صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل

آنچه براي روزه‏دار مكروه است‏

مسئله 1735 - چند چيز براي روزه‏دار مكروه است و از آن جمله است: ريختن دارو به چشم و سرمه كشيدن در صورتي كه مزه يا بوي آن به حلق برسد، انجام دادن هركاري كه مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف مي‏شود، انفيه كشيدن اگر نداند كه به حلق مي‏رسد و اگر بداند به حلق مي‏رسد جايز نيست، بو كردن گياههاي معطر، بدون ضرورت مايعات را در دهان كردن، تركردن لباسي كه در بدن است، كشيدن دندان و هر كاري كه به واسطه آن از دهان خون بيايد، مسواك كردن با چوب تازه. و نيز مكروه است انسان بدون قصد بيرون آمدن مني، زن خود را ببوسد، يا كاري كند كه شهوت خود را به حركت آورد. و اگر به قصد بيرون آمدن مني باشد در صورتي كه مني بيرون آيد روزه او باطل مي‏شود. و اگر هنگام قصد بيرون آمدن مني توجه داشته باشد كه بيرون آمدن مني مبطل روزه است با همان قصد اولي روزه‏اش باطل مي‏شود هر چند بعدا هم مني بيرون نيايد.

جاهايي كه قضا و كفّاره واجب است‏

مسئله 1736 - هر يك از مفطرات را اگر كسي عمدا و با آگاهي از حرام بودن آن، در حال روزه، انجام دهد علاوه بر قضا، كفّاره هم بايد بدهد، هر چند فقط حرام بودن آنرا در حال روزه، بداند، و نداند كه مبطل روزه است و كفّاره دارد -بنابراحتياط واجب.

مسئله 1737 - اگر به واسطه ندانستن مسئله، كاري انجام دهد كه روزه را باطل مي‏كند، چنانچه حرام بودن انرا مي دانسته ولي نمي دانسته كه روزه را باطل مي كند و مي‏توانسته مسئله را ياد بگيرد بنابر احتياط واجب قضا و كفّاره بر او واجب مي‏شود. و اگر نمي‏توانسته مسئله را ياد بگيرد، يا اصلا ملتفت مسئله نبوده، يا يقين داشته كه فلان چيز روزه را باطل نمي‏كند، كفّاره بر او واجب نيست ولي بايد قضاي روزه را بگيرد.

كفاره روزه‏

مسئله 1738 - كسي كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است بايد يك بنده آزاد كند، يا به دستوري كه در مسئله بعد گفته مي‏شود دو ماه روزه بگيرد، يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام يك "مُدّ" كه تقريبا ده سير يا 750 گرم است طعام، يعني غذاي معمولي از قبيل گندم يا آرد يا نان يا برنج بدهد و در زمان ما كه معمولا آزاد كردن بنده موضوع ندارد يكي از دو كار ديگر را انجام دهد. و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد هر چند "مُدّ" كه مي‏تواند به فقرا طعام بدهد. و اگر نتواند طعام بدهد، بايد استغفار كند، اگر چه مثلا يك مرتبه بگويد: استغفرالله. و احتياط واجب آن است كه هر وقت بتواند، كفّاره را بدهد.

مسئله 1739 - كسي كه مي‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد بايد سي و يك روز آن را پي در پي بگيرد و اگر بقيّه آن پي در پي نباشد اشكال ندارد.

مسئله 1740 - كسي كه مي‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد نبايد موقعي شروع كند كه در بين سي و يك روز، روزي باشد كه مانند عيد قربان، روزه آن حرام است.

مسئله 1741 - كسي كه بايد پي در پي روزه بگيرد اگر در بين آن بدون عذر، يك روز روزه نگيرد، يا وقتي شروع كند كه در بين آن به روزي برسد كه روزه آن واجب است، مثلا به روزي برسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه‏ها را از سر بگيرد.

مسئله 1742 - اگر در بين روزهايي كه بايد پي در پي روزه بگيرد عذري مثل حيض يا نفاس، يا سفري كه در رفتن آن مجبور و از اختيار او بيرون است براي او پيش آيد بعد از برطرف شدن عذر، واجب نيست روزه‏ها را از سر بگيرد بلكه بقيّه را بعد از برطرف شدن عذر بجا مي‏آورد.

مسئله 1743 - اگر به چيز حرامي روزه خود را باطل كند، چه آن چيز اصلا حرام باشد، مثل شراب و زنا، يا به جهتي حرام شده باشد، مثل نزديكي كردن با عيال خود در حال حيض، بنابر احتياط واجب كفاره جمع بر او واجب مي‏شود، يعني بايد يك برده آزاد كند، و دو ماه روزه بگيرد، و شصت فقير را سير كند، يا به هر كدام آنها يك "مُدّ" كه قبلا توضيح داده شد، گندم يا آرد يا نان و مانند اينها بدهد. و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد -چنانكه اكنون برده معمولا پيدا نمي‏شود هر كدام آنها كه ممكن است بايد انجام دهد.

مسئله 1744 - اگر روزه‏دار، دروغي را به خدا و پيغمبر"صلي الله عليه و اله " نسبت دهد، كفاره جمع كه تفصيل آن در مسئله پيش گفته شد بنابر احتياط واجب بر او واجب مي‏شود .

مسئله 1745 - اگر روزه‏دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه جماع كند بنابر احتياط مستحبّ براي هر دفعه يك كفّاره بر او واجب است. و اگر جماع او حرام باشد بنابر احتياط مستحبّ براي هر دفعه، يك كفّاره جمع واجب مي‏شود. و بنابر احتياط استمناء نيز حكم جماع را دارد ليكن اقوي كفايت يك كفّاره در هر دو مورد مذكور مي‏باشد.

مسئله 1746 - اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع و استمناء كار ديگري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد براي همه آنها يك كفّاره كافي است.

مسئله 1747 - اگر روزه‏دار، جماع حرام كند و بعد با حلال خود جماع نمايد يك كفّاره جمع بر او واجب است.

مسئله 1748 - اگر روزه‏دار، غير جماع و استمناء كار ديگري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد و بعد با حلال خود جماع نمايد بنابر احتياط براي هر كدام يك كفّاره واجب مي‏شود.

مسئله 1749 - اگر روزه دار، غير جماع و استمناء كار ديگري كه حلال است و روزه را باطل مي‏كند انجام دهد، مثلا آب بياشامد و بعد كار ديگري كه حرام است و روزه را باطل مي‏كند غير از جماع و استمناء انجام دهد، مثلا غذاي حرامي بخورد، يك كفّاره كافي است و بنابر احتياط مستحبّ كفّاره جمع بدهد.

مسئله 1750 - اگر روزه‏دار، آروغ بزند و چيزي در دهانش بيايد، چنانچه عمدا آن را فرو ببرد، روزه‏اش باطل است. و بايد قضاي آن را بگيرد و كفّاره هم بر او واجب مي‏شود. و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلا موقع آروغ زدن، خون يا غذايي كه از صورت غذا بودن خارج شده و مورد تنفّر است، به دهان او بيايد و عمدا با اينكه مي‏تواند نخورد آن را فرو برد بايد قضاي آن روزه را بگيرد و بنابر احتياط، كفاره جمع هم بر او واجب مي‏شود.

مسئله 1751 - اگر نذر كند كه روز معيني را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمدا روزه‏خود را باطل كند بايد همچون كفاره رمضان يك بنده ازاد نمايد ، يا به شصت فقير طعام دهد و يا شصت روز روزه بگيرد.

مسئله 1752 - كسي كه مي‏تواند وقت را تشخيص دهد، اگر به گفته كسي كه مي‏گويد مغرب شده و شرعا گفته او اعتبار ندارد افطار كند و بعد بفهمد مغرب نبوده است قضا وكفّاره بر او واجب مي‏شود. و اگر به شهادت دو نفر عادل عمل كرد، يا از گفته فرد موثقي اطمينان پيدا كرد كه مغرب شده و افطار كرد و بعد فهميد مغرب نبوده فقط قضا بر او واجب است.

مسئله 1753 - كسي كه عمدا روزه خود را باطل كرده، اگر بعد از ظهر مسافرت كند كفّاره از او ساقط نمي‏شود. و همچنين است اگر پيش از ظهر براي فرار از كفّاره سفر نمايد، بلكه اگر قبل از ظهر مسافرتي براي او پيش آمد كند نيز بنابر احتياط كفّاره بر او واجب است.

مسئله 1754 - اگر عمدا روزه خود را باطل كند و بعد عذري مانند حيض يا نفاس يا مرض براي او پيدا شود كفّاره بر او واجب نيست.

مسئله 1755 - اگر يقين كند كه روز اوّل ماه رمضان است و عمدا روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده كفّاره بر او واجب نيست.

مسئله 1756 - اگر انسان شكّ كند كه آخر رمضان است يا اوّل شوال و عمدا روزه‏خود را باطل كند، بعد معلوم شود اوّل شوال بوده كفّاره بر او واجب نيست.

مسئله 1757 - اگر روزه‏دار در ماه رمضان با زن خود كه روزه‏دار است جماع كند، چنانچه زن را مجبور كرده باشد كفاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد و دو مرتبه تعزير ميشود . و اگر زن به جماع راضي بوده، به هر كدام يك كفّاره واجب مي‏شود و هر يك تعزير مي شوند.

مسئله 1758 - اگر زني، شوهر روزه‏دار خود را مجبور كند كه جماع نمايد، يا كار ديگري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد، واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.

مسئله 1759 - اگر روزه‏دار در ماه رمضان با زن خود كه روزه‏دار است جماع كند چنانچه زن را مجبور كرده باشد ولي در بين جماع زن راضي شود بطوري كه بتواند جداشود و در عين حال ادامه دهد بايد مرد دو كفّاره، و زن يك كفّاره بدهد.

مسئله 1760 - اگر روزه‏دار در ماه رمضان با زن روزه‏دار خود كه خواب است جماع نمايد يك كفّاره بر او واجب مي‏شود، و روزه زن صحيح است و كفّاره هم بر او واجب نيست.

مسئله 1761 - اگر مرد، زن خود را مجبور كند كه غير جماع كار ديگري كه روزه را باطل مي‏كند بجا آورد، كفاره زن را لازم نيست بدهد و بر خود زن هم كفّاره واجب نيست.

مسئله 1762 - كسي كه به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمي‏گيرد، نمي‏تواند زن روزه‏دار خود را مجبور به جماع كند، ولي اگر او را مجبور نمايد و بنابر احتياط مستحبّ كفّاره زن را بدهد.

مسئله 1763 - انسان نبايد در بجا آوردن كفّاره كوتاهي كند، ولي لازم نيست فورا آن را انجام دهد هر چند بهتر است.

مسئله 1764 - اگر كفّاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نياورد، چيزي بر آن اضافه نمي‏شود.

مسئله 1765 - كسي كه بايد براي كفاره يك روز، شصت فقير را طعام بدهد اگر به شصت فقير دسترسي دارد كافي نيست به هر كدام از آنها بيشتر از يك "مُدّ" كه قبلا توضيح داده شد طعام بدهد، يا يك فقير را بيشتر از يك مرتبه سير نمايد. ولي چنانچه انسان اطمينان داشته باشد كه فقير، طعام را به عيالات خود مي‏دهد يا به آنها مي‏خوراند تا سير شوند مي‏تواند براي هر يك از عيالات فقير اگر چه صغير باشند يك "مُدّ" به آن فقير بدهد.

مسئله 1766 - كسي كه قضاي روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمدا كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد بايد به ده فقير هر كدام يك "مُدّ" طعام بدهد و اگر نمي‏تواند بايد سه روز روزه بگيرد و بنابر احتياط واجب سه روز پي در پي باشد و بنابر احتياط مستحبّ خوب است به جاي ده فقير، شصت فقير را طعام بدهد.

جاهايي كه فقط قضاي روزه واجب است‏

مسئله 1767 - در چند صورت فقط قضاي روزه بر انسان واجب است و كفّاره واجب نيست: اوّل: آنكه عملي كه روزه را باطل مي‏كند بجا نياورد ولي نيّت روزه نكند، يا ريا كند، يا قصد كند كه روزه را باطل كند -ولي كاري نكند
دوّم: آنكه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت يك روز يا چند روز روزه بگيرد.
سوّم: آنكه در ماه رمضان بدون اينكه تحقيق كند صبح شده يا نه، كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده. و نيز اگر بعد از تحقيق با اينكه گمان پيدا كرده كه صبح شده، كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد بعد هم معلوم شود صبح بوده است. بلكه اگر بعد از تحقيق شكّ كند كه صبح شده يا نه و كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده نيز بنابر احتياط واجب قضاي آن روزه را بگيرد. ولي اگر بعد از تحقيق گمان يا يقين كند كه صبح نشده و چيزي بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نيست.
چهارم: آنكه كسي بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
پنجم: آنكه كسي بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند، يا خيال كند شوخي مي‏كند و كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده است.
ششم: آنكه به گفته كس ديگر اطمينان پيدا كرده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. ولي اگر بدون اطمينان و با امكان تحقيق، به گفته ديگري افطار كند و بعد معلوم شود مغرب نبوده بنا به احتياط واجب در حكم افطار عمدي است و كفّاره هم دارد.
هفتم: اگر در هواي صاف به واسطه تاريكي يقين كند كه مغرب شده و افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است بنابر احتياط قضاي آن روز بر او واجب است ولي اگر در هواي ابر با اطمينان باينكه مغرب شده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست.
هشتم: آنكه براي خنك شدن، يا بي‏جهت، مضمضه كند، يعني آب در دهان بگرداند و بي‏اختيار فرو رود، ولي اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد، يا براي وضوي نماز واجب مضمضه كند و بي‏اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست. و در وضو براي غير نماز واجب نيز اگر بي‏اختيار فرو رود قضا لازم نيست گرچه بهتر است قضا كند
نهم - انكه عمداً قي كند
دهم - انكه به تفصيلي كه قبلاً گذشت در شب جنب شود و بخوابد و بيدار شود و براي بار دوم يا سوم بخوابد و صبح شود .

مسئله 1768 - اگر غير آب، چيز ديگري را در دهان ببرد و بي‏اختيار فرو رود يا آب داخل بيني كند و بي‏اختيار فرو رود بنابر احتياط مستحبّ قضاي آن را بگيرد.

مسئله 1769 - مضمضمه زياد براي روزه‏دار مكروه است. و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد تا يقين كند آب خارج، در دهان باقي نمانده است.

مسئله 1770 - اگر انسان بداند كه به واسطه مضمضه، بي‏اختيار، يا از روي فراموشي آب وارد گلويش مي‏شود نبايد مضمضه كند.

مسئله 1771 - اگر در ماه رمضان، بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده و كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده قضا لازم نيست.

مسئله 1772 - اگر انسان شكّ كند كه مغرب شده يا نه، نمي‏تواند افطار كند، و اگر افطار كند قضا بلكه كفّاره بر او واجب است. و اگر شكّ كند كه صبح شده يا نه، مي‏تواند كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد ولي احتياط مستحبّ اين است كه پيش از تحقيق، كاري كه روزه را باطل مي‏كند انجام ندهد اگر معلوم شد كه صبح شده بايد قضا كند.

احكام روزه قضا

مسئله 1773 - اگر ديوانه، عاقل شود واجب نيست روزه‏هاي وقتي را كه ديوانه بوده قضا نمايد.

مسئله 1774 - اگر كافر، مسلمان شود واجب نيست روزه‏هاي وقتي را كه كافر بوده قضا نمايد، ولي اگر پيش از ظهر مسلمان شود و كاري كه روزه را باطل كند بجا نياورده، احتياط مستحبّ آن است كه آن روز را امساك نمايد و اگر مسلماني كافر شود و دو باره مسلمان گردد روزه‏هاي وقتي را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.

مسئله 1775 - روزه‏اي كه از انسان به واسطه مستي فوت شده، بايد قضا نمايد اگر چه چيزي را كه به واسطه آن مست شده، براي معالجه خورده باشد، حتّي اگر نيّت روزه هم كرده و مست شده و در حال مستي روزه را تمام كرده باشد بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.

مسئله 1776 - اگر براي عذري چند روز، روزه نگيرد و بعد شكّ كند كه چه وقت عذر او برطرف شده احتياط مستحبّ آن است كه مقدار بيشتر را كه احتمال مي‏دهد روزه نگرفته قضا نمايد ليكن مي‏تواند همان مقدار كمتر را قضا كند. حتّي اگر مقدار روزهايي را كه روزه نگرفته مي‏دانسته و بعد فراموش كرده، بازهم مي‏تواند مقدار كمتر را كه احتمال مي‏دهد قضا نمايد. ولي اگر عمدا و از روي بي‏اعتنائي به اصل حكم شرعي بفراموشي سپرده شده بنابراحتياط واجب مقدار بيشتر را قضا كند.

مسئله 1777 - اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاي هر كدام را كه اوّل بگيرد مانعي ندارد. ولي اگر وقت قضاي رمضان آخر تنگ باشد، مثلا پنج روزه از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان آينده مانده باشد بنابر احتياط واجب اوّل قضاي رمضان آخر را بگيرد.

مسئله 1778 - اگر قضاي روزه چند رمضان بر او واجب باشد بهتر است معيّن كند - ولو اجمالا كه قضاي كدام رمضان را بجا مي‏آورد، ولي لازم نيست.

مسئله 1779 - كسي كه قضاي روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاي روزه او تنگ نباشد مي‏تواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد. ولي بعد از ظهر جايز نيست آن را باطل كند بلكه كفّاره هم دارد چنانكه گذشت.

مسئله 1780 - اگر قضاي روزه ميّتي را گرفته باشد، احتياط واجب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.

مسئله 1781 - اگر به واسطه مرض، يا حيض، يا نفاس، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد لازم نيست روزه‏هايي را كه نگرفته براي او قضا كنند.ولي اگر به جهت مسافرت، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد بنابر احتياط واجب براي او قضا كنند.

مسئله 1782 - اگر به واسطه مرضي روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاي روزه‏هايي را كه نگرفته بر او واجب نيست هر چند احوط است. و بايد براي هر روز يك "مُدّ" كه تقريبا ده سير است طعام، يعني گندم يا آرد يا برنج و مانند اينها به فقير بدهد. ولي اگر به واسطه عذر ديگري، مثلا براي مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقي بماند، روزه‏هايي را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط واجب آن است كه براي هر روز يك "مُدّ" طعام هم به فقير بدهد.

مسئله 1783 - اگر به واسطه مرضي روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولي عذر ديگري پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاي روزه را بگيرد بايد روزه‏هايي را كه نگرفته قضا نمايد. و نيز اگر در ماه رمضان، غير مرض عذر ديگري داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد روزه‏هايي را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط واجب آن است كه براي هر روز يك "مُدّ" طعام هم به فقير بدهد.

مسئله 1784 - اگر در ماه رمضان به واسطه عذري روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آينده عمدا قضاي روزه را نگيرد بايد روزه را قضا كند و براي هر روز يك "مُدّ" گندم يا آرد و مانند اينها هم به فقير بدهد.

مسئله 1785 - اگر در قضاي روزه كوتاهي كند تا وقت تنگ شود و در تنگي وقت عذري پيدا كند، بايد قضا را بگيرد و براي هر روز يك "مُدّ" گندم يا آرد و مانند اينها به فقير بدهد. بلكه اگر موقعي كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از برطرف شدن عذر روزه‏هاي خود را قضا كند و پيش از آنكه قضا نمايد در تنگي وقت عذر پيدا كند بايد قضاي آن را بگيرد، و احتياط واجب آن است كه براي هر روز هم يك "مُدّ" طعام به فقير بدهد.

مسئله 1786 - اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آنكه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاي رمضان آخر را بگيرد، و براي هر روز از سالهاي پيش يك "مُدّ" كه تقريبا ده سير است طعام، يعني گندم يا آرد و مانند اينها به فقير بدهد.

مسئله 1787 - كسي كه بايد براي هر روز يك "مُدّ" طعام به فقير بدهد مي‏تواند كفاره چند روز را به يك فقير بدهد چنانكه مي تواند بجاي مواد خام پخته آن را بدهد وبنابر احتياط واجب مقداري بدهد كه خام آن از يك مد كمتر نباشد و مي تواند از هر نوع غذا كه باشد فقير را سير كند و مي تواند قيمت طعام را بدهد ولي مطمئن شود كه به قدر مد طعام بخرد وبخورد .

مسئله 1788 - اگر قضاي روزه رمضان را چند سال تأخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و براي هر روز يك "مُدّ" طعام به فقير بدهد و تكرار اين كفّاره لازم نيست.

مسئله 1789 - اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد، بايد قضاي آن را بجا آورد و براي هر روز دو ماه روزه بگيرد، يا به شصت فقير طعام بدهد، يا يك بنده آزاد كند. و چنانچه تا رمضان آينده قضاي آن روزه را بجا نياورد بنابر احتياط واجب براي هر روز نيز يك مدّ طعام بدهد.

مسئله 1790 - اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد و در روز، مكرر جماع يا استمناء كند بنابر احتياط مستحب كفّاره هم مكرر مي‏شود و بهتر است كه اين احتياط ترك نشود . ولي اگر چند مرتبه كار ديگري كه روزه را باطل مي‏كند انجام دهد، مثلا چند مرتبه غذا بخورد يك كفّاره كافي است.

مسئله 1791 - بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر بايد قضاي نماز و روزه او را به تفصيلي كه در مسئله 1447 گفته شد بجا آورد.

مسئله 1792 - اگر پدر غير از روزه رمضان، روزه واجب ديگري را مانند روزه نذر نگرفته باشد بنابر احتياط واجب بايد پسر بزرگتر به تفصيلي كه در مسئله1447 گفته شد قضا نمايد.

صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل