نبود هر چند مثل خونابه زرد رنگي باشد. چنانچه در حيض عادت ندارد؛ يا عادت او ده روز است، بايد صبر كند كه اگر پيش از ده روز پاك شد غسل نمايد، و اگر آخر ده روز پاك شد، يا خون او از ده روز گذشت، آخر ده روز غسل نمايد. و چنانچه عادتش كمتر از ده روز است، در صورتي كه بداند پيش از تمام شدن ده روز يا آخر ده روز پاك ميشود، نبايد غسل كند. و اگر احتمال دهد خون او از ده روز ميگذرد، ميتواند تا ده روز عبادت را ترك كند، ولي احتياط مستحب آن است كه بعد از عادت، يك روز يا دو روز عبادت را ترك كند، يا جمع كند بين ترك كارهائي كه بر حائض حرام است و انجام كارهاي مستحاضه، و بعد از دو روز تا روز دهم كارهاي استحاضه را بجا آورد، و كارهائي را كه بر حائض حرام است ترك نمايد. آن وقت اگر پيش از تمام شدن ده روز يا آخر ده روز از خون پاك شد، تمامش حيض است، و اگر از ده روز گذشت، بايد عادت خود را حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد، و عبادتهائي را كه بعد از روزهاي عادت بجا نياورده قضا نمايد.
مسئله 528 - اگر چند روز را حيض قرار دهد و عبادت نكند، بعد بفهمد حيض نبوده است، بايد نمازهائي كه در آن روزها بجا نياورده قضا نمايد. و اگر چند روز را به گمان اينكه حيض نيست عبادت كند، بعد بفهمد حيض بوده، چنانچه آن روزها را روزه گرفته بايد قضا نمايد.
مسئله 529 - از وقتي اوّلين جزء بچّه از شكم مادر بيرون ميآيد، هر خوني كه زن ميبيند، اگر پيش از ده روز يا آخر ده روز قطع شود، خون نفاس است. و زن را در حال نفاس، نفساء ميگويند.
مسئله 530 - خوني كه پيش از بيرون آمدن اوّلين جزء بچّه ميبيند نفاس نيست.
مسئله 531 - لازم نيست كه خلقت بچّه تمام باشد، بلكه اگر خون بستهاي هم از رحم خارج شود و خود زن بداند، يا چهار نفر قابله بگويند، كه اگر در رحم ميماند انسان ميشد، خوني كه تا ده روز ببيند خون نفاس است.
مسئله 532 - ممكن است خون نفاس يك آن بيشتر نيايد، ولي بيشتر از ده روز نميشود.
مسئله 533 - هر گاه شك كند كه چيزي سقط شده يا نه؛ يا چيزي كه سقط شده اگر ميماند انسان ميشد يا نه، لازم نيست وارسي كند، و خوني كه از او خارج ميشود شرعا خون نفاس نيست.
مسئله 534 - توقّف در مسجد و رساندن جائي از بدن به خط قرآن و كارهاي ديگري كه بر حائض حرام است، بر نفساء هم حرام است، و آنچه بر حائض واجب و مستحب و مكروه است، بر نفساء هم واجب و مستحب و مكروه ميباشد.
مسئله 535 - طلاق زن در حال نفاس، باطل است، و نزديكي كردن با او حرام ميباشد، و اگر شوهرش با او نزديكي كند، احتياط مستحب آن است كه بدستوري كه در احكام حيض گفته شد كفّاره بدهد.
مسئله 536 - وقتي از خون نفاس پاك شد، بايد غسل كند و عبادتهاي خود را بجا آورد، و اگر دوباره خون ببيند، چنانچه روزهائي كه خون ديده با روزهايي كه در وسط پاك بوده؛ روي هم ده روز يا كمتر از ده روز باشد، بنابر احتياط مستحب روزهايي را كه خون ديده نفاس قرار دهد، و در روزهايي كه در بين پاك بوده، آنچه را بر نفساء حرام است ترك كند، و عبادتهاي خود را بجا آورد. گرچه اظهر اين است كه همه آنها در حكم نفاس است.
مسئله 537 - اگر از خون نفاس پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست، بايد با مقداري پنبه خود را امتحان نمايد كه اگر پاك است، براي عبادتهاي خود غسل كند.
مسئله 538 - اگر خون نفاس از ده روز بگذرد، چنانچه در حيض عادت عدديّه دارد، باندازه روزهاي عادت او نفاس و بقيّه، استحاضه است. و اگر عادت ندارد، تا ده روز نفاس و بقيّه، استحاضه ميباشد. و احتياط مستحب آن است كه كسي كه عادت دارد، از روز بعد از عادت و كسي كه عادت ندارد، بعد از روز دهم تا روز هجدهم زايمان، كارهاي استحاضه را بجا آورد و كارهائي را كه بر نفساء حرام است ترك كند.
مسئله 539 - زني كه عادت حيضش كمتر از ده روز است؛ اگر بعد از زايمان بيشتر از روزهاي عادتش خون ببيند، بايد باندازه روزهاي عادت را نفاس قرار دهد، و بعد از آن هم ميتواند تا ده روز عبادت را ترك كند يا عمل مستحاضه انجام دهد، ولي احتياط مستحب آن است كه تا دو روز عبادت را ترك نمايد و بعد از دو روز تا روز دهم، كارهاي استحاضه را بجا آورد، و كارهايي را كه بر نفساء حرام است ترك نمايد، و اگر از ده روز بگذرد استحاضه است، و بايد روزهاي بعد از عادت تا روز دهم را هم استحاضه قرار دهد، و عبادتهائي را كه در آن روزها بجا نياورده قضا نمايد. مثلا زني كه عادت او شش روز بوده، اگر بيشتر از شش روز خون ببيند، بايد شش روز را نفاس قرار دهد، و بنابر احتياط مستحب در روز هفتم و هشتم عبادت را ترك كند، و در روز نهم و دهم كارهاي استحاضه را بجا آورد، و كارهايي را كه بر نفساء حرام است، ترك نمايد و اگر بيشتر از ده روز خون ديد، از روز بعد از عادت او استحاضه ميباشد.
مسئله 540 - زني كه در حيض عادت عدديّه دارد، اگر بعد از زايمان، تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه پي در پي خون ببيند، باندازه روزهاي عادت او نفاس است و ده روز از خوني كه بعد از نفاس ميبيند - اگر چه در روزهاي عادت ماهانهاش باشد - استحاضه است، مثلا زني كه عادت حيض او از بيستم ماه تا بيست و هفتم است، اگر روز دهم ماه زائيد و تا يك ماه يا بيشتر پي در پي خون ديد، تا روز هفدهم نفاس و از روز هفدهم تا ده روز، حتّي خوني كه در روزهاي عادت خود - كه از بيستم تا بيست و هفتم است - ميبيند، استحاضه ميباشد، و بعد از گذشتن ده روز، اگر خوني را كه ميبيند در روزهاي عادتش باشد، حيض است، چه نشانه حيض داشته باشد يا نداشته باشد، و همچنين است اگر در روزهاي عادتش نباشد، ولي نشانه حيض داشته باشد. و اگر بعد از گذشتن ده روز از نفاس، در روزهائي كه عادت حيض او نباشد، خوني ببيند كه نشانه حيض نداشته باشد، خوبست احتياطا تا وقتي كه ممكن است آن خون حيض باشد، آنچه را بر حائض حرام است ترك كند، و كارهاي مستحاضه را بجا آورد، ليكن اظهر اين است كه حكم استحاضه را دارد.
مسئله 541
- زني كه در حيض عادت ندارد، اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه خون ببيند، ده روز اوّل آن نفاس و ده روز دوّم آن استحاضه است، و خوني كه بعد از آن ميبيند، اگر نشانه حيض داشته باشد حيض و گرنه آن هم استحاضه ميباشد.