مسئله 1735 - چند چيز براي روزهدار مكروه است و از آن جمله است: ريختن دارو به چشم و سرمه كشيدن در صورتي كه مزه يا بوي آن به حلق برسد، انجام دادن هركاري كه مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف ميشود، انفيه كشيدن اگر نداند كه به حلق ميرسد و اگر بداند به حلق ميرسد جايز نيست، بو كردن گياههاي معطر، بدون ضرورت مايعات را در دهان كردن، تركردن لباسي كه در بدن است، كشيدن دندان و هر كاري كه به واسطه آن از دهان خون بيايد، مسواك كردن با چوب تازه. و نيز مكروه است انسان بدون قصد بيرون آمدن مني، زن خود را ببوسد، يا كاري كند كه شهوت خود را به حركت آورد. و اگر به قصد بيرون آمدن مني باشد در صورتي كه مني بيرون آيد روزه او باطل ميشود. و اگر هنگام قصد بيرون آمدن مني توجه داشته باشد كه بيرون آمدن مني مبطل روزه است با همان قصد اولي روزهاش باطل ميشود هر چند بعدا هم مني بيرون نيايد.
مسئله 1736 - هر يك از مفطرات را اگر كسي عمدا و با آگاهي از حرام بودن آن، در حال روزه، انجام دهد علاوه بر قضا، كفّاره هم بايد بدهد، هر چند فقط حرام بودن آنرا در حال روزه، بداند، و نداند كه مبطل روزه است و كفّاره دارد -بنابراحتياط واجب.
مسئله 1737 - اگر به واسطه ندانستن مسئله، كاري انجام دهد كه روزه را باطل ميكند، چنانچه حرام بودن انرا مي دانسته ولي نمي دانسته كه روزه را باطل مي كند و ميتوانسته مسئله را ياد بگيرد بنابر احتياط واجب قضا و كفّاره بر او واجب ميشود. و اگر نميتوانسته مسئله را ياد بگيرد، يا اصلا ملتفت مسئله نبوده، يا يقين داشته كه فلان چيز روزه را باطل نميكند، كفّاره بر او واجب نيست ولي بايد قضاي روزه را بگيرد.
مسئله 1738 - كسي كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است بايد يك بنده آزاد كند، يا به دستوري كه در مسئله بعد گفته ميشود دو ماه روزه بگيرد، يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام يك "مُدّ" كه تقريبا ده سير يا 750 گرم است طعام، يعني غذاي معمولي از قبيل گندم يا آرد يا نان يا برنج بدهد و در زمان ما كه معمولا آزاد كردن بنده موضوع ندارد يكي از دو كار ديگر را انجام دهد. و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد هر چند "مُدّ" كه ميتواند به فقرا طعام بدهد. و اگر نتواند طعام بدهد، بايد استغفار كند، اگر چه مثلا يك مرتبه بگويد: استغفرالله. و احتياط واجب آن است كه هر وقت بتواند، كفّاره را بدهد.
مسئله 1739 - كسي كه ميخواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد بايد سي و يك روز آن را پي در پي بگيرد و اگر بقيّه آن پي در پي نباشد اشكال ندارد.
مسئله 1740 - كسي كه ميخواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد نبايد موقعي شروع كند كه در بين سي و يك روز، روزي باشد كه مانند عيد قربان، روزه آن حرام است.
مسئله 1741 - كسي كه بايد پي در پي روزه بگيرد اگر در بين آن بدون عذر، يك روز روزه نگيرد، يا وقتي شروع كند كه در بين آن به روزي برسد كه روزه آن واجب است، مثلا به روزي برسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزهها را از سر بگيرد.
مسئله 1742 - اگر در بين روزهايي كه بايد پي در پي روزه بگيرد عذري مثل حيض يا نفاس، يا سفري كه در رفتن آن مجبور و از اختيار او بيرون است براي او پيش آيد بعد از برطرف شدن عذر، واجب نيست روزهها را از سر بگيرد بلكه بقيّه را بعد از برطرف شدن عذر بجا ميآورد.
مسئله 1743 - اگر به چيز حرامي روزه خود را باطل كند، چه آن چيز اصلا حرام باشد، مثل شراب و زنا، يا به جهتي حرام شده باشد، مثل نزديكي كردن با عيال خود در حال حيض، بنابر احتياط واجب كفاره جمع بر او واجب ميشود، يعني بايد يك برده آزاد كند، و دو ماه روزه بگيرد، و شصت فقير را سير كند، يا به هر كدام آنها يك "مُدّ" كه قبلا توضيح داده شد، گندم يا آرد يا نان و مانند اينها بدهد. و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد -چنانكه اكنون برده معمولا پيدا نميشود هر كدام آنها كه ممكن است بايد انجام دهد.
مسئله 1744 - اگر روزهدار، دروغي را به خدا و پيغمبر"صلي الله عليه و اله " نسبت دهد، كفاره جمع كه تفصيل آن در مسئله پيش گفته شد بنابر احتياط واجب بر او واجب ميشود .
مسئله 1745 - اگر روزهدار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه جماع كند بنابر احتياط مستحبّ براي هر دفعه يك كفّاره بر او واجب است. و اگر جماع او حرام باشد بنابر احتياط مستحبّ براي هر دفعه، يك كفّاره جمع واجب ميشود. و بنابر احتياط استمناء نيز حكم جماع را دارد ليكن اقوي كفايت يك كفّاره در هر دو مورد مذكور ميباشد.
مسئله 1746 - اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع و استمناء كار ديگري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد براي همه آنها يك كفّاره كافي است.
مسئله 1747 - اگر روزهدار، جماع حرام كند و بعد با حلال خود جماع نمايد يك كفّاره جمع بر او واجب است.
مسئله 1748 - اگر روزهدار، غير جماع و استمناء كار ديگري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد و بعد با حلال خود جماع نمايد بنابر احتياط براي هر كدام يك كفّاره واجب ميشود.
مسئله 1749 - اگر روزه دار، غير جماع و استمناء كار ديگري كه حلال است و روزه را باطل ميكند انجام دهد، مثلا آب بياشامد و بعد كار ديگري كه حرام است و روزه را باطل ميكند غير از جماع و استمناء انجام دهد، مثلا غذاي حرامي بخورد، يك كفّاره كافي است و بنابر احتياط مستحبّ كفّاره جمع بدهد.
مسئله 1750 - اگر روزهدار، آروغ بزند و چيزي در دهانش بيايد، چنانچه عمدا آن را فرو ببرد، روزهاش باطل است. و بايد قضاي آن را بگيرد و كفّاره هم بر او واجب ميشود. و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلا موقع آروغ زدن، خون يا غذايي كه از صورت غذا بودن خارج شده و مورد تنفّر است، به دهان او بيايد و عمدا با اينكه ميتواند نخورد آن را فرو برد بايد قضاي آن روزه را بگيرد و بنابر احتياط، كفاره جمع هم بر او واجب ميشود.
مسئله 1751 - اگر نذر كند كه روز معيني را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمدا روزهخود را باطل كند بايد همچون كفاره رمضان يك بنده ازاد نمايد ، يا به شصت فقير طعام دهد و يا شصت روز روزه بگيرد.
مسئله 1752 - كسي كه ميتواند وقت را تشخيص دهد، اگر به گفته كسي كه ميگويد مغرب شده و شرعا گفته او اعتبار ندارد افطار كند و بعد بفهمد مغرب نبوده است قضا وكفّاره بر او واجب ميشود. و اگر به شهادت دو نفر عادل عمل كرد، يا از گفته فرد موثقي اطمينان پيدا كرد كه مغرب شده و افطار كرد و بعد فهميد مغرب نبوده فقط قضا بر او واجب است.
مسئله 1753 - كسي كه عمدا روزه خود را باطل كرده، اگر بعد از ظهر مسافرت كند كفّاره از او ساقط نميشود. و همچنين است اگر پيش از ظهر براي فرار از كفّاره سفر نمايد، بلكه اگر قبل از ظهر مسافرتي براي او پيش آمد كند نيز بنابر احتياط كفّاره بر او واجب است.
مسئله 1754 - اگر عمدا روزه خود را باطل كند و بعد عذري مانند حيض يا نفاس يا مرض براي او پيدا شود كفّاره بر او واجب نيست.
مسئله 1755 - اگر يقين كند كه روز اوّل ماه رمضان است و عمدا روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده كفّاره بر او واجب نيست.
مسئله 1756 - اگر انسان شكّ كند كه آخر رمضان است يا اوّل شوال و عمدا روزهخود را باطل كند، بعد معلوم شود اوّل شوال بوده كفّاره بر او واجب نيست.
مسئله 1757 - اگر روزهدار در ماه رمضان با زن خود كه روزهدار است جماع كند، چنانچه زن را مجبور كرده باشد كفاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد و دو مرتبه تعزير ميشود . و اگر زن به جماع راضي بوده، به هر كدام يك كفّاره واجب ميشود و هر يك تعزير مي شوند.
مسئله 1758 - اگر زني، شوهر روزهدار خود را مجبور كند كه جماع نمايد، يا كار ديگري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد، واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.
مسئله 1759 - اگر روزهدار در ماه رمضان با زن خود كه روزهدار است جماع كند چنانچه زن را مجبور كرده باشد ولي در بين جماع زن راضي شود بطوري كه بتواند جداشود و در عين حال ادامه دهد بايد مرد دو كفّاره، و زن يك كفّاره بدهد.
مسئله 1760 - اگر روزهدار در ماه رمضان با زن روزهدار خود كه خواب است جماع نمايد يك كفّاره بر او واجب ميشود، و روزه زن صحيح است و كفّاره هم بر او واجب نيست.
مسئله 1761 - اگر مرد، زن خود را مجبور كند كه غير جماع كار ديگري كه روزه را باطل ميكند بجا آورد، كفاره زن را لازم نيست بدهد و بر خود زن هم كفّاره واجب نيست.
مسئله 1762 - كسي كه به واسطه مسافرت يا مرض روزه نميگيرد، نميتواند زن روزهدار خود را مجبور به جماع كند، ولي اگر او را مجبور نمايد و بنابر احتياط مستحبّ كفّاره زن را بدهد.
مسئله 1763 - انسان نبايد در بجا آوردن كفّاره كوتاهي كند، ولي لازم نيست فورا آن را انجام دهد هر چند بهتر است.
مسئله 1764 - اگر كفّاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نياورد، چيزي بر آن اضافه نميشود.
مسئله 1765 - كسي كه بايد براي كفاره يك روز، شصت فقير را طعام بدهد اگر به شصت فقير دسترسي دارد كافي نيست به هر كدام از آنها بيشتر از يك "مُدّ" كه قبلا توضيح داده شد طعام بدهد، يا يك فقير را بيشتر از يك مرتبه سير نمايد. ولي چنانچه انسان اطمينان داشته باشد كه فقير، طعام را به عيالات خود ميدهد يا به آنها ميخوراند تا سير شوند ميتواند براي هر يك از عيالات فقير اگر چه صغير باشند يك "مُدّ" به آن فقير بدهد.
مسئله 1766 - كسي كه قضاي روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمدا كاري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد بايد به ده فقير هر كدام يك "مُدّ" طعام بدهد و اگر نميتواند بايد سه روز روزه بگيرد و بنابر احتياط واجب سه روز پي در پي باشد و بنابر احتياط مستحبّ خوب است به جاي ده فقير، شصت فقير را طعام بدهد.
مسئله 1767
- در چند صورت فقط قضاي روزه بر انسان واجب است و كفّاره واجب نيست:
اوّل: آنكه عملي كه روزه را باطل ميكند بجا نياورد ولي نيّت روزه نكند، يا ريا كند، يا قصد كند كه روزه را باطل كند -ولي كاري نكند
دوّم: آنكه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت يك روز يا چند روز روزه بگيرد.
سوّم: آنكه در ماه رمضان بدون اينكه تحقيق كند صبح شده يا نه، كاري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده. و نيز اگر بعد از تحقيق با اينكه گمان پيدا كرده كه صبح شده، كاري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد بعد هم معلوم شود صبح بوده است. بلكه اگر بعد از تحقيق شكّ كند كه صبح شده يا نه و كاري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده نيز بنابر احتياط واجب قضاي آن روزه را بگيرد. ولي اگر بعد از تحقيق گمان يا يقين كند كه صبح نشده و چيزي بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نيست.
چهارم: آنكه كسي بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كاري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
پنجم: آنكه كسي بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند، يا خيال كند شوخي ميكند و كاري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده است.
ششم: آنكه به گفته كس ديگر اطمينان پيدا كرده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. ولي اگر بدون اطمينان و با امكان تحقيق، به گفته ديگري افطار كند و بعد معلوم شود مغرب نبوده بنا به احتياط واجب در حكم افطار عمدي است و كفّاره هم دارد.
هفتم: اگر در هواي صاف به واسطه تاريكي يقين كند كه مغرب شده و افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است بنابر احتياط قضاي آن روز بر او واجب است ولي اگر در هواي ابر با اطمينان باينكه مغرب شده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست.
هشتم: آنكه براي خنك شدن، يا بيجهت، مضمضه كند، يعني آب در دهان بگرداند و بياختيار فرو رود، ولي اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد، يا براي وضوي نماز واجب مضمضه كند و بياختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست. و در وضو براي غير نماز واجب نيز اگر بياختيار فرو رود قضا لازم نيست گرچه بهتر است قضا كند
نهم - انكه عمداً قي كند
دهم - انكه به تفصيلي كه قبلاً گذشت در شب جنب شود و بخوابد و بيدار شود و براي بار دوم يا سوم بخوابد و صبح شود .
مسئله 1768 - اگر غير آب، چيز ديگري را در دهان ببرد و بياختيار فرو رود يا آب داخل بيني كند و بياختيار فرو رود بنابر احتياط مستحبّ قضاي آن را بگيرد.
مسئله 1769 - مضمضمه زياد براي روزهدار مكروه است. و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد تا يقين كند آب خارج، در دهان باقي نمانده است.
مسئله 1770 - اگر انسان بداند كه به واسطه مضمضه، بياختيار، يا از روي فراموشي آب وارد گلويش ميشود نبايد مضمضه كند.
مسئله 1771 - اگر در ماه رمضان، بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده و كاري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده قضا لازم نيست.
مسئله 1772 - اگر انسان شكّ كند كه مغرب شده يا نه، نميتواند افطار كند، و اگر افطار كند قضا بلكه كفّاره بر او واجب است. و اگر شكّ كند كه صبح شده يا نه، ميتواند كاري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد ولي احتياط مستحبّ اين است كه پيش از تحقيق، كاري كه روزه را باطل ميكند انجام ندهد اگر معلوم شد كه صبح شده بايد قضا كند.
مسئله 1773 - اگر ديوانه، عاقل شود واجب نيست روزههاي وقتي را كه ديوانه بوده قضا نمايد.
مسئله 1774 - اگر كافر، مسلمان شود واجب نيست روزههاي وقتي را كه كافر بوده قضا نمايد، ولي اگر پيش از ظهر مسلمان شود و كاري كه روزه را باطل كند بجا نياورده، احتياط مستحبّ آن است كه آن روز را امساك نمايد و اگر مسلماني كافر شود و دو باره مسلمان گردد روزههاي وقتي را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.
مسئله 1775 - روزهاي كه از انسان به واسطه مستي فوت شده، بايد قضا نمايد اگر چه چيزي را كه به واسطه آن مست شده، براي معالجه خورده باشد، حتّي اگر نيّت روزه هم كرده و مست شده و در حال مستي روزه را تمام كرده باشد بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.
مسئله 1776 - اگر براي عذري چند روز، روزه نگيرد و بعد شكّ كند كه چه وقت عذر او برطرف شده احتياط مستحبّ آن است كه مقدار بيشتر را كه احتمال ميدهد روزه نگرفته قضا نمايد ليكن ميتواند همان مقدار كمتر را قضا كند. حتّي اگر مقدار روزهايي را كه روزه نگرفته ميدانسته و بعد فراموش كرده، بازهم ميتواند مقدار كمتر را كه احتمال ميدهد قضا نمايد. ولي اگر عمدا و از روي بياعتنائي به اصل حكم شرعي بفراموشي سپرده شده بنابراحتياط واجب مقدار بيشتر را قضا كند.
مسئله 1777 - اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاي هر كدام را كه اوّل بگيرد مانعي ندارد. ولي اگر وقت قضاي رمضان آخر تنگ باشد، مثلا پنج روزه از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان آينده مانده باشد بنابر احتياط واجب اوّل قضاي رمضان آخر را بگيرد.
مسئله 1778 - اگر قضاي روزه چند رمضان بر او واجب باشد بهتر است معيّن كند - ولو اجمالا كه قضاي كدام رمضان را بجا ميآورد، ولي لازم نيست.
مسئله 1779 - كسي كه قضاي روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاي روزه او تنگ نباشد ميتواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد. ولي بعد از ظهر جايز نيست آن را باطل كند بلكه كفّاره هم دارد چنانكه گذشت.
مسئله 1780 - اگر قضاي روزه ميّتي را گرفته باشد، احتياط واجب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.
مسئله 1781 - اگر به واسطه مرض، يا حيض، يا نفاس، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد لازم نيست روزههايي را كه نگرفته براي او قضا كنند.ولي اگر به جهت مسافرت، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد بنابر احتياط واجب براي او قضا كنند.
مسئله 1782 - اگر به واسطه مرضي روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاي روزههايي را كه نگرفته بر او واجب نيست هر چند احوط است. و بايد براي هر روز يك "مُدّ" كه تقريبا ده سير است طعام، يعني گندم يا آرد يا برنج و مانند اينها به فقير بدهد. ولي اگر به واسطه عذر ديگري، مثلا براي مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقي بماند، روزههايي را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط واجب آن است كه براي هر روز يك "مُدّ" طعام هم به فقير بدهد.
مسئله 1783 - اگر به واسطه مرضي روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولي عذر ديگري پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاي روزه را بگيرد بايد روزههايي را كه نگرفته قضا نمايد. و نيز اگر در ماه رمضان، غير مرض عذر ديگري داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد روزههايي را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط واجب آن است كه براي هر روز يك "مُدّ" طعام هم به فقير بدهد.
مسئله 1784 - اگر در ماه رمضان به واسطه عذري روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آينده عمدا قضاي روزه را نگيرد بايد روزه را قضا كند و براي هر روز يك "مُدّ" گندم يا آرد و مانند اينها هم به فقير بدهد.
مسئله 1785 - اگر در قضاي روزه كوتاهي كند تا وقت تنگ شود و در تنگي وقت عذري پيدا كند، بايد قضا را بگيرد و براي هر روز يك "مُدّ" گندم يا آرد و مانند اينها به فقير بدهد. بلكه اگر موقعي كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از برطرف شدن عذر روزههاي خود را قضا كند و پيش از آنكه قضا نمايد در تنگي وقت عذر پيدا كند بايد قضاي آن را بگيرد، و احتياط واجب آن است كه براي هر روز هم يك "مُدّ" طعام به فقير بدهد.
مسئله 1786 - اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آنكه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاي رمضان آخر را بگيرد، و براي هر روز از سالهاي پيش يك "مُدّ" كه تقريبا ده سير است طعام، يعني گندم يا آرد و مانند اينها به فقير بدهد.
مسئله 1787 - كسي كه بايد براي هر روز يك "مُدّ" طعام به فقير بدهد ميتواند كفاره چند روز را به يك فقير بدهد چنانكه مي تواند بجاي مواد خام پخته آن را بدهد وبنابر احتياط واجب مقداري بدهد كه خام آن از يك مد كمتر نباشد و مي تواند از هر نوع غذا كه باشد فقير را سير كند و مي تواند قيمت طعام را بدهد ولي مطمئن شود كه به قدر مد طعام بخرد وبخورد .
مسئله 1788 - اگر قضاي روزه رمضان را چند سال تأخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و براي هر روز يك "مُدّ" طعام به فقير بدهد و تكرار اين كفّاره لازم نيست.
مسئله 1789 - اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد، بايد قضاي آن را بجا آورد و براي هر روز دو ماه روزه بگيرد، يا به شصت فقير طعام بدهد، يا يك بنده آزاد كند. و چنانچه تا رمضان آينده قضاي آن روزه را بجا نياورد بنابر احتياط واجب براي هر روز نيز يك مدّ طعام بدهد.
مسئله 1790 - اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد و در روز، مكرر جماع يا استمناء كند بنابر احتياط مستحب كفّاره هم مكرر ميشود و بهتر است كه اين احتياط ترك نشود . ولي اگر چند مرتبه كار ديگري كه روزه را باطل ميكند انجام دهد، مثلا چند مرتبه غذا بخورد يك كفّاره كافي است.
مسئله 1791 - بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر بايد قضاي نماز و روزه او را به تفصيلي كه در مسئله 1447 گفته شد بجا آورد.
مسئله 1792
- اگر پدر غير از روزه رمضان، روزه واجب ديگري را مانند روزه نذر نگرفته باشد بنابر احتياط واجب بايد پسر بزرگتر به تفصيلي كه در مسئله1447
گفته شد قضا نمايد.