مسئله 542 - اگر كسي بدن انسان مردهاي را كه سرد شده و غسلش ندادهاند مسّ كند، يعني جائي از بدن خود را به آن برساند، بايد غسل مسّ ميّت نمايد؛ چه در خواب مسّ كند چه در بيداري، با اختيار مسّ كند يا بياختيار، حتّي اگر ناخن يا استخوان او به ناخن يا استخوان ميّت برسد، بايد غسل كند، ولي اگر حيوان مردهاي را مسّ كند، غسل بر او واجب نيست.
مسئله 543 - براي مسّ مردهاي كه تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نيست، اگر چه جائي را كه سرد شده، مسّ نمايد.
مسئله 544 - اگر موي خود را به بدن ميّت برساند، يا بدن خود را به موي ميّت يا موي خود را به موي ميّت برساند، هر چند به دنباله موي بلند ميّت باشد، احتياط واجب آن است كه غسل كند.
مسئله 545 - براي مسّ بچّهمرده، حتّي بچّه سقط شدهاي كه چهار ماه او تمام شده و در آن روح دميده شده بوده، غسل واجب است. بلكه بنابر احتياط مستحب، براي مسّ بچّه سقط شدهاي هم كه از چهار ماه كمتر دارد، بايد غسل كرد. بنابراين اگر بچّه چهار ماههاي كه روح پيدا كرده، بوده مرده بدنيا بيايد، مادر او بايد غسل مسّ ميّت كند و اگر بچّه كمتر از چهار ماه داشته باشد، بنابر احتياط مستحب مادر او بايد غسل مسّ ميّت نمايد.
مسئله 546 - بچّهاي كه بعد از مردن مادر بدنيا ميآيد، اگر بدن مادر سرد شد و بچه با ظاهر آن بر خورد كند ، وقتي بالغ شد بنابر احتياط واجب، بايد غسل مسّ ميّت كند.
مسئله 547 - اگر انسان، ميّتي را كه سه غسل او كاملا تمام شده مسّ نمايد، غسل بر او واجب نميشود، ولي اگر پيش از آنكه غسل سوّم تمام شود، جائي از بدن او را مسّ كند - اگر چه غسل سوّم آنجا تمام شده باشد - بايد غسل مسّ ميّت نمايد.
مسئله 548 - اگر ديوانه يا بچّه نابالغي ميّت را مسّ كند، بعد از آنكه آن ديوانه عاقل يا بچّه بالغ شد، بنابر احتياط واجب بايد غسل مسّ ميّت نمايد.
مسئله 549 - اگر از بدن مردهاي كه غسلش ندادهاند، قسمتي كه داراي استخوان است جدا شود، و پيش از آنكه قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مسّ نمايد؛ بايد غسل مسّ ميّت كند؛ بلكه اگر قسمتي كه جدا شده استخوان نداشته باشد، بنابر احتياط واجب غسل مسّ ميّت نمايد. ولي قطعه جدا شده از بدن زنده اگر مسّ شود غسل لازم نيست، مگر اينكه استخوان داشته باشد، كه باحتياط واجب غسل لازم است.
مسئله 550 - براي مسّ استخواني كه گوشت ندارد و آنرا غسل ندادهاند، اگر از مرده جدا شده باشد، بنابر احتياط واجب، بايد غسل كرد. و همچنين است براي مسّ دنداني كه از مرده جدا شده، در صورتي كه آن مرده را غسل نداده باشند، ولي براي مسّ دنداني كه از زنده جدا شده غسل واجب نيست. هر چند همراه گوشت باشد، و همينطور استخوان بدون گوشت يا گوشت اندك.
مسئله 551 - مسّ بدن شهيد - كشته شده در ميدان جنگ به امر معصوم(ع) يا منصوب او غسل ندارد، گرچه احوط است، ولي اگر در ميدان جنگ از دنيا نرود غسل واجب است.
مسئله 552 - غسل مسّ ميّت را بايد مثل غسل جنابت انجام دهند. ولي كسي كه غسل مسّ ميّت كرده، اگر بخواهد نماز بخواند بايد اگر وضو نداشته وضو هم بگيرد، و اگر وضو داشته مجدّدا بنابر احتياط وضو هم بگيرد. گرچه اظهر بقاء طهارت و عدم بطلان وضوء بوسيله مسّ ميّت است.
مسئله 553 - اگر چند ميّت را مسّ كند يا يك ميّت را چند بار مسّ نمايد؛ يك غسل كافي است.
مسئله 554 - براي كسي كه بعد از مسّ ميّت، غسل نكرده است، توقّف در مسجد و جماع و خواندن آيههائي كه سجده واجب دارد؛ مانعي ندارد، ولي براي نماز و مانند آن، بايد غسل كند، و اگر وضو ندارد وضو هم بگيرد.
مسئله 555 - مسلماني را كه محتضر است - يعني در حال جان دادن ميباشد - مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك، بايد به پشت بخوابانند، بطوري كه كف پاهايش بطرف قبله باشد، و اگر خواباندن او كاملا به اين طور ممكن نيست، بنا بر احتياط واجب تا اندازهاي كه ممكن است، بايد به اين دستور عمل كنند، و چنانچه خواباندن او به هيچ قسم ممكن نباشد، از باب احتياط او را رو به قبله بنشانند، و اگر آن هم نشود، احتياطا او را به پهلوي راست يا به پهلوي چپ رو به قبله بخوابانند.
مسئله 556 - محتضر بايد تا پس از فوت همانطور رو به قبله باشد، بلكه احتياط واجب آن است كه تا وقتي غسل ميّت تمام نشده، هر كجا كه او را زمين ميگذارند رو به قبله بخوابانند، ولي بعد از آنكه غسلش تمام شد؛ بهتر است او را مثل حالتي كه بر او نماز ميخوانند؛ بخوابانند.
مسئله 557 - بنا بر احتياط واجب رو به قبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است، و اگر ممكن باشد خوب است از ولي او اذن گرفته شود. البتّه اگر اذن گرفتن از خودش ممكن نباشد.
مسئله 558 - مستحب است شهادتين و اقرار به دوازده امام عليهم السّلام و ساير عقائد حقّه را، به كسي كه در حال جان دادن است، طوري تلقين كنند كه بفهمد. و نيز مستحب است چيزهايي را كه گفته شد، تا وقت مرگ تكرار كنند.
مسئله 559 - مستحب است اين دعا را طوري به محتضر تلقين كنند كه بفهمد؛ و اگر بتواند بخواند: اَللّهُمّ اِغْفِر لَي الْكَثَير مَنْ مَعاصيكَ وَ اْقَبلْ مِنّي الْيَسيَر مِنْ طاعَتِكَ يا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسيَر وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثيرِ اِقْبَلْ مِنِي اليَسيَر وَ اعْفُ عَنّي الْكَثّير اِنّكَ اَنْتَ الْعَفُوّ اَلْغَفُوُر اَللّهُمّ ارْحَمْني فَانّكَ رَحيمٌ.
مسئله 560 - مستحب است كسي را كه سخت جان ميدهد؛ اگر ناراحت نميشود به جائي كه نماز ميخوانده ببرند.
مسئله 561 - مستحب است براي راحت شدن محتضر بر بالين او، سوره مباركه يس و الصّافّات و احزاب و آيةالكرسي و آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره، بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند.
مسئله 562 - تنها گذاشتن محتضر، و گذاشتن چيزي روي شكم او، و بودن جنب و حائض نزد او، و حرف زدن زياد، و گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او؛ مكروه است.
مسئله 563 - مستحب است، بعد از مرگ چشمها و لبها و چانه ميّت را ببندند و دست و پاي او را دراز كنند و پارچهاي روي او بيندازند و اگر شب مرده است؛ در جائي كه مرده، چراغ روشن كنند، و براي تشييع جنازه او، مؤمنين را خبر كنند، و در تشييع، آداب اسلام را رعايت كنند، و از شركت بانوان در تشييع كه مكروه است، مخصوصا حركت آنان جلوتر از مردان آن هم با مظاهر غير اسلامي جلوگيري نمايند، و منظره عبرت آور تشييع جنازه را به معصيت و تشبّه به عادات و رسوم كفّار كه حاكي از عدم استقلال فكري و نفوذ بيگانگان است، آلوده نكنند، و اجازه ندهند كه آداب و رسوم مخالفين اسلام؛ به اجتماع مسلمين راه پيدا كند. چه خوب است كه مسلمين براي حفظ سنن مذهبي و استقلال فكري خود در همه شئون روش اولياء اسلام عليهم السّلام را سرمشق قرار دهند و از عواقب وخيم تشبّه به بيگانگان بپرهيزند. و نيز مستحب است در دفن ميّت عجله نمايند، ولي اگر يقين به مردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود، و اگر ميّت حامله باشد و بچّه در شكم او زنده باشد، بايد به قدري دفن را عقب بيندازند، كه پهلوي چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند.
مسئله 564 - غسل و كفن و نماز و دفن هر مسلمان دوازده امامي و باحتياط واجب غير دوازده امامي نيز، مگر فرقههايي كه حكم به كفرشان شده مثل خوارج و ناصبيها و غاليان بر هر مكلّفي واجب است و اگر بعضي انجام دهند، از ديگران ساقط ميشود، و چنانچه هيچ كس انجام ندهد، همه معصيت كردهاند. و مستحب است كه در اين امر پيشقدم شوند. در مناجاتهاي حضرت موسي(ع) آمده است: كه عرضه داشت خداوندا اجر كسي كه مرده را غسل بدهد چيست؟ به فرمود او را از گناهانش شستشو ميدهيم همچون روزي كه از ما در متولد شده است.
مسئله 565 - اگر كسي مشغول كارهاي ميّت شود بر ديگران واجب نيست، اقدام نمايند، ولي اگر او عمل را ناتمام بگذارد، بايد ديگران تمام كنند.
مسئله 566 - اگر انسان يقين كند كه ديگري مشغول كارهاي ميّت شده، واجب نيست به كارهاي ميّت اقدام كند، ولي اگر شك يا گمان دارد، بايد اقدام نمايد.
مسئله 567 - اگر كسي بداند غسل يا كفن يا نماز يا دفن ميّت را باطل انجام دادهاند؛ بايد دو باره انجام دهد، ولي اگر گمان دارد كه باطل بوده؛ يا شك دارد كه درست بوده يا نه، لازم نيست اقدام نمايد. غير شيعه را اگر طبق اعتقاد خودشان بطور صحيح غسل دهند كافي است، هر چند به عقيده ما باطل باشد.
مسئله 568 - براي غسل و كفن و نماز و دفن ميّت، بايد از ولي او اجازه بگيرند.
مسئله 569 - ولي زن، شوهر او است و در غير اين مورد باحتياط واجب ولايت طبق طبقات ارث ميباشد، و در هر طبقه مرداني كه از ميّت ارث ميبرند، مقدّم بر زنان ايشانند.
مسئله 570 - اگر كسي بگويد: من ولي يا وصي ميّت ميباشم، يا بگويد؛ ولي ميّت به من اجازه داده كه غسل و كفن و دفن او را انجام دهم، و احتمال داده شود كه راست ميگويد، انجام كارهاي ميّت با او است مگر آنكه كس ديگر بگويد؛ كه من وصي يا ولي ميّت هستم يا از ولي ميّت اجازه دارم، كه در اين صورت حرف كسي پذيرفته است كه دو نفر عادل به گفته او شهادت دهند.
مسئله 571 - اگر ميّت براي غسل و كفن و دفن و نماز خود غير از ولي، كس ديگر را معيّن كند، احتياط واجب آن است كه از ولي و آن كس هر دو اجازه بگيرند و لازم نيست كسي كه ميّت؛ او را براي انجام اين كارها معيّن كرده، اين وصيّت را قبول كند، البته عدم قبول را بايد پيش از مرگ به او ابلاغ كند. ولي اگر قبول كرد، بايد به آن عمل نمايد، و همچنين اگر بعد از موت از وصيّت مطّلع شد، احتياط واجب عمل به وصيّت است.
مسئله 572 - واجب است ميّت را، سه غسل بدهند: اوّل به آبي كه با سدر مخلوط باشد. دوّم - به آبي كه با كافور مخلوط باشد. سوّم - با آب خالص.
مسئله 573 - سدر و كافور بايد باندازهاي زياد نباشد، كه آب را مضاف كند، و باندازهاي هم كم نباشد، كه نگويند سدر و كافور با آب مخلوط شده است.
مسئله 574 - اگر سدر و كافور باندازهاي كه لازم است پيدا نشود، بنابر احتياط واجب بايد مقداري كه به آن دسترسي دارند در آب بريزند.
مسئله 575 - اگر سدر و كافور يا يكي از اينها پيدا نشود، يا استعمال آن جايز نباشد - مثل آنكه غصبي باشد - بايد به جاي هر كدام كه ممكن نيست، ميّت را با آب خالص غسل بدهند.
مسئله 576 - كسي كه براي حجّ يا عمره احرام بسته است، اگر پيش از تمام كردن سعي صفا و مروه در حج و پيش ار تقصير در عمره بميرد، نبايد او را با آب كافور غسل دهند و به جاي آن بايد با آب خالص غسلش بدهند.
مسئله 577 - كسي كه ميّت شيعه دوازده امامي را غسل ميدهد، بايد مسلمان دوازده امامي و عاقل باشد، و مسائل غسل را هم بداند، و بنا باحتياط واجب بالغ باشد. ولي غسل غير شيعه را اگر طبق مذهب خودشان صحيحا انجام دهند كافي است.
مسئله 578 - كسي كه ميّت را غسل ميدهد، بايد قصد قربت داشته باشد، يعني غسل را براي انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد.
مسئله 579 - غسل بچّه مسلمان اگر چه از زنا باشد، واجب است و غسل و كفن و دفن كافر و اولاد او، جايز نيست و كسي كه از بچّگي ديوانه بوده و به حال ديوانگي بالغ شده، چنانچه پدر و مادر او يا يكي از آنان مسلمان باشند، بايد او را غسل داد و اگر هيچ كدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جايز نيست و اگر بچّهاي در كشور و محيط اسلام پيدا شود و معلوم نباشد كه پدر و مادر او يا يكي از آنان مسلمان است يا نه، محكوم به اسلام است و بايد او را غسل دهند.
مسئله 580 - بچّه سقط شده را، اگر چهار ماه يا بيشتر دارد كه روح پيدا كرده بوده است، بايد غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد بايد در پارچهاي بپيچند و بدون غسل، دفن كنند.
مسئله 581 - اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است ولي زن ميتواند شوهر خود و شوهر هم ميتواند زن خود را غسل دهد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه همسران نيز يكديگر را غسل ندهند.
مسئله 582 - مرد ميتواند دختر بچّهاي را كه سنّ او از سه سال بيشتر نيست، غسل دهد و زن هم ميتواند پسر بچّهاي را كه سه سال بيشتر ندارد، غسل دهد.
مسئله 583 - اگر براي غسل دادن ميّتي كه مرد است مرد پيدا نشود، زناني كه با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر و خواهر و عمّه و خاله، يا بواسطه شير خوردن با او محرم شدهاند، ميتوانند با رعايت ستر عورت، او را غسل بدهند. و نيز اگر براي غسل ميّت زن، زن ديگري نباشد، مردهايي كه با او نسبت دارند و محرمند، يا بواسطه شير خوردن با او محرم شدهاند، ميتوانند با رعايت ستر عورت او را غسل دهند.
مسئله 584 - اگر ميّت و كسي كه او را غسل ميدهد هر دو مرد يا هر دو زن باشند، جائز است كه غير از عورت؛ جاهاي ديگر ميّت برهنه باشد و همينطور اگر محرم باشند.
مسئله 585 - نگاه كردن به عورت ميّت حرام است و كسي كه او را غسل ميدهد، اگر نگاه كند معصيت كرده؛ ولي غسل باطل نميشود.
مسئله 586 - اگر جائي از بدن ميّت نجس باشد، بايد پيش از آنكه آنجا را غسل بدهند، آب بكشند. و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميّت، پيش از شروع به غسل پاك باشد.
مسئله 587 - غسل ميّت مثل غسل جنابت است، و احتياط واجب آن است كه تا غسل ترتيبي ممكن است، ميّت را غسل ارتماسي ندهند. ولي در غسل ترتيبي فرو بردن هر يك از سه قسمت بدن ميّت را در آب كثير بياشكال است. ولي بهتر آن است كه آب را روي بدن بريزند.
مسئله 588 - كسي را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند؛ بلكه همان غسل ميّت براي او كافي است، و بهتر آن است كه به قصد رجاء غسلهاي ديگر نيز مورد نظر باشد، گرچه آنها وظيفه خود شخص و غسل ميّت وظيفه ديگران است.
مسئله 589 - مزد گرفتن براي غسل دادن ميّت، حرام است و اگر كسي براي گرفتن مزد، ميّت را غسل دهد، آن غسل باطل است، ولي مزد گرفتن براي كارهاي مقدماتي غسل، حرام نيست.
مسئله 590 - اگر آب پيدا نشود، يا استعمال آن مانعي داشته باشد، بايد عوض هر غسل، ميّت را يك تيمّم بدهند، و احتياط واجب آن است كه يك تيمّم ديگر هم عوض مجموع سه غسل بدهند و اگر كسي كه تيمّم ميدهد، در يكي از سه تيمّم قصد مافيالذمّه نمايد، يعني نيّت كند كه اين تيمّم را براي آنكه به تكليف الهي عمل شده باشد، اعم از خصوص اين غسل يا هر سه، انجام ميدهم، تيمّم چهارم لازم نيست.
مسئله 591 - كسي كه ميّت را تيمّم ميدهد، بايد دست خود را بزمين بزند و به صورت و پشت دستهاي ميّت بكشد، و اگر ممكن باشد؛ احتياط مستحب آن است كه با دست ميّت هم او را تيمّم بدهد.
مسئله 592 - مستحب است ميّت را هنگام غسل بر جاي بلندي چون تخت بنهند و پيراهنش را از طرف پا درآورند، هر چند با پاره كردن آن باشد، و غسل زير سقف باشد، و انگشتان ميّت را به آرامي كشيده و صاف كنند اگر مشكل نباشد، و محل بول و غائطش را پيش از غسل سه مرتبه بشويند، و بهتر بلكه احوط آن است كه غسل دهنده به دست چپش پارچهاي بپيچد و با آن محل بول و غائط را بشويد، و مستحب است غسل دهنده بذكر خداوند مشغول باشد و استغفار كند و مكرّرا بگويد: رب عفوك عفوك. و مكروه است كه اگر عيبي در بدن ميّت ببيند فاش كندّ بلكه اگر توهين و هتك ميّت باشد، حرام است. اگر دندان يا مو يا چيز ديگر از بدن ميّت افتاد بايد برداشته همراه بدن كفن كنند. اگر ميّت قبلا ختنه نشده باشد نبايدپس از مرگ او را ختنهكنند.
مسئله 593 - بعد از غسل واجب است ميّت را حنوط كنند، يعني به پيشاني و كف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاي او كافور بمالند، و بنابر احتياط واجب، در اين چند موضع مقداري كافور هم بگذارند، و مستحب است به سر بيني ميّت هم كافور بمالند، و بايد كافور سائيده و تازه باشد، و اگر بواسطه كهنه بودن، عطر آن از بين رفته باشد بنابر احتياط كافي نيست.
مسئله 594 - احتياط واجب آن است كه اوّل كافور را به پيشاني ميّت بمالند، ولي در جاهاي ديگر ترتيب لازم نيست.
مسئله 595 - بهتر آن است كه ميّت را پيش از كفن كردن، حنوط نمايند، اگر چه در بين كفن كردن و بعد از آن هم مانعي ندارد.
مسئله 596 - كسي كه براي حجّ احرام بسته است، اگر پيش از تمام كردن سعي صفا و مروه بميرد؛ حنوط كردن او جايز نيست. و همينطور در احرام عمره پيش از تقصير.
مسئله 597 - زني كه شوهر او مرده و هنوز عدّهاش تمام نشده، اگر چه حرام است خود را خوشبو كند، ولي چنانچه بميرد حنوط او واجب است.
مسئله 598 - احتياط مستحب آن است كه، ميّت را با مشك و عنبر و عود و عطرهاي ديگر خوشبو نكنند، و اينها را با كافور هم مخلوط ننمايند.
مسئله 599 - مستحب است قدري تربت حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام را با كافور مخلوط كنند، ولي بايد از آن كافور بجاهائي كه بياحترامي ميشود نرسانند، و نيز بايد تربت بقدري زياد نباشد، كه وقتي با كافور مخلوط شد، آنرا كافور نگويند.
مسئله 600 - اگر كافور پيدا نشود، يا فقط باندازه غسل باشد، حنوط لازم نيست، و چنانچه از غسل زياد بيايد ولي به همه هفت عضو نرسد، بايد اوّل پيشاني و اگر زياد آمدّ به جاهاي ديگر بمالند.
مسئله 601 - مستحب است دو چوب تر و تازه در قبرهمراه ميّت بگذارند. و اين از مستحبّات مؤكّد است، و بهتر است از درخت خرما يا سدر يا بيد باشد، و اگر نبود از انار وگرنه از هر درختي، و بهتر است در درازي به مقدار يك ذراع و از نظر ضخامت به مقداري كه بزودي خشك نشود. و بهتر است كه يكي از دو چوب را در پهلوي راست از استخوان بالاي سينه بطرف پائين قرار دهند و ديگري را در طرف چپ بهمين صورت، و اوّلي ببدن متصل شود و دوّمي روي پيراهن و اگر فراموش شود همراه ميّت بگذارند و آنرا بالا و پايين قبر روي قبر قرار دهند.
مسئله 602 - ميّت مسلمان را بايد با سه پارچه - كه آنها را لنگ و پيراهن و سرتاسري ميگويند - كفن نمايند.
مسئله 603 - لنگ بايد از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند. و بهتر آن است كه از سينه تا روي پا برسد، و پيراهن بايد از سر شانه، از دو طرف بدن، تا نصف ساق پا برسد كه تمام بدن را تا نصف ساق پا بپوشاند، و بهتر آن است كه تا روي پا برسد، و درازي سرتاسري بايد به مقداري باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد، و پهناي آن بايد باندازهاي باشد كه يك طرف آن روي طرف ديگر بيايد.
مسئله 604 - مقداري از لنگ، كه از ناف تا زانو را ميپوشاند و مقداري از پيراهن كه از شانه تا نصف ساق را ميپوشاند، مقدار واجب كفن است و آنچه بيشتر از اين مقدار در مسئله قبل گفته شد، مقدار مستحب كفن ميباشد.
مسئله 605 - اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند كه بيشتر از مقدار واجب كفن را - كه در مسأله قبل گفته شد - از سهم آنان بردارند، اشكال ندارد، ولي احتياط مستحب آن است كه بيشتر از مقدار واجب كفن را از سهم وارثي كه بالغ نشده، برندارند، اگر چه ظاهرا برداشتن به مقدار عمل باستحباب - مطابق شأن ميّت - از جميع تركه جائز است، هر چند وارث غير بالغ باشد.
مسئله 606 - اگر كسي وصيّت كرده باشد كه مقدار مستحب كفن را از ثلث مال او بردارند، يا وصيّت كرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند، ولي مصرف آن را معيّن نكرده باشد، يا فقط مصرف مقداري از آن را معيّن كرده باشد، ميتوانند مقدار مستحب كفن را از ثلث مال او بردارند.
مسئله 607 - اگر ميّت وصيّت نكرده باشد كه كفن را از ثلث مال او بردارند، و بخواهند از اصل مال بردارند احوط و اولي آن است كه در تكفين او به مقدار واجب كفن كه قيمتش مطابق شأن ميّت باشد اكتفا نمايند، اگر چه بعيد نيست برداشتن كفن قيمتي واجب و مستحب به مقدار شأن ميّت از اصل مال جايز باشد.
مسئله 608 - كفن زن بر شوهر است، اگر چه زن از خود، مال داشته باشد، و همچنين اگر زن را بشرحي كه در كتاب طلاق گفته ميشود؛ طلاق رجعي بدهند، و پيش از تمام شدن عدّه بميرد؛ شوهرش بايد كفن او را بدهد، و چنانچه شوهر بالغ نباشد يا ديوانه باشد، ولي شوهر بايد از مال او كفن زن را بدهد.
مسئله 609 - كفن ميّت بر خويشان او واجب نيست، اگر چه مخارج او اگر فقير باشد در حال حيات بر آنان واجب باشد.
مسئله 610 - احتياط واجب آن است كه هر يك از سه پارچه كفن به قدري نازك نباشد، كه بدن ميّت از زير آن پيدا باشد. هر چند سه پارچه بر روي هم خاصيّت مزبور را داشته باشد.
مسئله 611 - كفن كردن با چيز غصبي، اگر چيز ديگري هم پيدا نشود، جايز نيست. و چنانچه كفن ميّت غصبي باشد و صاحب آن راضي نباشد، بايد از تنش بيرون آورند، اگر چه او را دفن كرده باشند. وبنابر احتياط واجب كفن كردن با پوست مردار هم جائز نيست، ولي اگر چيز ديگري نباشد ظاهرا جايز است.
مسئله 612 - كفن كردن ميّت با چيز نجس و با پارچه ابريشمي خالص، يا پارچهاي كه با طلا بافته شده جايز نيست، ولي در حال ناچاري اشكال ندارد.
مسئله 613 - كفن كردن با پارچهاي كه از پشم يا موي حيوان حرام گوشت تهيّه شده، در حال اختيار جايز نيست. و احتياط واجب آن است كه با پوست حيوان حلال گوشتي هم كه به دستور شرع ذبح شده، ميّت را كفن نكنند، ولي اگر كفن از مو و پشم حيوان حلال گوشت باشد اشكال ندارد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه با اين دو هم كفن ننمايند.
مسئله 614 - اگر كفن ميّت بنجاست خود او، يا به نجاست ديگري نجس شود، چنانچه كفن ضايع نميشود، بايد مقدار نجس را بشويند يا ببرند، اگر چه بعد از گذاشتن در قبر باشد، و اگر شستن يا بريدن آن ممكن نيست؛ در صورتي كه عوض كردن آن ممكن باشد، بايد عوض نمايند.
مسئله 615 - كسي كه براي حجّ يا عمره احرام بسته اگر بميرد؛ بايد مثل ديگران كفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشكال ندارد.
مسئله 616 - مستحب است انسان در حال سلامت كفن و سدر و كافور خود را تهيّه كند. از پيامبر( صلي اللة عليه واله و السلم ) نقل شده است كه: وقتي شخص كفنش را آماده ميكند هر زمان كه به آن نگاه ميكند اجر داردو مستحب است بر كفن دعاهائي نوشته شود كه در كتابهاي مفصل ذكر شده است .
مسئله 617 - نماز خواندن بر ميّت مسلمان - اگر چه بچّه باشد - واجب است؛ ولي بايد پدر و مادر آن بچّه؛ يا يكي از آنان مسلمان باشند و شش سال بچّه هم تمام شده باشد.
مسئله 618 - نماز خواندن بر بچّهاي كه شش سال او تمام نشده، مستحب است، بلكه احتياط واجب آن است كه اگر پيش از شش سال هم به حدّ تمييز رسيده باشد نماز ترك نشود، ولي نماز خواندن بر بچّهاي كه مرده بدنيا آمده؛ مستحب نيست.
مسئله 619 - نماز ميّت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن او خوانده شود، و اگر پيش از اينها يا در بين اينها بخوانند - اگر چه از روي فراموشي يا ندانستن مسئله باشد - كافي نيست.
مسئله 620 - كسي كه ميخواهد نماز ميّت بخواند، لازم نيست با وضو يا غسل يا تيّمم باشد و بدن و لباسش پاك باشد، و اگر لباس او غصبي هم باشد اشكال ندارد، ولي احتياط لازم آن است كه تكلّم و خنده و پشت به قبله كردن و كارهايي را كه مانند اينها، نماز را باطل ميكند ترك نمايد.
مسئله 621 - كسي كه به ميّت نماز ميخواند؛ بايد رو به قبله باشد و نيز واجب است ميّت را مقابل او به پشت بخوابانند، بطوري كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاي او بطرف چپ نمازگزار باشد.
مسئله 622 - بنابراحتياط واجب مكان نماز گزار بايد غصبي نباشد، و نيز بايد از جاي ميّت پستتر يا بلندتر نباشد، ولي پستي و بلندي مختصر اشكال ندارد.
مسئله 623 - نمازگزار بايد از ميّت دور نباشد، ولي كسي كه نماز ميّت را به جماعت ميخواند اگر از ميّت دور باشد، چنانچه صفها به يكديگر متّصل باشند اشكال ندارد.
مسئله 624 - نمازگزار بايد مقابل ميّت بايستد، ولي اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف ميّت بگذرد، نماز كساني كه مقابل ميّت نيستند اشكال ندارد.
مسئله 625 - بين ميّت و نمازگزار، بايد پرده و ديوار يا چيزي مانند اينها نباشد، ولي اگر ميّت در تابوت و مانند آن باشد اشكال ندارد.
مسئله 626 - در وقت خواندن نماز، بايد عورت ميّت پوشيده باشد و اگر كفن كردن او ممكن نيست، بايد عورتش را - اگر چه با تخته و آجر و مانند اينها باشد - بپوشانند.
مسئله 627 - نماز ميّت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند، و در موقع نيّت، ميّت را معيّن كند مثلا نيّت كند، نماز ميخوانم بر اين ميّت قُربَةً الي اللّه.
مسئله 628 - اگر كسي نباشد كه بتواند نماز ميّت را ايستاده بخواند، ميشود نشسته بر او نماز خواند.
مسئله 629 - اگر ميّت وصيّت كرده باشد كه شخص معيّني بر او نماز بخواند، احتياط واجب آن است كه آن شخص از ولي ميّت اجازه بگيرد، و بر ولي هم واجب است كه اجازه بدهد.
مسئله 630 - چند مرتبه نماز خواندن بر ميّت جائز است، ليكن بهتر است غير از دفعه اوّل را به قصد رجاء بخوانند ولي اگر ميّت اهل علم و جهاد و تقوي باشد، اشكال ندارد و تكرار نماز مستحب است.
مسئله 631
- اگر ميّت را عمدايا از روي فراموشي، يا به جهت عذري بدون نماز دفن كنند؛ يا بعد از دفن معلوم شود، نمازي كه بر او خوانده شده باطل بوده است، تا وقتي جسد او از هم نپاشيده، واجب است با شرطهائي كه براي نماز ميّت گفته شد به قبرش نماز بخوانند.