صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل

خريد و فروش ميوه‏ها

مسئله 2259 - فروش ميوه پيش از پيدا شدن بر درخت جايز نيست مگر اينكه ميوه دو سال يا بيشتر را باينطور بفروشند و يا چيزي از خارج به آن منضم كرده بفروشند و اگر اصل ميوه بر درخت ظاهر شد ولي هنوز گل آن نريخته و دانه محكم نشده و هنوز احتمال ريزش و آفت افتادن دارد مكروه است مگر اينكه چيزي به آن ضميمه شود و يا بيش از يكسال معامله شود ولي فروش ميوه‏اي كه گل آن ريخته و دانه بسته است، به طوري كه معمولا ديگر از آفت گذشته باشد، پيش از چيدن صحيح است. چنانچه فروختن غوره و امثال آن بر درخت اشكال ندارد. البته پس از تخمين كارشناسانه مقدار ان .

مسئله 2260 - اگر بخواهند ميوه‏اي را كه بر درخت پيدا شده پيش از آنكه دانه ببندد و گلش بريزد بفروشند، بنابر احتياط مستحب چيزي از حاصل زمين، مانند سبزيها و يا ضميمه ديگري را كه ارزش دارد با آن بفروشند و يا ميوه بيش از يك سال را بفروشند. ولي معامله بدون اينها هم صحيح است گرچه مكروه است چنانكه گفته شد.

مسئله 2261 - اگر خرمايي را كه زرد يا سرخ شده، بر درخت بفروشند اشكال ندارد. ولي نبايد عوض آن را از خرماي همان درخت قرار دهند، بلكه بنابر احتياط واجب بايد عوض را غير خرما قرار دهند. اما اگر كسي يك يا چند درخت خرما در باغ يا خانه كس ديگر داشته باشد، مي‏تواند مقدار آن را تخمين كنند و صاحبدرخت آن را به صاحب ملك بفروشد و عوض آن را ، خرما قرار دهد چنانچه خرمايي را كه مي‏گيرد كمتر يا زيادتر از مقداري كه تخمين زده‏اند نباشد يا كم و زيادي آنرا مصالحه كند. و بنابر احتياط واجب در معامله قيد نكنند كه عوض، از خرماي همان درخت باشد.

مسئله 2262 - فروختن خيار و بادمجان و سبزيها و مانند اينها كه سالي چند مرتبه چيده مي‏شود، در صورتي كه محصول آنها ظاهر و نمايان شده باشد و معين كنند كه مشتري در سال چند دفعه آن را بچيند اشكال ندارد.

مسئله 2263 - اگر خوشه گندم و جو را بعد از آنكه دانه بسته است به چيز ديگري غير گندم و جو بفروشند اشكال ندارد. ولي به گندم و جو نفروشند( بنابراحتياط واجب.) و اما غير گندم و جو مثل برنج و حبوبات ديگر اگر به همان جنس - ولي از غير همان محصول - بفروشند اشكال ندارد.

نقد و نسيه‏

مسئله 2264 - اگر جنسي را نقد بفروشند، خريدار و فروشنده بعد از معامله بلا فاصله مي‏توانند جنس و پول را از يكديگر مطالبه نموده و تحويل بگيرند. و اگر يكي تحويل ندهد ديگري هم مي‏تواند تحويل ندهد. و تحويل دادن هر چيزي مناسبل با آن چيز است مثلا در خانه و زمين و مانند اينها به اين است كه آن را در اختيار خريدار بگذارند كه بتواند در آن تصرف كند. و تحويل دادن فرش و لباس و مانند اينها به اين است كه آن را طوري در اختيار خريدار بگذارند كه اگر بخواهد آن را به جاي ديگر ببرد فروشنده جلوگيري نكند.

مسئله 2265 - در معامله نسيه بايد مدت كاملا معلوم باشد. پس اگر جنسي را بفروشد كه سر خرمن پول آن را بگيرد، چون مدت كاملا معين نشده معامله باطل است. مگر اينكه حدود سر خرمن بطوري معلوم باشد كه در عرف معين حساب شود.

مسئله 2266 - اگر جنسي را نسيه بفروشد، پيش از تمام شدن مدتي كه قرار گذاشته‏اند، نمي‏تواند عوض آن را از خريدار مطالبه نمايد، ولي اگر خريدار بميرد و از خودش مال داشته باشد، فروشنده مي‏تواند پيش از تمام شدن مدت، طلبي را كه دارد از ورثه او مطالبه نمايد.

مسئله 2267 - اگر فروشنده بگويد اين جنس نقداً به اين مبلغ و نسيه به آن مبلغ و بالاخره معين نشود معامله باطل است. ولي اگر معين شود كه معامله نقد است يا نسيه اشكال ندارد هر چند بخاطر نسيه بودن گرانتر قيمت گذاري شود

مسئله 2268 - كسي كه جنسي را نسيه فروخته و براي گرفتن پول آن، مدتي قرار داده، اگر بعد از گذشتن مقداري از مدت، مقداري از طلب خود را با موافقت بدهكار كم كند و بقيه را نقد بگيرد اشكال ندارد.

معامله سلف‏

مسئله 2269 - معامله سلف آن است كه جنس فروخته شده كلي باشد و مشتري پول را بدهد كه بعد از مدتي جنس را تحويل بگيرد، و فرقي نمي‏كند كه ايجاب معامله از طرف فروشنده باشد يا خريدار يعني مشتري بگويد اين پول را مي‏دهم كه مثلا بعد از شش ماه فلان جنس را بگيرم و فروشنده بگويد قبول كردم، يا فروشنده پول را بگيرد و بگويد فلان جنس را فروختم كه بعد از شش ماه تحويل بدهم، معامله صحيح است.

مسئله 2270 - معامله سلف در طلا و نقره به طلا و نقره باطل است پس اگر پول طلا و نقره را سلف بفروشد و عوض آن را پول طلا و نقره بگيرد معامله باطل است ولي اين حكم در پول غير طلا و نقره مثل اسكناس و فلز ديگر مبني بر احتياط مستحبي است.

شرايط معامله سلف‏

مسئله 2271 - معامله سلف، هفت شرط دارد:
اول: خصوصياتي را كه قيمت جنس به واسطه آنها فرق مي‏كند معين نمايند، ولي دقت زياد هم لازم نيست، همين قدر كه عرفاً خصوصيات آن معلوم شده باشد كافي است. پس معامله سلف در جواهرات كه معمولا بدون ديدن معلوم نمي‏شود و همينطور در هر چيزي كه نشود خصوصياتشان را به طوري معين كنند كه مجهول و غرري نباشد باطل است.
دوم: پيش از آنكه خريدار و فروشنده از هم جدا شوند، خريدار تمام قيمت را به فروشنده بدهد، و چنانچه مقداري از قيمت را بدهد اگر چه معامله در آن مقدار صحيح است ولي فروشنده مي‏تواند معامله را بهم بزند.
سوم: مدت را كاملا معين كنند، و اگر مثلا بگويد: تا اول خرمن جنس را تحويل مي‏دهم اگر مدت معلوم نباشد معامله باطل است.
چهارم: وقتي را براي تحويل جنس معين كنند كه در آن وقت جنس ناياب نباشد تا مشتري بتواند تحويل دهد.
پنجم: جاي تحويل جنس را معين نمايد يا از قرائن معلوم باشد.
ششم: وزن يا پيمانه يا شماره آن را معين كنند و اگر كوچكي و بزرگي آن هم دخالت در غرض دارد (مثل گردو و مانند آن) بايد تقريبا معلوم باشد.
هفتم: اينكه جنس و عوض آن در صورتي كه فروش آنها با وزن يا پيمانه باشد از يك جنس نباشند.

احكام معامله سلف‏

مسئله 2272 - بنابر احتياط واجب انسان نمي‏تواند جنسي را كه سلف خريده پيش از تمام شدن مدت بفروشد. - به فروشنده يا ديگران - و بعد از تمام شدن مدت، اگر آن را تحويل نگرفته باشد فروختن آن به خود فروشنده بهر نحو باشد هر چند بهم جنس مگر با زياده اشكال ندارد. و همچنين به ديگران، مگر اينكه از چيزهايي باشد كه با وزن يا پيمانه معامله مي‏شود كه در اين صورت فروختن آن به قيمتي كه خريده مانعي ندارد ولي به قيمت زيادتر محل اشكال است. اينها در صورتي است كه بخواهد همان جنس خريداري شده اوليه را بفروشد ولي اگر كلي آن جنس را سلفا بفروشد هر چند باتكاء تحويل گرفتن از فروشنده اولي هيچ اشكالي ندارد.

مسئله 2273 - اگر جنسي را كه فروشنده مي‏دهد بهتر يا پست‏تر از جنسي باشد كه قرار داده‏اند، مشتري مي‏تواند قبول نكند. ولي اگر طبق قرارداد مي‏باشد مشتري نمي‏تواند درخواست تبديل كند.

مسئله 2274 - اگر فروشنده به جاي جنسي كه قرارداد كرده‏اند، جنس ديگري بدهد، در صورتي كه مشتري راضي شود اشكال ندارد.

مسئله 2275 - اگر جنسي را كه سلف فروخته در موقعي كه بايد آن را تحويل دهد ناياب شود و نتواند آن را تهيه كند، مشتري مي‏تواند صبر كند يا معامله را به هم بزند و چيزي را كه داده پس بگيرد. ولي اگر مشتري در اثر اين معطلي ضرر زيادي ديده است - مثل شرايط خاص تورم اقتصادي - حق دارد طلب خسارت از فروشنده كند.

مسئله 2276 - اگر ثمن و مبيع هر دو مدت دار باشند يعني جنسي را بفروشد و قرار بگذارد كه بعد از مدتي تحويل دهد و پول آن را هم بعد از مدتي بگيرد، معامله باطل است.

فروش طلا و نقره به طلا و نقره - صرف -

مسئله 2277 - اگر طلا را به طلا، يا نقره را به نقره بفروشد، سكه دار باشند يا بي سكه، در صورتي كه وزن يكي از آنها زيادتر از ديگري باشد، معامله حرام و باطل است.

مسئله 2278 - اگر طلا را به نقره، يا نقره را به طلا بفروشد، معامله صحيح است و لازم نيست وزن آنها مساوي باشد.

مسئله 2279 - اگر طلا يا نقره را به طلا، يا نقره بفروشند. بايد فروشنده و خريدار پيش از آنكه از يكديگر جدا شوند، جنس و عوض آن را به يكديگر تحويل دهند. و اگر هيچ مقدار از چيزي را كه قرار گذاشته‏اند تحويل ندهند معامله باطل است.

مسئله 2280 - اگر فروشنده يا خريدار تمام چيزي را كه قرار گذاشته تحويل دهد و ديگري مقداري از آن را تحويل دهد و از يكديگر جدا شوند، اگر چه معامله به آن مقدار صحيح است ولي كسي كه تمام مال به دست او نرسيده مي‏تواند معامله را به هم بزند.

مسئله 2281 - اگر مقداري خاك نقره معدن را به همان مقدار نقره خالص، و يا مقداري خاك طلاي معدن را به همان مقدار طلاي خالص بفروشند، معامله باطل است. ولي فروختن خاك نقره به طلا و خاك طلا به نقره به هر صورت اشكال ندارد.

مواردي كه انسان مي‏تواند معامله را بهم بزند

مسئله 2282 - حق به هم زدن معامله را خيار مي‏گويند، و خريدار يا فروشنده در موارد ذيل مي‏توانند معامله را بهم بزنند:
اول: آنكه از مجلس معامله متفرق نشده باشند. و اين خيار را خيار مجلس مي‏گويند.
دوم: آنكه يكي از دو طرف مغبون شده (خيار غبن)، كه مغبون مي‏تواند اصل معامله را به هم بزند، يا به همان قيمت كه معامله شده راضي شود، و نمي‏تواند طرف ديگر را مجبور به دادن تفاوت قيمت كند ولي با رضايت طرفين مانعي ندارد.
سوم: در معامله قرارداد كنند كه تا مدت معيني هر دو يا يكي از آنان بتوانند معامله را به هم بزنند (خيار شرط.)
چهارم: فروشنده، يا خريدار، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و طوري كه ارزشمنتر جلوه كند (خيار تدليس.)
پنجم: فروشنده يا خريدار شرط كند كه كاري انجام دهد، يا شرط كند مالي را كه مي‏دهد طور مخصوصي باشد، و به آن شرط عمل نكند، كه در اين صورت ديگري مي‏تواند معامله را بهم بزند (خيار تخلف شرط).
ششم: در جنس يا عوض آن عيبي باشد (خيار عيب)
هفتم: معلوم شود مقداري از جنسي را كه فروخته‏اند، مال ديگري است، كه اگر صاحب آن به معامله راضي نشود، خريدار مي‏تواند اصل معامله را به هم بزند، يا پول آن مقدار را از فروشنده پس بگيرد. و نيز اگر معلوم شود مقداري از ثمن را كه خريدار عوض قرار داده، مال ديگري است و صاحب آن راضي نشود، فروشنده مي‏تواند اصل معامله را بهم بزند، يا عوض آن مقدار را از خريدار بگيرد (خيار تبعض صفقه يا تجزيه معامله).
هشتم: فروشنده خصوصيات جنس معيني را كه مشتري نديده به او بگويد، بعد معلوم شود طوري كه گفته، نبوده است، كه در اين صورت مشتري مي‏تواند معامله را بهم بزند. و نيز اگر مشتري خصوصيات عوض معيني را كه مي‏دهد بگويد، بعد معلوم شود طوري كه گفته، نبوده است فروشنده مي‏تواند معامله را به هم بزند (خيار رؤيت.)
نهم: مشتري پول جنسي را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحويل ندهد، كه اگر مشتري شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد، و شرط تأخير جنس هم نشده باشد فروشنده مي‏تواند معامله را به هم بزند. و اگر جنسي را كه خريده مثل بعضي از ميوه‏ها باشد كه اگر يك روز بماند ضايع مي‏شود، چنانچه تا شب، پول آن را ندهد و شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد، و شرط تأخير جنس هم نشده باشد، فروشنده مي‏تواند معامله را بهم بزند (خيار تأخير).
دهم: در معامله حيوان خريدار تا سه روز مي‏تواند معامله را بهم بزند (خيار حيوان)
يازدهم: فروشنده نتواند جنسي را كه فروخته تحويل دهد، مثلا اسبي را كه فروخته فرار نمايد، كه در اين صورت مشتري مي‏تواند معامله را بهم بزند (خيار تعذر تسليم).

مسئله 2283 - اگر خريدار قيمت جنس را نداند، يا در موقع معامله غفلت كند و جنس را گرانتر از قيمت معمول آن بخرد، چنانچه به قدري گران خريده كه مردم به آن اهميت مي‏دهند، مي‏تواند معامله را بهم بزند. و نيز اگر فروشنده قيمت جنس را نداند يا موقع معامله غفلت كند و جنس را ارزانتر از قيمت آن بفروشد، به مقداري كه معمولا اهميت بدهند و او را مغبون بدانند، مي‏تواند معامله را بهم بزند.

مسئله 2284 - در معامله بيع شرط، كه مثلا خانه گرانقيمتي را به قيمت ارزان مي‏فروشند و قرار مي‏گذارند كه اگر فروشنده سر مدت پول را بدهد بتواند معامله را بهم بزند، در صورتي كه خريدار و فروشنده قصد جدي خريد و فروش داشته باشند، معامله صحيح است.

مسئله 2285 - در معامله بيع شرط اگر چه فروشنده اطمينان داشته باشد كه هرگاه سر مدت پول را ندهد، باز هم خريدار ملك را از او دريغ ندارد معامله صحيح است، ولي اگر سر مدت پول را ندهد، حق ندارد ملك را از خريدار مطالبه كند، و اگر سر مدت ندهد و خريدار بميرد، نمي‏تواند ملك را از ورثه او مطالبه نمايد.

مسئله 2286 - اگر چاي اعلا را با چاي پست، مخلوط كند و به اسم چاي اعلا بفروشد و مشتري نمي‏دانسته، مي‏تواند معامله را بهم بزند.

مسئله 2287 - اگر خريدار بفهمد مالي را كه خريده عيبي دارد، مثلا ماشيني را بخرد و بعد بفهمد اجزاء شكسته آن را بجاي سالم به او داده‏اند يا حيواني را بخرد و بفهمد كه يك چشم آن كور است، چنانچه آن عيب پيش از معامله در مال بوده و او نمي‏دانسته، مي‏تواند معامله را بهم بزند، و اگر در آن تصرف نموده - تصرفي كه موجب تغيير مال شده مثلا ماشين را رنگ ديگري زده يا پارچه را بريده - مي‏تواند فرق قيمت سالم و معيوب آن را معين كند و به نسبت تفاوت قيمت سالم و معيوب از پولي كه به فروشنده داده پس بگيرد. مثلا مالي را كه به چهار تومان خريده، اگر بفهمد معيوب است، در صورتي كه قيمت سالم آن هشت تومان و قيمت معيوب آن شش تومان باشد، چون فرق قيمت سالم و معيوب يك چهارم مي‏باشد مي‏تواند يك چهارم پولي را كه داده، يعني يك تومان، از فروشنده بگيرد.

مسئله 2288 - اگر فروشنده بفهمد در عوضي كه گرفته عيبي هست پس اگر معامله به عوض كلي بوده، مي‏تواند آن را پس دهد و عوض سالم را مطالبه نمايد، و اگر به عوض مشخص بوده پس چنانچه آن عيب پيش از معامله در عوض بوده و او نمي‏دانسته، مي‏تواند معامله را به هم بزند، و اگر در آن تصرف نموده - تصرفي كه در بالا گفته شد - مي‏تواند تفاوت قيمت سالم و معيوب را به دستوري كه در مسئله پيش گفته شد بگيرد.

مسئله 2289 - اگر بعد از معامله و پيش از تحويل دادن مال عيبي در آن پيدا شود، خريدار مي‏تواند معامله را به هم بزند. و نيز اگر در عوض مال بعد از معامله و پيش از تحويل دادن عيبي پيدا شود فروشنده مي‏تواند معامله را بهم بزند، ولي اگر بخواهند تفاوت قيمت بگيرند اشكال دارد. مگر اينكه هر دو راضي شوند.

مسئله 2290 - خيار عيب فوري نيست هر چند احوط اين است كه پس از فهميدن عيب اگر مي‏خواهد معامله را بهم بزند تأخير نيندازد.

مسئله 2291 - هرگاه بعد از خريدن جنس، عيب آن را بفهمد، اگر چه فروشنده حاضر نباشد، مي‏تواند معامله را از پيش خود فسخ كرده بهم بزند.

مسئله 2292 - در سه صورت اگر خريدار بفهمد مال عيبي دارد نمي‏تواند معامله را بهم بزند، يا تفاوت قيمت بگيرد. اول: آنكه موقع خريدن، عيب مال را بداند.
دوم: در وقت معامله هر چند عيب را نداند ولي اسقاط حق خود كرده بگويد: اگر مال عيبي داشته باشد پس نمي‏دهم، و تفاوت قيمت هم نمي‏گيرم.
سوم: فروشنده در وقت معامله بگويد: اين مال را با هر عيبي كه دارد مي‏فروشم. ولي اگر عيبي را معين كند و بگويد مال را با اين عيب مي‏فروشم و معلوم شود عيب ديگري هم دارد، خريدار مي‏تواند براي عيبي كه فروشنده معين نكرده مال را پس دهد، يا اگر تصرف كرده (تصرفي كه گفته شد) تفاوت قيمت بگيرد.

مسئله 2293 - در دو صورت اگر خريدار بفهمد مال عيبي دارد، نمي‏تواند معامله را بهم بزند، ولي مي‏تواند تفاوت قيمت بگيرد: اول: آنكه بعد از معامله در مال تصرف كند تصرف موجب تغيير مال .
دوم: آنكه بعد از تحويل گرفتن مال، عيب ديگري در آن حادث شود. ولي اگر حيوان معيوبي را بخرد و پيش از گذشتن سه روز، بدون تفريط مشتري عيب ديگري پيدا كند اگر چه آن را تحويل گرفته باشد باز هم مي‏تواند آن را پس دهد. و نيز اگر فقط خريدار تا مدتي حق بهم زدن معامله را داشته باشد و در آن مدت در مال عيب ديگري حادث شود، اگر چه آن را تحويل گرفته باشد، مي‏تواند معامله را بهم بزند.

مسئله 2294 - اگر انسان مالي داشته باشد كه خودش آن را نديده، و ديگري خصوصيات آن را براي او گفته باشد، چنانچه او همان خصوصيات را به مشتري بگويد و آن را بفروشد و بعد از فروش بفهمد كه بهتر از آن بوده، مي‏تواند معامله را بهم بزند.

مسئله 2295 - اگر جنس معيوبي را بفروشد و پيش از اينكه مشتري متوجه شود عيب آن خود بخود برطرف شود باز هم حق فسخ يا تفاوت قيمت هست گرچه احتياط در مصالحه است.

مسئله 2296 - در خصوص عيب‏هاي جنون و جذام و برص حق خيار در خريد و فروش تا يك سال ادامه دارد.

مسائل متفرقه‏

مسئله 2297 - معمولا معاملات مستقل از قيمت خريد انجام مي‏شود كه در اصطلاح فقهي در "مساومه" خوانده مي‏شود ولي اگر فروشنده قيمت خريد جنس را به مشتري بگويد، يعني بخواهد معامله را براساس قيمت خريد بفروشد بايد تمام چيزهايي را كه به واسطه آنها قيمت مال كم يا زياد مي‏شود بگويد، اگر چه به همان قيمت يا به كمتر از آن بفروشد، مثلا بايد بگويد كه نقد خريده است يا نسيه. مخارج به عهده او بوده يا فروشنده قبلي و همينطور ساير امور.

مسئله 2298 - اگر انسان جنسي را به كسي بدهد و قيمت آن را معين كند و بگويد: اين جنس را به اين قيمت به فروش و هر چه زيادتر فروختي مال خودت باشد، هر چه زيادتر از آن قيمت بفروشد مال دلال است. و نيز اگر بگويد: اين جنس را به اين قيمت به تو فروختم و او بگويد قبول كردم، يا به قصد فروختن، جنس را به او بدهد و او هم به قصد خريدن بگيرد، هر چه زيادتر از آن قيمت بفروشد مال خود او است.

مسئله 2299 - اگر مثلا قصاب، گوشت نر بفروشد و به جاي آن، گوشت ماده بدهد معصيت كرده است، پس اگر آن گوشت را معين كرده و گفته اين گوشت نر را مي‏فروشم، مشتري مي‏تواند معامله را بهم بزند، و اگر آن را معين نكرده، در صورتي كه مشتري به گوشتي كه گرفته راضي نشود، قصاب بايد گوشت نر به او بدهد و همينطور در اجناس ديگر.

مسئله 2300 - اگر مشتري به بزاز بگويد: پارچه‏اي مي‏خواهم كه رنگ آن نرود، و بزاز پارچه خاصي را به او بفروشد كه رنگ آن برود، مشتري مي‏تواند معامله را بهم بزند و همه اجناس ديگر نيز همين حكم را دارند .

مسئله 2301 - قسم خوردن در معامله اگر راست باشد مكروه است، و اگر دروغ باشد حرام است و به آن قسم و غموس گفته مي‏شود يعني فرو برنده در دوزخ.

صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل