مسئله 2701 ـ اگر زني كودكي را با شرايطي كه در مسائل آينده خواهيم گفت شير دهد آن زن به حكم مادر او و مرد كه صاحب شير است به حكم پدر او و پدر آن مرد به حكم جدّ، و مادر آن مرد به حكم جدّه و برادرش عمو و خواهرش عمّه و فرزندانش به حكم برادر و خواهر، و پدر آن زن بحكم جدّ مادري، و مادرش جدّة مادري، و برادرانش دائي و خواهرانش خاله، و بچّه به حكم دختر مرد بوده نميتواند با او ازدواج كند ـ بشرط اينكه مرد با آن زن نزديكي كرده باشد. و همچنين مرد نميتواند با مادر رضاعي زن خود ازدواج كند زيرا به حكم مادر زن اوست.
مسئله 2702
ـ اگر زني بچّهاي را با شرايطي كه در مسائل آينده گفته خواهد شد، شير دهد، آن بچّه به اين عدّه محرم ميشود.
اوّل: خود زن، و او را مادر رضاعي ميگويند. دوّم: شوهر زن كه شير مال اوست. و او را پدر رضاعي ميگويند. سوّم: پدر و مادر آن زن هر چه بالا روند، اگر چه پدر ومادر رضاعي او باشند. چهارم: بچّههايي كه از آن زن به دنيا آمدهاند، يا به دنيا ميآيند. پنجم: بچّههاي اولاد ان زن هر چه پايين روند، چه از اولاد او به دنيا آمده، يا اولاد او آن بچّهها را شير داده باشند. ششم: خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعي باشند، يعني به واسطة شير خوردن، با آن زن خواهر و برادر شده باشند. هفتم: عمو و عمّة آن زن اگر چه رضاعي باشند. هشتم: دايي و خالة آن زن اگر چه رضاعي باشند. نهم: اولاد شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است، هر چه پايين روند، اگر چه اولاد رضاعي او باشند. دهم: پدر و مادر شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است، هر چه بالا روند. يازدهم: خواهر و برادر شوهري كه شير مال او است اگر چه خواهر و برادر رضاعي او باشند. دوازدهم: عمو و عمّه و دايي و خالة شوهري كه شير مال او است هر چه بالا روند،اگر چه رضاعي باشند. و نيز عدّه ديگري هم كه در مسايل بعد گفته ميشود، به واسطة شير دادن محرم ميشوند.
مسئله 2703 ـ اگر زني بچّهاي را با شرايطي كه در مسائل آينده گفته ميشود شير دهد، پدر آن بچّه نميتواند با دخترهايي كه از آن زن به دنيا آمدهاند ازدواج كند. و نيز نميتواند دخترهاي شوهري را كه شير مال اوست براي خود عقد نمايد، بلكه احتياط واجب آن است كه دخترهاي رضاعي او را هم براي خود عقد ننمايند، ولي جايز است با دخترهايي رضاي آن زن ازدواج كند، اگر چه احتياط مستحب آن است كه با آنان هم ازدواج نكند، و نگاه محرمانه، يعني نگاهي كه انسان ميتواند به محرمهاي خود كند، نيز به آنان ننمايند.
مسئله 2704 ـ اگر زني بچّهاي را با شرايطي كه گفته ميشود شير دهد، شوهر آن زن كه صاحب شير است به خواهرهاي آن بچّه محرم نميشود، ولي احتياط مستحب آن است كه با آنان ازدواج ننمايند، و نيز خويشان شوهر به خواهرو برادر آن بچّه محرم نميشوند.
مسئله 2705 ـ اگر زني بچّهاي را شير دهد، به برادرهاي آن بچّه محرم نميشود. و نيز خويشان آن زن به برادر و خواهر بچّهاي كه شير خورده محرم نميشوند.
مسئله 2706 ـ اگر انسان با زني كه دختري را ـ با شرايط ـ شير داده ازدواج كند و با آن زن نزديكي نمايد، ديگر نميتواند آن دختر را براي خود عقد كند.
مسئله 2707 ـ اگر انسان با دختري ازدواج كند، ديگر نميتواند با زني كه آن دختر را شير كامل داده ازدواج نمايد.
مسئله 2708 ـ انسان نميتواند با دختري كه مادر، يا مادر بزرگ انسان او را شير ـ با شرايط ـ داده ازدواج كند. ونيز اگر زن پدر انسان از شير پدر او دختري را شير داده باشد، انسان نميتواند با آن دختر ازدواج نمايد، و چنانچه دختر شيرخواري را براي خود عقد كند، بعد مادر يا مادر بزرگ يا زن پدر او از شير همان پدر آن دختر را شير دهد، عقد باطل ميشود.
مسئله 2709 ـ با دختري كه خواهر، يا زن برادر انسان از شير برادرش او را شير كامل داده نميشود ازدواج كرد. و همچنين است اگر خواهر زاده يا برادر زاده، يا نوة خواهر، يا نوة برادر انسان آن دختر را شير داده باشد.
مسئله 2710 ـ اگر زني بچّة دختر خود را شير دهد، آن دختر به شوهر خود حرام ميشود. و همچنين است اگر بچّهاي را كه شوهر دخترش از زن ديگر دارد شير دهد، ولي اگر بچّة پسر خود را شير دهد، زن پسرش كه مادر آن طفل شيرخوار است بر شوهر خود حرام نميشود.
مسئله 2711 ـ اگر زن پدر دختري، بچّة شوهر آن دختر را از شير آن پدر شير دهد، آن دختر به شوهر خود حرام ميشود، چه بچّه از همان دختر يا از زن ديگر شوهر او باشد.
مسئله 2712
ـ شير دادني كه علّت محرم شدن است نُه شرط دارد:
اول: بچّه، شير زن زنده را بخورد. پس اگر از پستان زني كه مرده است شير بخورد فايده ندارد.
دوّم: اينكه شير از زايمان باشد نه اينكه به واسطه مكيدن بچّه مثلاً شير در پستان زن (يا فرضاً مرد) پيدا شود و شير بدهد.
سوّم: شير آن زن از حرام نباشد. پس اگر شير بچّهاي را كه از زنا به دنيا آمده به بچّة ديگر بدهند، به واسطة آن شير، بچّه به كسي محرم نميشود. ولي نزديكي شبهه، حكم زنا را نداشته شير حاصل آن مؤثر ميباشد.
چهارم: بچّه شير را از پستان بمكد. پس اگر شير را در گلوي او بريزند نتيجه ندارد هر چند احتياط خوب است.
پنجم: شير، خالص و با چيز ديگر مخلوط نباشد مگر اينكه خليط به نحوي كم باشد كه در شير مستهلك شود.
ششم: شير از يك شوهر باشد. پس اگر زن شيردهي را طلاق دهند، بعد شوهر ديگري كند و از او آبستن شود و تا موقع زاييدن، شيري كه از شوهر اوّل داشته باشد و مثلاً هشت دفعه پيش از زاييدن از شير شوهر اول و هفت دفعه بعد از زاييدن از شير شوهر دوم به بچّهاي بدهد، آن بچّه به كسي محرم نميشود.
هفتم: بچّه به واسطة مرض يا بهر علّت ديگر شير را قيّ نكند. و اگر قيّ كند، بنابر احتياط واجب كساني كه به واسطة شير خوردن به آن بچّه محرم ميشوند، بايد با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه هم به او ننمايند. اين در صورتي است كه اين شير يكي از پانزده مرتبه ـ كه بعداً گفته ميشود باشد ولي اگر جزو آن تعداد حساب نشود يعني بدون آن هم پانزده مرتبه شير دادن كامل محقّق باشد مسلمّاً محرم ميشود.
هشتم: پانزده مرتبه، يا يك شبانه روز به طوري كه در مسئلة بعد گفته ميشود شير سير بخورد يا مقداري شير به او بدهند كه بطور متعارف از آن شير، استخوانش محكم شده و گوشت در بدنش روييده شود. و اگر ده مرتبه به او شير دهند، احتياط مستحب آن است كساني كه به واسطة شير خوردن او به او محرم ميشوند، با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه هم به او ننمايند.
نهم: دو سال بچّه تمام نشده باشد. و اگر بعد از تمام شدن دو سال، او را شير دهند به كسي محرم نميشود، حتّي اگر مثلاً پيش از تمام شدن دو سال، نه مرتبه و بعد از آن، يك مرتبه يا بيشتر شير بخورد، به كسي محرم نميشود، ولي لازم نيست از زاييدن زن شيرده دو سال نگذشته باشد پس چنانچه بچّه دو سالش تمام نشده ولي از موقع زاييدن زن شيرده، بيشتر از دو سال گذشته باشد و شير او باقي باشد و بچه اي را شير دهد محرميت حاصل مي شود گرچه احتياط خوب است.
مسئله 2713 ـ بايد بچّه در بين يك شبانه روز، غذا يا شير زن ديگر را نخورد، ولي اگر كمي غذا بخورد كه نگويند در بين، غذا خورده اشكال ندارد، و نيز بايد پانزده مرتبه را از شير يك زن بخورد و در بين پانزده مرتبه شير زن ديگر را نخورد و در هر دفعه بدون فاصله شير كامل بخورد، ولي اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند، يا كمي صبر كند به طوري كه از اوّلي كه پستان در دهان ميگيرد تا وقتي سير ميشود، يك دفعه حساب شود اشكال ندارد. منظور اين است كه شير خوردن ناقص جزء شمارهها حساب نميشود.
مسئله 2714 ـ اگر زن از شير شوهر خود بچّهاي را شير دهد، بعد شوهر ديگر كند و از شير آن شوهر هم بچّه ديگري را شير دهد آن دو بچّه به يكديگر محرم نميشوند، اگر چه بهتر است با هم ازدواج نكنند و نگاه محرمانه هم به يكديگر ننمايند.
مسئله 2715 ـ اگر زن از شير يك شوهر چندين بچّه را شير دهد، همه آنان به يكديگر و به شوهر و به زني كه آنا ن را شير داده و سائر كساني كه گفته شد محرم ميشوند.
مسئله 2716 ـ اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام آنان با شرائطي كه گفتيم بچّه اي را شير دهد، همه آن بچّهها به يكديگرو به آن مرد و به همه آن زنهامحرم ميشوند.
مسئله 2717 ـ اگر كسي دو زن شير ده داشته باشد و يكي از آنان بچّهاي را مثلاً هشت مرتبه و ديگر هفت مرتبه شير بدهد آن بچّه به كسي محرم نميشود.
مسئله 2718 ـ اگر زني از شير يك شوهر پسر و دختري را شير كامل بدهد، خواهر و برادر آن دختر به خواهر و برادر آن پسر محرم نميشوند هر چند احتياط مستحبّ آن است كه با يكديگر ازدواج نكنند.
مسئله 2719 ـ انسان نميتواند بدون اذن زن خود، با زنهايي كه به واسطه شير خوردن، خواهرزاده يا برادر زاده زن او شدهاند ازدواج كند. و نيز اگر با پسري ـ معاذ الله ـ لواط كند بنابر احتياب واجب نميتواند با دختر و خواهر و مادر بزرگ رضاعي آن پسر كه به واسطه شير خوردن، دختر و خواهر و مادر او شدهاند ازدواج نمايد.
مسئله 2720 ـ زني كه برادر انسان را شير داده به انسان محرم نميشود، اگر چه احتياط مستحبّ آن است كه با او ازدواج نكند.
مسئله 2721 ـ انسان نميتواند با دو خواهر، اگر چه خواهر رضاعي باشند، يعني بواسطه شير خوردن، خواهر يكديگر شده باشند ازدواج كند، و چنانچه دو زن را عقد كند و بعد بفهمد خواهر بودهاند، در صورتي كه عقد آنان در يك وقت بوده بنابر احتياط واجب هر دو باطل است، و اگر در يك وقت نبوده عقد اوّلي صحيح و عقد دوّمي باطل ميباشد.
مسئله 2722
ـ اگر زن از شير شوهر خود كساني را كه بعداًَ گفته ميشود شير دهد، شوهرش بر او حرام نميشود، اگر چه بهتر آن است كه احتياط كنند:
اوّل: برادر و خواهر خود را.
دوّم: عمو و عمّه و دائي و خالة خود را.
سوّم: اولاد عمو و اولاد دائي خود را.
چهارم: برادر زادة خود را.
پنجم: برادر شوهر، يا خواهر شوهر خود را.
ششم: خواهر زادة خود، يا خواهرزادة شوهرش را.
هفتم: عمو و عمّه و دائي و خالة شوهرش را.
هشتم: نوة زن ديگر شوهر خود را.
مسئله 2723 ـ اگر كسي دختر عمّه يا دختر خالة انسان را شير دهد به انسان محرم نميشود، ولي احتياط مستحبّ آن است كه از ازدواج با او خودداري نمايد.
مسئله 2724 ـ مردي كه دو زن دارد، اگر يكي از آن دو زن، فرزند عموي زن ديگر را شير دهد، زني كه فرزند عموي او شير خورده، به شوهر خود حرام نميشود. تصوّر نشود كه مردي كه پدر پسر عموي آن زن ديگر شده عموي آن زن هم شده است.
مسئله 2725 ـ بهتر است كه خانوادهها در شير دادن بچّه ديگران دقّت كنند و به ذهن بسپارند تا اختلاط ناروا پيش نيايد. زيرا ممكن است فراموش شود كه به چه كساني شير دادهاند و بعدآً دو نفر محرم با يكديگر ازدواج نمايند.
مسئله 2726 ـ كساني كه به واسطة شير خوردن، خويشي پيدا ميكنند مستحبّ است يكديگر را احترام نمايند، ولي ازيكديگر ارث نميبرند و حقوق خويشاوندي كه انسان با خويشان خود دارد براي آنان نيست.
مسئله 2727 ـ اگر به واسطه شير دادن، حقّ شوهر از بين نرود، زن ميتواند بدون اجازة شوهر، بچّة كس ديگر را شير دهد، ولي جايزنيست بچّهاي را شير دهد كه به واسطة شير دادن به آن بچّه، به شوهر خود حرام شود. مثلاً اگر شوهر او دختر شيرخواري را براي خود عقد كرده باشد زن نبايد آن دختر را شير دهد، چون اگر آن دختر را شير دهد خودش مادر زن شوهر ميشود و بر او حرام ميگردد.
مسئله 2728 ـ اگر كسي بخواهد زن برادرش به او محرم شود ميتواند دختر شيرخواري را با شرائطي كه در مسئلة 2602 گفته شد براي خود عقد كند و با شرائطي كه در مسئلة 2712 گفته شد زن برادرش آن دختر را شير دهد، كه در اين صورت عقد دختر باطل و براي او محرم و حرام ابدي ميگردد و زن برادرش به او محرم ميشود.
مسئله 2729 ـ اگر مرد پيش ازآن كه زني را براي خود عقد كند بگويد به واسطة شير خوردن، آن زن بر او حرام شده، مثلاً بگويد شير مادر او را خورده، چنانچه تصديق او ممكن باشد و معلوم نباشد كه دروغ ميگويد ديگر نميتواند با آن زن ازدواج كند، و اگر بعد از عقد بگويد و خود زن هم حرف او را قبول نمايد عقد باطل است، پس اگر مرد با او نزديكي نكرده باشد، يا نزديكي كرده باشد، ولي در وقت نزديكي كردن زن بداند بر آن مرد حرام است، مهر ندارد، و اگر بعد از نزديكي بفهمد كه بر آن مر حرام بوده، شوهر بايد مهر او را مطابق زنهاي كه مثل او هستند (مهر المثل) بدهد، هر چند در تفاوت دو مهر( مهرقراردادي و مهر المثل) احوط مصالحه است.
مسئله 2730 ـ اگر زن پيش از عقد بگويد به واسطة شير خوردن بر مردي حرام شده، چنانچه تصديق او ممكن باشد و معلوم نباشد كه دروغ ميگويد نميتواند با آن مرد ازدواج كند، و اگر بعد از عقد بگويد، مثل صورتي است كه مرد بعد از عقد بگويد كه زن بر او حرام است و حكم آن مسئلة پيش گفته شد يعني اگر مرد هم قبول كند عقد باطل است و اگر نزديكي شده در حالي كه زن ميدانسته حقّ مهر ندارد.
مسئله 2731
ـ شير دادني كه علّت محرم شدن است به دو چيز ثابت ميشود:
اوّل: خبر دادن عدّهاي كه انسان از گفتة آنان يقين يا اطمينان پيدا كند.
دوّم: شهادت دو مرد عادل، يا چهار زن، يا يك مرد و دو زن كه همگي عادل باشند، ولي بايد شرايط شير دادن را هم بگويند، مثلاً بگويند ما ديدهايم كه فلان بچّه بيست و چهارساعت از پستان فلان زن شير خورده و چيزي هم در بين نخورده، و همچنين ساير شرطها را كه در
مسئله 2712 گفته شد شرح دهند. ولي اگر معلوم باشد كه شرائط را ميدانند و در عقيده با هم مخالف نيستند و با مرد و زن هم در عقيده مخالفت ندارند لازم نيست شرائط را شرح دهند.
مسئله 2732 ـ اگر شكّ كنند كودك به مقداري كه علّت محرم شدن است شير خورده يا نه، يا فقط گمان داشته باشند كه آن مقدار شير خورده و علم ندارند، بچّه به كسي محرم نميشود، ولي بهتر آن است كه احتياط كنند.
مسئله 2733 ـ بعد از ولادت نوزادچند چيز مستحبّ است: اوّل: غسل دادن نوزاد، و بعضي از علماء واجب دانستهاند. دوّم: پوشاندن اوبا جامة سفيد. سوّم: گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او. چهارم: برداشتن كام او با آب فرات و تربت حضرت سيد الشّهداء عليه السلام، و اگر آب فرات نباشد با آب باران و نيز ميتوانند با خرما كام او را بردارند. پنجم: انتخاب نام خوب براي او، و بهترين نامها نامي است كه عبوديّت براي خدا را برساند، مانند عبدالله و عبدالرحمن و عبدالرحيم، و يا نامهاي انبياء عظام، و يا ائمّة معصومين سلام الله عليهم به ويژه نام محمد صلّي الله عليه و آله و سلّم و نيز نام علي عليه السّلام و حسن و حسين و جعفر عليهم السّلام. از حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام نقل است كه فرمود: اگرصد فرزند داشته باشم دوست دارم همه را علي بنامم و براي دختر، نامهاي زنان صالحه به ويژه نام فاطمه بهتر است. ششم: وليمة ولادت.
مسئله 2734
ـ در هفتمين روز ولادت نوزاد چند چيز مستحبّ است :
اوّل تراشيدن سر نوزاد . دوّم :ختنه كردن نوزاد پسر ، بلكه احتياط واجب اين است كه وليّ ، پيش از بالغ شدن بچّه،او را ختنه نمايد . و اگر بالغ شد و ختنه نشده واجب است خودش ختنه كند . سوّم : وليمه ختنه . چهارم : عقيقه .
مسئله 2735 - مستحبّ است هم وزن موهاي تراشيده شده سرنوزاد طلا يا نقره صدقه بدهند .
مسئله 2736 - عقيقه كردن براي نوزاد از مستحّبات بسيار مؤكدّ است ، بلكه ظاهر بعضي از اخبار و فتاواي علماء پيشين وجوب آن است ، و اگر از روز هفتم تأخير افتاد ساقط نميشود ، بلكه اگر براي نوزاد عقيقه نكردند تا به حدّ بلوغ رسيد ، مستحبّ است خودش هر وقت توانست براي خودش عقيقه بكند . بلكه اگر شكّ دارد كه براي او عقيقه كرده اند يا نه باز هم مستحبّ است عقيقه كند . و پرداختن پول عقيقه به فقرا به جاي كشتن آن كافي نيست .
مسئله 2737 - اگر كسي در عيد قربان ، قرباني كند به جاي عقيقه كافي است .
مسئله 2738 - عقيقه بايد شتر يا گاو يا گوسفند باشد ، و بهتر است شرايط قرباني در آن رعايت شود ، يعني حيوان سالم و بي عيب باشد ، و شتر اقلاّ پنج ساله و گاو دو ساله ، و بز بنابر احتياط دو ساله ، و ميش يك ساله باشد ، و لي رعايت اين شرايط لازم نيست بلكه كافي است حيوان نسبتا چاق و پرگوشت باشد .
مسئله 2739 - عقيقه در پسر و دختر فرق ندارد ، ولي بهتر است عقيقه براي پسر ، نر و براي دختر ماده باشد .
مسئله 2740 - بهتر است عقيقه را به طور ساده با آب و نمك بپزند و عدّه اي از مؤمنين و حداّقل ده نفر را دعوت كنند تا از آن بخورند و براي نوزاد دعا كنند و مستحبّ است يك پا از آن ، يعني يك چهارم آن را براي قابله بفرستند و در تقسيم استخوانهاي آن را نشكند .
مسئله 2741 - براي مادر و پدر نوزاد و عائله پدر مكروه است از عقيقه نوزادشان بخورند ، و كراهت در مادر بيشتر است .0
مسئله 2742 - بهترين شير براي بچّه ، شير مادر است ، و سزاوار است كه مادر براي شير دادن نوزاد مزد نگيرد و اگر او مجّانا يا به مزد كمتر يا مساوي با ديگران شير دهد بر ديگران مقدّم است ، ولي اگر بخواهد بيشتر از دايه مزد بگيرد شوهر ميتواند بچّه را از او گرفته و به دايه بدهد .
مسئله 2743 - بر مادر واجب نيست به بچّه شير دهد و ميتواند براي شير دادن مطالبه مزد كند ، و مزد آن بر خود بچّه است اگر مال دارد ، و اگر مال ندارد بر پدر و در رتبه بعد با جّد پدري است ، ولي اگر آنان حيات ندارند يا قدرت مالي ندارند بر مادر واجب است او را شير دهد .
مسئله 2744 - در انتخاب دايه شرعا واجب نيست رعايت ايمان و اخلاق شود ليكن مستحّب مؤكّد است زني انتخاب شود كه مسلمان و شيعه و با عفّت و عقل ودرايت باشد و انتخاب زني كه ولدالزّنا باشد يا شيرش از عمل زنا باشد مكروه است و همچنين است انتخاب زني كه كودن يا غير مؤمن يا بدصورت يا بد خلق باشدو يا ضعف شديد چشم داشته باشد و در روايتي حضرت امير (صلوات الله عليه ) فرموده است : دقّت كنيد كه چه كسي فرزندانتان را شير ميدهد زيرا فرزند بطبع شيررشد مي كند . البتّه رعايت اينها واجب نيست و حتّي در ضرورت مي توان زنهاي اهل كتاب را انتخاب نمود بلكه از روايات استفاده ميشود در حال اختيار هم جائز است (واز اينجا معلوم ميشود كه جلوگيري بچّه از خوردن نجس واجب نيست . )
مسئله 2745
- مدّت شير كامل دو سال است، و بيست و يك ماه هم كافي است ولي كمتر ازآن ظلم در حقّ بچّه است، و احوط رعايت آن است مگر اين كه مقدور نباشد.