مسئله 1793 - مسافري كه بايد نمازهاي چهار ركعتي را در سفر دو ركعت بخواند نبايد روزه بگيرد. و مسافري كه نمازش را تمام ميخواند، مثل كسي كه كارش مسافرت، يا سفر او سفر معصيت است، بايد در سفر روزه بگيرد.
مسئله 1794 - مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد ولو براي فرار از روزه باشد و در اين صورت مكروه است چنانكه سفر قبل از روز بيست و چهارم مكروه است مگر اينكه سفر براي حج، يا عمره، يا كار ضروري باشد.
مسئله 1795 - اگر غير روزه رمضان روزه معيّن ديگري بر انسان واجب باشد نبايد در آن روز مسافرت كند. و اگر در سفر باشد بايدقصد كند كه ده روز در جايي بماند و آن روز را روزه بگيرد. ولي اگر نذر كرده باشد روز معيني را روزه بگيرد ميتواند در آن روز مسافرت نمايد و در سفر روزه نگيرد و بنابر احتياط واجب قضاي آن را بگيرد.
مسئله 1796 - اگر نذر كند روزه بگيرد و روز آن را معيّن نكند، نميتواند آن را در سفر بجا آورد. ولي چنانچه نذر كند كه روز معيني را در سفر روزه بگيرد بايد آن را در سفر بجا آورد. و نيز اگر نذر كند روز معيني را چه مسافر باشد يا نباشد، روزه بگيرد بايد آن روز را اگر چه مسافر باشد روزه بگيرد.
مسئله 1797 - مسافر ميتواند براي خواستن حاجت، سه روز در مدينه طيّبه روزه مستحبّيبگيرد، و احوط اين است كه آن سه روز، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه باشد چنانچه در روايات وارد شده است و بهتر آن است كه در اين سه روزه در صورت امكان در مسجد النبي(ص) معتكف شود و نزد هر يك از ستونهاي توبه و ستون نزديك مقام پيامبر(ص) و نزديك قبر بالاي سر، دو ركعت نماز بجا آورد و در صورت امكان جز ذكر و مناجات و دعا سخني نگويد.
مسئله 1798 - كسي كه نميداند روزه مسافر باطل است اگر در سفر روزه بگيرد و در بين روز، مسئله را بفهمد روزهاش باطل ميشود. و اگر تا مغرب نفهمد روزهاش صحيح است.
مسئله 1799 - اگر فراموش كند كه مسافر است، يا فراموش كند كه روزه مسافر باطل ميباشد و در سفر روزه بگيرد روزه او باطل است.
مسئله 1800 - اگر روزهدار بعد از ظهر مسافرت نمايد بايد روزه خود را تمام كند، و اگر پيش از ظهر مسافرت كند وقتي به حدّ ترخص برسد، يعني به جائي برسد كه ديوار شهر را نبيند و صداي اذان آن را نشنود، به تفصيلي كه در نماز مسافر گذشت، روزه او صحيح نيست و قضاي آن واجب است، و اگر پيش از رسيدن به حدّ ترخص عمدا روزه را باطل كند كفّاره بر او واجب است.و اگر پيش از ظهر مجددا به وطن برگردد وقتي به حدّ ترخص رسيد اگر مفطري انجام نداده بايد نيّت روزه كند و روزهاش صحيح است.
مسئله 1801 - اگر مسافر پيش از ظهر به وطنش برسد، يا به جايي برسد كه ميخواهد ده روز در آنجا بماند، چنانچه كاري كه روزه را باطل كند انجام نداده، بايد آن روز را روزه بگيرد. و اگر انجام داده، روزه آن روز بر او واجب نيست و صحيح هم نميباشد.
مسئله 1802 - اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد، يا به جايي برسد كه ميخواهد ده روز در آنجا بماند، نبايد آن روز را روزه بگيرد.
مسئله 1803 - مسافر و كسي كه از روزه گرفتن عذر دارد، مكروه است در روز ماه رمضان جماع نمايد، و يا در خوردن و آشاميدن كاملا خود را سير كند.
مسئله 1804 - كسي كه به واسطه پيري نميتواند روزه بگيرد، يا براي او مشقّت بسيار دارد روزه بر او واجب نيست. ولي در صورت دوّم بايد براي هر روز يك "مُدّ" كه تقريبا ده سير است گندم يا آرد و مانند اينها به فقير بدهد. بلكه بنابر احتياط واجب در صورت اوّل نيز همينطور.
مسئله 1805 - كسي كه به واسطه پيري روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند در روزهاي كوتاه و هواي مناسب، و يا با تجديد قوا و يا هر جهت ديگر بدون مشقّت روزه بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد قضاي روزههايي را كه نگرفته بجا آورد.
مسئله 1806 - اگر انسان بيماري استسقاء دارد كه زياد تشنه ميشود و نميتواند تشنگي را تحمل كند، يا براي او مشقّت بسيار دارد، روزه بر او واجب نيست. ولي در صورت دوّم بايد براي هر روز، يك "مُدّ" گندم يا آرد و مانند اينها به فقير بدهد. و همچنين است در صورت اوّل بنابر احتياط واجب. و بهتر آن است كه بيشتر از مقداري كه ناچار است آب نياشامد و چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد روزههايي را كه نگرفته قضا نمايد.
مسئله 1807 - زني كه زائيدن او نزديك است و روزه براي حملش ضرر دارد روزه بر او واجب نيست. و بايد براي هر روز، يك "مُدّ" طعام، به فقير بدهد. و نيز اگر روزه براي خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و اگر ضرر مهمي براي خودش يا حملش داشته باشد حرام است و بنابر احتياط واجب بايد براي هر روز، يك "مُدّ" طعام به فقير بدهد. و د رهر دو صورت روزههايي را كه نگرفته بايد قضا نمايد.
مسئله 1808 - زني كه بچّه شير ميدهد و شير او كم است چه مادر بچّه باشد، يا دايه او، هر چند بدون اجرت، اگر روزه براي بچّهاي كه شير ميدهد ضرر دارد روزه بر او واجب نيست و گاهي حرام ميباشد و بايد براي هر روز، يك "مُدّ" طعام، يعني گندم يا آرد و مانند اينها به فقير بدهد. و نيز اگر براي خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست. و بنابر احتياط واجب بايد براي هر روز، يك "مُدّ" طعام به فقير بدهد. و در هر دو صورت روزههايي را كه نگرفته بايد قضا نمايد. ولي اگر كسي پيدا شود كه بياجرت، بچّه را شير دهد، يا كسي - پدر يا ديگري - حاضر باشد كه بدون منّت اجرت را بپردازد، بنابر احتياط واجب بچّه را به او بدهد و روزه بگيرد.
مسئله 1809
- اوّل ماه از پنج طريق ثابت ميشود:
اوّل: آنكه خود انسان ماه را ببيند.
دوّم : عدهاي كه از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا ميشود، بگويند ماه را ديدهايم، و همچنين است هر چيزي كه به واسطه آن يقين يا اطمينان پيدا شود.
سوّم: دو مرد عادل بگويند كه ماه را ديدهايم، بشرط اينكه قولشان قابل تصديق باشد ولي اگر صفت ماه را برخلاف يكديگر بگويند، يا شهادتشان خلاف واقع باشد مثل توصيف ماه به امور غير واقعي، اوّل ماه ثابت نميشود و همينطور اگر اطمينان باشتباهشان پيدا شود مثل اينكه هوا ابر باشد يا در هواي صاف و با وجود قدرت بينائي و دقت ديگران هيچ كس جز اين دو نفر نبيند اما اگر در تشخيص بعض خصوصيّات جزئي، اختلاف داشته باشند، مثل آنكه يكي بگويد ماه بلند بود و ديگري بگويد نبود اشكالي ندارد و به گفته آنان اوّل ماه ثابت ميشود.
چهارم: سي روز از اوّل ماه شعبان بگذرد كه به واسطه آن، اوّل ماه رمضان ثابت ميشود. و سي روز از اوّل رمضان بگذرد كه به واسطه آن، اوّل ماه شوال ثابت ميشود.
پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اوّل ماه است.
مسئله 1810 - اگر مجتهد عادل با نفوذي حكم كند كه اوّل ماه است، كسي هم كه تقليد او را نميكند اگر شرا ئط را در او موجود بداند ، بايد به حكم او عمل نمايد. ولي كسي كه ميداند حاكم شرع اشتباه كرده، نميتواند به حكم او عمل نمايد.
مسئله 1811 - اوّل ماه با پيشگويي منجمين ثابت نميشود. ولي اگر انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا كند، بايد به آن عمل نمايد.
مسئله 1812 - بلند بودن ماه يا دير غروب كردن آن، دليل نميشود كه شب پيش، شب اوّل ماه بوده است.
مسئله 1813 - اگر اوّل ماه رمضان براي كسي ثابت نشود و روزه نگيرد چنانچه دو مرد عادل بگويند كه شب پيش ماه را ديدهايم، بايد روزه آن روز را قضا نمايد. و اگر در همان روز باشد بقيّه روز را هم امساك نمايد.
مسئله 1814 - اگر در شهري اوّل ماه ثابت شود، براي مردم شهر ديگر فايده ندارد مگر آن دو شهر با هم نزديك باشند، يا انسان بداند كه افق آنها يكي است، و يا بداند در آن شهري كه ديده شده، آفتاب زودتر از شهر خودش غروب ميكند. يعني بلاد شرقي شهر خودش باشد.
مسئله 1815 - روزي را كه انسان نميداند آخر رمضان است يا اوّل شوال، بايد روزه بگيرد. ولي اگر پيش از مغرب بفهمد كه اوّل شوال است بايد افطار كند.
مسئله 1816 - اگر زنداني نتواند به ماه رمضان يقين كند، بايد به گمان عمل نمايد. و اگر آن هم ممكن نباشد، هر ماهي را كه روزه بگيرد صحيح است. و اگر زندان او ادامه پيدا كند بنابر احتياط واجب بايد در سال آينده نيز همان ماه را روزه بگيرد.
مسئله 1817 - روزه عيد فطر و قربان حرام است، و نيز روزي را كه انسان نميداند آخر شعبان است يا اوّل رمضان، اگر به نيّت اوّل رمضان روزه بگيرد حرام ميباشد و باطل است.
مسئله 1818 - اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبّيحق شوهرش از بين برود جايز نيست روزه بگيرد. بلكه اگر حق شوهر هم از بين نرود ولي شوهر او را از گرفتن روزه مستحبّيجلوگيري كند بنابر احتياط واجب بايد خودداري كند.
مسئله 1819 - روزه مستحبّياولاد اگر اسباب اذيت پدر و مادر يا جدّ شود جايز نيست. بلكه اگر اسباب اذيت آنان نشود ولي او را از گرفتن روزه مستحبّينهي كنند بنابراحتياط واجب نبايد روزه بگيرد.
مسئله 1820 - اگر پسر يا دختر بدون اجازه پدر روزه مستحبي بگيرد و در بين روز پدر او را نهي كند بنابر احتياط واجب بايد افطار نمايد.
مسئله 1821 - كسي كه ميداند روزه براي او ضرر ندارد، اگر چه دكتر بگويد ضرر دارد بايد روزه بگيرد. و كسي كه ميداند روزه برايش ضرر دارد يا خوف ضرر دارد اگر چه دكتر بگويد ضرر ندارد نبايد روزه بگيرد. و اگر روزه بگيرد صحيح نيست مگر آنكه به قصد قربت بگيرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته است.
مسئله 1822 - اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر دارد و از آن احتمال، ترس براي او پيدا شود چنانچه احتمال او در نظر مردم عقلائي و بجا باشد نبايد روزه بگيرد. و اگر روزه بگيرد صحيح نيست مگر آنكه به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته است.
مسئله 1823 - كسي كه عقيدهاش اين است كه روزه براي او ضرر ندارد اگر روزه بگيرد و بعد از مغرب بفهمد روزه براي او ضرر داشته، بايد قضاي آن را بجا آورد.
مسئله 1824 - غير از روزههايي كه گفته شد، روزههاي حرام ديگري هم هست كه در كتابهاي مفصل فقهي گفته شده است. از جمله روزه روزهاي يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ذيحجه براي كسي كه مشغول اعمال حج در مني ميباشد. بلكه كسي كه اعمال حج انجام نميدهد نيز در اين ايام در مني باحتياط واجب نبايد روزه بگيرد. و از جمله روزه نذر معصيت مثلا نذر كند كه اگر فلان كار حرام را انجام داد يا فلان واجب را ترك كرد بشكرانه آن روزه بگيريد. و از جمله روزهسكوت كه سكوت كردن را هم جزو روزه بداند و همينطور روزه يك شبانه روز و يا بيشتر بطوري كه شب را هم جزء روزه بداند.
مسئله 1825 - روزه روز عاشورا كراهت دارد و همينطور روزه ميهمان بدون اجازه ميزبان و روزه روزي كه انسان شك دارد روز عرفه است يا عيد قربان، مكروه است. ولي در روز عاشورا مستحب است كه بدون نيت روزه تا عصر كه پس از هنگام شهادت حضرت ابيعبدالله الحسين عليه السلام است چيزي نخورد و نياشامد و پس از عصر هم فقط مختصري آب بخورد.
مسئله 1826
- روزه تمام روزهاي سال، غير از روزههاي حرام و مكروه كه گفته شد، مستحب است. و براي بعضي از روزها بيشتر سفارش شده است كه از آن جمله است:
1- پنجشنبه اول، و پنجشنبه آخر هر ماه، و اولين چهارشنبه دهه دوم هر ماه و اگر كسي اينها را بجا نياورد مستحب است قضا نمايد. و چنانچه اصلا نتواند روزه بگيرد، مستحب است براي هر روز، يك مد طعام يا6/12 نخود نقره سكهدار به فقير بدهد.
2- سيزدهم، و چهاردهم، و پانزدهم هر ماه.
3- تمام ماه رجب، و شعبان، و حتي مقداري از اين دو ماه اگر چه يك روز باشد.
4- روز عيد نوروز، روز بيست و پنجم، و بيست و نهم ذي قعده، روز اول تا روز نهم ذي حجه (روز عرفه). ولي اگر به واسطه ضعف روزه نتواند دعاهاي روز عرفه را بخواند روزه آن روز مكروه است، عيد سعيد غدير (18 ذي حجه)، روز اول و سوم محرم، ميلاد مسعود پيغمبر اكرم"ص" (17 ربيع الاول)، روز مبعث حضرت رسول اكرم"ص" (27 رجب).
مسئله 1827
- و اگر كسي روزه مستحبي بگيرد واجب نيست آن را به آخر رساند، بلكه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت كند مستحب است دعوت او را قبول كند و در بين روز افطار نمايد.
مواردي كه مستحب است انسان از كارهائي كه
روزه را باطل ميكند خودداري نمايد
مسئله 1828
- براي شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نيستند از كاري كه روزه را باطل ميكند خودداري نمايند.
اول: مسافري كه در سفر، كاري كه روزه را باطل ميكند انجام داده باشد و پيش از ظهر به وطنش يا به جايي كه ميخواهد ده روز بماند برسد.
دوم: مسافري كه بعد از ظهر به وطنش يا به جايي كه ميخواهد ده روز در آنجا بماند برسد.
سوم: مريضي كه پيش از ظهر خوب شود و كاري كه روزه را باطل ميكند انجام داده باشد.
چهارم: مريضي كه بعد از ظهر خوب شود.
پنجم: زني كه در بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود.
ششم: كافري كه در روز ماه رمضان مسلمان شود. خصوصاً اگر قبل از ظهر مسلمان شود كه بنابر احتياط مستحب آن روز را امساك كند.
مسئله 1829
- مستحب است روزه دار نماز مغرب و عشا را پيش از افطار كردن بخواند. ولي اگر كسي منتظر او است، يا به جهت گرسنگي ومانند آن نميتواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اول افطار كند. ولي حتي الا مكان نماز را در وقت فضيلت آن بجا آورد.