صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل

تلقيح‏

مسئله 2642 - وارد نمودن مني مرد را در رحم زوجه خودش با وسايلي مانند سرنگ و يا هر وسيله ديگر ، اشكال ندارد، لكن بايد از مقدمات حرام احتراز نمايند.

مسئله 2643 - اگر مني مرد را در رحم زنش وارد نمودند چه به وجه حلال يا حرام و از آن بچه توليد شد، اشكالي نيست كه بچه مال مرد و زن است و همه احكام فرزند را دارد، هم محرم است و هم ارث مي‏برد.

مسئله 2644 - جايز نيست داخل نمودن مني اجنبي را در رحم زن اجنبيه، چه با اجازه زن باشد يا بي‏اجازه، و چه شوهر داشته باشد يا نداشته باشد، و چه با اجازه شوهر باشد يا نباشد.

مسئله 2645 - اگر مني مردي را داخل رحم زن اجنبيه نمودند و معلوم شد بچه از آن مني است، پس اگر اين عمل به طور شبهه بوده، مثل آنكه مرد گمان مي‏كرد زن خودش مي‏باشد، و زن نيز گمان مي‏كرد مني شوهر خودش مي‏باشد و بعد از عمل معلوم شد از شوهر نيست، اشكالي نيست كه بچه شرعا از مرد صاحب مني و از زن است، و تمام احكام فرزندي را دارد، ولكن اگر از روي علم و عمد باشد گرچه اين عمل حرام است ليكن نسبت حاصل مي‏شود و آن مرد صاحب نطفه و زن پدر و مادر بچه حساب مي‏شوند و بنابراين اگر اين بچه دختر باشد، پدر نمي‏تواند با او ازدواج كند، و اگر پسر باشد نمي‏تواند مادرش را بگيرد، و دختر نمي‏تواند به محارمش شوهر كند، و پسر هم نمي‏تواند با محارمش ازدواج كند ارث هم از يكديگر مي‏برند ليكن در جميع مسائل از جمله ارث احتياط خوب بلكه شايسته است كه اين احتياط ترك نشود اينها همه در صورتي است كه نطفه مرد را در رحم زن قرار دهند ولي اگر نطفه مرد و زن را آميخته و براي رشد در رحم زن ديگري قرار دهند بچه فرزند آن مرد و زن خواهد بود ليكن به زن صاحب رحم نيز محرم مي‏باشد.

احكام عقد دائم‏

مسئله 2646 - زني كه عقد دائمي شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود، يا شغلي در خارج خانه براي خود بگيرد و بايد خود را براي هرگونه التذاذات زناشوئي آماده نمايد، و بدون عذر شرعي از نزديكي كردن او جلوگيري نكند، و اگر در اينها از شوهر اطاعت كند، مخارج او از غذا و لباس و منزل او و غيره بر شوهر، واجب است و اگر تهيه نكند چه توانايي داشته باشد، يا نداشته باشد مديون زن مي‏باشد.

مسئله 2647 - اگر زن در كارهايي كه در مسئله پيش گفته شد اطاعت شوهر را نكند گناهكار است و حق نفقه از غذا و لباس و منزل و همخوابي ندارد، ولي مهر او از بين نمي‏رود.

مسئله 2648 - مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند و اگر او را مجبور نمود زن حق قانوني دارد كه حق الزحمه خود را بگيرد .

مسئله 2649 - مخارج سفر غير ضروري و غير متعارف زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست، ولي اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد بايد خرج سفر او را بدهد، چنانكه اگر براي معالجه نياز به سفر پيدا كرد بايد شوهر مخارج سفر او را بدهد.

مسئله 2650 - زني كه از شوهر اطاعت مي‏كند اگر مطالبه خرجي كند و شوهر ندهد مي‏تواند در هر روز به اندازه خرجي آن روز بدون اجازه از مال او بردارد، ولي احوط اين است كه از حاكم شرع اجازه بگيرد، و اگر دسترسي به مجتهد جامع الشرائط نداشت از برخي مؤمنين عادل اجازه بگيرد و اگر ممكن نيست از مال شوهر بردارد مي تواند براي معاش خود كار كند، و در آن هنگام اطاعت شوهر بر او واجب نيست.

مسئله 2651 - بنابر احتياط مستحب مرد بايد در هر چهار شب يك شب نزد زن دائمي خود بماند مگر اينكه او گذشت كند، ولي اگر بيش از يك زن دائم دارد و يك شب نزديكي از آنان ماند واجب است نزد ديگري هم يك شب بماند ولي نزديكي كردن لازم نيست.

مسئله 2652 - شوهر نمي‏تواندبيش از چهارماه نزديكي با عيال دائمي خود را ترك كند، هر چند ثبوت اين حكم در غير زن جوان محل اشكال است ولي در حد امكان احتياط نمايد .

مسئله 2653 - اگر موقع خواندن عقد دائمي براي دادن مهر مدتي معين نكرده باشند، زن مي‏تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكي كردن شوهر جلوگيري كند، چه شوهر توانائي دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد، ولي اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكي راضي شود و شوهر با او نزديكي كند ديگر نمي‏تواند بدون عذر شرعي از نزديكي شوهر جلوگيري نمايد. و اگر اصلا مهر معين نكرده باشند چنانكه پيش از اين هم گفته شد عقد صحيح است و مرد پس از نزديكي بايد مهرالمثل بدهد ولي در متعه (عقد موقت) اگر تعيين مهر نكنند بنابر احتياط واجب عقد باطل است.

احكام عقد موقت (متعه)

مسئله 2654 - متعه كردن زن اگر چه براي لذت بردن هم نباشد صحيح است، ولي بايد حقيقتا قصد ازدواج موقت را داشته باشند و به همين قصد عقد را جاري كنند.

مسئله 2655 - در متعه بايد مدت و مقدار مهر معين شود. پس اگر هر يك از اينها ذكر نشود يا مجمل باشد و مشخص نگردد، متعه باطل است.

مسئله 2656 - بنابراحتياط واجب شوهر بيش از چهار ماه نبايد نزديكي با متعه خود را ترك كند هر چند ثبوت اين حكم در غير زن جوان محل اشكال است ولي در حد امكان احتياط نمايد .

مسئله 2657 - زني كه متعه مي‏شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكي نكند، عقد و شرط او صحيح است و شوهر فقط مي‏تواند لذتهاي ديگر از او ببرد، ولي اگر بعدا به نزديكي راضي شود، شوهر مي‏تواند با او نزديكي نمايد.

مسئله 2658 - زني كه متعه شده اگر چه آبستن شود حق خرجي ندارد مگر اينكه در ضمن عقد شرط شده باشد.

مسئله 2659 - زني كه متعه شده حق همخوابي (يك شب از چهار شب) ندارد و از شوهر ارث نمي‏برد، و شوهر هم از او ارث نمي‏برد، مگر در صورتي كه ارث بردن را در ضمن عقد شرط كرده باشند.

مسئله 2660 - زني كه متعه شده اگر نداند كه حق خرجي و همخوابي ندارد عقد او صحيح است، و براي آنكه نمي‏دانسته، حقي به شوهر پيدا نمي‏كند.

مسئله 2661 - بيرون رفتن زني كه متعه شده، از خانه و گرفتن كار در بيرون خانه بدون اجازه شوهر محل اشكال است، و اگر به واسطه بيرون رفتن، حق شوهر از بين مي‏رود بيرون رفتن او حرام است.

مسئله 2662 - اگر زني مردي را وكيل كند كه به مدت و مبلغ معين او را براي خود متعه نمايد، چنانچه مرد او را به عقد دائم خود در آورد يا به غير از مدت يا مبلغي كه معين شده او را متعه كند، وقتي آن زن فهميد اگر بگويد راضي هستم عقد صحيح وگرنه باطل است.

مسئله 2663 - پدر و جد پدري مي‏توانند براي محرم شدن، دختر نابالغ را به عقد موقت كسي در آورند و يا زني را براي پسر نابالغ عقد موقت كنند، ولي بنابر احتياط واجب بايد اين عقد به مصلحت صغير باشد و لازم نيست كه پسر يا دختر به حد درك لذتهاي زناشوئي و استمتاع رسيده باشند ولي بهتر اين است كه مدت عقد موقت باندازه أي باشد كه دو طرف بحد بهره گيري و التذاذ جنس برسند.

مسئله 2664 - اگر پدر يا جد پدري، طفل خود را كه در محل ديگري است و نمي‏داند زنده است يا مرده، براي محرم شدن، به عقدموقت كسي در آورد، برحسب ظاهر محرم بودن حاصل مي‏شود، و چنانچه بعدا معلوم شود كه در موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل است و كساني كه به واسطه عقد ظاهرا محرم شده بودند نامحرمند.

مسئله 2665 - اگر مرد، مدت متعه را ببخشد، چنانچه با او نزديكي كرده، بايد تمام چيزي را كه قرار گذاشته به او بدهد، و اگر نزديكي نكرده بايد نصف آن را بدهد.

مسئله 2666 - مرد مي‏تواند زني را كه متعه خود او بوده و مدتش تمام شده يا مرد بخشيده ولي هنوز عده‏اش تمام نشده به عقد دائم يا مجددا به عقد موقت خود درآورد.

مسئله 2667 - ازدواج چه موقت و چه دائم مشروط به قصد عمل جنسي نمي‏باشد و اگر طرفين بدانند كه هدف از ازدواج صرف انس يا محرميت و ساير آثار آن مي‏باشد ازدواج صحيح است البته بشرط اينكه بطور جدي قصد ازدواج داشته باشد .

احكام نگاه كردن‏

مسئله 2668 - نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم، چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است، و نگاه كردن به صورت و دستها تا مچ دست نيز اگر به قصد لذت باشد يا بترسد كه به حرام بيفتد حرام است، بلكه نگاه كردن بدون قصد لذت و ترس مزبور نيز خالي از اشكال نيست و لازم است تا ضرورتي نباشد احتياط شود. و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مي‏باشد و به صورت و سر و گردن و دستها تا حدود مچ و پا تا ساق اشكال ندارد و نگاه كردن به صورت و بدن و موي دختر نابالغ اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه نگاه كردن هم انسان نترسد كه به حرام بيفتد اشكال ندارد، ولي بنابر احتياط بايد جاهايي را كه مثل ران و شكم و پستان معمولا مي‏پوشانند نگاه نكند.

مسئله 2669 - اگر انسان بدون قصد لذت به صورت و دستها و موها و جاهايي را كه معمولا نمي‏پوشانند از زنهاي كفار و اهل كتاب مثل زنهاي يهود و نصاري نگاه كند، در صورتي كه نترسد كه به حرام بيفتد اشكال ندارد.

مسئله 2670 - زن بايد بدن و موي خود را از مرد نامحرم بپوشاند، بلكه احتياط آن است كه بدن و موي خود را از پسري هم كه بالغ نشده ولي خوب و بد را مي‏فهمد و به حدي رسيده كه ممكن است به قصد لذت نگاه كند بپوشاند.

مسئله 2671 - اگر مردها سينه‏هاي خود را براي سينه زدن برهنه كنند حرام نيست، ولي بر زنها حرام است به بدن آنان نگاه كنند، و اگر مردها مي‏دانند كه زنها عمدا به بدنشان نگاه مي‏كنند احوط اين است كه برهنه نشوند.

مسئله 2672 - نگاه كردن به عورت ديگري حرام است، اگر چه از پشت شيشه يا در آئينه يا آب صاف و مانند اينها باشد. و احتياط واجب آن است كه به عورت بچه مميز هم نگاه نكنند، ولي زن و شوهر مي‏توانند به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.

مسئله 2673 - مرد و زني كه با يكديگر محرمند، اگر قصد لذت شهواني نداشته باشند مي‏توانند غير از عورت به تمام بدن يكديگر نگاه كنند.

مسئله 2674 - مرد نبايد با قصد لذت شهواني به بدن مرد ديگر نگاه كند. و نگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر با قصد لذت شهواني حرام است.

مسئله 2675 - عكس و فيلم برداشتن مرد از زن نامحرم اگر همراه با نگاه كردن بجاهايي كه نگاه كردن حرام است نباشد حرام نيست. ولي اگر براي عكس برداشتن مجبور شود كه حرام ديگري انجام دهد، مثلا دست به بدن او بزند يا به بدن او نگاه كند، نبايد عكس او را بردارد. و اگر زن نامحرمي را بشناسد در صورتي كه آن زن مقيد برعايت حجاب شرعي بوده متهتك نباشد بنابر احتياط واجب نبايد به عكس و فيلم او نگاه كند

مسئله 2676 - اگر در حال ناچارئ و اضطرار زن بخواهد زن ديگر، يا مردي غير از شوهر خود را تنقيه كند، يا عورت او را آب بكشد، بايد چيزي در دست كند كه دست او به عورت آن شخص نرسد. و همچنين است اگر مرد ناچار باشد مرد ديگر، يا زني غير زن خود را تنقيه كند، يا عورت او را آب بكشد.

مسئله 2677 - اگر مرد ناچار باشد به معالجه زن نامحرم و براي معالجه او ناچار باشد كه او را نگاه كند و دست به بدن او بزند اشكال ندارد، ولي اگر با نگاه كردن بتواند معالجه كند نبايد دست به بدن او بزند، و اگر با دست زدن بتواند معالجه كند، نبايد او را نگاه كند.

مسئله 2678 - اگر دكتر يا پرستار براي معالجه ناچار باشد كه به عورت بيمار نگاه كند يا دست بزند و حتي از طريق نگاه در آيينه هم به آساني ممكن نباشد ، اشكال ندارد ليكن حتي المقدور بايد دستكش و مانند آن در دست نمايد.

مسائل متفرقه زناشوئي‏

مسئله 2679 - كسي كه به واسطه نداشتن همسر به حرام مي‏افتد، واجب است ازدواج كند و همينطور اگر ضرر مهمي براي جسم او داشته باشد.

مسئله 2680 - اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد از عقد معلوم شود كه باكره نبوده، نمي‏تواند عقد را فسخ كرده بهم بزند، ولي اگر به اقرار زن يا به راهي ديگر ثابت شود كه پيش از عقد بكارت او زائل شده، شوهر مي‏تواند تفاوت بين باكره و غير باكره را از مهر او كم كند. و اگر شرط باكره بودن نشود و عقد هم با قرائني مبتني بر شرط بكارت نباشد نمي‏تواند تفاوت را كم كند.

مسئله 2681 - اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند كه كسي در آنجا نباشد و ديگري هم نمي‏تواند وارد شود، چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند بايد از آنجا بيرون بروند، بلكه احوط ترك خلوت است مطلقا، و نمازشان نيز در حال خلوت خلاف احتياط است. ليكن اقوي صحت نماز است و خود خلوت هم حرام نيست مگر اينكه كار حرامي انجام شود يا خوف ابتلاء به حرام باشد.

مسئله 2682 - اگر مرد مهر زن را در عقد معين كند و قصدش اين باشد كه آن را ندهد، عقد صحيح است ولي مهر را بايد بدهد.

مسئله 2683 - مسلماني كه منكر خدا يا پيغمبر شود، يا حكم ضروري دين، يعني حكمي را كه همگان آن را جزء دين اسلام مي‏دانند، مثل واجب بودن نماز و روزه يا وجوب حج و حجاب و... انكار كند، در صورتي كه منكر شدن آن حكم، به انكار خدا يا پيغمبر برگردد مرتد است. و همچنين است اگر از خوارج و نواصب و غلات گردد و حكم ازدواج مرتد را بعداً ذكر مي‏كنيم.

مسئله 2684 - اگر مردي پيش از آنكه با همسرش نزديكي كند به طوري كه در مسئله پيش گفته شد مرتد شود، عقد او باطل مي‏گردد. و همچنين است اگر بعد از نزديكي مرتد شود ولي يائسه باشد، يعني اگر قرشيه است شصت سال و اگر قرشيه نيست پنجاه سال او تمام شده باشد، اما اگر يائسه نباشد، بايد به دستوري كه د راحكام طلاق گفته خواهد شد عده نگهدارد، پس اگر در بين عده مجددا مسلمان شود بنا به مشهور علماء عقد باقي است ليكن احتياط ترك نشود و اگر تا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است.

مسئله 2685 - كسي كه مسلمان زاده است چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام كند، ولي بعد مرتد شود زنش بر او حرام مي‏شود و بايد زنش به مقداري كه در احكام طلاق گفته مي‏شود عده وفات نگهدارد.

مسئله 2686 - مردي كه از پدر و مادر غير مسلمان به دنيا آمده و مسلمان شده اگر پيش از نزديكي با عيالش مرتد شود، عقد او باطل مي‏گردد، و اگر بعد از نزديكي مرتد شود، چنانچه زن او در سن زنهائي باشد كه حيض مي‏بينند بايد آن زن به مقداريكه د راحكام طلاق گفته مي‏شود عده نگهدارد، پس اگر پيش از تمام شدن عده، شوهر او مسلمان شود بنابه مشهور ميان علماء عقد باقي است ليكن احتياط ترك نشود وگرنه باطل است، ولي در صورت اول نيز بهتر است عقد او تجديد شود.

مسئله 2687 - اگر زن د رعقد با مرد شرط كند كه او را از شهري بيرون نبرد و مرد هم قبول كند، نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد مگر با رضايت او.

مسئله 2688 - اگر زن انسان از شوهر ديگرش دختري داشته باشد، انسان مي‏تواند آن دختر را براي پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند. و نيز اگر دختري را براي پسر خود عقد كند مي‏تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.

مسئله 2689 - اگر زني از زنا آبستن شود، جايز نيست بچه‏اش را سقط كند.

مسئله 2690 - اگر كسي با زني كه شوهر ندارد و در عده كسي هم نيست زنا كند، چنانچه بعد از استبراء به يك مرتبه حيض شدن او را عقد كند و بچه‏اي از آنان پيدا شود، در صورتي كه ندانند از نطفه حلال است يا حرام، آن بچه حلال زاده است.

مسئله 2691 ـ اگر مرد نداند كه زن در عدّه است، يا نداند كه عقد در عدّه حرام است و با او ازدواج كند، چنانچه زن هم نداند و بچّهاي از آنان به دنيا آيد، حلالزاده است و شرعاً فرزند هر دو ميباشد، ولي اگر زن ميدانسته كه در عدّه است و نيز ميدانسته كه عقد در عدّه حرام است شرعاً بچه فرزند پدر است و بين او و مادر ارث نيست، و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به يكديگر حرام ابدي ميباشند.

مسئله 2692 ـ اگر زن بگويد يائسهام حرف او قبول نيست، مگر اينكه از حرف او وثوق پيدا شود، ولي اگر بگويد شوهر ندارم يا بگويد در عدّه نيستم، حرف او قبول ميشود.

مسئله 2693 ـ اگر بعد از آنكه انسان با زني ازدواج كرد، كسي بگويد آن زن شوهر داشته و زن بگويد نداشتم، چنانچه شرعاً ثابت نشود كه زن شوهر داشته، بايد حرف زن را قبول كرد، ولي اگر آن كس مورد وثوق باشد، بنابر احتياط واجب مرد با طلاق از آن زن جدا شود.

مسئله 2694 ـ اگر زني كه آزاد و مسلمان و عاقل است دختري داشته باشد تا دو سال بلكه بنابراحتياط واجب تا هفت سال دختر تمام نشده حقّ حضانت با مادر است و پدر نميتواند او را از مادرش جدا كند مگر اينكه مادر شوهر كرده باشد، و اگر پدر مرده است حقّ حضانت با مادر است و نوبت به جدّ و ديگران نميرسد.

مسئله 2695 ـ مستحب است در شوهر دادن دختري كه بالغه است، يعني مكلف شده، عجله كنند. حضرت امام صادق(ع) فرمودند: "يكي از سعادتهاي مرد آن است كه دخترش در خانة او حيض نبيند".

مسئله 2696 ـ اگر زن مهر خود را به شوهر صلح كند كه زن ديگر نگيرد و شوهر هم قبول نمايد، احتياط واجب آن است كه زن مهر را نگيرد و شوهر هم با زن ديگر ازدواج نكند. و اگر ازدواج كرد ازدواجش صحيح است هر چند خلاف كرده است.

مسئله 2697 ـ كسي كه از زنا به دنيا آمده، اگر زن بگيرد و بچّهاي پيدا كند آن بچّه حلالزاده است.

مسئله 2698 ـ هر گاه مرد در روزة ماه رمضان، يا در حال حيض زن خود با او نزديكي كند معصيت كرده، ولي اگر بچّهاي از آن به دنيا آيد حلالزاده است و از آنان ارث ميبرد.

مسئله 2699 ـ اگر شوهر زن، در جبهة جنگ ، يا در دريا، يا به جهت ديگري مفقودالاثر شد، مسئله سه صورت دارد:
اول: اينكه زن يقين كند شوهر او مرده است. در اين صورت بايد عدّة وفات نگه دارد و بعد از عدّه ميتواند شوهر كند.
دوّم: اينكه يقين كند شوهرش زنده است. در اين صورت به هر نحو شده بايد صبر كند، و مخارج او از مال شوهر يا از صدقات و بيتالمال در صورت نياز بايد تأمين شود.
سوّم: اينكه نداند شوهرش زنده است يا مرده، پس اگر پدر، يا جدّ، يا وكيل شوهر از مال شوهر يا مال خودشان، به اختيار خود يا به اجبار حاكم شرع مخارج زن را مطابق شأن او تأمين ميكنند زن بايد صبر كند و حقّ شوهر كردن ندارد، و اگر به هيچ نحو مخارج او را تأمين نميكنند زن ميتواند به حاكم شرع رجوع كند و پس از مراجعه، حاكم شرع دستور ميدهد زن تا چهار سال صبر كند، و در اين مدّت به وسيلة نامه نوشتن به منطقههايي كه احتمال ميدهند شوهر زن در آنجاها باشد، يا به وسايل ديگر تحقيق ميكنند، اگر زنده بودن او ثابت شد زن بايد صبر كند، واگر ثابت نشد حاكم شرع به پدر يا جدّ پدري مرد دستور ميدهد زن را طلاق دهد، و اگر ممكن نشد خود حاكم شرع او را طلاق ميدهد. و بنابر احتياط واجب، زن بعد از طلاق به مقدار عدّة وفات، يعني چهار ماه و ده روز، عدّه نگه ميدارد و بعد از عدّه، آزاد ميشود و ميتواند شوهر كند، و اگر بعد از عدّه، شوهر اول پيدا شود حقّي بر زن ندارد، و اگر در بين مدّت زمان عدّه طلاق پيدا شد حقّ دارد رجوع كند، و اگر بعد از عدّة طلاق و قبل از انقضاي عدّة وفات پيدا شد احوط عدم رجوع است.

مسئله 2700 ـ زني كه يقين دارد شوهرش در سفر مرده اگر بعد از عدّة وفات شوهر كند و شوهر اول از سفر برگردد بايد از شوهر دوّم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است، ولي اگر شوهر دوّم با او نزديكي كرده باشد، زن بايد عدّه طلاق نگهدارد و شوهر دوّم بايد مهر او را مطابق زنهايي كه مثل او هستند بدهد، و بنابر احتياط در تفاوت بين مهرالمثل و مهري كه قرار دادهاند مصالحه كنند، ولي زن خرج در عدّه را طلبكار نيست و به شوهر دوّم نيز حرام ابدي ميشود.

صفحه بعد

فهرست

صفحه قبل